پیام تاریخی انقلاب دوم مصر و پیام انقلاب اسلامی ما!

Share Button

تاریخ بیاد ندارد که در عرض فقط ۲۴ ساعت، مرکز و ثقل قدرت حاکمیت از ارتش، کلانتریها و پاسگاههای ژاندرمری و دادگاهها و دستگاه قضای مدرنِ الگوبرداری شده از مدل دستگاه قضایی فرانسه به مساجد و تکایا و حسینه ها انتقال یافته و قضات تحصیلکرده و دانشگاه دیده جای خود را به مداحان و روضه خوانان، پلیس آموزش دیده (پاسبان ها حد اقل یکسال و افسران ۳ سال پس از آزمونهای دشوار) جای خود را به ولگردان و بیکاره هایی که یکشبه درکمیته های مساجد متشکل شده بودند بدهند، و جای نهادهای انتظامی و ضابطین دادگستری را بگیرند
تحریر و السیسیImageProxy.1
اگر پدیده انقلاب را صرفنظر از نتایج خوب و بد آن به تغیرات ناگهانی که در ساختار سیاسی و اقتصادی اجتماعی یک جامعه وارد میاورد تعبیر کنیم و اگر عمق هرانقلاب را هم با ژرفا و سرعت رخداد آن تغیرات در نظر بگیریم، انقلاب اسلامی ایران و انقلاب دوم مصر را میتوان در زمره انقلابی ترین انقلابات تاریخ معاصر جهان بحساب آورد. بجرعت میتوان گفت که هیچ انقلابی در تاریخ بشر ثبت نشده است که مانند انقلاب اسلامی ۵۷ ما, بند بندِ بافتهای ساختار جامعه و هنجارهای آنرا، از عرصه سیاسی گرفته تا ارتباط خانوادگی تا رفتار مدنی و دینی آنرا با این سرعت و عمق دگرگون کرده باشد. تاریخ بشر بیاد ندارد هیچ انقلابی اینهمه از دستآوردهای فرهنگی، سیاسی، دیوانسالاری، مدیریتی خرد و کلانِ مملکتی در عرض ۲۴ ساعت بر باد رود و جای خود را به عکس برگردان تاریخی خود داده باشد. ظرف چند روز ریش توپی و پرپشت، چادر و چاقچور و کثافت زدگی و فقیر و بدبخت نمایی و بدبخت پرستی(آنهم از نوع کاذبش) هنجار؛ و ریشتراشی، شیک پوشی فرنگ رفتگی و تحصیل کردگی برای مردان، آزاد پوشی برای زنان، نابهنجار قلمداد گردد.
تاریخ بیاد ندارد که در عرض فقط ۲۴ ساعت، مرکز و ثقل قدرت حاکمیت؛ از ارتش، کلانتریها و پاسگاههای ژاندرمری و دادگاهها و دستگاه قضای مدرنِ الگوبرداری شده از مدل دستگاه قضایی فرانسه به مساجد و تکایا و حسینه ها انتقال یافته و قضات تحصیلکرده و دانشگاه دیده جای خود را به مداحان و روضه خوانان و پلیس آموزش دیده (پاسبان ها حد اقل یکسال و افسران ۳ سال پس از آزمونهای دشوار) جای خود را به ولگردان و بیکاره هایی که یکشبه درکمیته های مساجد متشکل شده بودند بدهند، و جای نهادهای انتظامی و ضابطین دادگستری را بگیرند. تاریخ بیاد ندارد که در مدتی کوتاه دانشگاها و مراکز آموزشی عمدتاً به مراکز دین آموزی و دین تربیتی تبدیل شوند و صحنه بزرگترین و قدیمی ترین دانشگاه مملکت که آخوندها برعلیه آن ۸۰ ـ ۹۰ سال مبارزه کرده بودند، به قرار گاه بزرگترین و رسمی ترین مراسم عبادی سیاسی (نماز جمعه) و سرانجام به گورستان شهدا تبدیل گردد. تاریخ بیاد ندارد که امیران دوره ستاد و دانشگاه جنگ دیده و از هفتخوان آزمونهای مختلف گذشته برای تاج و ستاره دار شدن و به امیری رسیدن، جای خود را به سپهبدان چند ماهه امیرلشگرشده هایی بدهند که بسیاری از آنان دیپلم معمولی هم نداشته اند، بدهند.
