در آستانه چرخش اوضاع در سوریه ولی نه بسود اسد

Share Button

اگر فقط خوش آمد گویی به آمریکا و انگلیس و فرانسه را از سوی اپوزیسیونی که اگر هم تا کنون کاری نکرده است ولی نماینده عمده ترین بخش مردم سوریه است، را در نظر بگیریم  و محبوبیتی که مخصوصاً آمریکا  دراین رابطه در کل منطقه  یافته است را در کنار نفرتی که نسبت به ایران اسلامی، روسیه پوتین و حزب الله لبنان در منطقه شکل گرفته است بگذاریم، بخوبی درک خواهیم کرد که طولانی شدن جنگ سوریه تا چه حد به قیمت فرسایش حیثیت وعمق استراتژیک محور رژیم اسد  و تقویت و ژرفش عمق استراتژیک غرب برهبری آمریکا  و اپوزیسیون  سوریه در منطقه  شده است. این دستآورد کمی نیست. از کامنت نویسنده و مترجم یاداشت

syria

آمریکا درآستانه تصمیم گیری روی آموزش نظامی پیکار جویان سوری

آسوشیتد پرس

۲۸ می ۱۴

 بنظر مقامات رسمی در آمریکا؛ پرزیدنت برک اوباما ممکن است بزودی طرح آموزش و تجهیز پیکارجویان سوریه را در یک حرکت آشکار اعلام کند که این بمعنای  کمک و تقویت نیروهایی است که همواره برای پیکار علیه بشار اسد از آمریکا تقاضای کمک نظامی میکرده اند.

چنین گامی، شامل اعزام تعدادی نیروهای آمریکا به اردن میشود که بخشی از هیئت آموزشی منطقه ایی؛ برای آموزش افراد  مطمئنِ بسیار دقیق دست چین شده از ارتش آزاد سوریه برای آموزشهای تاکتیکی بشمول آموزش عملیات ضد تروریستی است. این مقامات میگویند اوباما هنوز این اقدام را تأئید نکرده است و بررسی روی مقدمات و خطرات احتمالی آن ادامه دارد.

برابر نظر منابع مطلع و رسمی انتظار میرود که  برک اوباما در سخنرانی   مهم امروز خود در آکادمی نظامی ایالات متحده  که حول محورهای راهبردی سیاست خارجی آمریکا ایراد خواهد کرد از جمله به  چالش ضد تروریسم در رابطه با سوریه نیز بپردازد.

 

بنظر مقامات مطلع؛ کاخ سفید، وزارت دفاع و ارگانهای اطلاعاتی ایالات متحده بموازات بسیاری نمایندگان کنگره که از کمک به اپوزیسیون میانه روی سوریه دفاع میکنند به این نتیجه رسیده اند که اسد بدون تغیر شرایط و موازنه نظامی در میدان جنگ کوتاه نخواهد آمد. در همین حال  ترس زیادی هم نسبت به تهدیدی که جنگجویان القاعده ایجاد کرده اند وجود دارد.

کمیته سرویسهای نظامی سنا؛ هفته قبل لایحه ایی را تصویب کرد که  به وزارت دفاع اجازه میدهد تا نیروهای مورد اطمینان اپوزیسیون سوریه را آموزش داده و تجهیز کند.

ایالات متحده  تا کنون هم  پنهانی از عملیات نظامی اپوزیسیون سوریه حمایت کرده است و هنوز کاملاً روشن نیست این طرح جدید چگونه اجرایی خواهد شد. آیالات متحده تا کنون ۲۸۵ میلیون دلار طی این جنگ فرسایشی ۴ ساله  صرف کمکهای غیر تسلیحاتی به اپوزیسیون سوریه کرده است.

رهبران  پیکارجویان که  شاهد از دست رفتن تک تک دستآوردهایشان بوده اند، همواره خواهان دریافت کمکهای تسلیحاتی از آمریکا بوده اند ولی ایالات متحده از دادن چنین کمکهایی همواره از ترس اینکه سلاحهای تحویلی ممکن است بدست تروریستها بیفتند که از آنها علیه اسرائیل یا خود آمریکا استفاده کنند، از تحویل سلاحهای درخواستی اکراه داشته است.

