جای کمک خارجی در دستیابی به دموکراسی

Share Button

در بین راه از کار بخانه قریب نیمساعت گزارش رادیوسوئد را از لیبی گوش میکردم. همه اش راجع به نفوذ و رخنه دستگاه اطلاعاتی و امنیتی رژیم قذافی در بدنه تشکیلات مخالفین بود و ستون پنجم آن. گزارشگر توضیح میداد که چگونه پسران قذافی پس دستگیری توسط مردم، توسط عوامل نفوذی رژیم که در درون نیروهای شورشی بوده اند به آسانی فراری داده شده اند. سپس تمام گزارش از دامنه نفوذ عوامل رژیم قذافی از پائین تا بالای دم و دستگاه مخالفین قذافی بود؛ از تفنگچی های عادی تا عمق خود «شورای موقت حکومتی».
من در همان آغاز شروع اعتراضات مردمی علیه قذافی در سه یا ۴ بخش جریان رخنه گری دستگاه اطلاعاتی رژیم قذافی را در درون مخالفین شرح دادم . در رابطه با ترور ژنرال یونس فرمانده نیروهای شورشی علیه قذافی نیز توضیح دادم که احتمالاً یا خود ژنرال با مأموریت از طرف قذافی به شورشیان پیوسته است که بعداً شناخته و تصفیه شده یا برعکس عوامل نفوذی قذافی در بین شورشیان او را کشته اند.
واقعیت اینست که در هر جنبشی به میزان آنارشی سازمانی و راهبردی، فرصت رخنه گری به دستگاه های اطلاعاتی رژیم سرکوب گر داده میشود. شناختن شگردهای رخنه گران از اهمیت حیاتی، برای یک جنبش و هر فرد مبارزی، برخوردار است.
در جریان جنبش سبز ما نیز رژیم سعی بسیار کرد تا با تضعیف نقش رهبری موسوی و کروبی و ایجاد آنارشی راهبردی، راه را برای تسخیر درونی این جنبش با شبیه یا موازی سازی برای آن تا آنجا که میتواند آنرا از هم پاشیده و تاآنجا هم که ممکن است با نفوذ از پائین آنرا تحت کنترول در آورد. در جریان اعتراضات خیابانی علیه کودتا نیز، بعلت خود جوش بودن این اعتراضات و فقدان سازمانگری، میدان مانور زیادی برای عملیات انحراف آفرینی و شناسایی بر ای دستگاه های امنیتی فراهم شد. متأسفانه در آگاهی رسانی در این زمینه کوتاهی بسیار بوده و هست.
درسهای لیبی میتواند برای ما نیزبسیار آموزنده باشد. نگارنده در این زمینه تحت عنوان درسهای جنبش مردم لیبی و ستون پنجم، تجربیات خود را طی چند سری یاداشت نگاشته ام که در وبلاگ شخصی ام هست علاقمندان میتوانند بدان مراجعه کنند. بلحاظ رعایت موازین سایت کلمه از ذکر آدرس وبلاگ در اینجا معذورم.
با ملاحظه سیر رویدادهای سوریه، متاسفانه همان کاستی ها را در آنجا نیز مشاهده میکنم. هم آنارشی در سازمانگری و هم آنارشی راهبردی و هم « آنارشی آفرینی».
نمیتوانم از ذکر این نکته خود داری کنم که خوشبختانه جنبش سبز مردم ما بعلت حضور بسیاری آدمهای امتحان پس داده دررأس آن و ۱۷ فقره بیانیه راهبردی موسوی و بحث های پس از آن، ارگان و رسانه های مرجع، به چنان اجماع قابل قبولی رسیده است که به این آسانی در چاله چوله شعارها و برنامه های انحرافی نمی افتد، هر چند از وضعیت ایده ال هم فاصله اش هنوز زیاداست.
