نقش ژئو استراتژیک* کردها در تحولات جاری منطقه

Share Button

 تصور اینکه که سُنیها و شیعیان عراق که ویروس سخت جان مذهب زدگی فرقه گرایانه تا عمق اجتماع آنان ریشه دوانیده است بتوانند در چهار چوب تفاهم و تعامل فرقه ای بر بی اعتمادی  نسبت بهم غلبه کرده و با هم عراق متحد و دموکراتیک را بسازند تصوری مطلقاً خطاست ولی چنین رسالتی از جانب کردها که حساسیت کمتری نسبت به آنها در بین نحله های مختلف مذهبی، قومی و سیاسی وجود دارد و طی دوران پسا صدام، با شیعیان، سنیها، مسیحیان و ترکمنهای کشور و بشتر احزاب سیاسی؛ جناحاً یا کلاً، در تماس و تعامل بوده اند، نه تنها  برآورد شدنی بلکه یگانه راهی است که عراق برای اجتناب از متلاشی و غرق شدن در جنگهای فرقه ایی پایان نیافتنی در برابرخود دارد.

طرحی رهیافتی و راهبردی برای اجتناب از خطر فروپاشی سیاسی و اجتماعی

Kurdistan Workers Party (PKK) fighters walk on the way to their new base in northern Iraq 

نیویورک تایمز در شماره دوشنبه ۱۸ اوت، در گزارشی پیرامون مسلح شدن آوارگان جنگی یزیدی در اثر هجوم  اسلامگرایان به شهر سنجر، مینویسد که این آورگان بکمک پیشمرگه های کرد  و رزمندگان PKK  شروع به مسلح شدن کرده اند و به تشویق کردها برآنند تا به شهر و دیار خود برگردند و در مقابل تهاجم داعش بایستند. این نشریه شرحی از جزئیات آموزش یزیدیها توسط کردهای پیشمرگه وPKK میدهد. در منطقه ایی که آنها پناه گرفته اند بلندگوهایی با صدای بلند  آوراگان جنگی را مخاطب قرار داده تکرار میکنند که داعشی ها مادرانتان را کشتند و به دختران و خواهرانتان تجاوز کردند! مسلح شوید و در برابر آنها بایستید!

این نشریه سپس چنین ادامه میدهد: ” وارد شدن  PKK، سازمانی که توسط آمریکا تروریست اعلام شده بوده است به جنگ علیه دولت اسلامی نشان میدهد که چگونه ظهور تکاندهنده جهادیون اثری گیج کننده و دگرگون ساز بر معادلات  دیپلماتیک و ائتلافات  گذشته ایجاد کرده است. ایالات متحده بطور رسمی رابطه ایی با  PKK ندارد، ولی، همینکه این گروهِ نسبتاً قدرتمند در سنجر حضور یافته است، در جائی که تهاجم پیشمرگه های کردعلیه نیروهای جهادی با ضربات محدودهوایی آمریکا پوشش داده میشود، ممکنست رویکرد خصمانه سابق دستخوش تغیر شود.

برخی از فرماندهان در کمپ های آموزشی از پیکارجویان PKK ترکیه میباشند  که آمده اند تا سربازگیری جدید کرده و به آنان آموزش نظامی دهند.  محمد مورا، یک یزیدی ۶۲ ساله، یکی از داوطلبان جنگیدن با داعش میگوید او میخواهد با دولت اسلامی که پسر او را در سنجر ربوده است بجنگد او توضیح میدهد: ” PKK  بما کمک کرد تا از منطقه بگریزیم و به اینجا که امن است برسیم، پس چرا ما به آنها ملحق نشویم؟”

ظاهر خبر فوق ممکنست پیام ویژه ایی نداشته باشد ولی اگر بیاد آوریم، در حالی PKK، جریانی تروریست اعلام شده از سوی آمریکا، در جنگ خود با داعش از پوشش هوایی جنگنده های همان دولت برخوردار شده، یارگیری کرده و میتواند پایگاههای آموزشی برای آوارگان جنگی تشکیل دهد حال آنکه  ارتش آزاد سوریه  سه سال است از آمریکا فقط تقاضای اسلحه (بطور عمده ضد تانک و ضد هوایی) میکند و آمریکا به این بهانه که ممکنست این سلاحها بدست تروریستها بیافتند تا همین چند ماه پیش خود داری ورزیده بود، میتوانیم اهمیت رویکرد آمریکا  در رابطه به کمک رسانی به کردها و تجهیز آنها را درک کنیم.