سخنگوی کاخ سفید دیروز  سه شنبه، از توضیح پیرامون گزارش وال استریت ژورنال که اولین رسانه ایی کننده این طرح پیشنهادی آموزش نظامی و تجهیز تسلیحاتی بود امتناع کرد ولی مع الوصف؛ پ ساکی به مخبرین گفت که یک رشته از گزینه ها در دست بررسی است تا اپوزیسون میانه روی مخالف اسد را تقویت کنیم.

کمیته سرویسهای نظامی سنا؛ هفته قبل لایحه ایی را تصویب کرد که  به وزارت دفاع اجازه میدهد تا نیروهای مورد اطمینان اپوزیسیون سوریه را آموزش داده و تجهیز کند.

ایالات متحده  تا کنون هم  پنهانی از عملیات نظامی اپوزیسیون سوریه حمایت کرده است و هنوز کاملاً روشن نیست این طرح جدید چگونه اجرایی خواهد شد. ایالات متحده تا کنون ۲۸۵ میلیون دلار طی این جنگ فرسایشی ۴ ساله برای  کمکهای غیر تسلیحاتی به اپوزیسیون سوریه خرج کرده است.

او، پ ساکی،  گفت:” ما در نگاهمان به سوریه بعنوان یک چالشهای ضد تروریستی  در مقابل خود، همواره شفاف بوده ائیم  و از اینرو، مطمئناً ما اینرا همواره مد نظر داریم.” او افزود” رویکرد جاری اینست که اپوزیسیون میانه رو را  که آلتر ناتیو رژیم قصی القلب اسد و عناصر بدتر از آن، در درون اپوزیسون سوریه است را تقویت کنیم.”

 منابع علنی کننده این طرح میگویند که:” این طرح پیشنهادی؛ از سوی ایالات متحده هماهنگی خواهد شد ولی بسیاری از بازیگران منطقه مانند؛ ترکیه، اردن، عربستان سعودی، کویت و امارات متحده عربی نیز در آن شرکت دارند.” بنظر همین منابع؛ همراهی عربستان با این طرح اهمیت تعین کننده داشته و موضوع اصلی بحث بین ریاض و واشنگتن از جمله مذاکرات ملک فهد و برک اوباما در همین  هفته اخیر  بوده است. آنچنانکه انتظار میرفت بیانیه پایانی مذاکرات ایالات متحده و اردن بدنبال بحث های فشرده سطوح بالا بین دو کشور نیز که با تشدید تنش بین اردن و سوریه ادامه یافت و اخراج سفیر سوریه از اردن  متعاقب این مذاکرات، در همین هفته،  و بدنبال اعلام برگزاری انتخابات رئیس جمهوری در سوریه و ابراز آمادگی اسد برای یک دوره دیگر ریاست جمهوری که از سوی ایالات متحده و متحدینش محکوم شده، باز تاب طرح منفرد کردن اسد است.

ملک عبدالله دوم، پادشاه اردن هفته قبل در واشنگتن بود و از جمله، با وزیر خارجه، جان کری دیدار کرد. وزیر دفاع آمریکا چاک هاگل نیز در سر راه خود برای سفر دوره ای اش به خاور میانه، در آغاز همین ماه توقفی در اردن داشت.

ایالات متحده  که یک واحد ۱۵۰۰ نفری دائمی در اردن دارد، در ماههای اخیر ۶۰۰۰ نفر دیگر را برای یک مدت محدود بدانجا اعزام کرده است تا در رزمایش مشترک ” شیر شرزه” با نیروهای اردن  شرکت کنند. ارتشیان، نیروی دریایی رزمناوی، هوایی و نفرات نیروی دریایی بشمول کشتی و هواپیما در این رزمایش که هفته گذشته آغاز شد شرکت داشتند.

سال گذشته؛ پس از اینکه رزمایش ” شیر شرزه” سال ۲۰۱۳ پایان یافت، ایالات متحده هواپیماهای جت  تجسسی اف ۱۶، و  سیستم موشکهای ضد موشک  پاتریوت خود را  و بهمراه آنها تعداد ۱۰۰۰ نفر نیروهای مرتبط  با آنها را در اردن باقی گذارد. علاوه بر همه اینها آمریکا ۴۰۰ نفر نظامی دیگر را، بعلاوه  واحد های دیگری که تخصصشان آموزش دفع سلاحهای شیمیایی است را نیز در آن کشور دارد.