تاریخ بیاد ندارد که روضه خوانانی که اغلبشان مدرک ششم ابتدایی را هم نداشته اند بر کرسیهای قضاوتی تکیه زنند و ظرف چند دقیقه روی زندگی و جان آدمها تصمیم بگیرند که تا ۲۴ساعت قبل از آن، قضاتی با درجات عالی دانشگاهی بر آنها نشسته بودند که با وسواسی حقوقی جرم را تعریف و حکم را برمجرم جاری میکردند.
در این زیرو رو شدگی انقلابی در میهن ما فقط عالم سیاست نبود که دگر گون شد بلکه این نوع و نحله “گفتمان و فلسفه زندگی” بود که تغیر یافت. انقلاب ما انقلابی دینی بود و لاجرم باید هم هنجارهای دینی در تمامی عرصه های زندگی جای هنجار های مدنی را میگرفت حتی در آداب جماعت و لواطگری.
هرچند این تغیر زیرو رو کننده انقلابی نشان داد که در حقیقت یک طرفند ناخود آگاه تاریخ بود تا بنام انقلاب دینی “همه چیز” ملت از آنها گرفته شود و همه حقوق انسانی اشان از آنان سلب گردد. انقلاب اسلامی ما بر خلاف انقلاب فرانسه که فقط وظیفه خلع ید قدرت سیاسی اشرافیت درباری و فئودالی را در برابر خود قرار داده بود و یا برخلاف انقلاب روسیه که قدرت سیاسی و اقتصادی را میخواست؛ حاکمیت بلامنازع بر جان و مال و حتی ناموس و دستآوردهای هزاران ساله فرهنگی و چند صد ساله سیاسی ملت را نشانه گرفته بود و بچیزی کمتر ازاین قانع نبود.
حال پس ازگذشت ۳۴ سال که انقلاب اسلامی به اهداف اصلی خود “واقعا” رسیده است دیگر ارزشهای دوان انقلاب شروع به رنگ باختن کرده است و رژیم به دنبال ثبات و نهادینه کردن ابد مدت آنچه گرفته و بدست آورده است میباشد.
در طی این انقلاب و حکومت برآمده از آن، هرآنچه از رژیم گذشته میتوانست به ارث ماندنی، حفظ کردنی باشد توسط نو حاکمان محو  و منهدم گردید زیرا با فلسفه وجودی آن انقلاب خوانایی نداشت. زدن اتیکت طاقوتی و شاهنشاهی بر این دستآوردهای فرا ساختاری؛ از هنر و فرهنگ گرفته تا تجربیات و تشکیلاتهای دیوانی و مدیریتی یکسره مهر باطله خورد و بدین ترتیب بود که بیشتر تجربه آموزشی و تعلیم و تربیتی، تجارب دیوانسالاری و مدیریتی، انباشت تجربه فن سالاری در حوزه قضایی، مالیاتی، بانکداری و اقتصادی در عرض مدت کوتاهی بر باد رفت تا نمونه و بدیلهای اسلامی آنها، باب میل و منافع تازه به قدرت رسیدگان و بی توجه به تجربیات عام بشری در این زمینه ها از نو و منطبق با منافع حکومت یافتگان ساخته شود.
انقللاب دینی ۵۷ هفت ایران که بنیاد فلسفه آن در حقیقت نه حتی دین بلکه یک گفتمان سرهم بندی شده ایی بود که با هدف توجیه بزرگترین کلاهبرداری تاریخی و با هدف استقرار مالک الرقابی و خداوندگاری دستگاه روحانیت حاکم بر مملکت بزرگ و قدیمی ما ساخته و پرداخته شده بود، تاریخ مصرفی بیشتر از مدتی که برای تثبیت کردن و جاسازی این غنیمت تاریخی لازم بود نداشت.

نباید انتظاری غیر از این داشت که آنها که در انقلاب اسلامی کلاه ملت ایران را بنام دین و گفتمان دینی برداشتند، پس از برگشت ناپذیر کردن اوضاع، همه آن توجیهات و احکام مورد استناد گذشته را چون کهنه حیض به درون مستراح تاریخ پردات کنند.

