ایران درگرداب تحولات منطقه

Share Button

حالا که آن جاذبه ایدئولوژی اسلامی کاملاً رنگ باخته است، دولت ما فقط با صرف دلارهای نفتی میخواهد نفوذ گذرای گذشته خود را در منطقه حفظ کند. اگر اتحاد شوری توانست با بذل و بخششهای میلیاردی  به کوبا، لهستان، آلمان شرقی، انگولا، موزامبیک و.. ، به قیمت فقر خود مردم روسیه واقمارش، امپرطوری قلابی خود را حفظ کند جمهوری اسلامی ما هم میتواند همچنان بشار اسد را در سوریه حزبالله را در لبنان و خود را در تهران بر سر پا نگاه دارد.

W460

Iranian Delegation Vows Anti-Terror Support for Lebanon, Says Hizbullah Role in Syria to  Protect

 Lebanon

نهار نت لبنان

در عملیات رزمی اصطلاحی هست که کار برد وسیعی میتواند داشته باشد و آنهم جنگ  یا پیروزی  پیریک است*. پیروزی پیریک  به آن چنان پیروزی ای میگویند که طرف پیروز در نبرد چنان خانه خراب میشود که پس از آن پیروزی دیگر از جا بر نخواهد خواست مانند کسی که به یک میلیون دلار رسیده و در چشم و همچشمی با یک سرمایه دار بزرگ همه آن پول را بدهد یک اتوموبیل لوکسبخرد که توی چشم رقیب یرود .

این اصطلاح اشاره به دو جنگ در دنیای آنتیک دارد که بین امپراطوری مقتدر روم  و پادشاه یونان در ۲۸۰ و ۲۷۹ ق م  رخ میدهد.  درجنگی که بین پیریوس و امپراطور رم رخ میدهد، منابع وذخایر استراتژیک پیریوس پادشاه یونان ابداً با امپرطوری روم قابل مقایسه نبوده است ولی شاه پیریوس که صفت پیریک  هم گرفته شده از آنست،  بقیمت از دست دادن همه منابعش موفق میشود این جنگ را مقطعی و موضعی ببرد در حالیکه برای تحکیم این پیروزی که هیچ، بلکه برای نگاه داشتن خودش هم دیگر نیرویی برایش باقی نمانده بوده است. پلوتارک مورخ باستان پیروزی پیریوس شاه را چنین توصیف میکند: ” دو ارتش متحارب از هم جدا شدند و گفته میشود  پیریوس شاه در پاسخ کسی که به او پیروزیش را تبریک گفته بود میگوید؛ تکرار یک چنین پیروزی، او را کاملاً نابود خواهد کرد. زیرا او بخش عمده نیروی خود، دوستان مهم  و فرماندهان برجسته خویش را در این جنگ از دست داده است. امروزه اصطاح جنگ یا پیروزی پیریک متداول شده است.

یادآوری نمونه های مشخص و نمونه وار تاریخی رویدادها از این جهت مفید هستند که به انسان کمک میکنند تا از فضای خیالی و مجازی بیرون آمده، درک ملموسی از از آنچه ممکن است  در حالتی مشابه  رخ دهد بیابد.

انقلاب اسلامی ۵۷ به دولت برخواسته از آن، یک حمایت بسیار وسیع مردمی داد که ازباور مذهبی مردم و نه از درک عقلانی، اجتماعی و سیاسی آنان  ناشی میگردید و این ذخیره ایی عظمیم ولی فرسایش یافتنی بود. با اتکاء بر این پشتوانه عمدتاً اعتقادی، دولت اسلامی به رهبری خمینی توانست جنگی پرهزینه بمدت ۸ سال  را با همسایه خود ادامه دهد. این انقلاب بخاطر پیام مذهبی خود از یکسو و مصاره کردن شعارهای ضد امپریالیستی که آنرا به  اصطلاح گنگ ضد استکباری تغیر داد و با اختراع اصطلاح مستضعف و مستکبر بعنوان بدیل شعار های عدالت خواهانه چپ، از سوی دیگر، توانست عمق و دامنه  استراتژیک خود را در تمام منطقه و حتی جهان گسترش دهد. آوازه انقلابیگری رژیم اسلامی و ستم ستیزی آن از خاورمیانه تا آنسوی اقیانوس آرام پیچیده بود و هواداران بسیاری را برای آن ایجاد کرده بود.