تیمهای آمد و شد کننده دیگری هم هستند که دائم میروند و جای خود را به دیگران میدهند که شامل شرکت در تمرینات مشترک با فرماندهان  اردنی و عراقی هستند. آخرین تمرین مشترک این نظامیان در ماه آوریل گذشته وموعد تمرین بعدی آنها برای ماه ژوئن میباشد.

*************************************************

کامنت من:

بنظر من این گزارش نسبتاً جامع آسوشیتدپرس بعنوان پیش در آمد سخنرانی بسیار مهم امروز برک اوباما روی ترسیم خطوت عمده راهبردی سیاست خارجه در آکادمی نظامی واشنگتن،  نیم تصویری از آن واقعیتی است که در اطراف سوریه، ظرف این ۳٫۵ سال شکل گرفته است.

انقلاب مردم سوریه با اعتراضات میلیونی مسالمت آمیز مردم در شهرهای شمالی و شمال شرقی و غربی سوریه  شروع شد و با سرکوب آن اعتراضات  که در تاریخ بیسابقه بود، روند اعتراضات به عملیات نظامی علیه رژیم تبدیل گردید.

 رژیم اسد و ارتش آن برای سرکوب  حرکتهای مسالمت آمیز مردم  هر روز بیش از روز پیش از حد اکثر قدرت آتش ارتش  علیه آن جنبش اعتراضی مسالمت آمیز استفاده میکرد تا جائیکه استفاده از اسلحه را به مخالفین خود تحمیل کرد.

باشکل گیری جنبش نوپای مبارزه مسلحانه، از سوی پیکار جویان مسلح به سلاح های ابتدایی و سبک و تحت عنوان ارتش آزاد سوریه که تماماً از نظامیان بریده از رژیم و و ارتش اسد تشکیل میشد که  خود نتیجه  سرکوب اعتراضات علیه  رژیم بود، رژیم اسد بر استفاده از قدرت آتش ارتش و نیروی هوایی تا حد بکار گرفتن بمب های شیمیایی علیه حتی مردم غیر نظامی  افزود. رژیم تا ویران سازی شهرها، آثار باستانی، خدماتی و اماکن سیاحتی و زیارتی و عبادتی پیش رفت وهر روز بیشتر از روز قبل از توپخانه سنگین و جنگنده بمب افکن و هلیکوپترهای توپدار علیه مردم  استفاده کرد.

بشار اسد در همان آغاز انقلاب مردم سوریه در چند مصاحبه تأکید کرد که آلترناتیو رژیم او نه نیروهای دموکرات و سکولار بلکه نیروهای جهادی و استشهادی القاعده هستند که منطقه را در خشونت و تروریسم غرق خواهند کرد. بنظر من در همان هنگام این حرفهای اسد؛ نه یک  گمانه زنی ساده  بلکه یک طرح عملیاتی و تاکتیکی حساب شده بود که طبق آن، رژیم سوریه، با میدان دادن مستقیم و غیر مستقیم به گروههای جهادی  و القاعده،  چهره مخالفین رژیم را در کسوت افراطی ترین نیروهای القاعده  IS IS ( دولت اسلامی شامات و عراق) که سر میبریدند و میکشتند،  نشان میداد و به آنها القاء میکرد که اگر رژیم اسد برود تروریستهای القاعده می آیند.  

ارتش آزاد سوریه  که؛ هم  بدلیل پذیرفتن این نیروهای جهادی در صفوف خود در آغاز؛  و هم بدلیل اینکه در پشت سر ورود  این امواج نیروهای جهادی به سوریه، نیرویی قوی تر از آنها با سازماندهی حساب شده تری وجود داشت در عمل آچمز شده بود و بین گاز انبر نیروهای رژیم و همین نیروهای جهادی گیر کرده بودند روز بروز به حاشیه رفت.

