چند نکته در مورد نامه آقای روحانی

Share Button

من در یاداشتی پیرامون مصاحبه آقای روحانی با  NBC، قبلاً نوشتم؛ بهتر است آقای روحانی با دنیا و قبل از دنیا با مردم  خودمان با صداقت صحبت کنند. از آنجا که من از حد اقل از ۳ سال پیش دقیقاً اوضاع بحرین و سوریه را تعقیب میکنم می بینم که آقای روحانی متأسفانه دنیا را خام  و بی خبر انگاشته و فقط نقطه نظرهای حق بجانبانه دولت متبوع خود را مطرح میکند که با سابقه ایی که ناظران سیاسی و دولتمردان ذیربط از مسائل دارند، بسیار متفاوت است. 

rohani2

لزومی نمی بینم  که یاداشت آقای روحانی  در نیویورک تایمز را ترجمه کنم چون این نامه در اکثر رسانه های داخلی به فارسی ترجمه شده است. درج متن اصلی آن از نیویورک تایمز در زیرهم بخاطر داشتن یک رفرنس موثق برای مراجعات بعدی است  تا برای مطالعه. ولی اولین نکته ایی که در این نامه بنظرم رسید این بود که آقای روحانی خیلی مهربان و معتدلانه به جامعه جهانی توصیه میکند که در سوریه و بحرین “دیالوگ ملی” برگزار شود و ایشان دیالوگ ملی را به “درستی”  بهترین و تنها سازوکار سازنده برای حل تنش های بحرانزای سیاسی در این دو کشور میداند.

سئوالی که بلافاصله   با اشاره به توصیه های سازنده ایشان به ذهن خواننده ی آشنا به موضوع متبادر میشود اینست که چرا؟ آقای روحانی این دیالوگ ملی را در درجه اول از ایران شروع نمیکنند؟ و چرا پیشنهاد چنین دیالوگی را به مقام معظم رهبری که با مدیریت و رهبریت بیست و چند ساله “خودمحورانه” و ایران بر باد ده خویش به چنین وضعی فلاکتباری کشانده است نوصیه نمیکند  تا ایشان برای دیالوگ ملی فراخوان داده و از ناراضیان مملکت، از اقلیتهای قومی و مذهبی سرکوب شده  از احزاب سیاسی خفه شده، از جامعه روزنامه نگاری مثله شده با ساطور سانسور و زندان کردن روزنامه نگاران و…  دعوت کند؟

آیا وجود قریب ۴ میلیون فرار ی از مملکت گریخته که “اروپا و آمریکا و اقیانوسیه  نشین شده اند” خود نشانده این نیست که مملکت ما بیش از آندو کشور مورد اشاره آقای روحانی به دیالوگ ملی نیاز دارد؟ آیا وجود صدهها زندانی سیاسی و جو امنیتی و پلیسی در سراسر کشور گواه این نیست که مملکت ما به دیالوگ ملی نیاز دارد؟ آیا در حصر بودن دو کاندیدای مردمی و مردمی ترین کاندیداهای ریاست جمهوری ای که ایران اسلامی ما در طول عمر ۳۴ ساله خود  بخود دیده است، نشاندهنده این نیست که مملکت ما نیاز به دیالوگ ملی دارد؟

از لزوم دیالوگ ملی برای خودمان گذشته آقای روحانی بعنوان عضو یا رئیس شورای امنیت ملی در سالهای طولانی (که من مدت زمان آنرا دقیقاً نمیدانم)، باید بداند که این بشار اسد بود که با استفاده از بمب افکن و توپخانه سنگین و هلیکوترهای توپدار در سرکوب اعتراضات صلح آمیز مردم، راه “دیالوگ ملی ” را  در کشور خود بست  و آنهم در شرایطی  که کمترین خبری  از وجود القاعده و جبهتة النصرة و “دولت امارات شام و عراق” در عرصه مبارزات مردمی  نبود و تنها جریان اسلامی در نهضت مطالباتی( نه حتی بر اندازنده) مردم سوریه،  اخوان المسلمینی بود که پیروزی سازمانها و احزاب برادر آن در مصر و تونس و اردن و مراکش* موجی از شور و شیفتگی در رهبری نظام ایجاد کرد  تا آنجا که از سوی مقام معظم رهبری؛ نام «بیداری اسلامی» بخود گرفت و فقط  در سوریه بود که این “بیداری اسلامی” از سوی دولت ما و رهبری مافوق دولتی آن اتیکت تروریستی دریافت کرد.  آقای روحانی باید بداند که این سرکوب بی سابقه جنبش مطالباتی مردم در سوریه نمیتوانسته بدون اطلاع مقامات بالای نظام و از جمله در مقامات شورای امنیت ملی ما انجام و اجرا شده باشد.

