فرهنگسازی ازآمریکا و اسرائیل ستیزی

Share Button

چکیده: ... بحث از خیرخواهی قدرتهایی مانند آمریکا و انگلیس نیست که کلاً بحثی غیر اسلوبی و دائی جان ناپلئونی میباشد بلکه بحثِ همپوشی منافع و اهداف سیاسی بین جریانهای دموکراسی خواه در درون یک کشور استبداد زده با مصالح ملی و اهداف بین المللی آن قدرتهای جهانی است که بدون استفاده دقیق و درست از پتانسیل آن همپوشیها برای تحقق آزادی و دموکراسی، راهی برای نجات مللی مانند ملت ما، سوریه،اوکرائین، عراق و افغانستان..، نیست. این نکته دقیق را رژیمهای فاشیستی و استبدادی   حاکم بر این کشورها خوب درک کرده و بهمبن دلیل هم با استفاده از همه گونه  ابزار؛ از ابزار دینی با استفاده از تریبونهای مذهبی گرفته، تا آموزشی و هنری مانند: موسیقی، نمایشی و سینمایی و تئوری سازی و تاریخ نویسی سیاسی و علاوه بر همه اینها استفاده وسیع از سخت افزار های امنیتی و اطلاعاتی، نه تنها مردم عادی را بلکه مدعیان عرصه سیاسی و روشنفکری را از تصور استفاده از آن منع و ملت راعلیه چنان اندیشه هایی آنچنان تنقیه فکری یا واکسیناسیون سیاسی میکنند که هرگز بدان تفکر نزدیک نشوند. البته این تنقیه فکری که دیگر نه صرفاً ایدئولوژیک بلکه فرهنگی شده است بدون آن پیش زمینه تاریخی شده، ممکن و مقدور نیست. پیش زمینه هایی که آفریدگاران آن منبریان ضد حکومتی پیش از انقلاب، ملی گرایان ضد استعماری(البته فقط ضد انگلیسی)؛ و چپ روسی بوده اند.

images

 لیبیِ امروز دستخوش ترکتازیهای میلیشیاهایی شده است که در یک دست تفنگ و در دست دیگر قرآن و پرچم لا الله الا الله را بدست گرفته اند. تفنگشان وسیله ترور و ارعاب و قرآنشان وسیله و توجیه حقانیتشان.  نشریه هرالد لیبی  دو هفته  قبل  پیرامون تنشی که این کشور را فراگرفته و محور آن؛ جنگ قدرت  بین دو دولت موازی، یکی در طرابلس; عمر الحسینی  (اسلامگرا)و دیگری در توبروک; التینی (لیبرال و ملی) است نوشت :

عمر الحسیبی، دربیانیه ایی که در سه شنبه گذشته(۱۶ سپتامبر)، بخاطر طرح انعقاد یک موافقتنامه امنیتی بین لیبی و مصر از سوی دولت و پارلمان توبروک که دربرگیرنده، یک همکاری نظامی ۵ ساله با مصر میباشد، صادر کرد، اعلام داشت که این طرح مغایرمنافع ملی بوده و در حکم دخالت بیگانگان در امور داخلی لیبی میباشد. این بیانیه همچنین ادعا میکند که مجلس نمایندگان HoR فاقد صلاحیت قانونی برای چنین موفقتنامه ایی است.”

کنگره ملی سراسری لیبی  (General National Congress (GNC که پس ازسرنگونی قذافی، در یک فضای اسلامی/ قبیله ایی /سیاسی شده، در یک انتخابات شتاب زده شکل گرفته بود، هم نقش قانونگزار و هم اجرایی را (غیر مستقیم با تعین نخست وزیر) در دست داشت. این کنگره زیر نفوذ اخوان المسلمین لیبی و دیگر اسلامگرایان بود که بر آن بودند تا نظام اسلامی خود را به لیبی تحمیل کنند همان سیاستی که اخوان المسلمین مصر پس از انقلاب ۲۵ ژانویه ۲۰۱۱ ضد مبارک در پیش داشت.