ولی آیا بر اساس چنین عمق استرتژیکی که در حقیقت کاذب و گذرا بود میشد یک طرح امنیت ملی و سیاست جاه طلبانه فراملی و فرا منطقه ایی را بنیاد گذاشته و تدوین کرد؟ پاسخ  بطور قطع منفی است.

لازم بود ۳۵ سال بگذرد تا  حتی خود رژیم هم دریابد که تاریخ مصرف تسعیر و تبدیل سرمایه ایدئولوژی دینی به نیروهای مؤثر سیاسی و عملیاتی پایان یافته است. زمان از دست رفته و پشتوانه مادی جایگزین هم ایجاد نشده است. دمیدن در شیپور دین، دیگر کمترین حرکتی در همان باورمندان دینی هم که فهمیده اند که فریب خورده اند ایجاد نمیکند تا چه رسد به بی باورن.

اتحاد جماهیر شوروی با کمونیسم خود، که مانند یک مذهب جدید در قرن بیستم، شاخکها یا ریشه های خود را تا اطراف و اکناف عالم گسترش داده بود، با فساد درونی، بی اصالتی و طراوتی ناماندگار که در آغاز از خود نشان داده بود، تمام پشتوانه جهانی خود را ظرف دو یا سه دهه از دست داد و مجبور شد بموازت فرسایش  جاذبه ایدئولوژیک خود، بیش از بیش بر زرادخانه هسته ایی و موشکی خویش افزوده بر سرنیزه تکیه کندو نیروی نظامی را جایگزین سلاح ایدئولوژیک خود کند. سوسیالیسم عصر برژنف دیگر نه از زبان پرولتاریا و زحمتکشان سراسر جهان بلکه از زبان نیروی نظامی پیمان ورشو با غرب سخن میگفت.

مسابقه  رقابت آمیزی که اتحاد شوروی با زیرساخت و فرا ساختار ناکار آمد خود در آن افتاده بود مسابقه ایی نبود که بلوک ورشو به رهبری شوروی، در برابر آن رقیب غربی که از پویایی بسیار دینامیک اقتصادی، فنی، علمی، اجتماعی و فرهنگی برخوردار بود کمترین شانسی برای پیروزی در آن داشته باشد. این رقابت برای این بلوک که تلاش میکرد ظاهری برابرـ قدرت  و متوازن با غرب  از خود نشان دهد ویرانگرانه بود. طی این رقابت بی فرجام پیریک، از آمار تولیدات کشاورزی تا سنگ آهن تا تولید وسایل خانگی و … ، همه چیز در بلوک شوروی حیثیتی و ایدئولوژیک شده بود. در حالیکه مردم گرسنگی میکشیدند آمارها، بیشترین تولید سرانه تخم مرغ و مواد خوراکی را نشان میداد. در آمارها، تولید گندم شوروی تقریباً دو برابر آمریکا (نزدیک ۹۰ تن به ۵۰تن) بود ولی با اینحال شوروی وارد کننده غله  از آمریکا بود. تعداد پزشک دوبرابر سرانه در آمریکا بود ولی مردم از خدمات مناسب درمانی محروم بودند. بیکاری وجود نداشت و لی دهها سپور با جاروهای زواردررفته بجای  یک ماشین نظافت خیابانها را میروبیدند.

برای غرب و آمریکا، فتح فضا نه یک پروژه سیاسی ـ حیثیتی بلکه در درجه اول یک پروژه معطوف به سود آوری مادی بود. آمریکا از بابت هر دلاری که در پروژه هسته ایی خود صرف میکرد با فروش دستآوردهای جانبی آن  چند برابر در می آورد، با استقرار دهها قمر مخابراتی مصنوعی در مدار زمین و فروش خدمات سایبری آنها، با جذب بهترین مغزهای دنیا که هزینه اشان را کشورهای صادر کننده ایی مانند همین روسیه پرداخته بودند، از تلاشها و هزینه های تحقیقاتی  خود سود مادی میبرد حال آنکه مشابه همین پروژه ها برای روسیه فقط هزینه بود چونکه بعلت کرختی بازار و نظم اقتصادی متصلب دولتی خود قادر نبود از هزینه های انجام شده برای پروژه های فضایی خود،  بهره مادی و اقتصادی در تولید صنعتی ببرد.  بطور مثال برای شوروی اعزام گاگارین به فضا یک پروژه کمونیستی بود و نه پروژه تحقیقتی علمی و اقتصادی  و البته آوازه گری های موفقیتهای درخشان سیستم جهانی سوسیالیسم در فضای بسته آنروز دنیا، توانسته بود بخش زیادی از کاستی های شوروی و بلوک شرق  را در عرصه اقتصادی بپوشاند.  اتحاد شوروی توانست طی چند دهه با استفاده ابزاری از جنبشهای ضد استعماری و ضد امپیریالیستی، اقتصاد ایدئولوژیک خود را هم به  جهان سوم تحمیل کرده و عقب ماندگی تکنولوژیک و اقتصادی خود  نسبت به غرب را از این راه پنهان کند. اغراق نیست اگر بگوئیم بیش از ۹۰% فروش اتوموبیلهای لادا، موسکویچ و ولگا در دنیا فروش ایدئولوژیک بود نه رقابت آمیزیانه بازارمحور.