برای درک بیشتر اهمیت خبر فوق لازمست همچنین بیاد بیاوریم که در این جنگ از آنهمه گروههای جهادی و استشهادی شیعه که در روزهای نخستِ تهاجم دولت اسلامی در خیابانهای بغداد و بصره و سامره و کربلا نمایشات رزمی خیابانی میدادند کمترین خبری نیست، گویی آنها هرگز وجود نداشته اند.

کردهای عراق از بدو شروع ضد حمله خود به نیروهای جهادی از کمک تسلیحاتی آمریکا و بعداً انگلیس، آلمان، فرانسه و حتی ایتالیا برخوردار شدند.، شایان توجه اینکه بخش عمده اسلحه تحویلی به آنها (باحتمال قوی با مشاورت آمریکا)از زرادخانه و انبارهای ارتش عراق تأمین شد که خودش تقاضای تسلیحاتی دارد. این در حالی بود و هست که کمترین خبری از شرکت ارتش عراق در این جنگی که  خطوط جبهه های آن (بنظرمن)  دقیقاً معلوم نیست و فضای میدان آن غبار آلود تراز آنست که بتوان تصویری واقعی از نیروهای واقعی و نه نیروهای ساخته شده در فضای رسانه ایی و مجازی، آن بدست داد.

حمایت هوایی آمریکا از کردها و روانه ساختن سیل اسلحه به کردستان به بهانه کمک آنها در مبارزه علیه جهادیون در حالی است که درخواست دولت مالکی را برای پشتیبانی هوادئی از ارتش عراق و تحویل اسلحه بی پاسخ گذاشته شده است. این بی اعتنایی به دولت مرکزی عراق و ارتش ۹۰۰٫۰۰۰ نفری آن و گذاردن همه کارتهای پشتیبانی در سبد کردها و پیشمرگه های نامنظم آنها، نشانه اینست که آمریکا بطور کامل هم از دولت مالکی و هم از ارتش عراق قطع امید کرده است. معنای این سیاست آمریکا را باید عمیق تر از آنچه در سطح بنظر میرسد دریافت. حمله داعش و افراطیون سنی ازموصل، تکریت، و کل استان انبار و نینوا (فلوجه و رمادی) آغاز شد و طی دو ماه  دولت آمریکا از پاسخ به دولت مالکی برای کمک  طفره رفت بدون اینکه بگوید کمک نخواهد کرد. ولی بمجرد نزدیک شدن جهادیون به کردستان، بلافاصله سیل کمک به دولت آن اقلیم شروع گردید.  امروز، همه توجه به کردستان متمرکز شده است  گوئی  توافقی نانوشته وجود دارد که نامی از دیگر مناطق اشغال شده برده نشود.

در همین رابطه حمله ۳ روز پیش مشترک، هوایی از طرف آمریکا و زمینی از سوی کردها برای آزاد سازی سد بزرگ موصل بسیار معنی دار است. این منطقه  در بخش سنی و عرب نشین عراق قرار دارد و لذا عملیات آزاد سازی سد و منطقه اطراف آن بمعنی گسترش دادن منطقه تحت کنترول پیش مرگه های کرد به فراسوی منطقه کرد نشین استو در واقع نوعی گسترش قلمروی ارضی است . این سناریو را بتمامی زمانی میتوان بهتر درک کرد که بعلت تهدید سد دیگری  در قلب عرق ..؟.  عملیات مشترک آمریکا و پیش مرگه های کرد برای تحکیم وضعیت حفاظتی آن سد در جریان است. همه اینها به این معناست که پیشمرگه های کرد نقش ارتش فدرال بعهده گرفته اند.

