تکفیر علوم انسانی

Share Button

آینه چو رخسارِ تو بنمود زشت            خود شکن وآینه شکستن خطاست
این اولین بار در تاریخ رابطه شریعتگرایان بی شریعت ولی شریعت فروش و عرفیت عرفگرایان مردم و جامعه ما نیست که فریاد تکفیر علیه دانشی بر میخیزد. بیاد میآورم این قوم چگونه تا چند ده سال پیش همه طرفداران علوم طبیعی را با انگِ طبیعیون لا مذهب تکفیر میکردند. آنروزها خوشبختانه به برکت آنچه به دیکتاتوری محمد رضا شاهی معروف شد این جماعت قدرت عاج و داغ کردن دانشجویان علوم طبیعی و یا استادان این عرصه علمی رانداشتند. حتی نسل من بویژه آنهایی که برآمده از یک محیط شهرستانی بودند بخوبی بیاد دارند که، دوش گرفتن بجای غسل در خزینه، استفاده از قاشق و چنگال بجای چنگ در غذا، از مُحرّمات حساب میشدند، چگونه شنیدن حتی نَفسِ صدای رادیو، فسق  و از آن فسق آمیز تر نگاه یا داشتن تلویزیون، گناه کبیره بود حال آنکه جماع با حیونات مکروح و… بس نا گفتنی های دیگر.
اما امروز، قریب یکصد و پنجاه سال پس از تکفیر و تحریم نخستین مدرسه عرفی دارالفنون، و قریب هشتاد سال پس از تأسیس دانشگاه تهران، در فضای سیاسی دیگری،  پس از انتقال قدرت سیاسی به دستگاه های دینی و روحانی، از سوی همان شریعت سازان فریاد التکفیر و المُحّرمات و این بار علیه علوم انسانی برخاسته است. این فریاد و فتوای این بار، از طرف شریعت سازانی صادر میشود که خود قدرت سیاسی را بدست دارند و نشان داده اند که ابائی از دست کاری همین علوم انسانی، از تاریخ گرفته تا علوم اجتماعی و اقتصادی و ارائه قراعتی خود خواسته از این علوم اگر بتوانند ندارند. این کفرآمیز خوانی علوم انسانی از طرف حکومت و چهره های شاخص آن معنایی به مراتب بیشتر از آنکه در نگاه نخست به نظر میرسد دارد.
اصلاحِ «دکتر جوابش کرده است» را، وقتی پای یک بیمار مُشرف به موت در میان است را همه شنیده ایم. شخص بیماری را درنظر بگیریم که به انواع و اقسام درد و مرض، از بواسیر بد خیم گرفته تا سفلیس، سوزاک، زخم معده، عفونت دهان دندان لثه ها، اسهال ُمزمن خونی گرفتار و همه اطرافیان ازبهبودی او امید بریده اند. در این هنگام است که دکتر آن بیمار را جواب میکند. معنی دیگر این حرف این است که بیمار به مرده شور و گور کن نیاز دارد و نه دکتر.
و امروز با هیچ شامورتی بازی هم، هیچ عیار و شعبده بازی قادر نیست داده های جامعه شناسی از ناهنجاریها و آسیب های اجتماعی در میهن ما را در باره: رشد و دامنه فساد، رشوه خواری، تن فروشی، اعتیاد، بزهکاری و همه گونه جرائم اجتماعی، تعداد بیسابقه چک های برگشتی، افسردگی اجتماعی و احساس نا امیدی نسبت به آینده ، فرار مغزها و میل به مهاجرت، قاچاچی گری ـ از قاچاق بنزین گرفته تا تُن ـ تُن قاچاقِ هروئین و تریاک ـ و.. .
هیچ دانش جامعه شناسی ای نیست که بتواند نقش حکومت را در بوجود آوردن همه این بدبختیها پنهان کند و یا راهی برای درمان آن نشان دهد که برای اصل موجودیت رژیم هزینه ساز نباشد. لذا طبیعی است که شاخه از علوم باید بکلی تکفیر و انکار و استکباری اعلام شود.
حکومت میتواند به همه طلبه های حوزه های دینی مطیع خود، بهترین سرویس های آموزشی ، بیشترین کمک های مالی را بدهد و برای آنها دسته دسته مدرک دکترا چاپ کند ولی همه این دکترهای حکومتی هم قادر نیستند توضیح دهند چرا: ایران بیشترین نرخ رشد معتادان، اعدامیها و کمترین نرخ جذب سرمایه را درمیان کشور های همطراز خود داراست. چرا ساعات سرانه  کار مفید در کره جنوبی ۲۲۰۰ ساعت در ژاپن ۱۹۰۰ ساعت ولی در ایران ما ۸۰۰ ساعت است( به نقل ازگزارش روزنامه جام جم و خبر آنلاین ۲مرداد).
رشته های علوم انسانی بدین جهت باید تعطیل شوند و استادانشان اخراج گردند که این محتضر را جواب کرده اند و هیچ مسیحایی را هم یارای درمان او نیست.
دور نیست آنروزی که مراکز تحقیقات اقتصادی هم تعطیل شوند چنونکه با هیچ حساب سازی وکلکی هم نمیتوانند یک داده آماری و یا گزارشی اقتصادی بدست بدهند که حاکی از سونامی ویرانگر اقتصادی و خانه خرابی مردم در اثر سوء مدیریت دولت و حکومت نباشد.
دور از انتظار نیست اگر فتوا دهندگان در آینده، حکم به تعطیل مراکز مطالعات استراتژیک ارگانهای نظامی هم بدهند زیرا این ارگانها دیر یا زود به این نتیجه خواهند رسید که خطر فرسودگی ناشی از فساد و افت اخلاق رزمی در نیروهای حکومتی این خطر را فراهم کرده است که شیخ نشین فُجیره و راس الخیمه در آینده به تسخیر جزایر خلیج … قناعت نکرده سواحل جنوبی ایران را نیز به تصرف درآورند و بر مقام رهبری آن کنند که محمود افغان با شاه سلطان حسین و هلاکوی مغول با مُعتصِم بالله. چنین نمونه هائی در تاریخ کم نبوده اند و تصور اینکه دیگر هم رخ نخواهند داد اشتباه است.
در هر نبرد نظامی کلاسیکی و یا غیر کلاسیک به صورت جنگ های توده ائی، عامل روحیه و اخلاق رزمی یک پارامتر استراتژیک است که بدون آن پیروزی در یک نبرد غیر ممکن است. ارتش صدام حسین از آنرو بسرعت مضمحل نشد که ساز و برگ جنگی مدرن کم داشت بلکه این ارتش که تا سطح گارد ششلول بند صدام و حزب بعث او تنزل یافته بود نه روحیه رزمی داشت و نه انگیزه آرمانی لذا این ارتش بسادگی و با زبونی از رویا رویی با ارتش ائتلاف گریخت و در عوض به بانکها و موزها و فروشگاه ها حمله کرد. گارد مخوف ریاست جمهوری که در نبرد با مردم و قتل عام کردها چون شیر ژیان بود بسان برف در گرما ی استوائی به ناگهان ذوب و ناپدید شد.
آری! سید علی خامنه ایی و واسال های او نخستین نمونه از نوع تاریخی خود نیستند که فرمان به شکستن آینه میدهند تا کریهی درمان ناپذیر چهره خود را نبینند.
علوم انسانی و استادان آن در هر کشوری اطبایی هستند که وظیفه اشان، هم آسیب شناسی و هم مشاوره های درمانی است ولی برای نظام محتضر مطلقه ولائی حاکم بر میهن ما این علوم و استادان آن جز مراجعه دادن این محتضر به صاحب منصبان امور متوفیات هیچ توصیه و راه حلی ندارند پس بهتر است تا تعطیل شوند.
حبیب تبریزیان
دوم مرداد۸۸
www.iranesabs.se

