ویرانگری ۸ ساله می تواند تکرار شود، اگر …

Share Button

» تکمله بر گزارشی که خواب از چشم ها ربود
چهارشنبه, ۶ آذر, ۱۳۹۲

چکیده :در هر کشوری امکان سوء مدیریت هست، در هر کشوری فساد کم و بیش پیدا می شود، اما اینکه چنین فاجعه ای می تواند با حداکثر قدرت ۸ سال دوام بیاورد و اکثریت مردم مخالف هم نتوانند خود را از زیر بار چنین فاجعه ای نجات دهند، نکته ای است که ناگزیر تحلیل ها را به سمت نقد عمیق تر حاکمیت می…

کلمه – علی بردبار

گزارش دیشب حسن روحانی از آنچه بر سر کشور در ۸ سال دولت احمدی نژاد آمد، جای حرف زیادی نگذاشته است. بسیاری حیرت زده از آن گزارش حیرت آور رئیس جمهور، خواب از چشم هایشان ربوده شد و انگشت حیرت به دهان گزیدند که چه بر سر کشورشان آمده؟ اگرچه این گزارش، واگویه بخشی از دغدغه های میرحسین در انتخابات ۸۸ بود که بنا بر همان ها احساس خطر کرد و به انتخابات وارد شد، اگرچه بسیاری از این حرف ها در همه آن سال های تلخ گفته شده و افرادی بابت آن هزینه های سنگین پرداختند، جنبش بزرگ اعتراضی شکل گرفت، در کشور دعواها شد، خون بر زمین ریخت و زندان ها پر شد، اما تا وقتی از زبان رئیس جمهوری که در قانونی بودن او دیگر شک و شبهه ای نیست به زبان عدد و رقم مطرح نشده بود، چنین بی نیاز از حرف دیگری نمی شدیم. او نشان داد که ۸ سال به نام ساده زیستی و دزدگیری به کشور حمله شده است. خطاهایی که در این مدت در اداره کشور وجود داشته آنقدر فاجعه بار است که بسیاری از منتقدان، شائبه نفوذی بودن بخشی از تیم حاکم بر کشور در سال های گذشته را دارند و معتقدند این همه تلاش برای نابودی کشور و ایجاد اختلاف عمیق بین نیروهای انقلاب و تحمیل هزینه بر کشور، نتیجه صرفا خطای مدیریتی نیست و چه بسا تعمدی در کار بوده باشد. بی آنکه بخواهیم در باب این ادعا قضاوت کنیم، این شائبه ها نشان می دهد که عامدانه یا غیر عامدانه چه بلایی به سر کشور آمده است که با محدود کردن آن به خطای مدیریتی قابل هضم نیست.

اما نکته مهم تری که از این فاجعه وجود دارد، بحث از امکان تداوم طولانی مدت چنین وضعیتی است. مسلما چنین فاجعه ای از همان اوایل آغاز به کار دولت احمدی نژاد قابل پیش بینی بود. بسیاری از کارشناسان و کارکشته های مدیریت کشور هم در این باره هشدار داده بودند که دولت قصد جان کشور کرده و همه را با هم به لبه پرتگاه می کشاند. اما نه فقط به آن هشدارهای روشن وقعی نهاده نشد که صداها را خفه کردند. ۸ سال مجلس اجازه داد که چنین بلایی بر سر کشور بیاید، ۸ سال حمایت بخش های مختلف حاکمیت پشت سر آن ماشین عظیم نابودکننده بود. مردم هم که خواستند به داد خود برسند و پس از ۴ سال ویرانگری نجات پیدا کنند، آن ماشین ویرانگر، به ماشین مهندسی انتخابات و سپس سرکوب معترضان تبدیل شد. گویی هیچ راهی جز تن دادن به فاجعه نبود و آن همه هزینه از آبروی نظام و کشور برای چنان دولت بی آبرو و بی کفایتی ناگزیر شده بود.