ارتش عراق که در همه این پیکارها به حاشیه رانده شده است برای خود نشان دادن خود و خارج شدن از این وضع خفت آور، دو روز پیش از ضد حماله خود برای آزاد سازی تکریت خبر داد. برای بار دوم است که این ارتش برای ابراز وجود و عقب نماندن از پیشمرگه های کرد و نیروهای مسلح ایلیاتی، به تکریت حمله میکند و پیشا پیش هم لافزنانه از پیروزی قریب الوقوع خود حرف میزند. ولی برابر گزارشهای خبری، ۳ ضد حمله آن به این شهر با مقاومت شدید جهادیون و عقب نشینی (بخوان فرار) ارتش عراق در مقابل آنها انجامیده است.

ارتش فاسد و روحیه باخته عراق بطور کامل قابلیت رزمی خود را از دست داده است(اگر اصولاً چنین قابلیتی داشته است) و ارتشی نیست که بتواند مورد اعتماد آمریکا و بخشهای ناوابسته به ایرانِ در جامعه عراق قرار گیرد. و دقیقاً همین عامل است که تعین کننده نقش ژئواستراتژیک* ارتش پیشمرگه کردها است. ارتش عراق با وضعیت کنونی راهی جز منحل شدن و ادغام بخشهای سالم آن به ارتش پیش مرگه و احتمالاً تحت فرماندهی نظامیان کرد ندارد. در چنین فرایندی است که، بگمان من، اقلیت قومی کرد میرود تا به اکثریت (وزنی و کمی) سیاسی و نظامی در عراق جدید تبدیل گردد.

این؛ تنها ارتش عراق نیست که بسوی انحلال پیش میرود بلکه نهادهای ساختاری دولتی، حقوقی و سیاسی ایجاد شده طی دوره مالکی در کشور و قبل او او جعفری، همه دوچار چنین تحولی خواهند شد زیرا تمام این نهادها، نهادهائی سکتارین (فرقه ایی) و باند بازانه، زیر نفوذ ائتلاف شیعه و ایران قرار دارند که ادامه حیات و حضور آنها در عرصه سیاسی عراق  فقط یک مانع در شکلگیری یک (زیر و فرا)ساختار سیاسیِ ملی و دولت مدرن در عراق میگردد.

در چنین شرایطی است که دولت اقلیم کردستان عراق که از آسیبهای فرقه گرایانه، اسلامزدگی، اعمال نفوذهای ولایتمداران ایرانی و فسادهای دولت مرکزی بر کنار بوده و یکی از امن ترین و مرفه ترین نقاط منطقه میباشد، فرصتی برای ایفای  یک نقش تاریخی  یافته است. نقشی که آنرا(همانطور که در یاداشت قبلی نوشتم) مانند  نقش پروس در متحد کردن آلمان تحت رهبری بیسمارک در پایان قرن گذشته، به متحدد و مدرن کننده عراق تبدیل خواهد کرد.

 تصور اینکه که سُنیها و شیعیان عراق که ویروس سخت جان مذهب زدگی فرقه گرایانه تا عمق اجتماع آنان ریشه دوانیده است بتوانند در چهار چوب تفاهم و تعامل فرقه ای بر بی اعتمادی  نسبت بهم غلبه کرده و با هم عراق متحد و دموکراتیک را بسازند تصوری مطلقاً خطاست ولی چنین رسالتی از جانب کردها که حساسیت کمتری نسبت به آنها در بین نحله های مختلف مذهبی، قومی و سیاسی وجود دارد و طی دوران پسا صدام، با شیعیان، سنیها، مسیحیان و ترکمنهای کشور و بشتر احزاب سیاسی؛ جناحاً یا کلاً، در تماس و تعامل بوده اند، نه تنها  برآورد شدنی بلکه یگانه راهی است که عراق برای اجتناب از متلاشی و غرق شدن در جنگهای فرقه ایی پایان نیافتنی در برابرخود دارد.

