انقلاب دوم تونس یک رخداد با اهمیت دیسکورسیو

Share Button


و سخن آخر اینکه،  این تحولات در تونس، همانند تحولات مصر، حاصل نبردی سه ساله و همه جانبه بین اسلامگرایان شریعت خواه و جامعه مدنی بوده است که به پیروزی دومی بر اولی انجامیده و موضوع و مضمون این مبارزه نه منحصر به جامعه تونس بلکه مسئله ایی است که به اشکال مختلف گریبان گیر همه جوامع و ممالک اسلامی است، از اینرو، این پیروزی را اولاً بحق انقلاب دوم تونس و علاوه برآن ، آنرا باید یک پیروزی دیسکورسیو “گفتمانی” بر اسلام سیاسی میتوان تلقی کرد که ترکشهای پیروزی آن دیر یا زود به همه منطقه و جهان اسلام اصابت خواهد کرد. پیروزی مردم تونس در عزل دولت اسلامگرای النهضت و وادار ساختن اسلامگرایان آنجا به تن دادن به یک قانون اساسی مدرن و لیبرال دموکراتیک و پذیرفتن غیراسلامی بودن دستگاه دولت و امر سیاست در آن کشور فقط یک پیروزی برای مردم تونس نیست.

با فاصله گیری از اسلامگرایی، تونس بسمت دموکراسی لیبرال پیش میرود

نگارش تحلیلهایی راجع به تحولات سیاسی این سه ساله ی  تونس در برنامه ام بود که متاسفانه بعلت اولویت های دیگر مقدور نشد. بنظر من پس از مصر، تا آنجا که به نقش و سرنوشت اسلامگرایی در آینده منطقه و دنیا مربوط میشود تحولات تونس نیز اهمیت کاملاً تاریخی و حتی جهانی دارد زیرا پیامدها و بازخوردهای این تحولات به درون مرزهای تونس محدود نخواهد ماند کما اینکه مال مصر نمی ماند.

تحولات تونس شباهتها و تفاوتهایی با تحولات مصر دارد که توجه بدانها همانقدر اهمیت دارد که خود مسئله تغیرات این سه ساله:

۱ ـ تونس در زمان سرنگونی زین العابدین بن علی، نه تنها به لحاظ ساختار قدرت سیاسی، بلکه بلحاظ  فرهنگی و حقوق مدنی، یکی از لائیک ترین و  سکولارترین کشورهای اسلامی بود شاید از ترکیه جلو تر. اولین نتیجه این پیش زمینه سیاسی و فرهنگی این شد که اسلامگرایان تونسی نتوانستند انقلاب ضد دیکتاتوری در آن کشور را به انقلاب اسلامی، حق و اعتبار دینی را به حق و اعتبار سیاسی بقصد بهره برداری از باورهای دینی مردم تغیر دهند هرچند تونس آنقدرها هم سوپر مدرن نبود که سرآنجام در نخستین انتخابات پس از انقلاب  هم اسلامگرایان در آن بیشترین سهم را از آرای مردم کسب نکنند.

۲ ـ تفاوت پیروزی اسلامگرایان در تونس با مصر در این بود که در تونس نه سلفسیتها با آرای ۲۳%ی خود بلکه جریانهای چپ سنتی یا بجای مانده از آن چپ، متحد اسلامگریان شده و دولت تشکیل دادند و نیروهای لیبرال دموکرات و چپهای غیر سنتی و نیروهای وابسته به رژیم زین العابدین بن علی از همان روز نخست با قاطعیت در مقابل اسلامگریان ایستادند هرچند بدون  آن همبستگی ای که ائتلاف ملی مصر داشت. نتیجه این تقابل این شد که اسلامگرایان تا آن حد نتوانستند فرادستی یافته و مانند اخوان المسلمین در مصر تاخت و تاز کنند تا آنجا که خشم مردم را برانگیزند و سرنوشتی را نصیب خود کنند که با یک انقلاب ضد اسلامگرایی در ژوئیه سال قبل سرنگون شده و غیر قانونی شوند.