آقای روحانی “باید” بداند که قریب ۳ سال قبل؛ ولیعهد بحرین خود را به آب و آتش زد تا شیعیان بحرین به رهبری حزب “الوفاق” را که  با داشتن ۱۸ نماینده در مجلس بحرین، یک حزب پارلمانی هم بود، به دیالوگ ملی بکشاند ولی بخاطر تحریکات و مداخلات ایران در آن کشور، حزب الوفاق بجای پذیرش دیالوگ ملی، تدارک شورش و قیام مسلحانه گذارد و باندهای تحریک شده شیعه  از سوی ایران در آن کشور، کار را به عملیات تروریستی کشاندند که منجر به مداخله  نیروی نظامی امارات عربی و عربستان شد که با بحرین دارای پیمان امنیتی هستند.

آیا آقای روحانی با طرفهای مورد خطاب خود میتواند چشم در چشم، مداخلات و تحریکات فرقه ایی حکومت متبوع خود را در بحرین، یمن، عربستان، لبنان  و عراق انکار کند؟

من در یاداشتی پیرامون مصاحبه آقای روحانی با  NBC، قبلاً نوشتم؛ بهتر است آقای روحانی با دنیا و قبل از دنیا با مردم  خودمان با صداقت صحبت کنند و مجدداً روی این نکته در آن نوشته تأکید می کنم. از آنجا که من، حد اقل از ۳ سال پیش، دقیقاً اوضاع بحرین و سوریه را تعقیب میکنم می بینم که آقای روحانی متأسفانه دنیا را خام  و بی خبر انگاشته و فقط نقطه نظرهای حق بجانبانه دولت متبوع خود را مطرح میکند که با سابقه ایی که ناظران سیاسی و دولتمردان زی ربط از مسائل دارند، بسیار متفاوت است.

* پیروزی لخوان المسلمین در اردن، مراکش و کوبت پبروزی پارلمانی بود و نه انقلابی که رژیمها ی این سه کور را براندازد. ولی نفس فرصت یافتن همین پیروزی پارلمانی  نشان میدهد که میزان دموکراسی در بحرین و اردن و مراکش تا چه حد از مملکت ما بیشتر است.

Why Iran seeks constructive engagement

First, we must join hands to constructively work toward national dialogue, whether in Syria or Bahrain. We mustcreate an atmosphere where peoples of the region can decide their own fates. As part of this, I announce my government’s readiness to help facilitate dialogue between the Syrian government and the opposition.

By Hassan Rouhani, Published: September ۲۰

Hassan Rouhani is president of Iran.

Three months ago, my platform of “prudence and hope” gained a broad, popular mandate. Iranians embraced my approach to domestic and international affairs because they saw it as long overdue. I’m committed to fulfilling my promises to my people, including my pledge to engage in constructive interaction with the world.

The world has changed. International politics is no longer a zero-sum game but a multi-dimensional arena where cooperation and competition often occur simultaneously. Gone is the age of blood feuds. World leaders are expected to lead in turning threats into opportunities.

The international community faces many challenges in this new world — terrorism, extremism, foreign military interference, drug trafficking, cybercrime and cultural encroachment — all within a framework that has emphasized hard power and the use of brute force.

