حماس در سراشیبی سقوط: ۳

Share Button

برای من بعنوان یک ایرانی میهن پرست و سپس لیبرال دموکرات و در آخر طرفدار حقوق بشر، (در صورت ناهمپوشی این سه محور) و با در در نظر گرفتن مرز بین جبهه جهانی تروریسم و استبداد با جبهه جهانی دموکراسی و سرفرازی ملی، اولویت تعین کننده با مصالح و منافع ملی میهن خودمان و قرار گرفتن در جبهه جهانی دموکراسی، حقوق بشر  و توسعه است. در آنجا که پای منافع و مصالح ملی در میان باشد جایی برای بمیان کشیدن موضوعات از منظر حقوق بشری و اخلاقی و احساساتی نمیتواند در میان داشته باشد همچنانکه برای یک فرد گرسنه نان اولویت است نه لباس. هرکس که مدعی سیاست ورزی است و دراین زمینه ادعائی دارد اگر غیر از این بگوید یا بخود دروغ میگوید یا به مردم. سیاست جز این نیست و هرکه غیر از این ادعا کند یا نمیداند، یا بخود دروغ میگوید و یا بمردم و  یا هرسه باهم.

Small_hamas_logo

BBC  در گزارشی از واکنش مردم اسرائیل به حمله نظامی کشورشان به نوار غزه: با ذکر شواهد نشان میدهد که تهاجم نظامی این بار ارتش اسرائیل به نوار غزه برخلاف دفعات پیش صفوف مردم را بنحو بی سابقه ایی در پشت سر دولت و ارتش متحد ساخته است. در این گزارش از جمله چنین نتیجه گیری میشود که:..” دلیل اینکه حماس با این تأثیر بخشی توانسته است اسرائیلی هارا متحد سازد اینست که به کانونهای اجماعی اسرائیلیان حمله کرده است، به: تل اویو،  فرودگاه بین المللی بن گوریون، به جوامع کشاورزی در نوار مرزی با غزه که در جناح چپ آرایش  سیاسی در کشور قرار دارند، با تونل سازی و ربودن و کشتن دانش آموزانی که از مدرسه به خانه میرفتند در جامعه ایی که جوانان در مرکز توجه ویژه قرار دارند.

اگر بخواهم این گزارش BBC را که مستنداً تنظیم شده  با یادداشت آقای زیبا کلام “ پیروزی اخلاقی «حماس» / صادق زیباکلام” در همین زمینه مقایسه کنم، باید بگویم یکی به فرش میزند و دیگری به عرش و هریک از این دو گزارشگری نگاتیوی از آن دیگریست. BBC  با ذکر شواهد از تأثیرات منسجم کننده این جنگ بر جامعه اسرائیل سخن میگوید و از اینکه حتی حزب رقیب نتانیا هو (کارگر) هم از حمله زمینی به غزه دفاع کرده است، وآقای زیبا کلام از پیروزی اخلاقی حماس وپیدایش تفرق آرا و  واگرایی جامعه اسرائیل در اثر این حمله نظامی سخن میگوید. البته در رسانه های داخل کشور اظهار نظر راجع به درگیری نظامی کنونی در غزه بسیار است و با کمی چشم پوشی میتوان گفت که از منتقدین دولت گرفته تا جناحهای فلسطین زده حکومتی همگی در یک خط و بستر مشترک و همسو با زسانه های دولتی به حمله نظامی اسرائیل  با ادبیات خاص خود تاخته اند. هیچیک از این مرثیه خوانانی که بر کشته های حماس و مردم غزه اشک میریزند نمیگویند چرا قطره ایی اشک بر قتل و عام بیش از یک ملیون مسلمانان جنوب سودان و منطقه دارفور نریختند و بر ستم ناگفتنی دولت چین بر مسلمانان ایغور، دولت میانمار بر مسلمانان آنجا و دولت فیلیپین با مسلمانان زیر ستم و تبعیض خود آهی و یا ناله ایی برنیاورند. آیا همه اینها بدین معنا نیست که برای نه تنها حکومت ما؛ که مسئله فلسطین و غزه را ابزاری، نه تنها ایدئولوژیک کرده است بلکه از این ایدئولوژی برای ملت و مملکت هم دکترین امنیتی و ایدئولوژی ملی ساخته است، حتی روشنفکران سیاسی  عوامزده  ماهم در این طلسم ضد ملی و ضد ایرانی چنان زمین گیر شده اند که گوئی، خود ملت ایران در غزه زیر بمب افکنی های اسرائیل قرار دارد و گوئیی در این بکشت دادن مردم غزه حماس نقشی ندارد. و گویی پرتاب دائمی موشک به مناطق مسکونی اسرائیل مباح و پاسخ اسرائیل به این موشک پراکنی و آدم ربایی زنای محسنه دو در حق سنگساری است.