با اینکه این کنگره GNC  بیش از  یکسال پیش از آن تاریخ اعتبارش پایان یافته بود،  خود با رأی داخلی خویش و درغیاب غیر اسلامیستها مدت اعتبار خود را برای ۶ ماه دیگرتمدید کرد.  این کنگره حتی فرا تر این ۶ ماه بدون مصوبه ایی بکار خود ادامه داد که با مخالفتهای سیاسی از سوی غیر اسلامیستها و اعتراضات خیابانی روبرو گردید. کنگره در پایان مدتی بیش از این ۶ ماه به اجبار تن به انتخاباتی سراسری داد که در نتیجه آن صحنه را به نیروهای لیبرال و ملی لیبی باخت. اخوان المسلمین و دیگر اسلامیستها که در اثر این این باخت به انفعال و گیجی دوچار شده بود، نخست نتیجه را پذیرفتند ولی در همان حال نقشه این را داشتند که نمایندگان برگزیده شده پارلمان جدید را از شهر توبروک به مقرپارلمان قدیمی واقع در طرابلس، که درآنجا شبه نظامیانشان حاکمیت مطلق داشتند، بکشاند. هدف اسلامگریان از کشاندن این منتخبین مردم به پایتخت این بود که با استفاده از قدرت شبه نظامیان اسلامگرای خود که در آنجا قدرت مطلقه داشتند، مجلس جدید را مرعوب، تسلیم و در صورت لزوم قلع و قمع کنند.

در عکش العمل به این تله گذاری خطرناک اسلامگریان؛ فراکسیون اکثریتی ملی ـ لیبرال پارلمانی که میدانست نقشه اسلامگریان چیست، مقر خود را موقتاً  در شهر توبروک  واقع در ۶۰۰ کیلومتری پایتخت که امنیت بیشتری داشت قرارداد که دولت جدید را هم در آنجا انتخاب کرد.

اسلامگرایان که نقشه خود را بر آب دیدند به بهانه همین تغیر مکان جغرافیایی پارلمان جدید، که در مراسم افتتاحیه آن دهها شخصیت معتبر بین المللی؛ نمایندگان، اتحایه عرب، سازمان جهانی دولتهای اسلامی، سازمان ملل و اتحادیه اروپا  هم شرکت داشتند مشروعیت این مجلس جدید را که نام آن مجلس نمایندگان (House of Representatives) گذارده شده بود را نپذیرفته و دوباره کنگره (یکسال پیش منقضی شده) تحت کنترول خودرا و این بار حتی با اقلیتی نزدیک به ۳۵% و نه  اکثریتی۵۰+ ۱% ی تجدید اعتبار کرده و از خود یک دولت موازی با دولت برگزیده از سوی پارلمان توبروک هم تشکیل داده و ساختمانهای دولتی و فرودگاه شهر را هم با استفاتده از میلیشیای خود تصرف کردند. آنها  یکی ازچهره های اسلامیستی خود بنام عمر الحسیبی را هم به نخست وزیری برگزیدند که دامنه تسلط  دولتش فقط به قلمروی تحت کنترل شبه نظامیان (میلیشیای) خودشان بنام سپیده دم لیبی  (Libya Dawn) محدود میگردد. این دولت منصوب شده آن کنگره، موفق به کمترین شناسایی جهانی یا منطقه ایی نشده است. این دولت اسلامی نام خود را دولت نجات ملی نام نهاده و خود را وارث و یگانه متولی انقلاب ضد قذافی میداند.

غرض از این نوشتار پیش رفتن بسوی تحلیل اوضاع کنونی لیبی نیست بلکه نقل فراز فوقاً درج شده از بیانیه دولت دولت اسلامیستی طرابلس است که در آن نسبت به دخالت خارجیان در امور داخلی لیبی هشدار داده شده است. این هشدار از نمونه های مورد استناد این یاداشت  میباشد تا به نتیجه گیری مورد نظرخود برسد.

از نظر این دولت خودبرگزیده اسلامیستی؛ مانعی حقوقی، قانونی، شرعی یا سیاسی برای حضور تروریستهای اسلامگرای، الجزایری، سودانی، مصری، نیجریایی و.. ، در میلیشیای آن،  میلیشیای   سپیده دم لیبی که بازوی نظامی یا تروریستی اش میباشد، نیست ولی اگر دولت منتخب مجلس رسمی کشور، با کشور همسایه (مصر)، که خود در معرض تهدید تروریسم اسلامیستهای لیبی است پیمان امنیتی ببندد، بستن چنین پیمان امنیتی در حکم تخریب دیوار کعبه یا اقدام علیه مصالح ملی و عین بیگانه پرستی است.