پیروزیهای اتحاد جماهیر شوروی در دهه های پس پیروزی انقلاب سوسیالیستی نمونه ای از  آن “پیروزی پیریک” بود که پلوتارک بخوبی آنرا توضیح داده است.  این پیروزی پیریک  نظام سوسیالیستی در روسیه، کار آن امپراطوری بزرگ را که در زمان تزار نیکولای دوم واقعاً یک قدرت اقتصادی رقیب برای انگلیس و آلمان آنروز شده بود بجایی رسانده است که امروز به یک شیخ نفتی بی دستار و لباده در اروپا تبدیل گردیده است. دولت کنونی روسیه مانند ایران با تکیه بر منابع نفتی خودو انتقال کاملاً غیر اقتصادی آن منابع به عرصه اقتصادی و نظامی وارد یک جنگ پیریک دیگر علیه غرب شده اند که سرنوشتی جز شکست و بجای گذاردن ویرانی بسیار از خود ندارند.

به بحث خود برگردم. انقلاب اسلامی توانست مانند اتحاد شوروی و با بهره گیری ابزاری از جاذبه اسلامگرایی اش که مدعی و متولی آن بود، برای خود طی یک دهه و یا بیشتر، نفوذی فرا منطقه ایی ایجاد کندولی این نفوذ “دین بنیاد“، که فرسایش یافتنی بوده و  تا به آخر هم دیگر فرسایش یافته است، فاقد کمترین پشتوانه مادی برای چنین بلند پروازیهای فرامرزی است. همچنانکه اتحاد شوری نتوانست متناسب با دامنه جهانی ایدئولوژی خود شالوده فنی و اقتصادی بیافریند که آن پیروزی ایدئولوژیک را ماتریالیزه کند، جمهوری اسلامی ما هم که به برکت انقلاب اسلامی، و سود جویی از حمله آمریکا به عراق و افغانستان توانست برای مدت خیلی کوتاهی در دنیا  و منطقه کوس لِمَن المُلکی بزند نتوانست این پیروزیهای شانسکی و الابختکی تاریخی را بر ای خود نهادینه کند.

حالا که آن جاذبه ایدئولوژی اسلامی کاملاً رنگ باخته است، دولت ما فقط با صرف دلارهای نفتی میخواهد نفوذ گذرای گذشته خود را در منطقه حفظ کند. اگر اتحاد شوری توانست با بذل و بخششهای میلیاردی  به کوبا، لهستان، آلمان شرقی، انگولا، موزامبیک و.. ، به قیمت فقر خود مردم روسیه واقمارش، امپرطوری قلابی خود را حفظ کند جمهوری اسلامی ما هم میتواند همچنان بشار اسد را در سوریه حزبالله را در لبنان و خود را در تهران بر سر پا نگاه دارد.

قریب دو ماه دیگر انتخابت ریاست جمهوری در لبنان است. در رابطه با آن انتخابات پروژه تشکیل دولت وحدت ملی لبنان مورد بحث و در حال اجراست. نخست وزیر جدید لبنان”تمّام سلام” از بلوک ۱۴ مارس کابینه خود را معرفی کرده است. در این کابینه حزب الله لبنان از ردیف اول به ردیف دوم هل داده شده است. ولی سایر اعضای ائتلاف به این تنزل جایگاه آن قانع نیستد و اصرار دارند شرط عدم دخالت آن در جنگ سوریه در بیانیه راهبردی دولت جدید گنجانینده  شود چنین شرطی در بیانیه راهبردی معروف به بعبدا**. در برابر، حزب الله  که اصرار دارد که بجای آن شرط  که بمعنای محدود کردن حزب الله و کنترول نهایی قدرت نظامی آنست، بر محور: مقاومت ـ مردم ـ ارتش تکیه شود که بمعنای برسمیت شناختن قدرت نظامی حزبالله در معادله مردم ـ مقاومت ـ ارتش  است. که منظور از مقاومت در اینجا همان  نیروی حزب الله است.