لازم به تکرار نیست که دیدن منظره  خانه های خراب شده بر سر ساکنین غزه قلب هر انسانی را درد می آورد و بنظر من حتی قلب سنگ نتانیاهو را. ولی مگر عملیات تروریستی و موشکی حماس نیست که چنین پاسخ سختی را به اسرائیل تحمیل کرده است؟ ممکنست گفته شود حماس حق دارد برای خارج شدن از وضع نه جنگ و نه صلح کنونی و اِشغال شدگی دست به اسلحه ببرد، ولی پاسخ اینست آیا جنگیدن با یک نیروی اشغالگر اولاً: مستلزم سپر بلا کردن مردم عادی و غیر نظامی است؟ آیا در انتخاب مبارزه مسلحانه بعنوان یک استراتژی مبارزاتی، فقط مسئله روی دنده غیرت ایستادن است یا نتیجه بخشی آنهم مطرح، تعین کننده و مهم است؟

در پاسخ به سئوال نخست زمانی مرثیه خوانان روشنفکرنمای ما و حکومتی امان حق دارند تا جامعه خویش را در سوگ مردم غزه پاره کنند که اسرائیل بدون اقدامات تحریک  آمیز (پروواکاتیو) علیه آن دست به حمله یا بمب افکنی بزند. در پاسخ به سوال دوم، تجربه این چند ده ساله  پیکار فلسطینیان و حتی دول عربی با اسرائیل نشان داده است که مشکل خاورمیانه و فلسطین راه حل نظامی و از آن کم نتیجه تر تروریستی ندارد. جنبش فلسطین با آنهمه سوابق و محبوبیت بیین المللی و منطقه ایی خود موفق نشد و حماس بنیاد گرای اسلامی نیز قطعاً موفق نخواهد شد. سطح کاهش یابنده حمایت از مردم غزه و حتی کل فلسطین در جهان، منطقه و در خود کشورهای عرب همسایه فلسطین، بی تفاوتی افزایش یافته به عملیات نظامی اسرائیل علیه غزه و شناخته شدن حماس بعنوان یک سازمان تروریستی در جهان نشان میدهد که راهبرد تروریستی بعنوان استراتژی مبارزه با اشغالگری اسرائیل بطور قطع شکست خورده است. تنها امتیازی که حماس بر سپتامبر سیاه، العاصفه، الصاعقه، الفتح .. ، داشت و بخوبی هم از آن بهره گرفت انگیزش آفرینی شهادت طلبانه دینی بود که این اسلامیزه کردن مبارزه هم دیگر به سنگ خورده و دسته خود را میشکند.

پیکارجویی با انگیزشهای جهادی در جهان اسلام و بویژه در منطقه، دیگر امروز از طرف داعش، جبهة النصرت و دیگر فرقه های جدید الظهور جهادی علیه اسلام شیعی و حکومت اسلامی ایران، حزب الله لبنان و رژیمهای دمشق و بغداد جهت یافته و اسرائیل و آمریکا میروند تا بعنوان دشمن به محاق فراموشی سپرده شود. این دیگر نکته پنهانی نیست که هزاران تن از جوانان عرب مقیم اروپا و آمریکا به سوریه و عراق رفته اند تا با نسروهای شیعی بجنگند.

