القاعده سوری یا بخشی از سپاه قدس جمهوی اسلامی؟ ۳

Share Button

  از کامنت من: 

این ستون پنجم فقط تحت عناوین افراطی و جهادی میتوانست برای استقلال خود از ارتش آزاد سوریه و اجتناب از کنترول نظارتی بهانه داشته باشد.

در بخش اول این یاداشت نوشتم که صحنه سازی عملیات جنگی و انتحاری قلابی نمایشی بنام این گروهها برای آوازه گری برای آنان، برای دستگاهای اطلاعاتی اسد، ایران و حزب الله کمترین زحمتی ندارد ولی در عوض کنترول این گونه عملیات صحنه سازی شده برای ارتش آزاد سوریه  که منابع محدودی بوِیژه از نظر اطلاعاتی دارد تقریباً غیر ممکن است.

 220px-Friends_of_the_Syrian_People_Meeting_in_Turkey

کنفرانس دوستان سوریه در نیویورک

احمد جبرا رهبر اپوزیسیون عمده سوریه” ائتلاف ملی سوریه”، ضمن رد افراطگرایان گفت که آنها در صدد دزدیدن انقلاب سوریه هستند. او رژیم را بخاط ر نقشش در این جریان مورد سرزنش قرار داد.

او این اظهارات را خطاب به دوستان بین المللی سوریه ـ که پشتیبان پیکارجویان سوری در مبارزه اشان برای سرنگونی بشار اسد هستند ـ و در نیویورک گردهم امده اند ابراز داشت.

جبرا گفت :”مردم سوریه صلح، مدارگری، میانه روی و همزیستی  میخواهند.

او افزود که :” پیدیده افراطگرایی  با حمایت و برنامه ریزی رژیم ظاهر شد که  روی استحاله انقلاب از آزادیخواهی به جنگ داخلی و فرقه ایی به قمار دست زد.

 او گفت: “رژیم سوریه، تعدادی از سازمانهای تروریستی افراطی را ایجاد و مسلح کرده و آنها را در مناطقی استقرارداد که نیروهای  خودش میباید آن مناطق را تخلیه میکردند و گروههای دیگری نیز از مرزها گذشته و آمدند، تا انقلاب را بدزدند.

تعداد نامعلومی از جنگجویان خارجی به سوریه سرازیر شدند تا به شورشیان جهادی از قبیل گروه وابسته به القاعده؛ جبهة النصرة و دولت امارات عراق و شامات  بپیونددند (  ). این گروه شامل جنگجویانی از اروپا، خاور میانه و چچن میباشد.

پیکار جویان سوری، نخست از آنها که آمده بودند تا بدانها بپیوندند و مشتاق برای اسلحه،  تجربه رزمی  برخوردار بودند استقبال کردند. ولی در ماههای اخیر، روابط بین آنها به تنش کشیده شد که در چند مورد به برخوردهای مسلحانه کشیده  شده است.

این هفته، برخی از بزرگترین واحد های این سازمانهای جهادی، یک ائتلاف بین خود ازجمله با “النصرة” تشکیل دادند که، ائتلاف اصلی سوریه به رهبری جربا را نمی پذیرند.

جربا، در حاشیه اجلاس مجمع  عمومی به همایش دوستان سوریه گفت که تعداد افراطگرایان”،  بعلت بی تفاوتی جامعه جهانی که وظیفه خود را نسبت به مردم سوریه فراموش نموده افزایش یافته است”.

اپوزیسیون، پیاپی از حامیان بین المللی خویش خواسته است که آنها را به سلاح مجهز کند ولی غرب از ترس اینکه سلاحهای تحویلی به دست گروه النصرة،  که از سوی بیشتر کشورهای اروپایی بعنوان یک جریان تروریستی شناخته میشود  بیافتند،  تمایلی به اینکار نشان نداده است.

برغم این ناکامیها، جبرا اصرار دارد که تنها راه حل مناقشه عزل بشار اسد میباشد.

او میگوید: ” تا رژیم سقوط نکرده است هیچ چشم اندازی برای سوریه وجود ندارد.””

اضافه میکند: “هرگاه او برود، سوریها به آزادی  خویش رسیده  و صلح و هماهنگی اجتماعی نیز باز خواهد گشت.”

پایان گزارش نهار نت

********************************

کامنت  من:

کردهای سوریه به روایتی تا قبل از شروع انقلاب در آن کشور، حتی از حقوق نابعیت شهروندی هم محروم بودند. با آغاز انقلاب که به اعتراضات میلیونی کشید، آنان از شرکت در جنبش اعتراضی خود داری کردند. رژیم اسد بعنوان پاداش به آنان، حق تابعیت سوری را اعطاء کرد.

پس از چندی با بالا گرفتن انقلاب و واردد شدن آن به فاز مسلحانه، به یکباره خبر آمد که نیروهای اسد تمام مناطق کرد نشین را تخلیه کرده اند بدون اینکه حتی سلاحهایشان را با خود ببرند و کردها جای آنها را گرفته اند. با شنیدن خبر، قضیه برای من روشن شد. رژیم اسد، به نیروهای خود در مناطقی احتیاج داشت که از سوی ارتش آزاد سوریه زیر فشار بود او کمترثین نگرانی ای از جانب کردها نداشت. رزیم اسد بخوبی میدانست که اگر بر انقلاب پیروز شود پس گرفتن همان امتیاز ناچیز از کردها برایش کمترین زحمتی ندارد و اگر مغلوب انقلاب شود، چه بهتر که ازهم اکنون یک شاخ برای حکومت پس از خود بکارد. کردها که دیند نیروهای رژیم همه قرارگاههای خود تخلیه کرده اند آنها را اشفال،سلاحهای آن قرارگاها را هم مصادره و از خود میلیشیا درست کردند.

