رژیم با اعدام سه بلوچ پاسخ آزادی مرزبانان ایران را داد

Share Button

آیا کسی میتواند با ذره ایی وجدان ادعا کند حتی برای نمونه یکی از دهها یا صدها بلوچ اعدام شده در این حکومت، به استناد اسناد و مدارک محکمه پسند و با رعایت موازین حقوقی درست اعدام گشته یا به زندانهای طویل المدت محکوم شده اند؟ آیا اساساً در تمام طول این ۳۵ سال حکومت اسلامی، حتی برای نمونه یک محاکمه که با استانداردهای بین المللی حقوق جنایی و قضایی مطابقت داشته بوده باشد در ایران ولایت و فقیه زده ما برگزار شده است؟ آیا این همه اعدامها  که حتی یک مورد آنها طبق ظوابط درست  حقوقی دنیا پسند نبوده اند خود مصداقی از ترور و تروریسم نیستند؟ آیا تبدیل اعدام خود سرانه و فله ایی و روزمره در کشور به عنوان یک هنجار قضایی جا افتاده  و عادت دادن مردم به شنیدن اخبار  مداوم این گونه اعدامها  خود مصداق هنجاری کردن تروریسم بنام قانون و دستگاه قضایی و تروریسم دولتی نیست؟

 

W460

خبر کوتاه بود! اعدامشان کردند! آری امروز دادگاه زاهدان سه زندانی بلوچ را در ملاء عام بدار آویخت! در این مدت زندان، بر این سه زندانی چه رفته است را از  مقایسه رفتار رژیم با زندانیهای سیاسی و منتقدان خود در حمله وحشیانه پنجشنبه سیاه هفته پیش نیروهای سرکوب امنیتی  به زندان اوین میتوان سنجید.

این سه تن اعدام شدند تا درسی به جیش العدل داده شده باشد که دیگر مرزبانان و نظامیان ایران را نروباید و به نیروهای نظامی و ماشین سرکوب رژیم حمله نکند. این سه زندانی بلوچ ظاهراً بجرم تروردادستان سیستان و بلوچستان  اعدام شدند. ولی جیش العدل اعلام کرد که آنها هیچ ارتباطی با ترور دادستان سیستان و بلوچستان نداشته اند. پرسش اینست که آیا آن دادستان ترور شده در کارنامه دادستان گری خود حتی برای یک مورد، در یک دادگاه منطبق با  موازین  قوانین وحقوق جنایی استاندارد شده  جهانی شرکت داشته است یا مانند همه دادستانان دستگاه قضایی رژیم ، خود تروریستی بوده که در لباس قانون وظیفه اش پوشش قانونی دادن به ترور وسیع و سیستماتیک حکومتی بوده است؟

BBC خبر اعدام را اینگونه گزارش میدهد:

رئیس دادگستری سیستان و بلوچستان می‌گوید صبح امروز، شنبه ۶ اردیبهشت، سه تن از عاملان ترور دادستان زابل اعدام شده‌اند.

به گفته ابراهیم حمیدی، رییس دادگستری سیستان و بلوچستان در ایران این سه نفر در‌‌ همان محل کشته شدن دادستان زابل اعدام شده‌اند.

موسی نوری‌قلعه، دادستان زابل و راننده همراه او چهارشنبه، ۱۵ آبان ۱۳۹۲ هنگام عزیمت به سمت محل کار توسط مهاجمان مسلح به کلاشنیکف در مقابل بیمارستانی در زابل کشته شدند.

مقام‌های قضایی جمهوری اسلامی ایران پیش‌تر گفته بودند آقای نوری‌قلعه به دلیل رسیدگی به یک پرونده قاچاق مواد مخدر به قتل رسیده است. اما گروه جیش‌العدل اعلام کرده بود آقای نوری‌قلعه را در واکنش به اعدام نیرو‌هایش کشته است.

جیش العدل روز شنبه، ۶ اردیبهشت گفته سه نفری که اعدام شدند، در قتل دادستان زابل نقشی نداشته‌اند.

بر اساس گفته‌های مقام‌های ایران جز سه نفری که اعدام شدند، ۱۰ نفر دیگر هم در استان‌های خراسان رضوی، سیستان و بلوچستان و یزد در ارتباط با این پرونده دستگیر شده‌‌اند.”

در جریان گروگانگیری ۵ مرزبان ایرانی، بسیاری رسانه های منتقد رژیم  و فعالین حقوق بشری کار زار وسیعی را علیه گروگان گیری ۵ مرزبان ایرانی توسط جیش العدل براه انداخته و علیه این آدم ربایی زبان به فریاد و اعتراض گشودند. در این اعتراضات به جیش العدل خبری از سیاست های تبعیض آمیز مذهبی و قومی و سرکوب بلوچها توسط این معترضین نبود. برخی هم با دلسوزی مسئولانه از جیش العدل خواستند تا بخاطرانسانیت یا دین و مذهب این سربازان را آزاد کند. رهبران مذهبی و قومی بلوچ تلاش میانجی گرانه بسیاری را بکار بردند تا آن  اسیران را به خانه هایشان برگردانند. در اینکه ربودن  این مرزبانان  عملی تروریستی بود شکی نیست و در اینکه کشتن یکی از آنان[ اگر درست باشد] نیز عملی جنایت آمیز و تروریستی بود شکی نیست ولی اعدام سریال فعالین بلوچ ضد حکومت  توسط رژیم را چه میتوان گفت ؟