۳ ـ برخلاف مصر که در آنجا اسلامگرایان بعلت برتری قاطع خود، مجلس قانونگزاری و دولت را یکسره قبضه کردند،  اسلامگرایان  تونس به رهبری النهضت زیر ۵۰% بودند و لذا روند تدوین قانون اساسی جدید بعلت کشکمکش طولانی ، در موعد یکساله مقرر و بدون اینکه تمام هم شود به پایان رسید که باعث خشم مردم شد. نبرد در تونس بیش از آنکه در خیابانها انجام شود در درون سالن کنگره تدوین قانون اساسی جریان داشت. بخشی از نیروهای سکولار همان اول کنگره را ترک کردند و تقریباً بی نتیجه به  بسیج خیابانی پرداختند و برخی جناحهای آنهم که در کنگره ماندند بعلت قلت  نسبی خود نتوانستند در برابر اسلام گرایان ایستاده و از گنجاندیدن مواد شریعتگرایانه در قانون اساسی جلو گیری کنند. سرانجام در یک توازن شکننده بین جنبش خیابانی و مبازه پارلمانی برای قانون اساسی جدید، و پس از اعتصابات و اعتراضات خیابنی و تهدیدات فداراسیون قدرتمند اتحادیه های کارگری اسلامگرایان  در یک مهلت یک ماهه داده شده، هم به تغیر مواد شرعی در قانون اساسی تن دادند و هم به تشکیل یک دولت بیطرف تکنوکرات.

۴ ـ  نتیجه چنین فرایندی کشمکش آمیزی این شد که اسلامگرایان تونسی توانستند، هم جایگاه خود را درساختار در حال شکلگیری قدرتی که هنوز فرم کامل حقوقی بصورت حکومت (نه صرفاً دولت)  نیافته است حفظ کنند و هم توانستند رگه تشرع را در مجموعه قانون اساسی حد اقل در همان حد مصر بگنجانند امتیازی که به نسبت سکولار بودن جامعه تونس برای اسلامگرایان آنجا زیادتر از سهم اجتماعیشان بود. در مصر سکولار ها بیشتر از سهم اجتماعی خود در تدوین قانون اساسی و نیروی محرکه پشت آن سهم گرفتنند و در تونس برعکس. مصر با اینکه بمراتب از نظر مذهبی بودن مردم، از جامعه تونس مذهبی تر است، مشابه همان قدر قانون اساسی با مواد دینی بسته بندی شد که در تونس و نتیجه بلحاظ صرف حقوقی تقریباً یکسان و مشابه از آب درآمد. ولی اهمیت بسیار بیشتر تاریخی قانون اساسی مصر در اینست که در حقیقت این قانون اساسی تا ۹۰% بدست سکولاریستهای لیبرال اجرایی میشود و عملاً اسلامگرایان بعنوان نیروی سیاسی/اجتماعی پشت سر مواد اسلامی و شرعی قانون اساسی نیستند چون بیشترشان بجرم های تروریستی و جاسوسی در زندان و تحت تعقیب و غیر قانونی هستند ولی در تونس درحکومت و عرصه سیاسی حضور دارند و مطمئناً  در آینده با چنگ و دندان برای پیاده کردن آن مواد اسلامی که در قانون اساسی  گنجانیده اند خواهند جنگید. ولی در مصر بعلت چیرگی نسبتاً مطلق لیبرالها و سکولارها مواد اسلامی در قانون اساسی جنبه تزئینی خواهند یافت چون نیروی حقوقی و سیاسی واقعی در پشت سر آن مواد نیست که بر اجرای اکید آنها تأکید کند. تنها جریان اسلامی در صحنه حزب سلفیست نور است که انهم در بالنس با کشیشهای مسحییان قبطی همدیگر را خنثی میکنند.

۵ ـ در تونس ارتش و نیروهای امنیتی ضعیف بودند و نتوانستند مانند مصر در فرایند اسلامزدایی از عرصه سیاسی(و نه اجتماعی و فرهنگی)، نقشی مؤثر بازی کنند.

۶ ـ  اولین نبتجه اینکه هرچند جامعه مصر حتی ارتش آن از تونس بسیار مذهبی تر است ولی صحنه سیاسی بعلت حرفه ایی و مدرن بودن ارتش و بوروکراسی بجا مانده از دوران سادات و مبارک، ساختار قدرت سیاسی بمراتب غیر مذهبی ترو به ارزشهای سکولار دموکراتیک نزدیکتر خواهد بود و سریعتر هنجار های مدرن را پذیرا خواهد شد. دومین نتیجه اینکه جامعه تونس پس از این مصالحه ناشی از بالانس  شکننده قدرت (صلح مسلح)، روی تشکیل دولت فن سالار و مجموعه قانون اساسی مرض الطرفین تدوین شده،  با نبرد اسلامگرایان و سکولار ها در عرصه قدرت سیاسی ادامه خواهد یافت و روند دولت ملت /سازی و بورکراسی مدرن در آن کشور به آن سرعتی که انتظار میرود در مصر پیش رود پیش نخواهد رفت.

