ابتذال اسلام حکومتی، پروراننده ابتذالگرایی ضداسلامی

Share Button

تکیه رژیم از روز نخست بر رعایت و یا تحمیل حجاب بنظر من، اساسن جنبه  کاملا  سرکوبگرانه  سیاسی داشت و نه جنبه شرعی . حجاب برای رژیم دست آوزیری شریعت نمایانه بود تا مخالفین سیاسی خود را که برایشان آزاده پوشی امروزین و مدرن و تن ندادن به حجاب اجباری مهم بود را زیر فشار گذاشته، شناسایی کرده، سرکوب و منزوی کند. والی درهمان زمان که رژیم به بیرون افتادن یک تار موی دختران مدرن و آزاد پوش تهرانی بند میکرد و آنها را به خاطر همین جرم به تخته شلاق می بست، در روستاهای ایران، زنان در این زمینه خیلی آزاد پوش تربودند و کسی هم مطلقا مزاحمشان نمیشد هر چند زن روستایی برحسب سنت، روسری دار است و نه الزامن چادری چون چادر پوشی با کار کردن زن روستایی همیشه جور در نمی آید.

الله

اول بگویم با یک دید کاملا لیبرال، من مسئله پوششی افراد و بویژه جوانان و زنان را یک مسئله شخصی میدانم ولی این بهیچ وجه مانع از این نیست که در پس رفتار پوششی و جنسی، سنی افراد و گروههای سنی و جنسی مختلف زمینه های تربیتی و فرهنگی و یا اجتماعی آن رفتار را نبینم و نگاهی تأئید آمیز یا انتقاد آمیز بدانها نداشته باشم.

امشب این عکسهای زیر را طی لینکی از دوستی گرفتم که مرا بفکر فرو برد. اگر آدم میخواهد در یک کارنوال و یا بالماسکه شرکت کند میتواند برهنه هم برود و من تحت شرایطی اینکاررا هم هیچ عیب نمیدانم ولی وقتی لباس اجغ وجغ کارنوالی و یا بالماسکه ایی بصورت مُد ترویج  شده و یا عمومیت می یابد و یا به یک واکنش عصیان آمیز ناپخته نسبت به سخت گیریهای پوششی رژیم تبدیل میگردد، به این رفتار پوششی نه مدرن پوشی میگویند نه آزاد پوشی و نه حتی دهن کجی درست و حسابی به خواهران محجبه حکومتی یا حکومت پسند. من بر خلاف بسیاری فکر نمیکنم که رژیم با این گونه ابتذال ابدا مخالف باشد زیرا او میتواند با استناد و تکیه بر این ابتذالِ پوششی ضد اسلامی و هنجار شکنانه، فرهنگ پوششی ایدئولوژیک خود را توجیه  کرده و بهنجار نشان دهد.

تکیه رژیم از روز نخست بر تحمیل حجاب بنظر من، برای رژیم اساسا جنبه  کاملا  سرکوبگرانه  سیاسی  داشت و نه جنبه شرعی. حجاب برای رژیم دست آوزیری شریعت نمایانه بود تا مخالفین سیاسی خود را که برایشان آزاده پوشی امروزین و مدرن و تن ندادن به حجاب اجباری مهم بود را زیر فشار گذاشته، شناسایی کرده، سرکوب و منزوی کند. والی در همان زمان که رژیم به بیرون افتادن یک تار موی دختران مدرن  و آزاد پوش تهرانی بند میکرد و آنها را به خاطر همین جرم به تخته شلاق می بست، در روستاهای ایران زنان در این زمینه خیلی آزاد پوش تربودند و کسی هم مطلقا مزاحمشان نمیشد هر چند زن روستایی برحسب سنت روسری دار است و نه الزاماً چادری چون چادر پوشی با کار کردن زن روستایی همیشه جور در نمی آید.

بر این مبنا رژیم حتی با فحشاء هم مخالف  نبود و نیست و حاضر است به آسانی با  قرائت یک صیغه تک جمله ایی بزبان عربی بدان پوشش شرعی هم بدهد ولی همین رژیم با آزادی و روابط جنسی مدرن مسئله دارد نه با فحشاء. رژیم فحشا را میخواهد تا در برابر آن متدهای روابط جنسیتی مورد نظر خود را پاک دامنانه و وزین نشان دهد.

آنچانکه میگویند ( من خود نمی دانم) تایلند یک فاحشه خانه چند ده میلیونی است رابطه جنسی نا متعارف در آنجا مسئله ایی نیست. ولی اگر آدم این رواج تن فروشی را با آزادی جنسی یکی بگیرد و فکر کند مسئله جنسی و جنسیتی در آنجا حل شده و تایلند به یک سوئد یا دانمارگ یا هلند آسیایی تبدیل شده است در فهم آزادی جنسی بمعنی مدرن کلمه دوچار نفهمی جدی شده است.

رژیم اسلامی ما به فحشاء نیاز دارد تا در برابر ابتذال آن ابتذال اسلامی و شریعتگرای خود را فضیلت و سلامت اخلاقی نشان دهد. رژیم به ولنگار پوششی نیاز دارد تا کپک زدگی حجاب پوشی تحمیلی خود را به زنان و دختران آزاده میهن ما بعنوان وقار و فرازنگی زنانگیِ زن مسلمان در مقابل این ابتذال نشان دهد.