این ملیشیای کرد با رژیم اسد جنگی نداشت چون او مناطق کردنشین را باضافه تسلیحات جنگی در آنها را برای کردها گذارده و رفته بود، لذا این ملیشا که فقط کارش نمایش تفنگچیهای جنگ ندیده خود در منطقه آرام کرد نشین سوریه بود، فقط مانع از حضور ارتش آزاد سوریه در  این مناطق به آسان تصرف شده خویش میگشت.

در آغاز بین این کردها و جهادیون هم صلح و صفای کامل برخور دار بود و جهادیون تمایلی به فعالیت درمنطقه کردستان سوریه نشان نمیدادند. این تاکتیک رژیم مرا واداشت تا رابطه جهادیون را با ارتش آزاد از طریق اخبار صحنه مبارزه را مورد تدقیق بیشتر قرار دهم  و نتیجه ای که گرفتم این بود که؛  رژیم نه تنها از کُردها برای شاخ سازی،علیه ارتش آزاد سوریه استفاده میکند بلکه، با ایجاد گروههای جهادی:  یا با  حمایت غیر مستقیم از آنهایی که هستند و یا احتمالاً، از طریق  نفوذ در آنها، کوشش میکند تا هم با عملیات خرابکارانه و آنجام جنایتات نفرت انگیز تروریستی در مردم احساس انزجار نسبت به انقلابیون ایجاد کند و هم، با نفوذ دادن عوامل خود در این واحدهای بظاهر جهادی؛ که  با پوشش انقلابیگری جزء نیروهای انقلاب محسوب شده و از اینطریق از مصونیت نظارتی برخوردار میشوند، عملاً در پشت صوف وجبهه ارتش آزاد، ستون پنجم خود را بکارد و سازماندهی کند.

این ستون پنجم فقط تحت عناوین افراطی و جهادی میتوانست برای استقلال خود از ارتش آزاد سوریه و اجتناب از کنترول نظارتی بهانه داشته باشد.

در بخش اول این یاداشت نوشتم که صحنه سازی عملیات جنگی و انتحاری قلابی نمایشی بنام این گروهها برای آوازه گری برای آنان، برای دستگاهای اطلاعاتی اسد، ایران و حزب الله کمترین زحمتی ندارد ولی در عوض کنترول این گونه عملیات صحنه سازی شده برای ارتش آزاد سوریه  که منابع محدودی بوِیژه از نظر اطلاعاتی دارد تقریباً غیر ممکن است.

بهر حال امروزه با اعلام جدایی رسمی این جریانهای بظاهر اسلامیستی، ظاهراً کار به نقطه پایان این بازی رسیده است. دو احتمال در این زمینه وجود دارد. احتمال اول اینست که این جریانهای ساختگی چنان در مناطق حنگی و آزاد شده مسلط گشته اند که قصد رویارویی با ارتش آزاد سوریه و بنام “جهاد”علیه  نیروهای وابسته به غرب و سکولار را دارند و احتمال دیگر اینست که این آرایش تقابل آمیز نیرو و اعلام جدایی رسمی از ارتش آزاد سوریه و اپوزیسیون رسمی ناشی از افشاء و بی اثر شدن و حتی در تله افتادن این گروههاست.

بعنوان آخرین دلیل خود برای قلابی دانستن این القاعده ها، این پرسش را مطرح میکنم که هزینه  گزاف جنگی اینها از کجا تأمین میشود. منبع بودجه ارتش آزاد کاملا روشن است. عربستان، قطر و امارت و تا حدودی هم منابع غربی و شاید هم کمی ترکیه آنرا تأمین میکنند. ولی اینها چه و ازکجا؟

بی تردید باید در انتظار تحولات تازه ایی در صحنه نبرد بود که میتواند یا نشانگر پیشروی و یا پس روی ارتش آزاد سوریه باشد. من بعید میدانم دول غربی که مشابه چنین جریانی را پس از جنگ دوم در لهستان، اوکرائین، کشورهای بالتیک آزموده اند، در دام چنین تله ایی افتاده باشند. این احتمال که سرویسهای اطلاعاتی غرب و ترکیه و اعراب حاشیه خلیج، این تله گذاری رژیم اسد، تهران و سوریه را به دامی برای گرفتار کردن خود آنها تبدیل کرده باشند هم کم نیست.

بعنوان ختم کلام؛ امروز میشل سلیمان  رئیس جمهور لبنان در اظهاراتی که انعکاس رسانه ایی زیاد یافت اعلام کرد که بزودی همه لبنانیها از هر گروه و فرقه از سوریه به کشور برمیگردند و او نیروهای حزب الله را هم مشمول این بازگشت اعلام کرد. کدام عوامل سبب شده است که حزب الله از سوریه  عقب نشینی کند؟ این امر میتواند بر یکی از این سه معنی دلالت داشته باشد: ۱ ـ مأموریت رزمی حزب الله پایان یافته است که بمعنای خُرد کردن نیروهای مسلح اپوزیسیون سوریه است. ۲ ـ چشم انداز جنگ چنان بزیان رژیم تبره شده ااست که شانسی برای نجات آن نیست. ۳ ـ در جریان سفر روحانی و ظریف به نیویورک و توافق شوارای امنیت و روسیه وآمریکا سرنوشت سوریه تعین شده است.

No Comments