آمریکا که تا همین یکسال پیش عمده ترین آماج حرکتهای جهادی بود امروز به میانجیگر عمده بین دولتها، جناحها و گروههای متحارب در منطقه تبدیل شده است.  در غزه، جان کری وزیر خارجه آمریکا، نقش میانجی گر بین حماس و اسرائیل را بازی میکند نقشی که مشابه آنرا از مدتها پیش درعراق، لبنان، دارفور، افغانستان  و برخی کشورهای  دیگر آفریقایی بعهده گرفته بوده است. تنها کاری که جان کری هنوز نکرده است میانجی گری بین ایمان الظواهری و ابوبکر بغدادی است تا آنها نیز تشویق شوند اسلحه را کنار گذارده و دور میز مذاکره بنشینند و روی مبارزه با شیعه گرایی ایرانی باهم بتوافق برسند.

متآسفانه رسانه های دنیا  تصویری عمقی از وقایع منطقه به خوانندگان خود نمیدهند و بعلت پیچیدگی اوضاع نمیتوانند بدهند زیرا توده روزنامه خوان یا اخبار گوش کن عادات دارد در مسیر تفکر سنتی خود آگاهی یابی کند. ژورنالیسم  بازاری که انعکاس تنظیم شده ی همین تفکر و داوری  جا افتاده عمومی  است بیش از آنچه تصور میشود سطحی و احساسی است. قلمروی اطلاع رسانی این ژورنالیسم  بطور عمده  چهار چوب شعور سطحی و مبتنی بر تحربه ناقص و غیر پالوده شده تاریخی خود مردم امی باشد که موروثیت یافته است. این شعور موروثی کاذب که از مبارزه مسجد و کلیسا علیه دولت عرفی و مدرنیته شروع شد  تا به مبارزه  با کاپیتالیسم استثمار گر رسید و از آنجا به درک سوسیالیستی و کمونیستی و سرانجام در بستری واحد با اسلامگرایی ضد غربی و ضد لیبرال امروز قرار گرفت، ترجمان خود را از مسئله خاورمیانه، موجودیت اسرائیل و نقش رهبری غرب و آمریکا بدهد و در چهار چوب این ترجمان غرب ستیزانه داواری کند که حق و ناحق در کجاست.

چنین نگرش به ارث رسیده ازعصر مبارزات ضداستعماری(در بهترین حالت) تغیرات سه دهه گذشته را نمیتواند در ک کند و نمیتواند درک کند که دنیای مدرن امروز در گیر واپسین پیکار خود با جهان کهن است و اسرائیل هرچه هست به این جهان و حماس هرچه هست بدان جهان تاریخ گذشته تعلق دارد. این تفکر درک نمیکند که امروز پس فرو پاشی کمونیسیم، بار دیگر جهان به یک آرایش دو قطبی غیر رسمی جدیدی روبروست که یک طرف آن غرب  و هنجارهای عام فرهنگ غربی در عرصه سیاسی و حقوق انسانی است، و در طرف دیگر جبهه کاملاً واحدی که محور آن جمهوری اسلامی ایران، روسیه، و..، میباشد. حماس  چیزی جز پروکسی ایران و روسیه در منطقه نیست و پیروز شدن آن چه بصورت اخلاقی ، چه بصورت نظامی و یا سیاسی در این جنگ بهر صورت و با هر عنوان، یعنی تقویت جبهه جهانی استبداد و تروریسم.

باید گفته شود که وقتی از پیروزی فرضی حماس بر اسرائیل سخن میرود نه پیروزی واقعی آن بلکه آن تصویر کاذبی است که رسانه های دنباله روی افکار عمومی  دنیا از جنگ حماس با اسرائیل میدهند و چشم بروی عدول حماس از همه موازین و مقررات جنگی مندرج در کنوانسیون ژنو میبندند.

اگر حماس بخواهد فقط بخشی از ملاحاظات و مقررات جنگی کنوانسیون ژنوراجع به حقوق غیر نظامیان را رعایت کند حتی ۲۴ ساعت نمیتواند در مقابل ارتش اسرائیل مقاومت کند تا چه رسد به چند روز.