همچنانکه گفته شد غرض از این نوشتار نه تحلیل اوضاع لیبی بلکه واکاوی گفتمانیست که حامل مقدسات و محرمات جا اندازی شده خویش است. این گفتمان مبتنی بر تابویی است بنام دخالت خارجی و تقدسی است بنام حکومت خودی. و، با مبنا سازی آن تابو، هیولانمایی دخالت آمریکا و لولو سازی اسرائیل و در پشت سر هر سه، قداست آفرینی قلابی و هدفمندانه برای حصار کشی دور گفتمان خودساخته مصالح، منافع و غیرت ملی که نگهبانان و متولیان آنهم  فقط عافیت یافتگان و به نان و نوای قدرت رسیدگان از َقَبلِ تحولات سیاسی چند دهه گذشته در ممالک مربوطه اند. این تو قدرتان که با علم و کتل اسلامی یا ملی گرایی نوع بعثی  از یکسو و آمریکا و اسرائیل ستیزی از سوی دیگر به قدرت دست یافتند، نخست از نردبان گفتمان آمریکا ستیزی و اسرائیل ستیزی که به ایدئولوژی سیاسی مبدیل شده بود به سریر قدرت سیاسی دست یافتند و خود سپس در فرهنگسازی توده ایی از آن گفتمان و نهادینه کردنش تا توانستند کوشیدند. تا امروز که برای خبیث نمایی آمریکا و انگیس و تا حد ملایمتری کل غرب احتیاجی به کمترین ادله ای نیست. طبق این آموزه فرهنگلی و هنچاری شده آمریکا دشمن است. تمام!

این تازه بقدرت رسیدگان؛هرگونه دخالت خارجی حتی در حد کوچکترین اظهار نظر راجع به نقض حقوق بشر را مزاحم تجاوزات خود به حقئوق مردم تحت فرمان و قلمروی حکومتی اشان میدانند. دولتهای ناسیونال فئودال، یا ناسیونال سوسیال نوع موگابه ایی و کیم ایل یونگ در زیمبابو و کره شمالی و رژیم استبدادی و ناجمهور ایران که همه از همین قماشند نان خود را در تنور آمریکا ستیزی فرهنگی شده میپزند.

من از چند سال پیش یاداشتهایی در نقد ایدئولوژیزه کردن آمریکا ستیزی و اسرائیل ستیزی نوشته ام و البته در این زمینه تنها کسی نبودم که قلم زده ام. ولی تعداد آن صاحب قلمان سیاسی هم که بخود جسارت کوبیدن این تابو و تقدس نکبت آفرینی که ابزار مشروعیت آفرین دیکتاتوریهای فاشیستی و شبه فاشیستی گردیده، متأسفانه بسیار نبوده است.

ولی اخیراً به این نتیجه رسیده ام که قضیه بالاتر از ایدئولوژیزه کردن این “ستیزی” ها است. ملل استبداد زده، صرفاً با ایدئولوژیزه کردن یک  پرداخته وخرافه سیاسی روبرو نیست، بلکه با فرهنگی شدن آن خرافهِ پرداخته سیاسی که عمق اجتماعی و تاریخی آن بسی بیشتر و جان سخت تر از وجه ایدئو لوژیک آن است روبرو هستند. ایدئولوژی داران به سیاسیون محدود میشود حال آنکه فرهنگ سیاسی، شعور ( واقعی یا کاذب) همه مردم و دهها نسل میباشد.

تبدیل یک نظریه سیاسی شخصی به یک  گفتمان سیاسی مستلزم شاید دهها سال تلاش باشد.  ولی برای تبدیل همان گفتمان به یک ایدئولوژی سیاسی  که نقش راهبردی برای سیاسیون و احزاب سیاسی داشته باشد، نه یک یا دو دهه بلکه چند دهه وقت لازم است. حال آنکه برای اینکه چنان گفتمان ایدئولوژیکی به ذهنیت مردم و فرهنگ آنها تبدیل گردد یک سده هم کافی نیست و وقتی هم جا افتاد برای ریشه کن کردنش به سده ها نیاز است.

