ماشین تواب سازی سیدعلی خامنه ای همچنان در کار است

Share Button

ماشین تواب سازی رژیم همچنان درکار است
سایت العریبه به نقل از یک نهاد حقوق بشری خبر میدهد که مهدی کروبی برای اعتراف تلویزیونی زیر فشارسنگین روانی بکمک کارشناسان حرفه ای قرار گرفته است. تا اینجای قضیه نمیتواند خبر تازه ایی باشد. نگارنده این ستور قریب ۵ ماه پیش در یاداشتی نوشتم که کینه رژیم و شخص رهبر به مهدی کروبی بخاطر افشاگریهایش بیشتر از کینه اش به موسوی است و همه ابزار ها را بکار خواهد برد تا وی را خُرد کند. نگارنده این سطور خود طعم شکنجه را چشیده و میداند شکنجه یعنی چه. بدون کمترین توهمی بر این باور نیستم که یک فرد هرچه هم قوی باشد میتواند در بلند مدت زیر فشار شکنجه جسمی و روحی سیستماتیک مقاومت کند. اینکه فردی ممکن است دوام آورد دردرجه اول به خود او بستگی ندارد بلکه به این بستگی دارد که شکنجه گر تا کجا حاضر است پیش رود و چه هزینه ایی را بپذیرد و چه هدفی را دنبال میکند.
سالها پیش کتاب نیمه موثقی را بنام Run home خواندم که سرنوشت رئیس بخش ایران در MI6 ، سرویس برون مرزی جاسوسی انگلیس، بود. یکی از وظائف وی آموزش مقاومت در زیر شکنجه برای مأمورینی بود که به ایران اعزام میشوند. وی آموزش میداد که با این یا آن شیوه میتوان مقاومت کرد. ازبدی سرنوشت وی در شهر«وان»، نقطه مرزی ایران و ترکیه از طرف گارد مرزی ایران دستگیرشده و نخست به کمیته مشترک سابق* و سپس به یک خانه امنیتی برده میشود. بیشتر از دو یا سه روز نمیگذرد که نامبرده زیر شکنجه همه درسهایی را که خود میداده فراموش کرده زبان گشوده وهمه اطلاعات خود به بازجویش میدهد. کتاب مذکور نه برای ایرانیان بلکه برای انگلیسها و آنهم نه برای همه بلکه دردرجه اول برای آنها که به نوعی درگیر کارهایی در زمینه فعالیت های مخفی هستند نوشته شده است.
در زمان شاه چریکهای فدایی و مجاهدین این مسئله را بکمک کپسولهای مرگ سیانور حل کرده بودند و بهیچ وجه به مقاومت طولانی فرد اطمینانی نداشتند. ولی کروبی نه چریک است و نه اطلاعات پنهانی برای اعتراف کردن دارد و اگر اینچنین بود ترکیب مقاومت و قدری ظرافت در بازجویی میتوانست کمک کند تا طرف پاره ایی اطلاعات را بخورد و پاره ای را استفراق کند.
یکی از شگرد های اطلاعات چی ها پخش و القای این تصور است که طرف گرفتار، هم ایستاده است و هم باید بایستد و انتظار اینست که تا آخر بایستد. القای این تصور به مردم، آنها را در برابر سورپرایز خُرد شدن و درهم شکسته شدن چهره ایی که از آن انتظار مقاومت فرا انسانی داشتند چنان بی دفاع میکند که با غافلگیری ناشی از خُرد شدن آن بت واره یکباره دوچاریأس میگردند. هرچند شکنجه گر بیشتر بتواند این انتظار را در هواداران یک شخصیت بپروراند عافلگیری و یأس پس از آن بیشتر خواهد بود. و این ان هدفی است که جلادان و شکنجه گران رژیم به فرمان مقام معظم رهبری تعقیب میکنند.
من نمیخواهم وارد مراودات نزدیک شخصیتی مثل آقای کروبی شوم ولی فکر میکنم چنین تصوری و انتظاری، بسیار حساب شده ایی از طرف دستگاه های اطلاعاتی نسبت به، هم موسوی هم کروبی به جامعه و هواداران آنها تلقین میشود تا در صورت موفق شدن شکنجه گران موفقیت غافلگیر کننده آن بیشتر و اثر یأس آفریننده آن خُرد کننده باشد.
نگارنده این سطور مطلقاً نه در گدشته و نه حال اصل را بر این نگذاشته است که رهبران و فرزنگان جنبش سبز میتوانند و باید از خود قدرت و مقاومتی فراانسانی نشان دهند. چنین انتظاری با ابتدایی ترین موازین دانش «نوروسایکولوژیک» تطبیق نمیکند. ساده ترین کار استفاده از داروهای روان گردانیست که است که کاربرد آنها پس از مدتی اراده هر فردی را شکسته و از او آدمی غیر از او میسازد.
هواداران جنبش سبز نباید، نه خود به این توهم بیافتند و نه این توهم را بگسترانند که اسیران سبز، چه میخواهد حسن باشد یا حسین یا مهدی ، از آهن و فولاد نیستند و در برابر شکنجه طولانی روانی خُرد شدنی هستند.
اما تنها دانستن این مطالب مسئله ما را حل نمیکند. ما باید بدانیم هدف مشخص رژیم از برنامه خُرد کردن رهبران سبز چیست؟
بی هیچ تردید ضربه روانی و یأس آفرینی در کل جنبش سبز و محروم کردن ان از چهره های نمادین آنست. چندی پیش در رابطه با کشتن «بن لادن» مطلبی از یک نویسنده ترک در «حریت» خواندم که به نقل از یک متخصص ـ نامش یادم نیست ـ نوشته بود یک سازمان را با حذف رأس آن میتوان متلاشی کرد ولی اگر یک سازمان بر یک اندیشه استوار باشد با کشتن نصف اعضاء یا هواداران آن جریان هم نمیتوان آنرا از بین برد.
نباید گذاشت رژیم روی خُرد شدن رهبران سبز برای خود دوچار اشتباه محاسبه شود. رژیم باید بداند جنبش سبز امروز دیگر قائم به موسوی و کروبی نیست. رژیم باید بداند اندیشه سبز چنان در شبکه معرفتی و عصبی جامعه دویده است که تلاش او برای خرد و از سکه انداختن رهبران جنبش سبز چیزی جز نفرت، و احساس انتقام در جامعه نسبت به جنایتکاران حاکم و در رأس همه سید علی خامنه ایی نمی آفریند. رژیم باید بداند که با کشتن و خُرد کردن موسوی و کروبی و هزاران هزار فرزانگان جنبش سبز، پرچم سبز پیکار بر زمین نخواهد افتاد.
فقط این شیوه واکنش ماست که میتواند این رژیم ضد انسانی و آزادی کش را نسبت به آن برنامه شومی که برای کروبی دارد به تأمل وادارد.
با درود به مهدی کروبی و میر حسین موسوی که آتش مقدس پیکار برای آزادی را، پرومته وار در این تاریکخانه استبداد افروختند و امید نور را به قلبهای ما تاباندند.
*
نمیدانم نام امروز این شکنجه گاه چیست.

No Comments