آیا تردیدی در این هست که اگر روسیه ، ایران، حماس ، حزب الله  در این نبرد برنده شوند بمعنای باخت و تضعیف جبهه دموکراسی درجهان است؟ |آیا کسی میتواند ادعا کند که تضعیف اقتدار جهانی آمریکا به معنای اقتدار یابی روسیه میباشد که نظام آن ترکیبی از دیکتاتوری حزب کمونیستی، استبداد تزاری و فساد مافیایی است؟ و بهمین سان  قدرت گیری نظام لومپن آخوندیسم حاکم بر ایران که قدرت یابی آن یعنی ستم بیشتر بر مردم ایران؟

آیا از منظر صرف منافع ملی و نه همبستگی اسلامیستی، فلسطین پرستانه، تردیدی در این هست که بین منافع و امنیت ملی ما با امنیت و منافع ملی اسرائیل هیچ تضاد جدی وجود ندارد؟

با توجه به اینکه پرچم فلسطین گرایی و  پشتیبانی ازحماس نه در دست روشنفکران فلسطین دوست میهنمان بلکه در دست هارترین جناحهای قدرت طلب حکم است، آیاکمترین تردیدی هست که برنده شدن فرضی حماس در پیکارش علیه اسرائیل بهر صورتی که باشد، مساوی تضعیف کل جبهه میانه روی و شلح در منطقه و تقویت روحی و سیاسی جبهه تروریسم و افراطگرایی دینی در منطقه و تقویت استبداد در داخل خود مملکت ما میباشد؟

برای من بعنوان یک ایرانی میهن پرست و سپس لیبرال دموکرات و در آخر طرفدار حقوق بشر(در صورت نا همپوشی این سه محور)  با در نظر گرفتن مرز بین جبهه جهانی تروریسم و استبداد با جبهه جهانی دموکراسی و سرفرازی ملی، اولویت تعین کننده با مصالح و منافع ملی میهن خودمان و قرار گرفتن در جبهه جهانی دموکراسی، حقونق بشر و توسعه است. در آنجا که پای منافع و مصالح ملی در میان باشد جایی برای بمیان کشیدن موضوعات از منظر حقوق بشری و اخلاقی و احساساتی نمیتواند در میان داشته باشد همچنانکه برای یک فرد گرسنه نان اولویت است نه لباس. هرکس که مدعی سیاست ورزی است و دراین زمینه ادعائی دارد اگر غیر از این بگوید یا بخود دروغ میگوید یا به مردم. سیاست جز این نیست!

واضح تر بخواهم گفته باشم جبهه جهانی دموکراسی که خود آفریننده هنجارها و موازین حقوقی حاکم بر جهان امروز است، دقیقاً بعلت قدرت و برتری تاریخی و مادیش نیازی به زیر پا گذارن حقوق، اخلاقیات، مفاد کنوانسیونهای بین المللی و هنجارهای مدرن جامعه جهانی که خود ایجاد کرده و از آن پاسداری میکند  ندارد. این؛ جبهه استبداد و تروریسم است که نمیتواند، حتی در آنجا که  ممکنست حق داشته باشد، این حق طلبی خود را بزبان حقوقی و مرسوم دنیای آزاد و جامعه جهانی آزاد بیان کند. چنین سازو کارهایی با سرشت تاریخی آن ناهمساز است حال این نیروی هنجار شکن، میخواهد روسیه پوتین باشد یا جمهوری اسلامی سید علی خامنه ایی یا حزب الله سید حسن نصرالله و یا حماس.

در جریان سرنگونی محمد مُرسی کمتر رسانه ایی در دنیا بود که در تنظیمات خبری خود راجع به مصر مرتباً و مکرر،عنوان” پرزیدنتِ دموکراتیک انتخاب شده” را به نام محمد مرسی نچسباند. این رسانه ها از وال استریت ژورنال گرفته تا گاردین و بی بی سی و سی ان ان، هرگز بخود زحمت ندادند که بگویند این پرزیدنت دموکراتیک انتخاب شده با فتاوی دینی و با آرای ۱/۴  از سنتی ترین بخشهای مردم  مصر بخاطر پروفیل مذهبی و ارتجاعی اش به ریاست جمهوری رسیده بود و اگر حرکت نظامیان مصر را، با نادیده گرفتن جنبش ۳۰ میلیونی مردمی پشت سر آن، کودتای نظامی هم  فرض کنیم؛ قضاوت یک میهن پرست مصری در این میان چه میتواند باشد؟ بر حسب سابقه و شاخص های تاریخی، حرکت نظامیان مصر یک کودتا بود ولی بلحاظ مضمون و ماهیت اجتماعی و سمت گیری تاریخی چه بود؟