روزی که پزشکزاد داستان معروف دائی جان ناپلئون را نوشت منظورش( با استناد به مصاحبه ایی که چدی پیش داشته بود) آسیب شناسی فرهنگ سیاسی جامعه ایران نبوده  بلکه تعریف فضای حاکم بر خانواده پدری و سنت های بحث سیاسی در خانواده اشان بوده است. ولی با کمی تعمق میتوان دریافت که دائی جان ناپلئونیسم سیاسی، نه یک موضوع کمیکال بلکه یک تراژدی واقعی در عرصه گفتمان ملی ما ایرانیان بوده است که بنیادش را بازاری سیاسیون دوران مشروطه و عصر ملی شدن نفت و چپ روسی گذاردند ولی امروز جمهوری اسلامی با سیاستی کاملاً تنظیم شده، آگاهانه، راهبردی و گسترش داده شده آن، دایی جان ناپلئونیسم سیاسی را  که تا سطح آمریکا و اسرائیل ستیزی فرهنگی شده ارتقا داده است، نه تنها جلیقه و قایقهای نجات این ملت شیخ و ملا زده (دین ابزار گرا) را از آن گرفته است بلکه بجای آنها یک زنجیر گران را با یک وزنه چند تنی را هم در این دوران و دریای متلاطم سیاسی آنچنان به پای ملت و “روشنفکران” آن بسته است که به آسانی از شر آن خلاصی ندارند مخصوصاً اگر جنبش روشنفکری سیاسی فاقد آن عنصر بنیادی که نامش نقد و تفکر نقاد است بوده و نشخوارگر ساخته های تاریخ گذشته باشد.

بحث از خیرخواهی قدرتهایی مانند آمریکا و انگلیس نیست که کلاً بحثی غیر اسلوبی و دائی جان ناپلئونی میباشد بلکه بحثِ همپوشی منافع و اهداف سیاسی بین جریانهای دموکراسی خواه در درون یک کشور استبداد زده با مصالح ملی و اهداف بین المللی آن قدرتهای جهانی است که بدون استفاده دقیق و درست از پتانسیل آن همپوشیها برای تحقق آزادی و دموکراسی، راهی برای نجات مللی مانند ملت ما، سوریه،اوکرائین، عراق و افغانستان..، نیست. این نکته دقیق را رژیمهای فاشیستی و استبدادی   حاکم بر این کشورها خوب درک کرده و بهمبن دلیل هم با استفاده از همه گونه  ابزار؛ از ابزار دینی با استفاده از تریبونهای مذهبی گرفته، تا آموزشی و هنری مانند: موسیقی، نمایشی و سینمایی و تئوری سازی و تاریخ نویسی سیاسی و علاوه بر همه اینها استفاده وسیع از سخت افزار های امنیتی و اطلاعاتی، نه تنها مردم عادی را بلکه مدعیان عرصه سیاسی و روشنفکری را از تصور استفاده از آن منع و ملت راعلیه چنان اندیشه هایی آنچنان تنقیه فکری یا واکسیناسیون سیاسی میکنند که هرگز بدان تفکر نزدیک نشوند. البته این تنقیه فکری که دیگر نه صرفاً ایدئولوژیک بلکه فرهنگی شده است بدون آن پیش زمینه تاریخی شده، ممکن و مقدور نیست. پیش زمینه هایی که آفریدگاران آن منبریان ضد حکومتی پیش از انقلاب، ملی گرایان ضد استعماری(البته فقط ضد انگلیسی)؛ و چپ روسی بوده اند.

امروزه دیگر کسی از مردم ما در شمر بودن شمر و جنایت پیشگی یزید تردید نمیکند، زیرا این رخداد تاریخی دینی؛ صرفنظر از اینکه در واقعیت امر چه بوده است، به یک اگزیم یا پیش فرض سیاسی یا اگر قدری فلسفی حرف بزنیم بقول کانت به یک آ ـ پریوری تبدیل گریده است. آ ـ پریوری یعنی اینکه وقتی کسی میگوید خواب بودم. ناگفته پیداست که آن شخص در مکانی و در موعد زمانی معینی خوابیده است یعنی مقوله زمان و مکان از مفروضات این خوابیدن است که دیگر احتیاجی نیست طرف آنها را ذکر  یا اثبات کند. چون  آن شخص حتماً در جایی و در طی زمانی خوابیده است.