دیو شهوت قدرت پرستی روحانیت شیعی ایران که با حاکمیت یافتن خود به ارضای کامل رسیده است  اینک دیگر در جستجوی آرامش است. و اعتناعی هم ندارد که هزینه دولتمدار شدن آن برای این مملکت چقدر بوده است.
پس؛ انقلاب اسلامی ما نه تنها چیزی را نساخت و نمیتوانست بسازد بلکه همه آنچه را هم که از آن رژیم قبل هم نگاه داشتنی و قابل توسعه دادن بود را تخریب و نابود کرد. از پول ملی گرفته تا مدارک تحصیلی دانشگاهی و تا تجربه و انباشتگی مدیریتی. به این اعتبار، انقلاب اسلامی ما یکی از انقلابی ترین انقلابات دنیا بود.
دومین انقللابی که آنهم یکی از انقلابی ترین انقلابات دنیا میباشد، انقلاب درجریان مصر است که میتوان آنرا عکس برگردان انقلاب اسلامی ایران دانست.
تاریخ بیاد ندارد که هیچ انقلابی در حفظ دستاوردهای گذشته سرزمین خود، حتی در آنجا که این دستآوردها مهر و نشان دیکتاتور سرنگون شده ایی مانند مبارک را دارند، تا این حد جدی و مسئولانه رفتار کرده باشد.
قریب دو سال نیم است که مصر در تب و تاب انقلاب میسوزد. کافیست بدانیم طی این دوسال نیم تعداد کشته شدگان این انقلاب از آغاز تا امروز آن، از حدود ۲۰۰۰ نفر تجاوز نمیکند. یعنی قدری کمتر نصف آن زندانیانی که بفرمان امام خمینی ظرف ۲ ـ۳ روز در سال ۶۷ در زندانهای کشور اعدام شدند. حتی کمتر اعدامهای سرانه این ۳۴ ساله حکومت ما. کمتر انقلابی در دنیا رخ داده است که تا این حد در قربانی گرفتن از انسانها ملاحظه کار بوده باشد. حال اگر اسلامگریان مصر پس از سرنگون شدن بخواهند برای خود تاریخ خونین و شهادت طلبانه بجا بگذارند و برای آینده خودعاشورا سازی کنند، مسئله دیگری است.
از صرفه جویی در جان آدمها میگذریم. طی قریب ده سال حکومت خود، حسنی مبارک توانست مصر را به یک جاذبه توریستی شناخته شده تبدیل کند. در سال ۲۰۱۱ که انقلاب شد، میزان ارز حاصله از توریسم برای این کشور ۱۳٫۵ میلیارد دلار بود که بر عکس درآمد نفتی ما، با گذشت زمان بیشتر و بیشتر هم میشد. هرچند دو سال و نیم تلاطم سیاسی به این منبع درآمد ارزی مصر لطمه زد ولی کاهش در آمد توریستی را نمیتوان بحساب تغیر سیاست انقلاب کرده ها دانست بلکه این خود توریستها بودند که جانب احتیاط را داشتند و کمتر به مصر سفر میکردند. قریب ۸ ماه پیش یکی از افراطی ترین شاخه های سلفیست مصر حکمی صادر کرد که به موجب آن هرکس مزاحم توریستها شود، یا بخاطر آزاد پوشی آنان یا به بهانه مشروب خواری و یا بهانه های دیگرمزاحمت ایجتد کند، علیه انقلاب عمل کرده است. طی این مدت ۲٫۵ سال متلاطمِ پس از انقلاب برای هیچ توریستی در مصر کمترین مزاحمتی ایجاد نشده است حتی خیلی کمتر از کشوری مانند تونس که سکولار ترین کشور غربی است.
