بمناسبت سقوط تریپولی

Share Button

بمناسبت سقوط تریپولی
۲۰۱۱-۰۸-۲۲
ساعت ۱ نیمه شب
خبر دستگیری «شیخ الاسلام» پسر قذافی، تسلیم شدن دیگر فرزند او محمد و خبر زمین نهادن اسلحه از سوی گارد مخصوص قذافی و تسلیم شدن آن و احتمالاً دستگیری خود وی در ساعات و یا حد اکثر روزهای آینده و یا یافتن جسدش در گوشه ایی
جزء خبر های بودند که همه باید منتظرش می بودند. قذافی نه نخستین دیکتاتوری است که سقوط میکند و نه آخرین آنها خواهد بود و اینکه دیکتاتور های دیگر هم از سرنوشت این نوع زمین خوردگان درس عبرت بگیرند انتظاری عبث است.
اما در میان همه این سقوط کنندگان بی هیچ تردیدی سقوط قذافی در تاریخ بعنوان یک نقطه عطف و چرخش سیاسی در تعاملات بین المللی ثبت خواهد شد که پیامش اینست که عصر جدیدی در مناسبات بین المللی آغاز گردیده است.
تاریخ سه دهه پیش شاهد دخالت های نظامی خارجی، بعضاً با شرکت مستقیم نیروهای پیمان ناتو، در کشور ها دیگر برای تغیر رژیمهایی که از خط قرمز تحمل جامعه جهانی عبور کرده بوده اند بوده است. از گرانادا در کارائیب، پاناما در امریکای مرکزی، ساحل عاج و رواندا، لیبریا در آفریقا، صربستان و بوسنیا و کوسوو دراروپا تا افغانسان و عراق در آسیا و خاور میانه این گونه مداخلات نظامی رخ داده است. هریک از این مداخلات کم یا بیش، هم با عکس العمل مخالف بسیاری از دولتها و هم افکار عمومی جهان روبرو شده است. با هر بمبی که اشتباهاً بی گناهی را کشته یا به خانه یا مدرسه ایی آسیب رسانده فریاد اعتراض در محکومیت این مداخلات به آسمان بر خاسته است و.. .
اما این در لیبی بود که برای نخستین بار، جامعه جهانی با اجماعی وسیع نه تنها مداخله نظامی خارجی و ناتو را برای سرنگونی رژیمی، که به ملت خود تجاوز کرده و با آن بجنگ پرداخته است را، با نگاهی کاملاً تآئید آمیزمینگرد بلکه چشم خود را بروی زیاده رویهای نظامی، بروی بمبارانهای منجر به مرگ بی گناهان نیز بعنوان صدمات اجتناب ناپذیر چنین مداخلاتی، میبندد.
این رژیم قذافی بود که این حق را به جامعه جهانی و نیروهای خارجی داد که تا اینجا پیش روند.
واحد های نظامی و نیروی هوایی ناتو و فرانسه و سوئد مآموریت گرفتند تا جلوی کشتار مردم را بگیرند اما آنها در میان سکوت تآئید آمیز جامعه جهانی علاوه بر بمبارانهای تهاجمی و تعرضی، با کمکهای مستقیم اطلاعاتی، لوژیستیک خود تا درهم کوبیدن پیاپی اقامت گاه قذافی که عملی تهاجمی بود و نه تدافعی درممانعت از کشتار مردم بنغازی و… ، پیش رفتند. با این مداخله فعال و براندازنده مورد اجماع، این بدعت تاریخی گذاشته شد که؛ دیکتاتور های دنیا دیگر تنها با مردم بی سلاح خود روبرو نیستند. وجدان جهانیان امروز پس سقوط قذافی، از اینکه به نیروهای قدرتمند جهان اجازه داده است تا شر جنایتکاری را برکنده و ملتی را نجات دهند آسوده خاطر است و راضی از این اجازت خویش.
اگر تصور شود که این چک سفید* فقط در لیبی مورد مصرف یافت تصوری خام است. با تجربه لیبی جامعه جهانی دانست که هزینه کندن شر دیکتاتورهای مثل قذافی از همه نظر ازجمله از منظر«حق حاکمیت ملی دولتها» نیز عملی صواب است و هزینه اش برای دنیا از تحمل این ملت کُشان کمتر. دولتهای غربی هم آموختند تا چگونه، با ظرافت و نه مثل جورش دبلیو بوش از این چک سفید بنحوی استفاده کنند که نه تنها سرزنش نشنوند بلکه به عنوان قهرمانان آزادی مورد تحسین قرار گرفته وسربازان و خلبانانشان از انجام مأموریت خوداحساس غرور کنند.
صدور این چک سفید، آن نقطه عطف تاریخی است که با سقوط قذافی در تاریخ ثبت شد. اتفاقی بود که نه در بوسنیا و صربستان رخ داد و نه در عراق و افغانسان.
بیشترین پیام سقوط قذافی بدینگونه، برای بشار اسد و مقام معظم رهبری ماست. ولی اینکه آنها این پیام را درست و با دقت دریافت کنند بعید است. همین دیروز بشار اسد در سخنرانی تلویزیونی خود با اطمینان گفت که کنترول اوضاع را در دست گرفته است و همه چیز بحال عادی برخواهد گشت. او فراموش کرد بیاد بیاورد که ۶ ماه پیش همزمان با اوج اعتراضات در تونس و مصرکه در آنهنگام فقط اعتراضات کوچک چند ده نفره یا چند صد نفره ایی در «درعا » و دمشق رخ داد با اطمینان خاطر گفت که در سوریه هیچ اتفاقی نخواهد افتاد زیرا سوریه در «جبهه مقاومت» قرار دارد و مردم در پشت سر نظام ایستاده اند.
Carte blanche*

No Comments