We must pay attention to the complexities of the issues at hand to solve them. Enter my definition of constructive engagement. In a world where global politics is no longer a zero-sum game, it is — or should be — counterintuitive to pursue one’s interests without considering the interests of others. A constructive approach to diplomacy doesn’t mean relinquishing one’s rights. It means engaging with one’s counterparts, on the basis of equal footing and mutual respect, to address shared concerns and achieve shared objectives. In other words, win-win outcomes are not just favorable but also achievable. A zero-sum, Cold War mentality leads to everyone’s loss.

Sadly, unilateralism often continues to overshadow constructive approaches. Security is pursued at the expense of the insecurity of others, with disastrous consequences. More than a decade and two wars after 9/11, al-Qaeda and other militant extremists continue to wreak havoc. Syria, a jewel of civilization, has become the scene of heartbreaking violence, including chemical weapons attacks, which we stronglycondemn. In Iraq, 10 years after the American-led invasion, dozens still lose their lives to violence every day. Afghanistan endures similar, endemic bloodshed.

The unilateral approach, which glorifies brute force and breeds violence, is clearly incapable of solving issues we all face, such as terrorism and extremism. I say all because nobody is immune to extremist-fueled violence, even though it might rage thousands of miles away. Americans woke up to this reality 12 years ago.

My approach to foreign policy seeks to resolve these issues by addressing their underlying causes. We must work together to end the unhealthy rivalries and interferences that fuel violence and drive us apart. We must also pay attention to the issue of identity as a key driver of tension in, and beyond, the Middle East.

At their core, the vicious battles in Iraq, Afghanistan and Syria are over the nature of those countries’ identities and their consequent roles in our region and the world. The centrality of identity extends to the case of our peaceful nuclear energy program. To us, mastering the atomic fuel cycle and generating nuclear power is as much about diversifying our energy resources as it is about who Iranians are as a nation, our demand for dignity and respect and our consequent place in the world. Without comprehending the role of identity, many issues we all face will remain unresolved.

Why Iran seeks constructive engagemen

I am committed to confronting our common challenges via a two-pronged approach.First, we must join hands to constructively work toward national dialogue, whether in Syria or Bahrain. We must create an atmosphere where peoples of the region can decide their own fates. As part of this, I announce my government’s readiness to help facilitate dialogue between the Syrian government and the opposition.
Second, we must address the broader, overarching injustices and rivalries that fuel violence and tensions. A key aspect of my commitment to constructive interaction entails a sincere effort to engage with neighbors and other nations to identify and secure win-win solutions.We and our international counterparts have spent a lot of time — perhaps too much time — discussing what we don’t want rather than what we do want. This is not unique to Iran’s international relations. In a climate where much of foreign policy is a direct function of domestic politics, focusing on what one doesn’t want is an easy way out of difficult conundrums for many world leaders. Expressing what one does want requires more courage.After 10 years of back-and-forth, what all sides don’t want in relation to our nuclear file is clear. The same dynamic is evident in the rival approaches to Syria.This approach can be useful for efforts to prevent cold conflicts from turning hot. But to move beyond impasses, whether in relation to Syria, my country’s nuclear program or its relations with the United States, we need to aim higher. Rather than focusing on how to prevent things from getting worse, we need to think — and talk — about how to make things better. To do that, we all need to muster the courage to start conveying what we want — clearly, concisely and sincerely — and to back it up with the political will to take necessary action. This is the essence of my approach to constructive interaction.As I depart for New York for the opening of the U.N. General Assembly, I urge my counterparts to seize the opportunity presented by Iran’s recent election. I urge them to make the most of the mandate for prudent engagement that my people have given me and to respond genuinely to my government’s efforts to engage in constructive dialogue. Most of all, I urge them to look beyond the pines and be brave enough to tell me what they see — if not for their national interests, then for the sake of their legacies, and our children and future generations.

http://www.washingtonpost.com/opinions/president-of-iran-hassan-rouhani-time-to-engage/2013/09/19/4d2da564-213e-11e3-966c-9c4293c47ebe_story.html

No Comments