امام حسین سازی از مصدق، شمر سازی از محمد رضا شاه، خبیث پنداری انگلیس، تجاوزگری آمریکا، کشتارگری اسرائیل دیگر نه گفتمانهایی سیاسی و یا ایدئولوژیک شده؛  و خاص مدعیان سیاست ورزی و سیاست دانی بلکه به فرهنگ عمومی و همزاد شعورملی ما تبدیل گردیده است که در آنها جایی از ابهام وتشکیک  در مورد این تابوها و تقدسهای مفروض و آ پرویوریک شده نیست.

همین فرهنگ است که کمک میلیاردی به حماس در غزه و حزب الله در لبنان و رژیم اسد در سوریه و جریانهای شیعی تروریستی در منطقه  را از خزانه ملت یک فریضه ملی و دینی و جاه طلبیهای اتمی جنون آمیز و ویرانگر  از سوی دولت و حکومت ما را هزینه های ضرورتاً طبیعی برای ملت ایران میداند و مخالفت با این سیاست ضد ایرانی  و ضد مردمی  از سوی منتقدین  نظام  و رهبری آنرا؛ درحکم خیانت ملی و وطن فروشی به ملت حقنه میکند.

دو هفته پیش دبیر شورای عالی امنیت ملی ایران علی شمخانی* که برای یک بازدید یکروزه از بیروت دیدن میکرد، بدنبال گفتگوهایش با نخست وزیر، تمام سلام، در ساختمان نخست وزیری اعلام کرد که ایران آماده است به لبنان کمک نظامی کند. او گفت این کمکها برای مبارزه علیه تروریسم است. او توضیح جزئیات این کمکها را به بازدید آتی وزیر دفاع لبنان سمیر مُقبل از تهران که قرار است در آینده انجام گیرد موکول کرد. شمخانی با نبی بری رئیس مجلس نیز دید ار کرد و قرار است از لبنان (امروز سه شنبه) به سوریه برود. ناگفته پیداست که تروریسم، از دید شمخانی همان نیروهای ضد بشار اسد در لبنان و سوریه است و نه حزب الله که دیگر به ارتش خصوصی رژیم اسد تبدیل گردیده است.

درهفته گذشته نیز سردار نقدی** هم آغاز جمع آوری کمک برای مردم غزه را اعلام کرد. نا گفته پیداست که تحت عنوان گردآوری کمک نقدی از مردم، صدها میلیون دلار و شاید بیشتر؛ از طرف نهادهای تحت رهبری که از شمولیت قانون محاسبات عمومی خارجند، سرازیر غزه، لبنان و سوریه خواهد شد همچنانکه از همین منابع هزینه ماشین جنگی حزب الله و رژیم اسد تأمین شده و میشود.

چه تعداد از مدعیان سیاسی و سیاستورزی در مملکت ما جرئت کرده تا این گونه کمکها و بده بستان های فرقه ایی را که ناشی از همپوشی منافع امنیتی رژیم اسد، حزب الله  لبنان و حماس با هیئت حاکمه ایران ولائی و نه ایران ایرانی  است را زیر سئوال کشیده و حتی قدری ملی تر اندیشیده بگویند کمک به این جریانها، نه در راستای منافع ملی بلکه دقیقاً مغایر با منافع ملی ماست؟ و یا از اینهم پیش تر رفته بگویند جایگاه ما(ایران) از منظر منافع ملی اگر هم دفاع از اسرائیل نباشد حد اقل بیطرفی در این کشمکش منطقه ایی است؟ و باز هم پیشتر رفته بگویند حضور آمریکا و اتحادیه اروپا و غرب حتی و فقط حتی اگر به انگیزه مطامع اقتصادی و سیاسی هم باشد در همپوشی کامل با جنبش آزادیخواهانه مردم منطقه، بشمول مردم ایران است و نه علیه منافع ملی ما؟ 

