سوریه در مسیر جنگ داخلی

Share Button


سوریه در مسیر جنگ داخلی!
روزقبل چهارشنبه ۲۸ سپتامبر، از طرف پرتقال، انگلیس، فرانسه و با حمایت امریکا، پیش نویس قطعنامه تعدیل شده تری از آنچه قبلاً در نظر گرفته شده بود برای اقدامات تحریمی بیشتر و سریعتر علیه سوریه تحویل شورای امینت شد. اهمیت پیش نویس این قطعنامه در ۳ چیز است:
۱ ـ پیامی است به مردم سوریه که غرب آنها را فراموش نکرده است و این یادآوری طبعاً روحیه پیکار را در مردم همچنان بالا نگه میدارد و شانس اسد را در ماندگاری اش میکاهد.
۲ ـ به مردم منطقه نشان میدهد که این؛ آمریکا، انگلیس و فرانسه هستند که در پشت سرمطالبات دموکراتیک آنها با قاطعیت ایستاده اند.
۳ ـ روسیه و چین را بیش از پیش در انظار جهانیان و بویژه مردم منطقه حامی استبداد و سرکوب نشان میدهد که با توجه به سیر تحول دموکراتیک در منطقه احساسات چند ده ساله ضد غربی را بیش از بیش نرم کرده و سوء استفاده ازاین احساسات را برای بازیهای پوپولیستی نوع احمدی نژادی و حزب اللهی روز بروز دشوار تر میکند و، با توسل به زور بیشتر رژیم اسد در سرکوب مردم هم، موضعگیری در حمایت از آن رژیم هم هزینه دار تر میشود.
۴ ـ با صدورهر قطعنامه وعدم اجرای مفاد آن از طرف رژیم اسد، دفاع از آن رژیم برای حامیانش در سطح بین المللی دشوار تر شده و خود رژیم سوریه را نیز درچنان موقعیت دفاعی قرار میدهد که هر ذره عقب نشینی برایش سقوط آفرین تر نیز خواهد شد.
روزنامه هاآرتس چاپ اسرائیل نیز ازتصمیم دولت ترکیه به اعمال تحریمات سخت علیه حکومت اسد خبر میدهد.
دیروز،روزنامه ژروزالم پست نیز، ضمن درج عکس بزرگ اردوغان با تیتر درشت مینویسد: « نخست وزیر ترکیه با اشاره به ایران بعنوان یگانه حامی بشار اسد که کمکهایش آن رژیم را سرپا نگاه داشته است در مورد این حمایتها به ایران شدیداً هشدار جدی داد است. بنا به گفته رادیو ترکیه، وی میگوید؛ که کلید سوریه در دست ایران است و اضافه میکند که که ترکیه دیگر به ایران اجازه نخواهد داد تا از محدوده های این کشور برای ارسال اسلحه به سوریه استفاده کند.»
لازم به یاد آوریست که هفته قبل خبرگزاریهای جهان از توقیف یک کشتی حامل اسلحه به سوریه توسط ترکیه خبر دادند که قطعاً صاحب این کشتی و محموله تسلیحاتی آن جز ایران کشور دیگری نمیتواند باشد.
روزنامه الشرق الاوسط مقاله ایی طولانی راجع به لغزیدن تدریجی سوریه بسوی جنگ داخلی دارد و از قول مردم نقل میکند که؛ چرا ناتو به کمک آنها نمی آید؟ نگارنده مقاله الشرق الاوسط نظر گروههای مختلف اپوزیسیون را بیان میکند که بخشی از آنان موافق و برخی موافق مبارزه مسلحانه علیه رژیم هستند.
آنها که بر مبارزه مسلحانه تأکید دارند استدلال میکنند که رژیم امکانی برای مبارزه مسالمت آمیز باقی نگذارده است و آنها که مخالف هستند در درجه اول از فرقه ای (سکتاریانیستی) شدن جنگ داخلی میترسند و در درجه دوم از اینکه مبادرت به مبارزه مسلحانه، به رژیم اسد؛ هم در سرکوب بیشتر جنبش مسالمت آمیز مردم حقانیت خواهد داد و هم اینکه تبلیغات آنرا دایر بر اینکه یگانه عامل ثبات و امنیت درکشور است را تأئید خواهد کرد.
بخشهایی ازمردم نیز از لبنانیزه شدن و وقوع جنگ فرقه ایی اجتناب ناپذیر ـ چه رژیم برود و چه نرود؛ چه از رژیم خوششان بیاید یا نیاید ـ برای لزوم مسلح شدن خود دلیل آورده و از آن نتیجه میگیرند که باید مسلح شوند زیرا امنیت درهر حال از بین رفته و بیشتر ازاین هم از بین میرود و بنا براین هر کس باید بتواند خودش از حریم خویش دفاع کند.
در عین حال رژیم بشار اسد که همه فرصتها را برای اصلاحات سیاسی و مشارکت دادن مردم و مخالفین درامور مملکت را از دست داده است بیشتر و بیشر به خشونت متوصل شده و در آخرین رویکردهای خود، به تعقیب خانواده های مبارزانی که قادربه دستگیری آنان نیست پرداخته است. هفته قبل مأمورین رژیم سر خواهر یکی از مبارزانی را که حاضر نشده بود خود را به مراجع امنیتی معرفی کند، بریده و پیکر اورا در خیابانها انداخته اند. خبرراجع به تعقیب، بازداشت و شکنجه و آزارِ خانواده های مبارزان و ارتشیان ترکِ خدمت کرده زیاد است که حکایت ازاین دارد که رژیم کنترل خود را بر خویش از دست داده است.
موج فرار از ارتش گسترش می یابد و البته این احتمال را باید قوی دانست که برخی از این فرارها میتواند توسط خود رژیم برای رخنه در درون اپوزیسون مسلح ترتیب داده شده باشد، همان روشی که قذافی هم وسیعاً بکار برد ولی این گونه تدابیر هم کمکی به رژیم نکرده و اپوزیسیون در کوران مبارزه، ستون پنجم را شناخته و آنرا تصفیه خواهد کرد هر چند با هزینه بسیار.
در گزارشی دیگر خبر میرسد که «شورای ملی سوریه»، یکی از ائتلافهای اخیر که درست شده است، از همه نیروهای مخالف رژیم دعوت کرده تا در همایشی برای روزهایی ۲ و ۳ اکتبر یعنی ۵ روز دیگر، در استانبول جمع شوند تا بتوانند یک ارگان مرکزی ایحاد کنند. ناگفته نماند این هفتمن و یا هشتمین از این نوع نشست ها است.