انقلاب مصر، ارتش مصر را منحل و سران آنرا اعدام نکرد بلکه پس از مدتی تنش با آن، امروز با درآمیختن آن با مردم و ایجاد پیوند خونی بین آن و جامعه سیاسی منتقد قدرت، هم آن ارتش مبارک ساخته را به بخشی از تحول انقلابی تبدیل کرده و روانشناسی آنرا زیرو رو کرده است و هم خود، آغوش خویش را برای در برگرفتن آن با تمامی گرمایی که از سینه یک ملت برمیخیزد باز کرده است. همین فرایند مردمی شدن در دستگاه انتظامی نیز رخ داده است. در تظاهرات دیروز میدان التحریر یکی از امیران دستگاه انتظامی با یونیفرم کامل خود صفوف خود را ترک میکند و به تظاهر کنندگان معمولی میدان تحریر می پیوندد که با فریاد های هیجان انگیز مردم ربروی میشود، هرچند او در شرایطی اینکار را کرده است که کل دستگاه انتظامی قبلاً با ملت درآمیخته بوده است و قبلاً هزاران نفر از افراد آن، اوقات خارج از خدمت خود را در صفوف تظاهرات کنندگان ضد مُرسی میگذرانده اند. خود این ابتکارات میتواند تمام روحیه دیکتاتور زدگی را از پیکر این دستگاه آمریت و اقتدار حکومتی بزداید و زمینه را برای مدنی و دموکراتیزه کردن کل رفتار و سبک کار آن پایه ریزی کند.
انقلاب ایران حتی پرچم شیروخورشید نشانی را که یادگار انقلاب مشروطه ما بود را با پرچم اسلامی، که نقش “الله” و نه یزدان یا خدا هم بر آن نقش شده است را تعویض کرد. این درحالی است که مردم مصر امروزه پرچم خود را که قدمت و پیشینه ایی کمتر از پرچم ملی ما دارد بعنوان گرامی ترین نماد ملی خود عزیز میدارند و راهپیمایی های میلیونی مصریهای پرچم بدست اینرا بخوبی نشان میدهد.
انقلاب مصر با برجسته کردن جایگاه دستگاه قضایی و ایستادن در پشت سر مقاومت آن در برابر دست اندازیهای اخوانیها به حوزه اقتدار آن؛ توانست نه تنها این ستون از ستونهای عمده دموکراسی را تقویت کند بلکه با پیوند دادن آن به مجموعه:  ارتش ـ ملت ـ احزاب سیاسی مترقی و مدرن ـ دستگاه قضایی و دولت، و برگزیدن رئیس جمهور موقت از درون آن، این دستگاه را نیز بسوی مردمی شدن بیشتر و استقلال عمل و اقتدار بیشتر در مقابل ارگانهای دیگر حاکمیت جایگاه آنرا بدرجات زیادی در جامعه و ساختار قدرت ارتقاء داد. دستگاه قضایی مصر که از کوران این درآمیختگی با مردم و انقلاب بیرون میآید بی شک این زمینه را یافته است تا یکی از سالمترین و مردمی ترین دستگاه های قضایی امروز دنیا بشود. مقاومت این دستگاه چه قبلاً در بر ابر مبارک و چه بعداً در مقابل اسلامگریان، واقعاً تحسین انگیز بوده است. دستگاه قضایی مصر از بالا تا پائین بارها از فرمانهای مُرسی سرپیچی کرد و بارها به اعتصاب و راهپیمایی خود سری و خودکامگی او دست زد. روآوردن قضات که معمولاً نمونه قانونگرایی خشک هستند، به اعتراضات خیابانیف در تاریخ اعتراضت مردمی دنیا چندان پیشینه دارنیست.

tahrir_5
امروز ملت مصر همه آنچه از رژیم قبلی حفظ کردنی است نه تنها حفظ میکند بلکه با انرژی جوشان خود، به جوان سازی آنها نیزمیپردازد.
به معنای فوق انقلاب مصر نیز یکی از انقلابی ترین انقلابهای دنیاست که با خود پیام سازنگی و بالندگی فراگیر اجتماعی، سیاسی، فرهنگی و رفتاری و ارتباطی را دارد. مردم و جامعه مصر در روزهای پس از این انقلاب از جنس دیگری خواهند بود. همسویی مشترک شگفت انگیزی که امروز بین مردم، دستگاه دولتی، ارتش، قضایی، پلیس، جامعه سیاسی، روشنفکری، هنری و کارگری شکل گرفته است در تاریخ دنیا بی سابقه است. فقط باید امیدوار بود که این روند در آینده نیز برهمین بستر همچنان ادامه یابد که دلیلی برای عکس آن وجود ندارد.

No Comments