ولی مشکل حزب الله همان مشکلی است که روسیه در عصر برژنف و رژیم ایران در عصر خامنه ایی بدان دوچار هستند. یعنی برباد رفتن مشروعیت، جاذبه سیاسی و اعتقادی و رنگ باختن آن عللی که وجود  تاریخی و سیاسی آنان را توجیه میکرد.

حزب الله سعی دارد برخلاف جریان سیاست منطقه که به درگیری نظامی با اسرائیل “نه!” میگوید و همه بازیگران عمده منطقه و بیشترین بخش مردم هم  دیگراینرا پذیرفته اند،که حتی اگر این کشمکش ۱۰۰ سال دیگر هم ادامه یابد  باید از راه سیاسی حل شود، همچنان بر نظامی بودن مخاصمات با اسرائیل اصرار دارد، زیرا پذیرش خصلت نظامی مخاصمه با اسرائیل یعنی قبول مسلح بودن حزب الله بعنوان یکی از محور های مقاومت در برابر اسرائیل و تحمل آن و توجیه رابطه ویژه اش با ایران در افکار عمومی.

تلاش حزب الله و ایران برای  داغ نگاه داشتن  کوره گفتمان نظامیگرانه علیه اسرائیل، دیگر در لبنان نه تنها طرفداری ندارد تا توجیه جریانی بنام حزبالله باشد، بلکه برای بخشهای زیادی از سُنی مذهبان لبنانی و سوری و مسیحیان آنجا ایران و پروکسی آن حزب الله جای اسرائیل و دشمن صهیونیستی را گرفته اند.

n this Oct. 22, 2012, file photo, Lebanese Army soldiers deploy after overnight clashes between Sunni and Shiite gunmen in Beirut, Lebanon.(AP Photo/Hussein Malla)

Lebanon, France finalize $3 billion arms deal: report 

الشرق الاوسط

 

بد نیست یادآوری کنم که درحالیکه ایران با کمکهای میلیاردی خود حزب الله  را تقویت میکند، دوماه قبل عربستان سعودی یک کمک ۳ میلیارد دلاری به ارتش لبنان داد تا خود را تجهیز کند. فرانسه بلافاصله پذیرفت که سلاح های پیشرفته و هلیکوپتر در اختیار ارتش لبنان قرار دهد. ترافیک بین پاریس و بیروت و ریاض در چند ماه گذشته چند برابر شده است. محور پاریس، ریاض و بیروت شاهد دید و بازدیدهایی بسیاری است که در آستانه انتخابات ریاست جمهوری لبنان برای حزب الله لبنان و ایران خوش یُمن بنظر نمیرسد.

علاء الدین بروجردی فرستاده وزارت خارجه کشورمان در رأس هیئتی، پس از دیدار از دمشق به بیروت رفت و در آنجا با میشل سلیمان دیدار داشت تا مثل همیشه ضرورت اتحاد علیه دشمن صهیونیستی را به او یاد آوری کند ولی مقامات لبنانی بیش از آنکه بفکر دشمن صهیونیستی باشند بفکر خلاص شدن از شر حزب الله  هستند که تاریخ مصرفش دیگر تمام شده است. برای سُنی ها و مسیحیان لبنان، شیعه ها مسئله نیستند بلکه نایب و کارگزار ایران بودن حزب الله مسئله است.

این همه قضیه نبود. اوضاع در جبهه نظامی در سوریه هم برخلاف آنچه در ظاهر ممکنست دیده شود، بزیان رژیم اسد، حزب الله و ایران در حال تحول بنیادی است. جناح القاعده ایی دولت امارات عراق و شاماتISIS زیر ضربات دیگر نیروهای جهادی که در حال حاضر با هم علیه رژیم اسد ائتلاف کرده اند، موقعیت خود را از دست داده و در بسیاری نقاط عقب رانده شده است. وحدت عمل نظامی بیشتری بین پیکارجویان ضد رژیم بوجود آمده است و سخن از یک حمله سراسری در بهار برای آزاد سازی دمشق در میان است.

