خوکی که میخواست ژامبون بشه!

Share Button

کریسمس یا بهار عرب همچنان ادامه دارد و به تسری جغرافیایی خود ادامه خواهد داد و جشن آن طولانی تر از آنچه تصور میرفته است خواهد بود. شاید همه ملل تشنه و گرسنه آزادی این منطقه نیز بالاخره با ذبح خوک استبداد طعم ژامبون آزادی را بچشند.

تیتر بالا از یک کتاب کودکان سوئدی گرفته شده است و ازجمله داستانهایی بود که برای بچه ها میخواندم. چند سال پیش که موج اول بحران اقتصادی آمد و تمام دنیای صنعتی را درنوردید، بمناسبت اظهار نظر مقام معظم رهبری راجع به آن بحران که آنرا خشم الهی علیه غرب نامیده بودند و مصداق آن خوکی بود که خوشحال بود که میخواهد ژامبون شود و نمیدانست ژامبون شدن یعنی چه، نوشتم. و نوشتم که مقام معظم رهبری نمیدانند که این شتربحران، بار سنگین خود را بر درب خانه کشورهای نفتی برزمین خواهد گذارد و آنها بهای آنرا خواهند پرداخت. در پرانتز همینجا هم بگویم که بنظر من هزینه این موج دوم بحران نیز آخر سر بگردن کشورهای تولید کننده مواد اولیه یا کالاهای صنعتی ساده و مصرفی خواهد افتاد و بشمول کشور های نفت خیز. بهر حال در آن بحران، یکی دو ماه پس از شروعش، قیمت نفت از بشکه ایی ۸۵ دلار به ۳۰ تا ۲۵ دلار برای نفت خلیج فارس رسید و مقام معظم هم یادش رفت که بیاد بیاورد که آن خشم الهی یکدفعه مثل امدادها غیبی دوران جنگ که گه گاهی راه گم کرده بکمک صدام میرفتند بجای اینکه بکمک ما بیایند، مسیر خود را بازهم گم کرده و گریبان ایران اسلامی را گرفتند تا آمریکا استکباری را.