یک فعال سیاسی حتی برای یک لحظه نباید فراموش کند که دستگاه های اطلاعاتی و امنیتی رژیم با شیوه های مختلف میتوانند مخالفین را به کار گیرند یا برای انحراف آفرینی، یا برای سرکار گذاشتن در مسائل بسیار فرعی، انحراف آفرینی، یاس و ترس پراکنی، شایعه سازی، بحث انحرافی سازی، اختلاف آفرینی، تبلیخ افراطگری یا تسلیم گرایی.. .
در نخستین روزهای شروع جنبش مردم لیبی ، رژیم قذافی که بخوبی میدانست مخالفین او، بعلت رخنه وسیع عوامل اطلاعاتی در آن و ضعف و اغتشاش در اهداف سیاسی و راهبردی در درونشان، قادر نیستند بدون کمک از خارج موفق شوند؛ زیر پوشش استتاریِ غیرت آفرینی ناسیونالیستی عربی ودمیدن درتعصب دینی و انحصارطلبی، تا توانست شعارِ «ما خواهان مداخله خارجی نیستیم» را به توده اعتراضی تلقین و در مغز آنان تزریق کرده بر سر زبانها انداخت. فقط خطر قریب الوقوع قتل عام وسیع در بنغازی و تهدید به محازات پسر قذافی مخالفین را بیدار کرد. قیام کنندگان بنغازی اگر یک روز دیرتر از غرب و دنیا کمک می خواستند اینروزها ما باید بجای جشن فتح تریپولی در این روزها، درعزای قتل عام چند ده هزار نفری آنجا ماتم میگرفتیم.
همین شگرد را بشار اسد در سوریه بکار برده و میبرد چون میداند مردم سوریه بدلیل فقدان رهبری واحد و منسجم، بدلیل یکپارچگی «ارتش قومی و قبیله ایی» رژیم اسد و اراده قاطع اش در قتل عام مردم، قادر به مقابله با جکومت اسد نیست. رژیم اسد در حالی به مخالفین خود، غیر مستقیم امتناع از پذیرش کمک خارجی را تلقین میکند که خود در شورای امنیت از روس و چین و در سرکوب مردم خود از حزب الله و سپاه پاسداران کمک در یافت میدارد و خرج دستگاه امنیتی و قسمتی از بودجه دولتی آن از تهران و بغداد تأمین میشود .
توهم را باید کنار گذاشت. اولاً کمک خارجی حتماً بمعنای دعوت از لشگر کشی خارجی ها نیست دوماً در برابردولتی که از دستگاه سرکوبی منسجم و خانوادگی، قومی آپارتائیدی برخوردار است امتناع از قبول کمک خارجی یعنی یا هرگز به مقصد دموکراسی نرسیدن و یا هزینه جانی، زمانی و مالی را صد چندان افزودن است.
اگر کسی فکر کند که مردم لیبی بدون کمک نیروهای خارجی میتوانستند حتی برای دو روز دیگر در همان بنغازی به تظاهرات مسالمت آمیز خود ادامه دهند یا از سیاست چیزی نمیداند و یا دروغ میگوید.
نگاه به کمک خارجی در مبارزه بخاطر دموکراسی تابعی است از منافع ملی و هزینه نهایی آن از این منظر. پذیرش چنین دکترینی پیامی هم هست به امثال «بشار اسد ها» که ملت، برای آزادی و دموکراسی، همه گزینه ها را روی میز دارد.
تابو ها و تقدس ها هم در چهار چوب منافع ملی، بشمول مصالح نسلهای آینده باید آفریده شوند و نه خارج از این چهار چوب.
اگر ملل ارپایی، فرانسه، انگلیس، نروژ فلیپین، آندونزی در جنگ دوم از آمریکا کمک نمیگرفتنند باید تا امروز هم ملل برده شده فاشییسم هیتلری و میلیتاریستهای ژاپونی می بودند. اگر بنگلادش مسلمان مستقل امروز( پاکستان شرقی ۳۵ سال پیش) در قیامش علیه پاکستان و رژیم نظامی فاشیستی ژنرال ایوب خان یا یحی خان از هندِ نا مسلمانِ هندو مذهب کمک مستقیم نظامی نمیگرفت هنوز هم که هنوز است مستعمره بدبخت این کشور طالبانزده امروز بود.

No Comments