البته در هر کشوری امکان خطا وجود دارد، در هر کشوری امکان سوء مدیریت هست، در هر کشوری فساد کم و بیش پیدا می شود، اما اینکه چنین فاجعه ای می تواند با حداکثر قدرت ۸ سال دوام بیاورد و اکثریت مردم مخالف هم نتوانند خود را از زیر بار چنین فاجعه ای نجات دهند، نکته ای است که ناگزیر تحلیل ها را به سمت نقد عمیق تر حاکمیت می برد. خود را نباید گول زد و با خود صادق بود. آیا سیستمی که در آن ۸ سال مداوم امکان چنین فاجعه ای وجود دارد و کسی را یارای پیشگیری از آن نیست به نقد ریشه ای تر نیاز ندارد؟

آیا نباید به نقد ساختار قضایی پرداخت که اجازه اعتراض به چنان دستگاه ویرانگری را نمی داد و معترضان را به زندان می افکند؟ آیا بدون اصلاح پلیسی که معترضان به آن دولت ویرانگر را کهریزکی می کند، می توان از عدم تکرار آن فاجعه مطمئن شد؟ آیا بدون بازخوانی عملکرد شورای نگهبان و نظارت استصوابی که موجد چنان مجلس بی بخاری می شود که همراه ۸ سال ویرانگری می شود، می توان از هراس تکرار آن فاجعه رها شد؟ آیا سیستم تشدید سانسوری که بر رسانه ها حاکم شد در ایجاد آن کابوس ۸ ساله نقش نداشت؟ آیا سهم اجرای گزینشی و توام با قرائت غیردموکراتیک از قانون اساسی در این ویرانگری را می توان ناچیز برشمرد؟ اگر فصل سوم قانون اساسی (حقوق ملت) اجرا میشد و اصول دیگری همچون اصل ۱۱۰ از حدود خودش فراتر نمی رفت، گرفتاری کمتری نداشتیم؟

آقای روحانی در مصاحبه دیشب خود اشاره کردند که می خواهند سازمان مدیریت و برنامه ریزی را احیاء کنند. بسیار کار خوبی است، اما خیلی چیزهای دیگر نیز در این ۸ سال یا به خطا شکل گرفتند و یا ویران شدند که در ایجاد آن فاجعه تاریخی نقش داشتند. اگرچه اصلاح همه آنها یکجا ممکن نیست و منطق اصلاح گام به گام را اغلب منتقدان باور کرده اند، اما آقای روحانی و همه طرفداران تغییر و بهبود مدیریت کشور در دولت و بیرون از دولت باید به این نکته مهم دقت داشته باشند که یک سیستم وسیع در ایجاد آن فاجعه مشارکت داشته و حل آن بهبود متوازن در همه عرصه هاست، نه فقط بهبود در مدیریت اقتصادی و سیاست خارجی. اصلاح گام به گام باید به همه عرصه ها تسری یابد.

آقای رئیس جمهور دیشب به نکته جالبی اشاره کردند. ایشان فرمودند که نمی شود با دنیا سر جنگ داشت، آنگاه کشور را آنطور که در دولت نهم و دهم شاهد بودیم، به واردات وابسته کرد. در واقع ایشان به درستی به نسبت سیاست های اقتصادی با سیاست خارجی کشور اشاره کردند که باید با یکدیگر متناسب باشد. خدمت ایشان عرض می کنیم که بهبود در اقتصاد و سیاست خارجی هم بدون بهبود در شرایط سیاسی و امنیتی و قضائی و اجتماعی و فرهنگی کشور محال است. همه این عرصه ها به یکدیگر وابسته اند. در ظرفیت یک یادداشت نمی گنجد تا برای تک تک آنها مثال آورد، اما خود مدیران دولت که اکثرا از مدیران قدیمی هستند، تجربه های متعددی را بخاطر دارند، که توسعه و بهبود غیر متوازن به ناکجاآباد می رسد. استراتژی اعتدال، توسعه و بهبود مدیریت کشور باید به همه عرصه ها کشیده شود. حتی اگر شده سرعت بهبود سیاست خارجی و اقتصاد قدری کند شود تا بهبود و تغییر در سایر عرصه ها پابپای آن دو عرصه حرکت کنند، می ارزد. باید نسیم اعتدال به کل ساختار حاکمیتی کشور دمیده شود و آقای روحانی با توجه به تجربه تلخ ۸ سال دولت ویرانگر احمدی نژاد در دوره حاکمیت یکدست اقتدارگرا، می تواند این ضرورت را به همه حاکمیت اثبات کند.

No Comments