و سخن آخر اینکه،  این تحولات در تونس، همانند تحولات مصر، حاصل نبردی سه ساله و همه جانبه بین اسلامگرایان شریعت خواه و جامعه مدنی بوده است که به پیروزی دومی بر اولی انجامیده و موضوع و مضمون این مبارزه نه منحصر به جامعه تونس بلکه مسئله ایی است که به اشکال مختلف گریبان گیر همه جوامع و ممالک اسلامی است، از اینرو، این پیروزی را اولاً بحق انقلاب دوم تونس و علاوه برآن ، آنرا باید یک پیروزی دیسکورسیو “گفتمانی” بر اسلام سیاسی میتوان تلقی کرد که ترکشهای پیروزی آن دیر یا زود به همه منطقه و جهان اسلام اصابت خواهد کرد. پیروزی مردم تونس در عزل دولت اسلامگرای النهضت و وادار ساختن اسلامگرایان آنجا به تن دادن به یک قانون اساسی مدرن و لیبرال دموکراتیک و پذیرفتن غیراسلامی بودن دستگاه دولت و امر سیاست در آن کشور فقط یک پیروزی برای مردم تونس نیست.

انگیزه پرداختن به این یاداشت کوتاه، روی این مسئله بزرگ، توصیه جان کری به دولت جدید تونس بود که نسبتاً با لحنی که از جایگاهی شبیه پدر خواندگی توصیه کرده است که با تمام شدن کار قانون اساسی، هرچه زودتر انتخابات را برگزار و دولت جدید تشکیل  گردد. کری در این توصیه خود  تأکید میکند، صدای فریاد مردم در کرویدورهای حکومتی همانقدر باید بازتاب یابند که در خیابانها شنیده شده اند.

در ظاهر توصیه های جان کری هیچ نکته ای که خود بخود جلب توجه کرده و یا تحریک آمیز باشد نیست. ولی نفس این توصیه ، توصیه وزیر خارجه آمریکا، امپریالیسم جهان خوار و شیطان بزرگ دیروز، با این بی پروایی عملی به یک دولت عربی و با ملت مسلمان تأئیدی بر آنچه است که من چندین طی این سه سال از شروع بهار عربی، بارها بدان اشاره کرده ام. و آنهم اینست که بلحاظ جغرافیای سیاسی؛ ما دیگر نه با خاورمیانه عربی بلکه با خاورمیانه غربی ویا بهتر گفته شود خاور میانه آمریکایی روبرو هستم. امروزه دیگر شرکت مستقیم نمایندگان آمریکا، رفت آمد منظم و مکرر آنها به خاور میانه برای میانجی گری و یا شور و مشورت  کاملاً یکی امر عادی شده است. حضور و دیدار نمایندگان و دولتمردان آمریکایی، انگلیسی و فرانسوی با دولتمردان، قانونگزاران و رهبران جنبش های مدنی و NGO ها به  یک امر کاملاً طبیعی تبدیل گردیده است. تماس داشتن و کمک مادی و مشورتی از آمریکا گرفتن دیگر نه تنها یک تابو و بی ناموسی سیاسی نیست بلکه از نگاه بخش زیادی از جمعیت مدرن این کشورها،  گواهی بر، و میزانی برای قرار داشتن امر سیاست در جاده ای  درست و فارغ از  ماجراجویی وعربده های چالشگرانه انقلابی نمایانه است.

