کامنتی و پاسخی بر «جای کمک خارجی در رسیدن به ازادی»

Share Button

آقایی در کامنتی بر کامنت من تحت عنوان «جای کمک خارجی در دستیابی به آزادی»در سایت کلمه، مطلب زیر را نوشته اند که با توجه به مطرح بودن موضوع بحث برغم اینکه اکثر سیاست ورزان ما بعلت تابو زدگی و کفر آمیز بودن آن از کنارش میگذرند، من پاسخ کوتاه خود به ایشان را که فکر میکنم خواندنش، رویارو شدن با مسئله ایی مطرح بجای فرار از آنست را ذیلاً می آورم.
تراب
۱۳۹۰/۰۶/۰۲ ۸:۰۲ ق.ظ | پاسخ
آقای حبیب تبریزیان
شما میخواهید با هزار و یک دلیل و با بیان واقعیت های تاریخی، بدون تشریح مشخصات زمان وقوع آنها ،دخالت خارجی و به زعم شما کمک خارجی را توجیه کنید.توده مردم به عنوان اکثریت ساکنین یک کشور، اگر کار،سرپناه،بهداشت،تفریح،تأمین اجتماعی ،آموزش و پرورش و…داشته باشند،هر حکومتی را خواهند پسندید.اعتراضات مردم به قذافی زمانی شروع شد که از طی حدود ۱۰ سال اخیر، تحت تأثیر موج لیبرالیزم اقتصادی،حکومت قذافی برنامه ریاضت اقتصادی را شروع کرد ومردم دست به اعتراض زدند و با اعمال خشونت توسط قذافی، شرایطی پیش آمد که دشمنان مردم لیبی قادر شدند، اعتراضات مسالمت آمیز را به مسلحانه تبدیل کنندوزیر ساخت ها تخریب ،مردم آواره و شرایطی مثل عراق به وجود آورند. پس زیاد عجله نفرمائید ،سر بزرگ هنوز زیر لحاف است
مسئله مهم آن است، همان دولت های غربی نئولیبرال عضو ناتو که با مردم خود مشکل دارند ،میخواهند با دخالت نظامی از این نمد برای خود کلاهی درست کنند و گرنه دولت ایتالیا و فرانسه خود مظهر لیبرالیزم اقتصادی و فشار بر مردم فقیر خودشان هستند ،چگونه در لیبی طرف قربانیان این سیاست را بگیرند؟و دیدید که اولین پیامد پیروزی انقلابیون لیبی ،افزایش بهای سهام شرکت های نفتی بود،نوش جانشان.
لطفاً به این سئوال هم پاسخ دهید که دولت های به اصطلاح آزادیخواه عضو ناتو،چرا از قیام مردم بحرین و یمن حمایت نمیکنند؟عربستان که یکی از حامیان انقلابیون لیبی است، چرا محل فرار و پناه گاه دیکتاتور ها است؟صالح در عربستان چه میکند؟آصلاً چرا با عربستان که صد بار از حکومت فذافی، ارتجاهی تر است کاری ندارند؟
ظاهراً شما ابائی ندارید که نسخه لیبی برای ایران نیز پیچیده شود.
• جناب تراب
• اگر بخواهم پاسخ انتقادات شمارا با زبان نظری و منطق روز سیاسی بدهم آنچنان طولانی خواهد شد که فکر نمیکنم خوانندگان حوصله خواندن آنرا داشته باشند، کلمه اینقدر جا برای چنین بحث های جدلی(پولیمیکال) بدهد و خود من هم وقت کافی برای پاسخ همه صغرا، کبرا و استنتاجات شما را که بنظر من از پایه سست هستند داشته باشم.
• تک تک مفا هیم و احکام مسلم فرض شده ایی را که جنابعالی بعنوان بدیهیات مورد اجماع و غیر قابل تشکیک در نقد کامنت من بکار برده ایید زیر سئوال جدی قرار دارند. ۴۰۰ سال پیش رنه دکارت فیلسوف بزرگ عقلگرای فرانسوی نقطه آغاز عقلگرایی را «شک» در همین بدیهیاتی که ما انسانها بدانها عادت کرده اییم دانست و گفت؛ من در تنها چیزی که شک نمیکنم در بودن خودم است زیرا، چون فکر میکنم، پس هستم. اگر این شک گرایی عصر روشنگری نبود مردم اروپا هم که امروز به سروری رسیده اند باید امروزه مستعمره دولت فخیمه عثمانی میشدند بجای اینکه دولت اتومانی عثمانی را تا قرن بیست یکم بوگسل کنند. واژه هایی چون نو لیبرالیسم، نفتخوارگی غربیان و… ، اینها در قالب تفکر علمی و منطقی روز، حد اقل به آن معنا که شمامنظور داشته اید، جایی ندارند.
• خلاصه میکنم. ترجیح میدهم بخاطر مؤجز گویی، با ذکر رخدادی دراطریش (حدود دو سال پیش ) پاسخ شما را بدهم.
• این یک اصل نانوشته است که بچه های یک خانواده نباید شکایت پدر مادر خود را پیش غریبه برند تا چه رسد به پلیس. پدر یا مادر میتوانند عصبانی شوند و بچه خود را دو تا سیلی بزنند و یا برخلاف مقررات، آنها را تنها در خانه بگذارند و دنبال حالِ خودشان بروند و… .