در تبصره و بطور خلاصه بگویم آن نگاهی که مداخله آمریکا، اتحادیه اروپا و ناتو را در منطقه امپریالیستی میداند، فقط طلسم شدگی خود را در میدان گفتمان عصر توسعه طلبیهای استعماری چند دهه و یا سده پیش، و جنبشهای ضد استعماری آن دوران نشان میدهد. چون امروزه استراتژی راهبردی و دکترین سیاسی غرب نه لشگر کشی برای غارت بلکه در جهت تقویت نظم مدرن جهانی است که در این نظم، به هزار و یک دلیل، غرب با نظام لیبرال دموکراتیک خود منافعی بیشتر از ملل  عقت مانده دارد. زیرا آنها رفاه، دموکراسی و تمدنی دارند که نمیخواهند قربانی جاه طلبیهای ( بی زمینه و بدون پشتوانه)  ماجراجویانه  رژیمهایی مانند مانند ایران، اسد و پوتین یا تروریسم جهادی شوند که سهم خواهی آنها، نه متکی بر مشارکتشان در آباد سازی دنیا و سهمشان در توسعه و ترقی جهان بلکه به زرادخانه جنگی و اتمی و امکانات تروریستی و قدرت خرابکاری اشان در این نظم جهانی  متکی است. از این زاویه و بلحاظ ماهوی  تفاوتی بین رژیم ایران، اسد و پوتین با القاعده و طالبان نیست که میگویند اگر دنیا تسلیم ما نشود ما به این دنیا چنان گُه میزنیم که در آن جای امنی برای کسانی غیر از خودمان  در آن یافت نشود!

نهار نت لبنان ***امروز گزارشی از بازدید دیوید کامرون از افغانستان بمناسبت تحلیف دولت جدید آن کشور دارد که در آن گفته میشود: رئیس جمهور جدید افغانستان اشرف غانی از دیوید کامرون، از انگلیس و ناتو بخاطر قربانیانی که در راه آزادی کشورش از شر طالبان دادند و کمکهایی که بدان کردند تشکر کرد. او گفت سربازان ناتو در افغانستان دنیار را امن ترساختند.

باید از خودمان بپرسیم آیا طالبان مسلط شده برایران از طالبان افغان آدم تر و مترقی ند یا ما مردم ایران از رئیس جمهور و مردم افغانستان غیرت ملی پر عیار تری داریم؟

 

Tehran Promises Military Assistance to Lebanon

by Naharnet Newsdesk ۱۱ hours ago

W460

The head of Iran’s Supreme National Security Council, who made a one-day visit to Beirut on Tuesday, said that Tehran will provide military assistance to Lebanon.

Ali Shamkhani made the announcement following talks with Prime Minister Tammam Salam at the Grand Serail.

He said the assistance includes military equipment to help Lebanon’s battle against militants. He did not elaborate but told reporters that the details would be announced during an upcoming visit by Defense Minister Samir Moqbel to Tehran.

Shamkhani also visited Speaker Nabih Berri. He traveled to Syria later Tuesday.

His trip to Beirut came as an Iranian military commander reportedly claimed that Hizbullah’s missile and drone capabilities have widely improved since the 2006 war with Israel.

Brigadier General Amir Ali Hajizadeh, who is the commander of the Iranian army’s aerospace force, said he was aware of Hizbullah’s capabilities in Lebanon.

According to al-Joumhouria newspaper, Hajizadeh claimed that the Shiite party was at a certain period linked to the Iranian Revolutionary Guards but it developed to the extent that the country’s army began benefiting from Hizbullah’s capabilities.

On Monday, Israeli Prime Minister Benjamin Netanyahu accused Iran of mounting terrorist attacks all around the world.

Netanyahu told the U.N. General Assembly’s annual ministerial meeting that the Islamic State and Hamas, as well as other movements, from al-Qaida and Nigeria’s Boko Haram to Somalia’s al-Shabab and Hizbullah, share the goal of imposing militant Islam on the world.

He likened them to “another fanatic ideology that swept into power eight decades ago” — Nazism.

*******************************************************************************************

ال مونیتور

**

Mohammad Reza Naghdi, commader of Iran’s Basij forces, speaks during Friday prayers at Tehran University, Nov. 26, 2010. (photo by REUTERS/Raheb Homavandi)

Iran’s Basij announces donation efforts for Gaza

According to the head of Iran’s Basij forcesor, Commander Mohammad Reza Naghdi, relief and donation efforts have commenced for the reconstruction of Gaza after the 50-day war with Israel. A number of other Iranian commanders have also made statements about help from the Islamic Republic to Palestinian groups.

