مولودی که تولدش میتواند خجسته باشد!

Share Button

 

«دو: اسلام رحمانی

رسا، اسلام رحمانی را متضمن ارتقای اخلاق نزد حاکمان و شهروندان دانسته و خود را مروج اسلامی می داند که عدالت شاکله آن است، خردورزی را پاس می دارد، مقتضیات زمان و مکان را نیک می شناسد، با مردمسالاری و حقوق بشر منافاتی ندارد و مخالف هرگونه حقوق ویژه برای اشخاص و اقشار خاص در سطح جامعه و حاکمیت است. رسا حفظ موازین اخلاقی را در تمامی ‌فعالیت‌های خود الزامی می‌داند و رسیدن به اهداف خود را تنها از طرق مجاز اخلاقی‌ دنبال می کند». نقل از منشور تلویزیون رسا

قریب چهار دهه پیش«الکساندر دوبچک ـ رهبر وقت حزب کمونیست چکسواکی»، که امروز به دو کشور چک و اسلواکی تقسیم شده است خواست کمونیسم با چهره انسانی را پیاده کند. ده سال قبل از او، «ایمره ناگی» همین تلاش را در مجارستان کرده بود و سی سال پس از او« میخائیل گورباچف» با پروسترویاکای خود سعی در انسانی کردن سوسیالیسم استالینستی در شوروی کرد. سوسیالیسمی که توسط استالینچه ای چون « لئونید برژنف» ازهمان زیورهای میرای آغازین خود نیز تکیده شده  و جز عجوزه زشت کردار و کریه  المنظر از آن باقی نمانده بود. همان بلائی که احمدی نژاد و شرکاء بر سرِ اسلام حکومتی ، در میهن ما، آوردند.

سایت «کلمه» خبر تأسیس شبکه تلویزیونی سبز را درج کرده است . من بعنوان یکی از ده ها میلیون ایرانی هوادار این جنبش بزرگ ملی، در نگاه اول از مشاهده چنین خبر مورد آرزوئی هیجان زده شدم. اولین واکنشم این بود که به سهم خود کمک مالی کرده و برای کمک مالی به آن  تبلیغ کنم. گشتم و شماره حساب بانکی را نیافتم . سپس منشور سایت را با دقت بیشتری خواندم . هیجانم تا حدود زیادی فرو کش کرد و علت این فروکشی هیجانم را با ذکر لینک اصل خبر در فیس بوک گذاشتم..

نه فیلسوف دینی هستم  ونه به سیاسی کردن مباحثی که ذاتاً ایدئولوژیک، اعتقادی، علمی یا تخصصی هستند اعتقاد دارم.  تجربه نشان داده است و بیشتر ازهمه در میهن خودمان، ارزشی و اعتقادی و ایدئولوژیکی کردن وسائل ارتباط جمعی، نهاد های جمعی باصطلاح مدنی یا حرفه ائی سرانجام به فرقه ای و ابزاری شدن آن وسائل، ارگانها  یا انجمنها می انجامد. نمیتوان فیلترینگ اعتقادی مشخصی را برای رسانه ای که، با ادعای آزادیخواهانه آغاز میکند قائل شد و با زورِ تعبیر تفسیرهای، زیبا و معصوم نمایانه کوشید تا برای سوراخها و منافذ این فیلتر اعتقادی، نرمشی معجزه آمیز توجیه تراشی کرد.

سئوال کلیدی در این رابطه اینست: چرا مقوله مذهب و دین و اعتقاد که بیان یک رابطه صرفاً فردی بین فرد انسانی و ذات هستی است، ذاتی که هر کس و هر جماعتی آنرا شخصی ادراک کرده و احساس میکند باید به یک حرکت جمعی، حرکتی اجتماعی با خصلت کلکتیو و روانشناختی ماکروگروهی و میلیونی تعمیم داده شود؟ موازینی تحمیلی که دینامیکال  به سلطه یکی از قرائت های زورمند گروهی و حتی شخصی منتهی میگردد؟ مگر مردم ما قبل از انقلاب، کمی از این گونه تعبیر های معصومانه و مهربانانه از پیشوایان انقلاب اسلامی ضد شاه و در صدر همه  از آیت الله خمینی   شنیدند وگرفتنند؟ مگر آن موقع بحثی از آباد کردن لعنت آبادها درمیان بود و یا محجب کردن زنان و گسترش دادن زندانها و به میدان آوردن گشت های گوناگون؟