قریب دو ماه پیش همین نشریه (نیویورک تایمز) یک گزارش طولانی راجع به اوضاع منطقه داشت که در آن، رویکردِ راهبردی جدید آمریکا در رابطه با بحران منطقه را عدم درگیری مستقیم، و در عوض استفاده از پروکسی های منطقه ایی بجای نیروهای خودِ آمریکا  برای مدیریت چالشها دانسته بود. با تدقیق در صحنه پیکار در عراق و همچنین لیبی میتوان نمودهای اجرائی شدن این راهبرد جدیدِ، نه تنها آمریکا بلکه ناتو را در منطقه دید. ولی  اگر استفاده از پروکسیهای منطقه ایی را فقط در کمکِ آمریکا به جریانهای ضد جهادی در عراق نیز خلاصه کنیم فقط یک قدمی خود را دیده ائیم و نه چشم انداز چنین رویکردِ استراتژیکی و پیامدهای عظیم آنرا، از جمله تأثیر آنرا روی تحولات آینده میهن خودمان

باید دلایل کافی برای تقویت نظامی کردها، حتی PKK، وجود داشته باشد تا تسلیح، تجهیز و سازماندهی نظامی آنها  تا حد یک ارتش تمام عیار و کلاسیک و  در سطح حقوق کامل یک دولت برخوردار از رسمیت بین المللی از سوی غرب  قابل درک شده و توجیه سیاسی و قانونی بیابد.

در جریان این تجهیز و راه افتادن کاروان هوائی تسلیح پیشمرگه های کرد، آمریکا و خود دولت اقلیم کرد چنان عمل کردند و میکنند که گوئی دولتی بمعنای دولت فدرال عراق، مستقر در بغداد، وجود ندارد. دولت مالکی که برای بارگیری یک نفتکش از طرف کردها جنجال بپا میکرد، در برابر این نظامی شدن تمام عیار کردستان به فلج زبانی و مغزی دوچار شده و بخاطر شکست های خفت آورش زبانش کاملاً علیه آمریکا و کردها بسته شده است.

واقعیت اینست که قدرت گیری دولت اقلیم کردستان را؛ هم بلحاظ نقش سیاسی و هم نظامی آن باید بفال نیک گرفت زیرا در عراق امروز نه تنها دولت مالکی و شخص او بلکه تمام ساختار حکومتی آن بشمول ارتش، نیروی انتظامی، پارلمان و دیگر زیرمجموعه هایش، مشروعیت و اتوریته خود را از دست داده اند. آنها چاره جز این ندارند تا فقط نظاره گره تدبیر امور کشور توسط آمریکا، دولت اقلیم کردستان، انگلیس و تا حدودی فرانسه باشند.

در این میان غیب شدن کامل سپاه قدس ایران از صحنه سیاسی امنیتی عراق، که  همواره حضورش در آن کشور از سوی سران سپاه و دیگر ارگانهای وابسته به مرکز قدرت، لافزنانه و تبختر آمیز؛ نمودِ منطقه ایی و حتی فرامنطقه ایی شدن قدرت ایران اسلامی و اقتدار فرامرزی آن نشان داده میشد، در این شتاب سرگیجه آور تحولات عراق، از صفحه ی سایت ها و رسانه ای منطقه و دنیا  شایان توجه جدی است.

در آغاز هجوم نیروهای ضد مالکی که به داعش نسبت داده شد، اخبار جسته گریخته ایی از حضور سپاه قدس برای دفاع از اماکن مقدس انتشار میافت. برخی از حضور ۲ و برخی از ۲۰ هزار نیروی قدس خبر میدادند و برخی نیز فقط از حضور مشاوران نظامی ایران. ولی با انتقال خط آتش از سامره به اربیل و سد موصل و شهر سنجر، دیگر خبری از سپاه قدس نیست. من فکر میکنم تا یکماه دیگر که مالکی رسماً قدرت را تحویل میدهد نه تنها اثری از حضور افراد سپاه قدس ایران در عراق نباشد بلکه دهها  و شاید هم صدها هزار از شبه نظامیان شیعه و امنیتی های نزدیک به نوری المالکی  هم جل و پلاس خود را برای مهاجرت و اقامت دائمی در ایران، در عراق جمع خواهند کرد تا عازم ایران شوند.

تصویر فوق زمانی قدری کامل تر میشود که نگاهی هم به وضع کردهای ترکیه بیاندازیم.