این نیروهای جهادی که مبارزه با رژیم را در واقعی ترین موارد ممکن به عملیات پراکنده انتحاری (که بسیاری از آنها قابل صحنه سازی شدن هم بودند،) یا عملیات تروریستی فاقد اهمیت نظامی علیه رژیم محدود کرده بودند، عمده نیروی خود را علیه ارتش آزاد سوریه که مردمی ترین بخش اپوزیسیون سوریه علیه رژیم اسد بود متمرکز کرده بودند. اینها مناطقی که که ارتش آزاد سوریه با تلاش جنگی خود آزاد میکرد را، در پشت سر پیشروی ارتش آزاد سوریه، اشغال و سلطه خشونت آمیز جهادی خود را در آنجاها مستقر میکردند.

بدین ترتیب بود  که حداقل در جغرافیای میدان پیکار،  پس از چندی القاعده و تروریستهای جهادی به نیروی  عمده میداندار نبرد تبدیل شدند که  نهایاتاً  جبهة النصرة بعنوان نیروی جواز دار القاعده از سوی الظواهری، و دولت اسلامی امارات  و شامات که عراقی الاصل بود،  بجان هم افتادند. این حاشیه روی ارتش آزاد سوریه چقدر واقعی و چقدر نمایشی و چه اندازه تاکتیکی بود؟ این جنگ دولت اسلامی عراق و شامات با  جبهةالنصرة تا چه حد واقعی و تا چه حد نمایشی و زرگری بود؟ دانستنش آسان نیست. ولی من به هر دوی این موارد بعنوان نیمه واقعی و نیمه تاکتیکی مینگرم زیرا پیکار جویان این جریانها را نمیتوان تماماً یکدست  خالص یا ناخالص گرفت. نه میتوان گفت همه القاعده  ی سوریه ، ساخته و پاخته رژیم اسد، ایران و روسیه و حزب الله لبنان و دو لت مالکی بودند و نه میتوان گفت تمام این دو جناح القاعده، همگی جهادیون واقعی بودند.

بهر حال با مغلوبه شدن جنگ بین این دو جریان جهادی و شکست (بظاهر) دولت امارات اسلامی شامات و عراق ISIS، و محو شدگی ظاهری  ارتش آزاد سوریه از صحنه پیکار، ارتش اسد با اطمینان بنفس بیشتری تعرض متقابل نظامی خود را شروع کرد. رژیم توانست مناطق آزاد شده را یکی پس از دیگری پس بگیرد ولی چگونه میشود القاعده ایی که حاکمیت رژیم را چنان آسا به منطقه دمشق محدود کرده بود، به این سادگی شهری مانند حمص  و دیگر مناطق را از دست بدهد و طی یک آتش بسی که با میانجی گری ایران سرهم شده بود آنشهر را ترک کند و از میدان تحت کنترول امنیتی و نظامی رژیم اسد حتی با حفظ سلاحهای خود سالم بگذرد؟ این داستان فقط بدرد قصه خواهان و زود باوران میتواند بخورد.

آنچه ارتش رژیم اسد توانست به این آسانی آزاد کند، دیگر مناطق آزاد شده نبودند بلکه مناطق تحت کنترول تروریستهایی بود که لبه اصلی  تروریسم  آنها نه متوجه رژیم بلکه متوجه ارتش آزاد سوریه بود و هیچ معلوم نیست که خود نیروهای استتار شده و القاعده نمای خود رژیم نبودند.

رژیم اسد عمق استراتژیک اپوزیسیون سوریه را که به واشنگتن، لندن، پاریس، ریاض، عربستان، امارات و ترکیه و اردن و در آینده احتمالاً مصر و افکار عمومی هواداران و دوستان مردم سوریه در دنیا ختم خواهد شد را کمتر از آنچه بود ارزیابی کرده بود و کرده است. تصور اینکه مردم سوریه پس آواره شدن ۴ میلیون آن و پس از قریب ۱۶۰٫۰۰۰ کشته، تسلیم رژیم دمشق و نمایش مضحک انتخاباتی او شوند و تصور اینکه صدها افسربلند پایه و میان پایه و  هزاران افسر جزء ودرجه دار از ارتش گریخته  به این آسانی مرعوب و مغلوب رژیم اسد یا القاعده شوند، فقط میتواند در اطاقهای نظامی رژیم اسد و ایران روی میز طراحی نظامی و سیاسی قرار گیرد.