• ولی مواردی هست که یک بچه چاره ایی جز مراجعه به پلیس ندارد. زنای با محارم که معادل فرنگی آن« اینسست» میشود از این موارد است. اگر بچه ایی مورد تجاوز جنسی پدر خود قرار گرفت باید به پلیس مراجعه کند و فکر نمیکنم در این دیگر اعتراضی داشته باشد. ضمنا نباید فکر کرد که زنای با محارم فقط در این فرنگ هست. نه! در همان میهن اسلامی ما اگر بیشتر نباشد کمتر نیست ولی عادت، آبرو داری، غرور و ترس از سرشکستگی مانع از رو شدن موارد آن میشود.
• دوسال پیش گندِ یک مورد رسوایی از این نوع در اطریش در آمد که در دنیا پیچید و بعید است شما هم آنرا نشنیده باشید. پدری ارتباط دختر ۱۴ ـ ۱۳ ساله خود را با بیرون قطع میکند و بمدت ۱۸ سال او را در زیر زمین خانه نگه داشته و او را ۵ بار حامله میکند. هر پنج بچه را هم در همان زیرزمین مجهز شده خانه نگاه میدارد و مانع آفتابی شدن آنها میشود. این دختر در سن نزدیک به سی و چند سالگی از یک فرصت استفاده کرده از خانه میگریزد و به پلیس مراجعه کرده داستان را شرح میدهد .
• من بدترین حالت ممکن را فرض میکنم. فرض میکنم این احتمال وجود داشت که همان پلیس هم مثل برادران کهریزکچی یا امنیتی خودما از آن دختر سوء استفاده جنسی میکردند. با ملاحظه این پیش فرض بنظر شما آن دختر باید به همان آن پلیس سوء استفاده چی مراجعه میکرد یانه؟
• جناب تراب! قذافی و حافظ اسد در پاسخ به اعتراض خیابانی مردم آنها را نه به گلوله، به توپ بستند. هواپیماهای قذافی شهر بنغازی را بمباران کرد، هلیکوپتر های توپدار او، و آنهم نه با دقت و بر اساس شناسائی بلکه همینطور الابختکی و از روی انتقام گیری عمومی شهر را بگلوله توپ بستند. کشتی های توپدار بشار اسد علاوه بر شهر های خود سوریه، اردوگاه آوارگان فلسطییی را هم به توپ بست. همین امروز رژیم دیوانه شده قذافی بی هدف مرکز شهر طرابلس را به توپ بست بدون اینکه بداند آن گلوله های ساختمان خراب کن، بر کلبه چه بدبختی فرود می آید. آیا اینها مصادیق تجاوز به عنف با محارم نیستند؟
• اسرائیل در تمام طول موجودیت ۶۰ ساله اش هرگز بی هدف و چشم بسته فلسطینیان را بمباران نکرد. رژیم آپارتائید آفریقای جنوبی با جامعه سیاه پوستان خود اینکار را نکرد. محمد رضا شاه با تظاهرات مردم هرگز یکصدم و یکهزارم اینکار را نکرد. پینوشه با مردم شیلی نکرد. در تاریخ هیچ کس نکرد. ولی من بشما اطمینان میدهم نوبت ما که برسد همین برادران ولایت مدار سپاه از قذافی و اسد با مردم ما بدتر نکنند بهتر نمیکنند. زیرا آنها تفنگچیان ارباب قدرت هستند و ارباب قدرت هم برده شهوت اقتدار خویش.
• سخن آخر اینکه من، نه تنها از منظر احساس غرور ملی بلکه از منظر درک جامعه شناختی تاریخی با مداخله بیگانه بطور کل مخالفم و عمیقاً معتقدم آن آزادی و دموکراسی ای نهادینه و بالنده شده و قوام می یابد که در اثر جنبش دموکراسی خواهانه خود ملت شکل بگیرد. ولی رژیمهایی از نوع اسد و قذافی و طالبان افغانی، هیچ گونه امکانی برای موفق شدن چنین جنبش هایی بدون اتکاء به کمک خارجی باقی نمیگذارند و این را بوضوح نشان داده اند. اگر رژیم قذافی صد سال دیگر ادامه میافت با در آمد نفتی که رژیم او را از مردم مستقل و از اتکا بدانان بی نیازش کرده بود، مردم لیبی، بعلت گسیختگی کاملِ بافت سیاسی و قلع و قمع کامل اراده مقاومت، و سایر آسیب های درمان ناپذیر اجتماعی و سیاسی هرگز فرصت دگر گونی سیاسی را با اتکاء نیروی خود نمی یافتند. امید اندکی دارم که، باتوجه به وضع وِیژه مملکت، کارِ مردم ما نیز به اینجا نکشد ولی اینرا ما تعیین نمیکنیم بلکه ارباب قدرت و در صدر همه مقام معظم رهبری تعین میکنند.

No Comments