همین رژیمی که در برابر این ابتذال پوششی مدارا میکند و در آینده هم بیشتر خواهد کرد در مقابل یک ساده پوشی منهای چنین روسریهایی که دهن کجی به حجاب واقعی است، کف به دهان آورده و با خشونتی حیوانی بدان واکنش نشان میدهد. اگر نه؛ این دختران میتوانند روزی امتحان کنند و ساده پوشانه  ولی بدون رو سری به خیابانها بیایند تا درجه مدارگری و حد تحمل رژیم را بیازمایند.

بر همین روال شرح داده شده فوق میتوان گفت که دین ستیزی و روحانیت ستیزی گاه مبتذل بنام سکولاریسم و مدرن نمایی، که  نمونه های آن کم هم بچشم نمیخورند، دقیقا آن حریف مفلوکی است که رژیم آنرا میخواهد تا خود را تهمتن ارزشی و نگاهبان ارزشهای اعتقادی و اخلاقی جامعه نشان دهد. و باز برهمین روال میتوان گفت نظام حاکم و رهبری آن، درروند سقوط به گرداب ابتذال دولتمدارانه و ابتذال سیاسی خویش، به نوعی اپوزیسیون همطاز خود نیازمند است و بیدن دلیل است که ابتذال آن به مخالفینش هم که مدعی اش میباشد تسّری یافته است.

در عنفوان شباب سیاستزدگی، ما چپها فکر میکردیم بی دین سازی جامعه و اثبات اینکه ما انسانها میمون زاده ائیم به پیشرفت تفکر جامعه خیلی کمک میکند حال آنکه اگر به فرض کاملا محال هم موفق میشدیم ان را توی کله مردم بکنیم، تازه یک جامعه به پوچی انیمیکال رسیده آفریده بودیم که در آن اثری  از باور بمعنی عام کلمه و نه تنها باور دینی نبود.

توضح اینکه: انومی یک حالت روانی پوچ و بیهوده شدگی است ولی امیل دورکهیم این مبحث روانشناختی فردی را به روانشناسی اجتماعی تعمیم داد. اگر بخواهیم یک نمونه از این بیماری را در سطح اجتماعی نشدان دهیم، جامعه بیمار و ارزش گریز ایران ما نمونه یک جامعه انمیکال است. رژیم با تحمیل هنجار های قلابی دینی به جامعه، در جامعه ما ارزش سوزی کرده است و این بیماری اجتماعی را درمان به این سادگی نیست

ح ـ تبریزیان

اینهم لینک آن عکسها و پوششها:

Trending in Tehran: Notes from an Iranian Street Style Blog

In “fashion for dummies” on October 17, 2013 at 1:03 pm

I‘m not sure what I expected Iranian street style to look like. Western media is so busy talking about the country’s political state of affairs and showing us just how much their government hates diplomacy, that not much tends to come our way concerning what the cool kids of Tehran are sporting these days– or indeed if there are any “cool kids” left. Well, it turns out there are, lots of them, and it’s kind of fascinating…

Straight out of Iran, comes an unlikely street style and culture tumblr, The Tehran Times, sort of like their equivalent to The Sartorialist or the Face Hunter– except with the added challenge of the country’s post-revolution dress restrictions (mandatory head scarves, no high heels, no bright colours etc).

Documenting an ever-growing group of fashion focused people in Tehran and Iran’s larger cities, The Tehran Times gives us a rare insight into the resurgence of a fashion culture. Pushing boundaries and making use of Iran’s huge textile industry and local brands, the young fashion enthusiasts show both courage and creativity in their outfit choices. We’re even going to come across a few fashion victims too, but for the most part, this is one very interesting style scene to keep an eye on…

For an informative little background story on Iranian fashion after the cultural revolution…

In 1979 Iran experienced a revolution that brought an end to centuries of monarchy and established an Islamic Republic. The newly formed Islamic Republic, heavily under the influence of the clergy, ushered huge social changes and started a campaign to uproot Western influence in Iranian culture. The Cultural Revolution closed down the universities for years while it purged the institutions of people it considered against the revolution, banned certain books and music and the consumption of pork and alcohol, and influenced Iranian fashion by making the covering of the hair and body mandatory for women over 9, as well as taking a stance against make-up, nail polish, bright colors, and high heels. The revolution was less proscriptive for men but, for example, discouraged them from certain hair styles. Men also stopped wearing ties, which were seen as too Western. Dress codes were and still are monitored by revolutionary guards and so-called morality police, which fined and arrested people (and still do) for violations.

Over the years Iranian people adapted to their new dress restrictions, as well as found ways to push the boundaries. As the new regime settled in over the years it became seemingly less adamant about enforcing its dress code as strictly as it had just after the revolution. In Tehran, especially in the Northern boroughs where the upper middle class and chic upper class live, coats started getting shorter and tighter, sleeves were rolled higher, pant hems went up and scarves scooted farther and farther back on bigger hair. Iranians started making underground businesses out of importing fashion from Europe, Turkey, China and the States.  … Today Iranians, especially those in larger cities like Tehran, Isfahan, Shiraz and the like, are as committed to fashion as they ever were. 

 

No Comments