در انتخابات اخیر ترکیه برای نخستین بار  حزب دموکراتیک مردم (HDP) که شاخه سیاسی و غیر رسمی PKK  میباشد، صلاح الدین دمیراتز را  بعنوان نامزد  خود برای پست ریاست جمهوری معرفی کرد. این حزب( دمیراتز) قریب ۹٫۸% آرای شرکت کنندگان را بخود اختصاص داد که  برای حزبی که تا کنون در جایگاه  نماینده یک اقلیت قومی جایی در صحنه سیاسی و رقابتهای انتخاباتی در سطح ریاست جمهوری نداشته  بسیار توجه برانگیز است این حزب توانست آرای بخشهای دیگری از جوامع غیر کرد را  نیز در این انتخابات جذب کند.  بنا بر این  پیروزی این حزب، صرفاً به این ۹٫۸%  آراء خلاصه نشده و اهمیت اصلی موضوع در فرارفتن از خط و مرزهای قومی و ویژگی سراسری یافتن یافتن توسط این حزب است.

بنا به گزارش فرانس پرس، در روزهای گذشته  بمناسبت سی امین سال تشکیل  PKK، هیئتی از طرف رهبری حزب دموکراتیک مردم شاخه سیاسی غیر رسمیPKK،  با  عبدالله اوجلان رهبر کاریسماتیک  کردهای ترکیه، با او در زندان، در جزیره امرالی واقع در دریای مرمره دیدار کرد. اوجلان در این دیدار ضمن ابراز رضایت از نتیجه انتخابات گفت با این انتخابات دموکراتیک ما وارد یک فرایند مصالحه ملی شده ائیم و ترکیه انتخاباتی دموکراتیک را پشت سر نهاده است که PKK، با میزان آرای خود در آن  به پیروزی مهمی دست یافته است. او در پیامی بهمین مناسبت گفت که حزب او مصمم به شرکت در فرایند دموکراتیزاسیون ترکیه بوده و برآنست تا از یک حزب کردی به بزرگترین حزب سیاسی سراسری ترکیه و اپوزیسیون عمده در کشور و در آینده حزب حاکم  تبدیل شود. او با اطمینان خاطر گفت کهPKK، به این هدف خواهد رسید.

بنظر من این هدف چشم اندازی اوجلان هماندقدر با واقعیت  وضعیت سیاسی ترکیه مطابقت دارد که هدف نا ابراز شده کردهای عراق. واقعیت اینست که هم در عراق و هم در ترکیه احزاب سنتی چه مذهبی مانند حزب عدالت و توسعه اردوغان و چه حزب (اتاتورکیست)جمهوریخواه  نمیتوانند بعلت سوابق و گفتمانشان، وزن کنونی خود را در صحنه سیاسی کشورحفظ کنند. حزب عدالت و توسعه اردوغان بعلت فساد و در اثر بیداری جامعه و زوال رانتِ رایگان  دین و مذهب، قادر به حفظ جایگاه خود نخواهد بود و حزب جمهوریخواه مردم هم بعلت سابقه چند ده ساله همکاریهایش با دولتهای کودتایی و نظامی سابق و ناتوانی اش در پیکار سیاسی و ایدئولوژیک با جریان  اسلامگرایی در برابر چنین جریان انرژیکی قدرت رقابت ندارد.

چنین شرایطی برای کردها بعنوان نیرویی که هم با این و هم با آنطرف همپوشی سازنده دارد، و بعلت گرویدن بخشهای میانی جامعه: روشنفکران، دانشجویان، زنان و جوانان و (حد اقل) بخشی از کارگران و اتحادیه های آنان فرصتی تاریخی در پیش دارد  تا با مانور و استفاده حد اکثر از رقابتِ سه جریان آشتی ناپذیر در صحنه سیاسی ترکیه: جناح اردوغان (حزب عدالت و توسعه)، جناح فتح الله گولن و ناسیونالیستهای اتاتورکیست بهترین جایگاه سیاسی را در ترکیه بیابد.

 تبدیل شدن از یک حزب و جریان قومی به یک جریان ملی برای PKK، دشوار نیست. ایدئولوژی طبقاتی و چپ آن این نرمش پذیری دیسکورسیو را به آن  میدهد تا به آسانی به یک حزب قدرتمند سوسیال دموکرات مدرن تبدیل شود. بنظر من این آن راهی است که مورد نظر اوجلان و رهبری حزب اوست. بنظر من اگر نلسون ماندلا زندانی  جزیره روبرت آیلند توانست به پیامبر آشتی ملی و قهرمان صلح در آفریقای جنوبی تبدیل شود، اوجلان، زندانی جزیره  امرالی ترکیه هم میتواند همان نقش را در این منطقه بازی کند.