Summary⎙ Print The head of Iran’s Basij has said that the organization is collecting money for reconstruction in Gaza.
Author Arash KaramiPosted September 29, 2014

At a Sept. 28 press conference, Naghdi announced that apeople’s committee for the liberation of Jerusalem would be formed soon, adding, “In consideration of the brutal attack of the occupying regime of Quds on the people of Gaza, and the closeness of the Day for the Assistance of Palestinian Children, we had consultations with friends at Imam Khomeini Relief Foundation and it was decided to begin the reconstruction help for Gaza.”

He did not offer specifics on the reconstruction efforts other than, “The Imam Khomeini Relief Foundation and Basij Organization have cooperated to prepare 40,000 Basij bases, mosques and hosseinyas [religious centers] for the reconstruction of Gaza.”

Naghdi added that help from the Iranian people should come in the form of cash donations rather than material donations because the lack of cooperation with Israel and neighboring countries made those types of donations more difficult.

Naghdi said that collection efforts would take place Oct. ۱-۳ and asked the national media to help spread the message, saying that they have the “prime responsibility in helping the people of Gaza” and should not let the “blood of Palestinian martyrs go to waste.”

The Imam Khomeini Relief Foundation was started in 1979 as a charity organization to help poor families in Iran and across the world. It receives both government funding and private donations, and its blue-and-yellow charity boxes were at one time ubiquitous on Iranian streets.

During the latest Israel-Gaza war, which started in early July and killed 2,100 Palestinians, mostly civilians, and 72 Israelis, mostly military, Iran’s Supreme Leader Ayatollah Ali Khamenei said that there are only two solutions to end the fighting: hold a referendum, or “The West Bank should be armed like Gaza.” Various Iranian officials have made statements in support of these statements.

Naghdi had previously held a ceremony for hunters and villagers to donate their rifles to Palestinians. When asked about them at the press conference, Naghdi said that some of thearms had already been delivered and others would be delivered soon.

Deputy Chief of Staff of the Iranian Armed Forces Gen. Gholam Ali Rashid said that some of Iran’s commanders had a physical presence “advising the Palestinian resistance,” and that Iranian advisers were also helping Lebanon’s Hezbollah and the Iraqi military.

In an interview with Tasnim News Agency, General Amir Ali Hajizadeh, the head of the Revolutionary Guard Corps’ Aerospace Force, said, “We are pursuing equipping the West Bankaccording the statements of the supreme leader because it is the demand of the commander-in-chief.”

Read more: http://www.al-monitor.com/pulse/originals/2014/09/iran-basij-collects-donations-gaza-reconstruction.html?utm_source=Al-Monitor+Newsletter+%5BEnglish%5D&utm_campaign=ef6235fb71-September_30_2014&utm_medium=email&utm_term=0_28264b27a0-ef6235fb71-102390337#ixzz3EpemrFjq

***********************************

New Afghan Leader Meets Cameron, Thanks NATO Troops for their Sacrifice

W460

Newly-inaugurated Afghan President Ashraf Ghani on Friday set a fresh tone in relations with NATO countries that have fought against Taliban insurgents, paying a fulsome tribute to foreign soldiers who died in battle.

Hamid Karzai, who left office on Monday, caused outrage in the United States , Britain and among other allies by saying the NATO mission in Afghanistan since 2001 caused huge suffering to Afghans and failed to bring security.

But Ghani, speaking alongside British Prime Minister David Cameron in Kabul, said the NATO soldiers in Afghanistan had made the world a safer place.

“I want to say thank you to those families for the loss of their loved ones,” Ghani said.

“They stood shoulder-to-shoulder (with Afghan forces) and we will remember them.

“Your presence here has meant London has been safe as well as the rest of the world.”

Ghani has already begun to reset ties with the US and NATO military by signing a long-delayed agreement allowing about 12,000 foreign troops to stay on into 2015 to further train the Afghan army and police.

The deal — signed on Ghani’s first day in power — was a major cause of friction between Washington and Karzai, who eventually refused to sign it despite heavy international and domestic pressure.

“Let me thank every soldier and civilian who was injured in Afghanistan and have left pieces of their bodies here,” Ghani said.

“(They) have memories, some of them haunting memories, but I hope they will also remember the good heart of the Afghans.”

 

 

No Comments