و اما داستان آن خوک بینوا:
در آن قدیمها مثل ایران خودمان که مردم در بهار، بزعاله یا بّره ایی میخریدند تا چاق و پروار کرده، برای قربانی یا نذری تا در تابستان بکُشند، در این سوئد هم اکثر خانواده ها یک بچه خوک میگرفتند و پروار میکردند تا برای کریسمس کشته و از ران های چاق آن با آن غشای کلفت چربش ژامبون درست کنند. البته به انگلیسی میشود «هام» و به سوئدی میشود «شینکا» منتها چون زمان پدرآن خدابیامرز نور به قبقر باریده، فرانسه زبان دوم ما بود، لذا ما یاد گرفتییم به گوشت ران خوک بگوئیم ژامبون.
مطابق آن رسم سوئدی یا فرنگی، خانواده روستائی و پر بچه «سونسون» ها هم آن سال یک خوک بچه گرفته بودند و هرچی از غذایشان هم اضافه می آمد به او میدادند. آن حیوان خوب پذیرائی میشد و بچه ها هم وعده ژامبون کباب و بریان شده از ران آن بینوا را برای کریسمس بخود میدادند و از سرو کول او  هم بال و پائین رفته با او بازی میکردند و آن حیوان هم از اینکه اینهمه همبازی شاد و شنگول دارد خوشحال بود. تا زمستان روبه نیمه رفت و کریسمس که در اینجا به آن «یول» میگویند نزدیک شد. پدر خانواده پیش قصاب محل نوبت گرفته بود که خوکه را که دیگه بچه نبود به قصابی برده ذبح کند. منتها آن خوکه که با بچه ها بزرگ شده بود، هم قدری زبان آنها را یاد گرفته بود و آن احساس ورجه وُرجه کردن و شادی آنها به او هم سرایت کرده و همیشه شاد و شنگول بود هرگز فکر نیمکرد و یا نمیتوانست فکر کند که اوضاع بزودی ورق خواهد خورد.
بچه ها باهاش حرف میزدند و میگفتند: میدونی میخواهی ژامبون بشی؟ آن حیوان هم بدون اینکه بدونه ژامبون شدن چی یا چه جوریه یک خرناسه غرایی میکشید و سرتکان میداد که، بزعم بچه ها، معنی اش این بود که خود  او هم میخواد ژامبون بشه و سفره کریسمس آنها را رنگین کنه. چند روز قبل از کریسمس، همه خانواده « سونسون» خوک بینوا را که طبق معمول شادی میکرد و خرناسهای مستانه میکشید، را پیش قصاب بی رحم محل بردند. چندی در انتظار نوبت ماندند و در آن حال انتظار،خوکه ورجه و وورجه میکرد و معلوم بود بزبان خوکی میگفت و میخواند:
میخوام ژامبون بشم! ژامبون خوش مزه بشم! یول اومده قصاب، با کاردش اومده!
لختی از این مستانه خوانی ها گذشت تا خوک بینوا با دست و پا های بسته در زیر پنجه های نیرومند و عضلانی قصاب بیرحم و مروت نشناس دانست که ژامبون شدن چست؟ اما کارد تیز قصاب به آن نگون بخت فرصت نداد تا حتی از ابراز خوشحالی خود برای ژامبون شدن اظهار پشمانی کند.
متآسفانه تنها در آن موج بحران اقتصادی اول نبود که مقام معظم رهبری و به تبعیت از ایشان دولتمردان حکومتشان به آواز خوانی زود هنگام پرداختند و هوس ژامبون شدن کردند. در تحولات اخیر منطقه هم که به بهار عرب موسوم شده است مشارعلیه مشابه همان واکنش را نسبت به انقلابات منطقه نشان داده و آنها را ملهم از انقلاب اسلامی و الگو برداری از جمهوری اسلامی دانستند و چه قصیده ها که در رسای این انقلابها که نخواندند و نسرودند.
امروز ۶ ماه پس از شروع این انقلابات منظره خاورمیانه بیشتر به جلوی درب مغازه آن قصاب موضوع داستان فوق شبیه است تا آن منظره زیبایی که مقام معظم رهبری در تصور داشتند. مردم تونس دیکتاتوری زین العابدین بن علی را سرنگون کردند و بسوی نوعی دموکراسی؛ یا نوع کاملاً غربی آن یا نوع ترکیه ای اش به پیش میروند. ماه آینده دوجبهه سیاسی که هیچیک کمترین نگاهی بسوی ایران ندارند  در آنکشوردرگیر رقابتند تا قانون اساسی را با رویکرد نوعی دموکراسی متناسب با دنیای امروز را تدوین کنند. انتخابات مجلس مؤسسان تونس که قرار است تا یک ماه دیگر برگزار شود نشان خواهد داد که تونس براه ترکیه خواهد رفت یا فرانسه! در هر حال بحثی از مدل و الگوی نظام ولایی ما در کار نیست.
در لیبی وضعیت از جلوی آن قصابی هم بدتر است چون اول دیکتاتور را کباب کردند ومیکنند و بعد ذبح، آنهم بشیوه اعراب بدویی badooee! و بعد دول استکباری و ناتونظام آینده آنجا را مهندسی و مدیریت خواهند کرد.
در مصر هم پس از سقوط دیکتا توری مبارک؛ بیشتر فساد و دیکتاتوری او بود که زیر ضربه رفت و نه غرب گرائیش، بوروکراسی متعامل با اسرائیل در آنجا دست نخورده ماند و در رابطه با غرب هم تغیری چندان رخ نداد. اخوان المسلمین از آزادی بیشتری نسبت به آنچه قبلاً در زمان مبارک داشت برخوردار شد حال آنکه احزاب عرفگرا و سکولار که از هیچگونه آزادی، حتی یکدهم آنچه اخوان المسلمین داشت برخوردار نبودند به آزادی دست یافتند که از این آزادی، هم علیه اسلام ایدئو لوژیک استفاده خواهد کرد و هم برای تعمیق و نهادینه کردن دموکراسی.
