رضا شاه در آئینه تاریخ

Share Button

رضا شاه که بود؟ چه کرد؟ 

رضا شاه که بود؟ چه کرد؟
در رابطه با سلسله پهلوی من همواره بر یک نکته تأکید کرده ام که متأسفانه کمتر مورد توجه قرار گرفته است و آنهم اینست که پادشاهی پهلوی تنها و نخستین پادشاهی در تاریخ، نه تنها تاریخ ایران بلکه تاریخ دنیا است که از درون جامعه مدرن و طبقه متوسط و جامعه مدرن شهری برآمد و نه از درون جامعه ایلی، فتودالی و اشرافیت که سابقه همه سلسله های سلطانی جهان و تاریخ بود. اینکه رضا شاه و پسرش محمد رضا، نوکران آمریکا و انگلیس بودند یا نه؟ مسئله ای ایست که شریعتگرایان، مصدق طلبان و کمونیستهای روسوفیل ایران آنقدر راجع به آن گفته و نوشته و بحر طویل ساخته اند که در این زمینه دیگر جایی برای نیم گفته های مغایری چون منی باقی نمی نماند. میز گرد صدای آمریکا با شرکت: ایرج آریانپور ( روزنامه نگار و جامعه شناس) یوسف اشکوری (روحانی خلع لباس شده و نو اندیش دینی) تفرشی (محقق تاریخ) گامی است در توضیح اینکه رضا شاه که بود؟
تاریخ جهان بیاد ندارد ملتی تا این حد در دام اوهامات القاء شده به بزرگان تاریخ خود به ناروا پشت کرده باشد که ما ایرانیان نحت القاءآت کمونیسم روسی و شریعتگرایی دینی و مصدق پرستی کاسب کارانه و یا شیفته گرانه با میهن خود کرده ایم.
اگر ایران امروز به سرنوشت افغانسان دوچار نشده است نتیجه کارهای همان پدر و پسر است که شالوده ایی را ریختند که پس از سازندگیهای ها و فرهنگ آفرینی های دوران آنان دیگر شریعت و شیخ پذیر نبود و نیست.
منظور، زنده کردن و به تخت برگرداندن رضا شاه و محمد رضا شاه و احیاء سلطنت نیست، منظور فرشته سازی از این پدر و پسر نیست، مسئله انکار دیکتاتوری آنان نیست؛ مسئله تغیر یک نگاه تاریخی است که نبرد مدرنیته و سنت طلبی و فرا تر از آن جنگ تاریخیِ نهاد متولی گری دین و نهاد مملکت داری و دولتمردی مضمون اصلی آنست که در این پیکار تاریخی، اولی فقط سنت نیست بلکه انگل وارگی نیز هست و دومی هم فقط بگیر و ببند و بکُش نیست بلکه آئین کشورداری مدرن نیز میباشد.
این تغیر نگاه لازمست تا ما در پیکار امروز خود برای آزادی و تجدد”جایگاه مبارزاتی و خاکریز دفاعی و اهداف تعرضی و استراتژیک و تاریخی ” خود را بشناسیم و بنام اپوزسیون و با اپوزیسیون بازی آب به آسیاب حاکمیت دینی فاسد کنونی نریزیم، نا خواسته به نوکران بدون مواجب رژیم تبدیل نشویم، به هدفهای اشتباهی شلیک نکنیم و از امامزاده های بی معجزه و قلابی، قداست آفرینی نکنیم و تئوکراسی کنونی حاکم را ابد مدت نکنیم.

حیات زیست گیاهی بطور طبیعی میتواند یک زمستان، در زیر برف خود را حفظ کند ولی اگر زمستان طولانی شود و بذرها و پیازهایی که باید با آب شدن برف و یخ، سینه زمین را بشکافنند و برویند همچنان در زیر لایه های سنگین برف خفه شوند، خطر این هست که این دنیای زنده گیاهی زیر برف دیگر هرگز نروید. زمستان استبداد دینی با جامعه ما آن خواهد کرد که یک زمستان چند ساله  و انجماد آفرین بر سر طبعیت می آورد. میهن ما میرود تا زیر بار واگرایی اجتماعی، هویت سوزی تاریخی و هویت سازی عاشورایی و حوزوی بجای آن، با خویش هم بیگانه شود. جامعه ما میرود تا در این زمستان طولانی سیاسی روی بهار را دیگر نبیند. میرود تا قدرت شخصیت آفرینی خود را در عرصه سیاسی از دست بدهد زیرا که رژیم آگاهانه مرفین  و زهر شخصیت سوزی را به عروق جامعه تزریق میکند تا ما خود خود را تخریب کنبم.

در ویدئو کلیپ زیر از صدای آمریکا همه آنچه راجع به عصر پهلوی باید گفته شود گفته نمیشود ولی آنقدر هست که بما تصویری متفاوت از آنچه تا کنون به ناروا تبلیغ شده و میشود بدهد.

حبیب تبریزیان

No Comments