در نظم مدرن جهانی کودتا قانون شکنانه و مضموم  است ولی اگر اخوان المسلمین  فقط چند ماه دیگر مانده بود، و اگر ارتش، در همین مدت حکومت اخوانی ها و مرسی، در برابر او هوشیارانه مقاومت نکرده و به مردم علامت نداده بود، نه تنها مصر ۸۰ میلیونی بلکه امروز تمام خاورمیانه اخوانیزه و اسلامیزه  شده بود. آیا در چنین حالتی همین ها که دیروز فریاد وا کودتا را بلند کردند، ازجمله بخشی از جامعه روشنفکری ما، شکوه سر نمیدادند که آمریکا از تجربه طالبان درس نگرفت  و این بار امپراطوری یا خلافت اسلامی سراسری را درمنطقه بیناد گذاشت؟ و در چنان حالت مفروضی چه نیروی بین المللی میتوانست از پی آن چنان خلافت اسلامی که گلوی انرژی جهانی را باضافه تمام مساجد و منابر دینی دنیا را هم در در اختیار داشت، بایستاد و سینه سپر کند؟ سوئد یا نروژ یا روسیه یا هند؟

با خود صادق باشیم! روی مصالح مملکت همانطور رفتار کنیم که با شغل و معشیت و زندگی خود میکنیم. برای یک لحظه فکر کنیم کودتای نوژه موفق میشد و مملکت ما این ۳۵ سال حکومت شیادان را با این هزینه سنگین از سر نمی گذراند. آیا کشتاری که در جریان موفقیت آن کودتا رخ میداد از کشتاری که این رژیم ظرف این ۳۵ سال به مملکت تحمیل کرد بیشتر بود؟ آیا سرنوشت ما از آنچه امروز داریم بدتر میشد؟

سخن کوتاه وقتی مسئله بودن و یا با خفت نابود شدن در میان است، جایی برای طرح مسائل از زوایای فرعی تر نیست. امروز ارتش اسرائیل بفرض به قانون شکنی های جنگی هم دست زند؛ که برای رسیدگی به آنهم ارگانهای قانونی بین المللی وجود دارد، آیا  ارتکاب این جرم این از زاویه منافع ملی آن حتی از زاویه منافع ملی ما ایرانیان بهتر است یا اینکه حماس در این جنگ به پیروزی سیاسی، نظامی و اخلاقی دست یافته و موفق شود این جنگ را بداخل اسرائیل بکشاند؟

دفاع از حماس و ظلمی که بر مردم غزه میرود، اگر در  ممالک غربی که طعم تلخ حکومت دینی را نچشیده اند اگر ذره ایی محمل اخلاقی و سیاسی داشته باشد در ایران  آخوند/مافیا زده  ما ابداً قابل توجیه نیست.

توضیح پایانی: بنا داشتم این بخش را به بخش پایانی و توضیح اینکه چرا حماس هم اکنون مبارزه را باخته است بپردازم که عملاً نشد و فکر کنم تا روزی که آتش بس دائمی بر قرار شود که تلاشها همه در این جهت است و در صورت استقرار آتشبس دائمی، دیگر حماس پس از چنان آتش بسی، حماس امروز نخواهد بود بلکه بخشی از پروسه مصالحه احتمالی و تنش زدایی خواهد شد.

 پیروزی اخلاقی «حماس» / صادق زیباکلام

کد خبر: ۴۹۲۱۲ | تاریخ خبر: ۰۱/۰۵/۱۳۹۳ نسخه چاپی | ارسال به دوستان
پایگاه اطلاع رسانی و خبری جماران – تهران
آنچه مسلم است دیر یا زود، آتش بس در «غزه» برقرار خواهد شد. هم وزرای خارجه آمریکا و اتحادیه اروپا به قاهره رفته اند و هم دبیرکل سازمان ملل رفته است. آمریکایی ها اگرچه حسب ظاهر از اسراییل حمایت می کنند، اما یقینا در پشت درهای بسته با زبان دیگری با رهبران آن کشور سخن می گویند.