شاید در آینده با همین دیدگاه نظر خود را راجع به کردهای ایران نیز نوشتاری و درج کنم.

* منظور از نقش ژئواستراتژیک، جایگاه یک نیرو، یک جنبش  و یا یک دولت بلحاظ وزن نظامی ـ سیاسی در تعاملات و رویاروئی های منطقه و جهانی است.

**********************************************************

PPK Conflict with Turky coming to end; says Kurdish Leader

afp.com / DPA / Boris Roessler

Demonstrators hold up flags with the portrait of Kurdish leader Abdullah Öcalan as they take part in a rally on August 9, 2014 in Frankfurt am Main, Germany

The outlawed Kurdistan Workers Party’s 30-year conflict with Turkey is coming to an end, the group’s jailed leader said on Saturday, hailing the start of a new democratic process in the country.

The PKK, which for three decades fought a bloody insurgency for self-rule for Turkey’s Kurdish minority that cost 40,000 lives, launched its armed struggle on August 15, 1984.

But the group’s jailed leader Abdullah Ocalan said in a statement from his cell on the prison island of Imrali in the Sea of Marmara that Turkey was now on the verge of “historic developments” after last week’s presidential elections.

“On the occasion of the 30th anniversary of our struggle, I want to state that we are on the verge of historic developments,” Ocalan said in a statement quoted by the Firat news agency, which is close to the PKK.

“This 30-year war is — through a major democratic negotiation — at the stage of coming to an end.”

“The process of democratic negotiations has a profound meaning, historically and socially,” he added.

He said that the process could become a model for solving conflicts not only in Turkey “but in the entire region”.

– ‘No longer a utopia’ –

 

AFP / Adem Altan

 

Turkey’s president-elect Recep Tayyip Erdogan (C) waves at people after Friday prayers in Ankara, on August 15, 2014

Ocalan’s statement follows a meeting on Friday on Imrali between him and representatives of the pro-Kurdish People’s Democratic Party (HDP).

The presidential election was won by Prime Minister Recep Tayyip Erdogan, but the HDP’s candidate Selahattin Demirtas polled a respectable 9.8 percent in what Ocalan said was a breakthrough for Turkish democracy.

He said that the HDP was capable of becoming the main opposition to Erdogan, and even one day replacing his ruling AK party in government.

“With these results, the HDP, with its broadest base will be today’s democratic opposition and the future’s democratic ruling party,” Ocalan said.

The election had opened the way to clear “extreme nationalist and fascist policies” from Turkey, he said.

Ocalan said that the new period of transition was about “moving the idea of a democratic Turkey from a utopia to a reality”.

During the presidential election campaign, Demirtas tried to expand the appeal of the HDP to encompass not just Kurds but secular Turks attracted by its socialist, pro-women and pro-gay message.

Erdogan has also sought to ease tensions with the Kurdish minority by implementing reforms, notably on the use of the Kurdish language.

His government launched clandestine peace talks with Ocalan in 2012 but the talks stalled in September when the rebels accused the government of failing to deliver on reform.

 

AFP / Adem Altan

 

Supporters of newly elected Turkish president Recep Tayyip Erdogan hold their smartphones as they listen to his speech during the celebrations of his victory in Ankara on August 10, 2014

Parliament last month adopted a new reform bill aimed at kick-starting the talks, which was hailed by Ocalan.

The moves come as PKK rebels and other Kurdish fighters play a lead role in combatting the advance of Islamic State (IS) militants in northern Iraq.

In his message from prison, Ocalan hailed the fighters from the PKK, Iraqi Kurdish peshmerga and other Kurdish fighting units who have joined forces against the IS, saying they were “resisting for the sake of our freedom”.

The PKK is still classified as a terrorist group not just by Turkey but also the United States and the European Union, complicating its role in the US-backed Kurdish actions against IS.

The PKK’s military leader Murat Karayilan, who heads the armed PKK rebels at their Kandil Mountain base in northern Iraq, called this month for a “national resistance front” between Kurdish groups to combat the jihadists.

*******************************************************************
Fox  News

..

http://www.foxnews.com/opinion/2014/08/21/iraq-future-why-next-22-days-are-critical/

No Comments