آیا کسی میتواند با ذره ایی وجدان ادعا کند حتی برای نمونه یکی از دهها یا صدها بلوچ اعدام شده در این حکومت، به استناد اسناد و مدارک محکمه پسند و با رعایت موازین حقوقی درست اعدام گشته یا به زندانهای طویل المدت محکوم شده اند؟ آیا اساساً در تمام طول این ۳۵ سال حکومت اسلامی حتی برای نمونه یک محاکمه که با استانداردهای بین المللی حقوق قضایی مطابقت داشته بوده باشد در ایران ولایت و فقیه زده  ما برگزار ده است؟ آیا این همه اعدامها  که حتی یک مورد آنها طبق ظوابط درست حقوقی دنیا پسند نبوده اند خود مصداقی از ترور و تروریسم نیستند؟ آیا تبدیل اعدام خود سرانه و فله ایی و روزمره به عنوان یک هنجار قضایی جا افتاده  و عادت دادن مردم به شنیدن اخبار  مداوم این گونه اعدامها  خود مصداق هنجاری کردن تروریسم بنام قانون و دستگاه قضایی و تروریسم دولتی نیست؟ آیا اعدام های انتقامجویانه واکنشی در برابر  حملات تروریستی آنهایی که بعلت تروریست بودن، مسئولیت حقوقی،قضایی و حکومتی برای خود قائل نیستند از ترورِ تروریستها، تروریستی تر نیست؟ یا تنزل دادن دستگاه امنیتی و انتظامی کشور در سطح گروههای انتقامی تروریستی کور،  بد ترین نوع تروریسم نیست؟ آیا واداشتن پلیس به دزدی در برابر دزدی از دزد، خود بدترین نوع دزدی نیست؟

اگر جیش العدل یک گروه تروریستی است که هست، رژیم ایران یک دولتی تروریستی با تمام امکانات عظیمی است که در اختیار دارد.   حال وظیفه آنهائیست که با نامه های تمنا آمیز و یا مقالات محکوم کننده  ازجیش العدل خواستند که آن گروگانها را آزاد کنند و عمل جیش العدل را تروریستی خوانند این عمل کور انتقامجویانه دولتی را نیز بعنوان تروریسم دولتی محکوم کنند. جیش العدل اینقدر مسئولیت پذیر بودئ که به این میانجی گریها و درخواستها پاسخ گوید ولی دولت و دستگاه قضایی ما چی؟

BBC

مرزبانان ایرانی چگونه آزاد شدند

به روز شده:  ۱۷:۳۲ گرینویچ – ۰۶ آوریل ۲۰۱۴ – ۱۷ فروردین ۱۳۹۳

رامین حضرتی، سجاد زاهانی، محمد نظامی و جمشید تیموری

مولوی عبدالحمید اسماعیل زهی، امام‌ جمعه اهل سنت زاهدان و از برجسته‌ترین روحانیون سنی در ایران، در گفتگو با سایت “سنی‌‌آنلاین” ضمن انتقاد از “خشونت، اعدام و صدور احکام سنگین برای مبارزه با معضل مواد مخدر” جزییاتی از چگونگی آزادی مرزبانان ایرانی را بیان کرده است.

امروز چهار سرباز پلیس مرزبانی ایران که به دست گروه جیش‌العدل گروگان گرفته شده بودند به ایران بازگشتند. کلیکبیشتر بخوانید

مولوی عبدالحمید گفته است که با حمایت استاندار سیستان و بلوچستان “هیئتی مردمی متشکل از افراد تاثیرگذار منطقه” برای مذاکره با گروگانگیران فرستاده شدند.

او گفت: “بنده یک جلد قرآن مجید به همراه پیغامی که حاوی آزادی گروگان‌ها بود، فرستادم.”

مولوی عبدالحمید

به گفته مولوی عبدالحمید، گروه جیش‌العدل در ازای رها کردن گروگان‌ها خواهان آزادی بعضی زندانیان بودند، اما در نهایت “به احترام کلام‌الله مجید و حرمت علما و مردم” مرزبانان را آزاد کردند.

امید شه‌بخش، یکی از سران طوایف بلوچ و عضو هیئت میانجی، به مهر گفته است مرزبانان را در منطقه‌ای به نام “پری آب” و در مرز افغانستان تحویل گرفته‌اند.

مولوی عبدالحمید گفته است که هیئت میانجی گروه جیش‌العدل را ترغیب کرده که خواسته‌هایش را از طریق گفتگو مطرح کند. او از “همه طرف‌های درگیر” خواسته است که به جای خشونت، خواسته‌های خود را از طریق گفتگو پی بگیرند.

مولوی عبدالحمید از طرف دیگر هم گفته است: “خشونت، اعدام و صدور احکام سنگین را برای مبارزه با معضل مواد مخدر و نیز مسائل امنیتی کارساز نمی‌دانم.”

 

 

 

No Comments