اسراییلی ها تا همین جا هم متوجه شده اند نه تنها به هدف اعلام شده اصلی خود نرسیده اند، بلکه هرروز که می گذرد در «جنگ افکار عمومی» متحمل شکست های بیشتر و بیشتری می شوند.

تنها پیروزی ای که آنها تاکنون -بعدازظهر سه شنبه- به دست آورده اند، کشف یک تونل زیرزمینی متعلق به «حماس» بوده است.

حتی اگر فرض بگیریم آن تونل گذرگاه مهمی برای مبارزان فلسطینی از نوار «غزه» به سرزمین های اشغالی بوده است، دست کم یک دو جین تونل مشابه آن وجود دارد. به علاوه حفر مجدد چنین گذرگاه هایی، خیلی به تکنولوژی پیشرفته نیاز ندارد. فی الواقع اسراییل در نبرد سنگین و سرنوشت ساز بر سر به دست آوردن افکار عمومی متحمل شکست سنگینی شده است.

حتی در خود آن کشور هم علیه عملیات «غزه»، مخالفت و انتقادات جدی به راه افتاده است. اما چرا چنین شد و چرا محاسبه نتانیاهو و همکارانش در حمله به «غزه» درست از آب درنیامد؟ چرا حملات سنگین هوایی، دریایی و حالا هم ورود به «غزه» با امکانات زرهی و امکانات سنگین نتوانسته دستاورد چندانی برای دولت دست راستی تندرو در تل آویو به همراه آورد؟ اسراییلی ها تصور می کردند با بمباران هوایی اماکن و ساختمان هایی که محل پرتاب راکت از جانب مقاومت می بود و با تحت فشار قراردادن ساکنان «غزه»، آنها هم متقابلا به «حماس» فشار وارد می کنند و «حماس» هم مجبور می شود راکت پراکنی را متوقف کرده و آتش بس را بپذیرد.

تصور دیگر اسراییلی ها آن بود که اگر هم فرضا ساکنان «غزه» روی نیروهای جهادی فشار وارد نمی کردند، دست کم خودشان مناطقی را که اسراییلی ها اعلام می کردند، تخلیه می کردند و نیروهای اشغالگر می توانستند آن مناطق را هدف قرار داده و «حماس» را زمینگیر کنند بدون به بارآمدن تلفات انسانی و مشکلاتی که از نظر افکار عمومی بین المللی برایشان به راه افتاده است.

اما هیچ کدام از انتظارات یا محاسبات اسراییلی ها درست از آب درنیامد. مردم «غزه» با وجود بمباران شدید، نداشتن آب، برق، غذا و دارو و بالاتر از همه با وجود بیم کشته شدن در نتیجه بمباران ها حاضر نشدند روی «حماس» فشار بیاورند که پرتاب موشک به سرزمین های اشغالی را متوقف کند. آن شرایط هولناک را تحمل کردند اما همچنان از «حماس» و سایر گروه های مقاومت، پشتیبانی می کنند.

بر خلاف تصور اسراییلی ها، آتش خشم فلسطینی ها در نتیجه ازبین رفتن خانه و کاشانه شان و با وجود ازدست دادن عزیزانشان، به جای اینکه به سمت «حماس» برود اتفاقا به سمت اسراییلی ها رفت. بمباران شدید مناطق مسکونی به جای اینکه باعث ترس و وحشت فلسطینی ها شده و آنان را به پای میز مذاکره و پذیرش آتش بس سوق دهد، نتیجه عکس به بار آورده است.

از یک سو عزم و اراده ساکنان «غزه» را در دفاع از سرزمینشان و در نتیجه ادامه راکت پراکنی، استوار تر کرده و از دیگرسو، بغض، کینه و نفرت آنان از اسراییلی ها را افزایش داده است. «از قضا سرکنگبین، صفرا فزود» و «روغن بادام» «خشکی» به بار آورده است. از قضا گلوله باران ها، کشته شدن ها، خراب شدن منازلشان روی ساکنین شان، آوارگی، بی آبی و بی غذایی، آنگونه که اسراییلی ها تصور می کردند که باعث شود مردم، راکت پراکنی «حماس» را مسوول و مقصر بدانند و شکاف بین مبارزان و توده مردم به وجود بیاید، نتیجه دیگری به بار آورده است.