بنظر من چالش واقعی و خُرد کننده برای رژیم اسد، حزب الله لبنان و رژیم ایران و روسیه در سوریه در پیش است.

در آغاز انقلاب  از جمله نخستین شعار هایی که با صدای بلند  از سوی مخالفین اسد بگوش میخور این بود که :” ما مخالف مداخله آمریکا و غرب هستیم” و امروز طنین افکن ترین شعاری که در سوریه بگوش میرسد و هیچ عکس العمل منفی ای را هم در منطقه ایجاد نمیکند جز گلایه از آمریکا بخاطر کوتاهی اش در کمک به مردم سوریه و خود داریش از بمباران رژیم در جریان استفاده آن از بمبهای شیمایی” چرا آمریکا بما کمک نمیکند” می باشد.

دو هفته قبل الجربا لیدر اپوزیسیون سوریه به آمریکا سفر کرد. او  علاوه بر دیدار با خود اوباما ،با بسیاری مقامات نظامی،  سنا و کنگره و اطلاعاتی آمریکا  نیز ملاقات کرد. قرار شد که شورای ائتلاف ملی سوریه  تحت رهبری او دفتر نمایندگی رسمی خود را در واشنگتن افتتاح کند. دولت اوباما وعده داد تا بر کمک هایش به اپوزیسیون (جبهه ائتلافی ملی سوریه) به رهبری  او بیافزاید. در همین اوان در یکی از پایتختهای عمده کشورهای  اروپایی؛ کنفرانسِ هسته مرکزی دوستان سوریه مرکب از: آمریکا، انگلیس، فرانسه، آلمان، ایتالیا، و.. ، تشکیل شد که  در آنجا تصمیماتی در پشتیبانی از اپوزیسیون تحت رهبری الجربا اتخاذ گردید.

اگر فقط خوش آمد گویی به آمریکا و انگلیس و فرانسه را از سوی اپوزیسیونی که اگر هم تا کنون کاری نکرده است ولی نماینده عمده ترین بخش مردم سوریه است، را در نظر بگیریم  و محبوبیتی که مخصوصاً آمریکا  دراین رابطه در کل منطقه  یافته است را در کنار نفرتی که نسبت به ایران اسلامی، روسیه پوتین و حزب الله لبنان در منطقه شکل گرفته است بگذاریم، بخوبی درک خواهیم کرد که طولانی شدن جنگ سوریه تا چه حد به قیمت فرسایش حیثیت وعمق استراتژیک محور رژیم اسد  و تقویت و ژرفش عمق استراتژیک غرب برهبری آمریکا  و اپوزیسیون  سوریه در منطقه  شده است. این دستآورد کمی نیست

حال من از این گمانه زنی که  جنگ داخلی سوریه تا چد مورد بهره برداری غرب و عربستان و ترکیه و اردن برای نقب زنی در داخل خود القاعده  واقع شده است میگذرم.

سخن آخر اینکه جنگ داخلی سوریه اگر زود به پایان برسد تمام دکترین سیاسی و نظامی امنیتی رژیم ایران بهم خواهد ریخت و کمر آن خواهد شکست و بقیمت نابودی حزب الله تمام خواهد شد و اگر طولانی شود، از نظر اقتصادی و سیاسی چنان نیروهای ایران و روسیه را خواهد فرسود و چنان آنها را از منطقه به بیرون پرتاب خواهد کرد که دیگر شانسی برای قدراست کردن در آینده نخواهند یافت.

بنظر من یک امر قطعی است . آنهم اینست که رژیم اسد کمترین شانسی برای ماندگاری ندارد و برخلاف پیروزی های ظاهری آن، عقربه زمان در خلاف بودن و منافع آن حرکت میکند و برگشت ناپذیر است.

یک توضیح: متأسفانه مطلب احتیاج به ویراش دارد که وقت آن متأسفانه نیست. امید که کاربران گرام همانطور که هست بپذیرند تا بعد که آنرا ادیت کنم. ح تبریزیان

………………..

No Comments