این تحول شگفت انگیز به خاور میانه محدود نیست، جان مک کین سناتور محافظه کار معروف آمریکا، در پشت سنگرهای میدان استقلال کیف روی سکوی سخنرانی میرود و فریاد میزند ای مردم اوکرائین: قانونگزاران و جامعه آمریکا و من ، مک کین با شما هستیم! و با فریاد شوق مردم و کف زدن دهها هزار جمعیت تظاهر کننده روبرو میشود. تعداد زیادی از دیپلمتها و نمایندگان هیئت های پارلمانی در اعتراضات توده ایی در کیف شرکت و با مردم ابراز همبستگی کردند. نظارت بنیاد کارتر بر انتخاباتهای پارلمانی و ریاست جمهوری یا رفراندمها  دیگر به  نشانه و معیاری برای سلامت فرایندهای رأی گیری در این کشورها تبدیل کردیده است. اظهار نظر برک اوباما در مورد چند و چون امر دولتمداری و سیاست در کشورهای جهان سوم همانقدر مورد توجه قرار میگیرد که اظهارات رهبران و بزرگترین مقام سیاسی این کشورها.  و همه اینها یک چیز را نشان میدهد؛ و آنهم پذیرفتن نقش غرب در مهندسی و معماری سیاسی دنیای جدید امیباشد و نه اینکه آن غرب به هجوم نو استعماری جدیدی دست زده است بلکه بعلت موفقیت نظام  سیاسی اجتماعی آن که توانسته است” بیشترین سعادت را برای بیشترین مردم” فراهم سازد ( این عبارت از جرمی بنتام پدر سیاسی لیبرالیسم است. ) نظام دموکراسی غربی، نظامی عاری از عیب نیست ولی آنچنانکه یکی از متفکرین سیاسی قرن گذشته گفت،  هنوز بدیل بهتری هم برای آن یافت نشده است. امروزه منشاء “ثروت ملل” برخلاف عصر آدام اسمیت و ریکاردو نه کارخانجات و زمین بلکه مغزهایی است که در لابراتورآرها ی دانشگاهی هر لحظه شگفتی می آفرینند و ثروت را با سرعتی دیجیتالی و نوری تولید میکنند. از رسوبات هیدرو کربنی  نفت و گاز تهیه میکند وسلولهای مادر را میسازند که میتوانند با آن ارگان سازی بیولوژیک بکنند.

در چنین دنیای جایی برای مرگ برآمریکا نیست.

فرازهایی از سخنان جان کری به نقل از نهار نت لبنان:

جان کری دیروز چهار شنبه به دولت جدید و غیر حزبی تونس تأکید کرد هرچه سریعتر با برگزاری انتخابات، گام بعدی را برای گذاردموکراتیک کشور بردارد.  کری گفت دولت   و قانون اساسی جدید تونس پس از تشکیل اولی و تصویب  دومی، سه سال  پس از انقلاب بهار عربی، ” یک نقطه چرخش تاریخی در گذار دموکراتیک تونس میباشند”

کری گفت” او چشم به آینده دوخته است تا با نخست وزیر جدید مهدی جمعه  در این دوره سرنوشت ساز همکاری کند و میخواهد ببیند، همانگونه که صداهای زنان و مردن تونس در خیابانهای تونس شنیده شدند، این صداها در راهروها وسالنهای دولتی هم شنیده شوند.”.  

 ******************
آخرین کامنت:
بچه که بودم، مادربزرگم داستان اصحاب کهف را و غار معروفی را که آنها در آنجا برای ۴۰۰ سال متمادی بخواب رفته بودند را چند بار تعریف کرد. داستان اصحاب کهف و خواب ۴۰۰ ساله آنان، همیشه برای من یک داستان و افسانه بود. ولی با خواندن رجزهای سردار پاسدار جعفری در سایتهای داخلی کشور که وسیعاً هم بازتاب یافت دایر بر اینکه: “ما در رویای رویارویی نظامی با آمریکا هستیم”، فهمیدم داستان اصحاب کهف در دستگاه دیوانه سالار و مست از اعمال قدرت بر خود مردم، در حکومت ما داستان نیست بلکه یک واقعیت است.

…………….

Kerry Calls for Swift Elections in Tunisia

 

W460

by Naharnet Newsdesk ۱۶ hours ago

U.S. Secretary of State John Kerry Wednesday urged Tunisia’s new government of independents to organize elections swiftly as the next step in the country’s democratic transition.

The new leadership, which replaces the Islamist-led administration, took the oath of office Wednesday and is tasked with steering the country towards democracy.

Kerry said the new government and the adoption of a new constitution were a “historic milestone in Tunisia’s democratic transition” three years after the Arab Spring revolution.

“While Tunisia’s transition to democracy is not yet complete, these are very important steps. They are positive proof that

 

Tunisia’s democratic transition can succeed,” the top U.S. diplomat said in a statement.

Kerry said he looked forward to working with the new Prime Minister Mehdi Jomaa during “this critical period.”

Washington also welcomed the creation of an independent elections commission “and we encourage the new government to move quickly to set a date for early elections so that Tunisian citizens can choose their new leaders and determine the country’s future,” Kerry said.

“Just as men and women made their voices heard on the streets of Tunis, their voices must also be heard in the halls of government.”

 

No Comments