جمهوری اسلامی نمود و نماد سقوط!

Share Button

-

با استقرار نظام مقدس جمهوری اسلامی و انقراض سلسله پهلوی نوسانی معکوس در شاخص های اجتماعی و اقتصادی در میهن انقلابی ما رخ داد که کمتر کسی حاضر است آنرا تا بنیاد به نقد بگذارد. نه در اردوی انقلابیون سابق و نه در اردوی اصلاح طلبان سبز امروز. هر جریان و هر جناحی خود را مبنای شاخص گذاری فرض کرده و چرخش اوضاع را به زیان خود، نقطه آغاز چرخش حوادث  و بخت برگشتگی میداند. از بنی صدریان تا مجاهدین خلق، از حزب توده تا اصلاح طلبان، همه و همه ، نقطه آغاز انحراف را دراین نظام مقدس آنجا میدانند که خود زیر ضربه قرار گرفته اند.
این بدان معناست که همه این گفتمانها در بنیاد اندیشه خود در یک پارادیم و یک هم خویشی و هموندی سیاسی و تاریخی بسر برده و میبرند.
با برون شدن افتضاح تقلب مدرک دکترای کردان، سرو صدا ها برخاست که مدرک وی تقلبی است. در تقلبی بودن مدرک کردان تردیدی نبود ولی قبل از او سردار سرلشگر پاسدارمحسن رضائی، احمدی نژاد و آیت الله اکابر ندیده دکتر عمید زنجانی که برای دو سال اندی رئیس دانشگاه تهران شد و… هزاران هزار متقلب مدرک تحصیلی دیگر در این شلوغ بازارِ جعل و تقلب اسلامی، مدرک دکترا یا سپهبدی و سرلشگری گرفته و چند ماهه، به درجات سرلشگری و سپهبدی جهیده بودند و از برکت آن مدارک، هم به نان و نوا رسیده و بر توده بی نوا فخر فروخته و هم از اعتبار اجتماعی و دولتی این عناوین پرطمطراق بهره مند شده بودند.
در رژیم شاه یک دلار امریکائی معادل هشت تومان، یک درجه سروانی معادل کلی آزمون های رقابت آمیز و حد اقل سه سال دوره دانشگاه نظام بود. یک درجه سرتیپی مستلزمِ داشتن دیپلم، آزمایش وردی، دوره سه یا چهار ساله دانشکده افسری، گذراندن دوره ستادی و… بود. یک دکتر باید از هفت خوان کنکور و ۶ یا ۷ سال مطالعات سنگین دانشگاهی میگذ شت، پایان نامه مینوشت و پس از تأئید پایان نامه اش به درجه دکترا نائل می آمد، که درجه علمی قابل احترامی بود.
نظام مقدس جمهوری اسلامی که از درون هیئت های سینه زنی، تکایا و مدارس طلبگی ، بازار و چاله میدان شکل گرفته بود به یک باره همه این مراحل را برای امت خویش ملغی و صدور مدرک دکتری را سریال کرده و برای هر هوراکش حزب اللهی، حتی جبهه ندیده ائی، درجات سرداری و سرلشگری صادر کرد. در این نظام برای فدائیان نظام، نه گرفتن یک شبه ی دکترا مشکل بود و نه اخذ درجه سپهبدی. در این نظام همه این مدار ک و درجات، چنان فرو کاهیدند که توصیف درجه نزول آنان غیر قابل باور مینماید.
با روی کار آمدن این رژیم، تنها ریال ایران، پاسپورت ایرانی، جایگاه سیاسی منطقه ائی و بین المللی ایران، مدارک تحصیلی و جایگاه و رتبه علمی دانشگاه های ایران، اخلاق اجتماعی و حرمت انسانی نبود که ارزش خود را از دست داد، بلکه خود آن دستگاهی هم که به نام اسلام و روحانیت قدرت را بدست گرفت و چهره هائی چون طالقانی و مطهری ها آن را نمایندگی میکردند، تا آن درجه فرو کاست که امروزه هر زیارت نامه خوان و دعا نویس با تعریف و تمجید از علی خامنه ایی میتواند به جایگاه آیت اللهی برجهد، جایگاهی که روزی بروجردی ها و شریعتمداریها با کلی اعتبار و اتورریته دینی و اجتماعی هم آنرا داشتند و هم با فضیلیت دینی خود بدان اعتبار بخشیده بودند. امروز، میزان برای آیت الله و آیت الله العظمی شدن نه تدقیق در اسلام و احکام آن و برخورداری از فضیلت و سجایای روحانی بلکه مدیحه سرایی و قصیده گویی در شأن سید علی خامنه یی است. هرچه زبان چرب تر درجه اجتهاد بالاتر. و لذا تعجب ندارد اگر در این نظام، روحانی ای از قبیل آیت الله صانعی از درجه اجتهاد معزول و آخوندِ مواجب بگیر درباری ای  نظیر مکارم شیرازی به درجه آیت الهی ارتقا یابد.
این ملای جیره خوار درباری قبل از انقلاب افتخارش این بود که به خاطر نگارش کتاب « فیلسوف نماها» که تأئید نامه ائی بر کودتای ۲۸ مرداد بود و بابت نگارش این اثر فاقد ارزش، برنده جایزه سلطنتی شده و به ازای آن از دربارمقرری میگرفت و امروز فتوا میدهد که ولی فقیه نماینده خداست و حکم وی لازم الاجراست و … .