اتحاد اپوزیسون و نقشی که غرب میتواند در تسریع آن بازی کند:
در رابطه با اتحاد اپوزیسون سوریه، من در آینده یاداشتی تحلیلی راجع به کمک غرب در متحد کردن نیروهای ضد قذافی و کمک به شکل گیری شورای موقت دولتی آنجا به رهبری «جبریل» خواهم نوشت ولی مختصراً در اینجا میگویم که کمک بزرگتروتعین کننده تر ناتو و غرب به اپوزیسیون ضد قذافی قبل از آنکه کمک نظامی بوده باشد، سازماندهی شورای دولتی موقت و سازماندهی واحد های نظامی در میان انارشی جنگی و وجود باند های مشکوک مسلح بود که بدون ایجاد یک چنین نیروی مرکزی ای شانسی برای پیروزی بر قذافی وجود نداشت. اگرغرب به سازماندهی و ازآن مهمتر، به «اتوریته آفرینی» برای اپوزیسیون قذافی، کمک نمیکرد با صدها برابر بیشتر از آن بمبارانهای هوایی هم، رژیم قذافی ساقط شدنی نبود چون مخالفین آن، چنان پراکنده بودند که قادر نبودند از خود، در سطح یک دِهکده یا شهرک هم مدیریت خود را مستقر کرده به بمردم بقبولانند تا چه رسد به کل کشور. این کاستی در سوریه بعلت قدرت وحشتناک دستگاههای امنیتی سوریه بمراتب از لیبی بیشتر است. لذا نتیجه ایی که من میخواهم در اینجا بگیرم و تنها به لیبی و سوریه هم محدود نمیشود اینستکه؛ تا غرب با استفاده از نفوذ خود و احساس ضرورت و نیاز به کمک گیری از آن، از طرف اپوزیسون، به اتوریته بخشی به یک ارگان مرکزی اپوزیسیون سوری کمک نکرده است انتظار اینکه خود این اپوزیسیون به تشکیل چنین ارگانی موفق شود تقریباً غیر ممکن است زیرا پراکندگی و تفرقه در آنها بیشتر از آنست که آنها خود بتوانند با درایت و همزیستی خود بر آن فائق آمده و برای خود دردرون جامعه اتوریته و اعتماد آفرینی کنند مخصوصاً که این َتفَرُق بطور دائم توسط ستون پنجم رژیم اسد تغذیه و شارژ میشود.
البته میدانم که چنین با صراحت از کمک غرب در سازماندهی اپوزیسیون سوریه، که هیچ بعید نیست در صورت تضعیف جنبش سبز مدلی هم برای آینده ما باشد، سخن گفتن زود هنگام باشد و به ذائقه آنانی هم که خود را الترناتیو بی چون و چرا و طبیعی رژیم میدانند خوش نیاید ولی آینده نشان خواهد داد که متأسفانه بدون کمک غرب از جمله در این زمینه جنبش دموکراسی خواهی نه در سوریه و نه در بقیه منطقه پیش نخواهد رفت. معادلات تغیر یافته قدرت را در منطقه باید جدی گرفت و از نگاه آرزومندانه و آرمان گرایانه پرهیز کرد زیرا هزینه دار است.
سخن پایانی اینکه درتأئید گزارش تحلیلی الشرق الاوسط دیروز، باید بگویم که بنظر من هم سوریه در مسیر جنگ داخلی قرار گرفته است و بعید مینماید که نیرویی باشد یا بتواند و بخواهد که آنرا در این مسیر متوقف کند. آنچه میتوان امید وار بود و آرزو کرد اینست که با هوشیاری اپوزیسون و کمک غرب، چنین جنگ ناخواسته ایی در مسیر جنگ فرقه ایی( سکتاریانیستی) نیافتاده و صورتی ملی، علیه کلیت دیکتاتوریی و استبداد را بخود بگیرد.
کم نیستند نیروهایی که حد اکثر سعی خود را خواهند کرد تا اگر نتوانند رژیم اسد را نجات دهند اقلاً جنگ داخلی را به جنگ سکتاریانیستی تبدیل کنند تا بلکه در کوره فرقه گرائی آن نان خویش را بپزند.
ایران، روسیه، حزب الله و به نوعی دیگر القاعده از جمله این نیروها هستند.

No Comments