در جریان انقلاب ضد دیکتاتوری در مصر، جنبش جوانانی به میدان آمد که سنتی ترین بخش آن مثل دفتر تحکیم وحدت خودمان هستند. چنین بنظر میرسد که ارتش هم در آخر کار طرف جنبش جوانان و احزاب عرفگرای متمایل به دموکراسی غربی را خواهد گرفت و نه سلفیستها و اخوان المسلمین که مقام معظم رهبری امیدشان را بدانها بسته بودند.
در اردن، عربستان، بحرین و برخی شیخ نشینها خلیج فارس، اعتراضات بنحوی بسیارعالی و سیاست ورزانه مدیریت شده و این بحران فرصتی بود تا نیروهای آماده رفرم و اصلاحات در درون ساختار حکومتی سنتی آنجا بیدار شده خود را با مقتضات روز تطبیق دهند. حکومت های این کشورها همچنان با حمایت غرب و اتکاء به اقشارشهری ولایه های میانه جامعه بسوی اصلاحات به پیش خواهند رفت و خود را با اصلاحات مترقیانه و فراهم سازی امکان مشارکت سیاسی بیشتردربرابراسلامگرایی سیاسی بیمه و واکسینه خواهند کرد.
در یمن چنان اختلافی بین اردوی ضد دیکتاتوری افتاده است که امید چندانی به موفقیت آنها که نیست هیچ، بلکه در آمیختگی بنیاد گرایان شیعه «حوسی» الهام گرفته از ایران و القاعده هشداری به بخش های مدرن جامعه بشمول رده های متوسط ارتش و برخی طوایف یمنی بود که بدانها فهماند بهتر است با دم دستگاه خود علی عبدالله صالح، منهای خود او بسازند تا مملکت را با ادامه مرکز گریزی به هرج و مرج بکشانند. دراین کشور علی عبدالله صالح آبرومندانه کنار خواهد رفت و راه را برای رفرم باز خواهد کرد بدون اینکه امتیازی به بنیاد گرایان و یا حوسی ها داده باشد.
اما! امواج این بحران در سوریه بحالت سونامی ضد ایرانی درآمده است که فرجام آنرا همه و مخصوصاً دولتمردان ایران خوب میدانند. همین دیروز برغم ژست های عوام فریبانه صالحی وزیر خارجه کشورمان و غضنفر سفیر ایران در لبنان و حسن نصرالله و قبل ازآنها احمدی نژاد، در مشروع دانستن مطالبات سوریهای تظاهر کننده پرچم ایران را آتش زدند. سوزاندن پرچم جمهوری اسلامی در سوریه به یک بدعت تبدیل شده است. همین دیروزائتلاف جوانان سوری ضد بشار اسد طی بیانیه ایی حزب الله لبنان را به اعزام ارازل و اوباش برای شرکت در سرکوب و کشتار مردم سوریه متهم کرد که معنای آن جمهوری اسلامی ماست. این بحران سونامیک تمام منظومه سیاسی لبنان را هم بهم خواهد ریخت و بساط دولت دردولت حزب الله را کاملاً برخواهد چید. هم اکنون پس لرزه ها یا پس موجهای بحران سوریه به لبنان رسیده است زمان زیادی نمانده تا خود را نشان دهد. دولت کنونی که حزب الله در آن اکثریت دارد از یک طرف پذیرفته است که با دادگاه ویژه سازمان ملل برای ترور رفیق حریری همکاری کند و حتی نیمی از هزینه این دادگاه را بپردازد و از طرف دیگر حزب الله که انگشت اتهام بسویش نشانه رفته است نه دادگاه را قبول دارد و نه متهمین را حاضراست تحویل دهد. این بن بست بطول نخواهد انجامید. بلوک سیاسی رقیب حزب االله ، بلوک ۱۴ مارس که درماندگی حریف را در اثر جریان سوریه و اتهامات دادگاه ویژه به آن را دیده است بهیچ وچه نمی خواهد فرصت را از دست داده، بر خلع سلاح حزب الله و تحویل چهار متهم ترور از سوی حزب الله پافشاری میکند. دادگاه ویژه اعلام کرده است که بزودی لیست جدیدی از دیگر ترورهای انجام شده در داخل و خارج لبنان و ترویست های مورد اتهام جدیدی را منتشر خواهد کرد. برای حزب الله نه راه پس و نه راهی به پیش وجود دارد و قطعاً این آن چشم اندازی نبود که مقام معظم رهبری از انقلابات منطقه متصور بوده و ترسیم فرموده اند.
در عراق علیرغم تلاش زیاد حکومت ما، دولت نوری المالکی با تمدید مأموریت بخشی از نیروهای آمریکا در آن کشور موافقت کرد و این هنوز آغاز کار است با سقوط بشار اسد وحذف و یا حتی تضیعف حزب الله، موازنه سیاسی در عراق هم بیش امروز بهم خواهد خورد . جبهه بندیهای کنونی عراق شکننده است و ماندگار نیست. مقام معظم رهبری در آینده مشاهده خواهند فرمود که عراق هم برای وی جز یک مردابِ مرگی بیش نبوده است.
کریسمس یا بهار عرب همچنان ادامه دارد و به تسری جغرافیایی خود ادامه خواهد داد و جشن آن طولانی تر از آنچه تصور میرفته است خواهد بود. شاید همه ملل تشنه و گرسنه آزادی این منطقه نیز بالاخره با ذبح خوک استبداد طعم ژامبون آزادی را بچشند.

No Comments