آیت الله شدن این نان به نرخ روز خوران، سرلشگر و سپهبد شدن فلان قمه کش چاله میدان یا خیابان جمشید، دکتر شدن متهم به تجاوز به عنفی چون کردان، دکتر شدن روضه خوان و حدیث گوی اکابر نرفته ایی چون آیت الله عمید زنجانی و… همه و همه این را نشان میدهد که این نا جمهور ضد اسلامی، نه از دیروز و پس از کودتای انتخاباتی بلکه از نخستین لحظه پیدایش شوم فرجام خود، توانائی آنرا نداشت تا پائینی ها را بالا بکشد بلکه فقط میتوانست با پائین کشیدن بالائی ها، و تقلیل دادن حرمتها، ارزشها و میزان های اجتماعی و علمی، همسطحی صوری و کاذب در جامعه بیافریند. این نظام؛ درجه داران را افسر نکرد بلکه افسریت را به درجه سرجوخگی تنزل داد. این نظام بیسودان را سواد نداد بلکه بیسوادی را مدرک داد. این نظام مدارس طلبگی را دانشگاه نکرد بلکه کوشش کرد تا دانشگاه ها را به طلبه خانه تبدیل کند. این نظام ثقتۀ الاسلام ها را حجت الاسلام و حجۀ الاسلامها آیت الله نکرد بلکه برای روضه خوانان و زیارت نامه خوانان هوا دار خود مدارک آیت اللهی صادر کرد.
این رژیم اعتیاد، دزدی ، رشوه خواری ، تن فروشب ، بیکاری ، دروغ، تزویر ،تملق ، جرائیم اجتماعی را تقلیل نداد بلکه سلامت اجتماعی را در سطح آسیب دیدگی های اجتماعی فرو کا سته  و تنزل داد.
بهر روی، انگیزه این یاداشت دیدن عکس شیادی بود که در کسوت آیت اللهی فتوا میدهد زلزله تجلی غضب مقام ولائی است علیه منکرات و… و صدر فتوای آخوند سلطنتی، مکارم شیرازی دایر بر منشاءالهی داشتن مقام ولائی و رهبری است.
با ماندگاری این رژیم در آینده شاهد آن خواهیم بود که رمالها و دعانویسان و زیارت نامه خوانان با مقام استادی در دانشگاه ها، دانش آموزی کنند و چاقو کشان لباس شخصی نیز، در شورای امنیت ملی برای ما طرح های امنیتی بریزند!
حبیب تبریزیان
www.iranesabz.se

No Comments