برداشت بسیاری از رسانه های بین المللی که در «غزه» هستند حکایت از آن دارد که محبوبیت «حماس» در میان مردم «غزه» -با وجود همه اتفاقات اخیر- افزایش هم یافته است.

هیچ یک از رسانه های بین المللی حتی یک مورد نتوانستند گزارش کنند که یکی از ساکنان «غزه» از «حماس» خواسته باشد، موشک های خود را به سوی سرزمین های اشغالی پرتاب نکنند تا اسراییل هم دست از حملات خود بردارد.

شکست اخلاقی اسراییلی ها را به شکل دیگری هم می توان ملاحظه کرد. آنها از مردم «غزه» خواسته اند که محله ها و مناطق مشخصی را تخلیه کنند اما فلسطینی ها این کار را هم حاضر نشدند انجام دهند و با وجود گلوله باران خانه هایشان، حاضر به تخلیه مناطق مورد درخواست اسراییلی ها نشدند.

به عبارت دیگر، ساکنان «غزه» حاضر نشده اند «حماس» را تنها بگذارند و حتی بالاتر از آن، عملا خودشان را سپر «حماس» و مبارزان مقاومت کرده اند. نتیجه آنکه اگر اسراییلی ها خواسته باشند «غزه» را به اشغال درآورند، ناگزیر هستند خانه به خانه و کوچه به کوچه، «غزه» را تصرف کنند. «غزه» اگرچه از بُعد مسافتی منطقه بزرگی نیست اما اشغال آن یعنی کنترل باریکه ای که طول آن به اندازه تهران تا کرج است و عرض آن به اندازه تجریش تا میدان ونک. در چنین محدوده ای نزدیک به دومیلیون نفر زندگی می کنند که جملگی در یک نکته متفق القول هستند: دشمنی با اسراییل! اسراییلی ها هیچ تمایلی به اشغال «غزه» ندارند و این اقدام برای آنان یادآور سال هایی بود که هرروز با دومیلیون فلسطینی درگیری داشتند.

زاویه دیگری که پیروزی «حماس» را نشان می دهد موضوع آتش بس است. برخلاف اسراییلی ها، «حماس» که می بیند از حمایت مردمش و البته حمایت افکار عمومی جهانی برخوردار است هیچ اصرار و عجله ای برای پذیرش آتش بس ندارد. برعکس، این اسراییلی ها هستند که بدون به دست آوردن هدف اصلی شان، خواهان یک جور خروج آبرومندانه از مهلکه هستند.

اما «حماس» یک فهرست بلندبالا شامل دست کم ۱۰خواسته به مصری ها داده که بند اول آن، برداشته شدن محاصره «غزه» است. بندهای دیگر نیز هرکدام برای اسراییلی ها ایضا مصیبت بار است؛ از آزادی رهبران «حماس» گرفته تا لغو محدودیت ورود و خروج از «غزه» و…. در نهایت باید به تلفات اسراییلی ها اشاره داشت. گفته می شود دست کم ۲۸ نظامی کشته شده اند. این برای اسراییلی ها تلفات بسیار سنگینی به شمار می رود. فراموش نکنیم اسراییلی ها برای آزادی «گیلعاد شلیط» که سربازی ساده بیش نبود، حاضر به آزادی بیش از هزار زندانی فلسطینی شدند. در خبرها رسما اعلام شده یک افسر هم به دست فلسطینی ها افتاده است. حتی اگر او زنده نباشد و جسدش را یافته باشند باز هم اهرم خوبی برای معامله با اسراییلی هاست. مجموعه این ملاحظات سبب شده اسراییلی ها تمایل خیلی بیشتری برای برقراری آتش بس داشته باشند تا فلسطینی ها. البته گفتن این حرف از نظر انسانی و عاطفی سخت است اما فلسطینی ها چیز بیشتری برای ازدست دادن ندارند. عملا هرچه داشته اند مورد هجوم اسراییل قرار گرفته، پس اصراری برای برقراری آتش بس ندارند. زندگی در زندان بزرگی به نام «غزه محاصره شده»، خیلی برای ساکنان آن شیرینی ندارد که خواسته باشند به هر قیمتی دوباره به ثبات، آرامش و آتش بس برسند.
منبع: شرق

No Comments