*

Pyrrhic victory is a victory with such a devastating cost that it is tantamount to defeat. Someone who wins a Pyrrhic victory has been victorious in some way; however, the heavy toll negates any sense of achievement or profit (another term for this would be “hollow victory”, or “a ruinous situation”).

Etymology[

The phrase Pyrrhic victory is named after Greek King Pyrrhus of Epirus, whose army suffered irreplaceable casualties in defeating the Romans at Heraclea in 280 BC and Asculum in 279 BC during the Pyrrhic War. After the latter battle, Plutarch relates in a report by Dionysius:

The armies separated; and, it is said, Pyrrhus replied to one that gave him joy of his victory that one more such victory would utterly undo him. For he had lost a great part of the forces he brought with him, and almost all his particular friends and principal commanders; there were no others there to make recruits, and he found the confederates in Italy backward. On the other hand, as from a fountain continually flowing out of the city, the Roman camp was quickly and plentifully filled up with fresh men, not at all abating in courage for the loss they sustained, but even from their very anger gaining new force and resolution to go on with the war.

** 
اعلامیه یا بیانیه بعبدا(نام  کاخ ریاست جمهوری لبنان) ، بیانیه ایست که احزاب سیاسی لبنان پس در گیریهای نظامی در بخشهای مجاور مرز سوریه امضآء کردند که بموجب آن هم پذیرفتند از آلوده کردن لبنان به بحران سوریه خود داری کنند. و در پلیمیک های سیاسی از ادبیات خصمانه اجتناب کنند و…. . در آنموقع حزبالله هنوز نمیدانست که در آینده مجبور خواهد شد بکمک اسد برود و لذا زیر این بیانیه را امضاء کرد . حالا همه احزاب سیاسی اجرای این اعلامیه را از سوی حزب الله طلب میکنند. معنی اجرای این بیانیه برای حزب الله یعنی تنها گذاردن رژیم اسد در سوریه و سرشکشته شدن در لبنان است. علاء الدین بروجردی هم برای همین به لبنان رفته است تا سلیمان را متقاعد کند که از گنجانیدن بیانیه بعبدا در منشور راهبردی دولت جدید خود داری کند. ولی عکس فوق و نگاه بی اعتنای سلیمان نشن میدهد که دیپلماتهای ایران مانند دوران پولداری و نیاز Wellcom نیستند.!
افزوده:

Suleiman Draws New ‘Equation,’ Balances between Baabda Declaration and National Pact

by Naharnet Newsdesk ۶ hours ago

W460

President Michel Suleiman said Friday that the land, people and common values formed the country’s “permanent equation,” stressing that the Baabda Declaration was similar to the National Pact.

“The land, people and common values form the golden and permanent equation for the nation,” Suleiman said in a speech at the “My land: a promising future” conference held at the Holy Spirit University of Kaslik.

“The Baabda Declaration has become part of the nation’s principles and similar to the National Pact,” he said.

The National Pact of 1943 is an agreement that laid the foundation of Lebanon as a multi-confessional state.

Under the Baabda Declaration, which was adopted in June 2012 during a national dialogue session headed by Suleiman, the rival March 8 and 14 camps agreed to keep Lebanon away from the policy of regional and international conflicts.

They also agreed to back the Lebanese army both financially and morally as the guarantor of civil peace and national unity.

Suleiman is insisting on making the Baabda Declaration the basis of the new government’s policy statement. But the Hizbullah-led March 8 alliance, including Speaker Nabih Berri, who is the head of the Amal movement, is holding onto the people-army-resistance equation.

The Declaration “transcends the policy statements of governments. Everyone will need it and seek to implement it,” the president said in his speech in a clear retort to Berri, who said in remarks published on Friday that he would “not give up or reach a settlement on any single letter of (the resistance) letters.”

Suleiman also urged the members of the committee drafting the policy statement not to hold onto “fixed equations that obstruct the approval” of the blueprint.

Suleiman called for a commitment to constitutional events such as holding the presidential and parliamentary elections on time.

He urged the new government of Prime Minister Tammam Salam to approve the new electoral draft-law.

Suleiman rejected terrorism and called on confronting arms proliferation.

The path towards arming the military began through the $3 billion Saudi grant and will continue through intentional conferences in France and Italy, he said.

 

No Comments