این، تعبیر رحمانی از اسلام نیست که دموکراسی فردا را تضمین میکند بلکه پایه گذاری مناسبات درست، مبتنی بر قرارداد اجتماعی است که رابطه دستگاه قدرت را با مردم تعین میکند.  این، یعنی پذیرفتن پلورالیسم در همه ابعاد اجتماعی از سیاسی، اعتقادی، فرهنگی گرفته تا عرصه های دیگر زندگی اجتماعی.

نگارنده این سطور بی هیچ ملاحظه ائی از شعار مبارزه  برای آرمانهای جنبش سبز در چهار چوب قانون اساسی و نظام جمهوری اسلامی رهبران این جنبش بزرگ ملی پشتیبانی کرده و خواهم کرد.  اگر امروز هم، این جنبش و رهبری آن اجازه تأسیس روزنامه، رادیو و یا تلویزیونی را در «داخل» کشور از رژیم بگیرند ـ تأکید میکنم در داخل کشور ـ تردیدی در تبلیغ  و پشتیبانی از آن به خود راه نخواهم داد و میدانم که چنین رسانه ائی باید بسیاری خطوط را رعایت کند.

نگارنده این سطور در  رحمانی بودن آن اسلامی هم  که رهبران جنبش سبز بیانگران آن هستند و تبلور اندیشه انسان دوستانه و آزادیخواهانه آنهاست نیز تردیدی ندارم  ولی این رسانه جدید بنام «رسا» در برابر رسانه های فرمایشی و رانتی پادگانی دولت کودتا و با کمک هواداران جنبش سبز باید بچرخد، هوادارنی که در باور های دینی اشان ، در قراعتشان از همین اسلام متفاوت هستند  و این نیز مفروض است که چنین رسانه ایی توسط طرفداران برون مرزی جنبش سبز مدیریت خواهد شد و برغم تمایل دستگاه حاکم. لذا چه سودی وچه لزومی دارد که برای چنین رسانه ائی فیلتر دینی بگذاریم؟  منظورطبعاً و قطعاً این نیست که این رسانه ضد دینی و یا ضد اسلامی باشد بلکه منظور اینست که این رسانه، باید زبان همه ایرانیان هوادار جنبش سبز با اعتقادات جورا جوراشان و قرائت های متفاوتشان از خدا و پیغمبر و دین و مذهب باشد. لذا چنین رسانه ایی باید ایرانیت آنان را منعکس کند نه اعتقادات فردی  و بسیار تفسیر بردار آنان را، که روی آنها اجماعی نیست و نمیتواند هم وجود داشته باشد مگر در مواردی بسیار کلی و  نه کاملاً فراگیر جنبش. چرا باید، فرضاً، برادران اهل تسنن ما و یا دراویش گنابادی که فعالانه هم از این جنبش دفاع کردند جنبش سبز را از منظره آن اسلامی که اصلاح طلبان مسلمان ما می بینند ببینند؟

بنظر من این رسانه ـ رسا ـ اگر بخواهد بیان جنبش سبز با زبان اعتقادی باشد خیلی زود به ضدِ هدف خود تبدیل خواهد شد و کسی هم یارای بازداشتن این گرایش تک صدا گرایانه را در آن نخواهد داشت. اول از همه دستگاه های حکومتی با ابزار های ویژه خود، مواد و بارِ ملاط دینی را در چنین رسانه ائی، با شانتاژ و نقد تخریبگرانه، چنان سنگین خواهند کرد که در آن جائی برای طرح مطالبات سیاسی و اجتماعی با زبان تخصصی نباشد زبانی که مردم را نه از منظر بنیاد اعتقادی اشان بلکه از منظر جایگاه اجتماعیشان مینگرد و باید بنگرد. این کاستی، چشم اسفندیار این رسانه ایست که میتواند یا میتوانست تولدی خجسته  داشته باشد.

حبیب تبریزیان

www.iranesabz.se

No Comments