پی نوشته ها و مطالب مربوطه:

انتقاد دوباره رییس قوه قضائیه از علوم انسانی غربی

آیت‌ا… صادق‌آ‌ملی لاریجانی رییس قوه‌قضائیه در جلسه دیروز مسوولان عالی قضایی توجه جدی به مباحث علوم انسانی بر پایه نگرش‌های اسلامی ایرانی را از سوی صاحب‌نظران کشور و جهان اسلام خواستار شد و گفت: متاسفانه بسیاری از غربی‌ها قصدشان تحمیل علوم انسانی با پیش‌فرض‌های مورد قبول غرب به دیگر جوامع و کشورها است.

به گزارش پایگاه خبری دادایران ، رییس قوه‌قضائیه گفت: برخلاف گفته عده‌ای، ما با علوم انسانی نه مخالفیم و نه حمله سازمان‌یافته‌ای علیه علوم انسانی داریم و نه از گسترش علوم انسانی بیمناکیم. آنچه ما مطرح می‌کنیم اتفاقا بحثی بسیار دقیق و موشکافانه است و در میان فیلسوفان دقیق‌النظر غربی هم طرفداران بسیاری دارد و آن این است که علوم انسانی همواره دارای پیش‌فرض‌هایی است که برخی متافیزیکی و برخی معیاری هستند. پرسش اساسی این است علوم انسانی که در غرب تحقیق می‌شود و توسعه می‌یابد و به کشورهای دیگر صادر می‌گردد، چه پیش‌فرض‌هایی دارد؟ و آیا صحیح است که کشوری اسلامی مثل ایران، منابع مالی اعم از منابع نفتی یا مالیاتی را صرف ترویج نوعی از علوم انسانی کند که با پیش‌فرض‌های الحادی یا مادی یا اطلاقی مخالف اسلام تدوین شده‌اند؟
آیت ا… آملی لاریجانی گفت: شنیده‌ام برخی از اساتید فلسفه غربی از عرایض بنده اظهار نگرانی کرده‌اند و برخی از نویسندگان رادیوهای غربی، این سخنان را ناشی از فلسفه‌ اسلامی که اکنون زوال پیدا کرده است، دانسته‌اند! در پاسخ این اتهامات می‌گویم «عذرک جهلک» اتفاقا با پیروی از منطق عقل سلیم و در طلب حق، بنده و امثال بنده بهره وافی از وقت و عمرمان را در علوم انسانی غربی گذاشته‌ایم، ولی انصافا و در جهت عکس آنها چنین کرده‌اند؟! آیا تحقیقات فیلسوفان بزرگ مسلمان همچون ملاصدرا و اصولیان بزرگی همچون محقق اصفهانی از آرای راسل، سارتر و‌هایدگر و …. کمتر است؟ به نظر بنده قابل قیاس نیست.

No Comments