مرگ یک شیاد و اشکهای تمساحی

Share Button

چندی پیش بمناسبت سکته مهدوی کنی دکتر مهدی خزئلی که بر کیفیات و احوال زندگی  او آشنایی نزدیک دارد، نامه ایی به او که در بستر جانکندن بود نوشته است که منهم کامنتی بعنوان مقدمه بر آن گذاردم.  

نگاهی به سایتهای حکومتی و نیمه حکومتی نشان میدهد که چگونه مرگ این عضو خاندان حاکمیت وسیعاً انعکاس داده شده است و این بازتاب دهی و واکنش وسیع، تعجبی هم نباید داشته باشد، زیرا که حرمتگذاری صحابه حکومتی به یکی از مهره های مرکزی خود، در حقیقت حقنه کردن جایگاه ساختگی  نظام و هرم قدرت آن به مردم است. حاکمیتی که سعی دارد برای خود هاله قدسی و ارزش معنوی بیافریند در حالیکه تشت رسوایی، فساد و شهوتزدگی کنترل ناپذیر آن برای تمرکز قدرت و انباشت ثروت سالهاست از بام جهان به سنگفرش سفت زمین افتاده و ناشنواترین آدمها را نیز بیدار کرده است و آنهایی که صدای آنرا نشنیده اند کسانی هستند که خود را به کّری زده اند.

قصد داشتم در این زمینه یاداشت مستقلی بنویسم ولی دیدم در این زمینه چیزی برای افزودن بردانسته های کاربران ندارم. فقط با این مقدمه، تحقیرآمیزانه ترین احساس خودم را نسبت به این دین فروش مفتخواره و دنیا دوستی که با جانسختی دست از دنیا و ثروت خود شست ابراز میکنم و همان نامه دکتر خزئلی و مقدمه نگاشته شده بر آنرا مجدداً درج میکنم. ظاهراً دکتر  مهدی خزئلی در هنگام نگاشتن این نامه نمیدانسته است که این شیخ دنیا دوست هنوز تسلیم عزرائیل نشده است.

ح تبریزیان

پیش کامنت من: 

ساواک هیچ آخوندی را بخاطر وعظ و تبلیغات ضد شاه نه کتک زد و نه شکنجه کرد. با اطلاع و قطعیت میگویم آخوند غفاری هم که پس از مرگش لقب آیت اللهی گرفت و شایع شد زیر شکنجه جان داده است، بخاطر فتوای حرام بودن گوشت یخ زده که اعلامیه کرده و انتشار داده بود دستگیر و بخاطر ترکیدن آپاندیسش مقارن یک تعطیلی ۴ روزه که درمانگاه یا بیمارستان زندان  پرسنل نداشت مرد. منهم در همان زمان بعلت دندان درد شدید و عفونت لثه ام درمانگاهی شده بودم و لذا تنها زندانی ای بودم که میدانم غفاری چرا مرد. علاوه بر بیماری  و درمانگاهی شدن همزمان، من با او در یک بند زندان بودم و وکیل مدافع و پرونده خوانی دادگاهمان هم همزمان بود. غفاری بهنگام دستگیری مشغول ساختن مسجدی بنام شیخ فضل الله نوری بود. او به یکسال زندان محکوم شد و تنها شکنجه ای که شد تراشیدن ریشش بود و آنهم نه در ساواک بلکه در زندان شماره ۴ قصر بدستور سرهنگ زمانی رئیس زندان وقت.
پس از این پیش کامنت؛ اینهم شرح دزدیهای شیخ کنی از زبان دکتر خزئلی و توصیف زندگی نامه سراپا جعلی شیخ کنی از زبان سایت دانشگاه امام صادق. زهی بی شرمی که دروغ برای این جماعت یک امر عادی و هنجار شده است.
ح تبریزیان.

یاداشت دکتر خزعلی درباره مرگ آیت الله کنی : باغ ۵ هزار متری ماند و او رفت در قبر ۲ متری

از میان اِمیل های رسیده:

یادداشت دکتر خزعلی درباره مرگ آیت الله کنی
باغ ۵ هزار متری ماند
و او رفت در قبر ۲ متری
سکته آیت الله کنی رئیس مجلس خبرگان رهبری و دبیرکل روحانیت مبارز، سرانجام با اعلام خبر فوت او کامل شد. آیت الله کنی اندک زمانی پس از سکته در جریان مراسم سالگرد در گذشت آیت الله خمینی فوت کرده بود، اما برای آن که روز مرگ او را در روز و یا سالگرد درگذشت آیت الله خمینی اعلام نکنند، خبر را با تاخیر اعلام کردند. عیادت هائی هم که از وی شد و عکس هائی که بالای سر وی گرفته شد، در واقع عکس با “میت” بود تا “زنده”!
دکتر مهدی خزعلی در صفحه خود یادداشت نسبتا کوتاهی در باره مرگ آیت الله کنی نوشته است که در زیر می خوانید:
خبر کوتاه بود، امّا حکایت ۸۳ سال عمر بی حاصل، ۸۳ سال دلبستگی به مال و منال و جاه و جلال. او برای حفظ دنیایش تن به هر کاری داد. خفت و خواری را به جان خرید، به دست بوسی حاکمان عادت داشت. حلال خدا را حرام و حرامش را حلال کرد تا بر ریاست خویش باقی بماند. او خود را خوار و ذلیل ساواک کرد تا آزاد شود و پس از آزادی دم فروبست و دیگر سخنی – که شاه را خوش نیاید – بر زبان نراند وبه زعم خود زندگی کرد و شاهد شهادت و رشادت مردان خدا بود. دوستانش شهید و زندانی و تبعیدی شدند و او در کنار والده سعید آقا خوب زندگی کرد! (آقا سعید همه کاره کنی در دانشگاه امام صادق بود و خط و ربط اداره مجلس خبرگان هم به پدرش میداد. مثل همه آقا زاده های دیگر)
انقلاب شد، در کمیته ها خشونت را به حد اعلا رساند، تا جایی که گاهی فرزندان دوستانش را به کام مرگ فرستاد! و باز خوب خورد و خوب زندگی کرد!
دانشگاه امام صادق (ع) را – که واقف وصیّت کرده بود آیت الله منتظری متولی وقف باشد و پس از او هر که را آیت الله منتظری تعیین فرمود متولی باشد – به نا حق ملک طلق خویش کرد و همه فرزندان و همسرانشان را در آنجا پست و مقام و ریاست بخشید و همسرش را نیز ریاستی خاص داد! در آن دانشگاه از بیت المال خانه ای ۵۰۰۰ متری با خدم و حشم و باغبان فراهم آورد!
و امروز محمد رضا مهدوی کنی همه را گذاشت و رفت، همسر و فرزند و داماد و عروس از این همه ثروت بهره می برند و امروز روز حساب اوست. پرده ها فروافتاده، دستش از دنیا کوتاه، دستگاه قضایی نمی تواند که به دادش برسد، شهردار تهران هم نیست که سودهای چند هزار میلیاردی در جیبش کند!
آقا محمد رضا؛ آن وکیلی که ریشش را در دست گرفتی و محکم دهانش را بستی تا زبانش بریده شد، امروز در برابر تو در محکمه الهی است، دیگر نمی توانی دهانش بدوزی و با دهان پرخون و پای شکسته در میدان بهارستان رهایش کنی!
امروز آیت الله العظمی منتظری را هم خواهی دید، از تو می پرسد: “زمان شاه کم آوردی و تسلیم شدی و مرا در سیاهچال ساواک تنها گذاشتی، بعد از انقلاب محمدم در برابرنفاق به شهادت رسید و تو مرا یاری نکردی، فرزند دیگرم در برابر صدام جانباز شد و تو در جنگ هم کم گذاشتی، محصور شدم و باز هم مرا نه تنها واگذاشتی که دانشگاه موقوفه ام را به ناحق متصرف شدی! حال تو اینجا و من اینجا، دنیا را هر دو وانهادیم، تو چه آوردی و من چه؟ تو چه فرونهادی و من چه؟ من محبوب دلهای مردم دردمند و تو محبوب شکمبارگان! در پی من دعای مظلوم و در پی تو ثنای ظالم، من برای فرزندانم عزت و آبرو گذاشتم و تو مال و منالی بی برکت که وزر و وبال است! ”
محمد رضا خان؛ تو در شرایط دشوار بعد از انتخابات ۸۸، حتی حاضر شدی جای ولی نعمت خود را بگیری و بدون رقیب بر صندلی ریاست مجلس خبرگان تکیه بزنی، در حالیکه بر روی پای خود نمی توانستی بایستی و یک پایت آن سوی گور بود! باز هم برای خرسندی جناح حاکم و خوش خدمتی، پا پیش نهادی و صد البته رقیب در شان خود نمی دید که با پیری عصا به دست و لب گور کشتی بگیرد! و تو در یک انتخابات یک نفره خودت بر خودت پیروز شدی و ریاست خبرگان را به ناحق از آن خود کردی!
بگذریم، دستت از دنیا کوتاه شد، منتظر باش، به دادخواهی خود و فرزندان این مرز و بوم خواهم آمد و آنجا در محکمه عدل الهی، داد خود خواهم ستاند و دیگر سلطانی نیست تو را یاری کند.
منتظرم باش
مهدی خزعلی
۱۶/۳/۱۳۹۳
*********************************************************************
پیش کامنت من:
ساواک هیچ آخوندی را بخاطر وعظ و تبلیغات ضد شاه نه کتک زد و نه شکنجه کرد. با اطلاع و قطعیت میگویم آخوند غفاری هم که پس از مرگش لقب آیت اللهی گرفت و شایع شد زیر شکنجه جان داده است، بخاطر فتوای حرام بودن گوشت یخ زده که اعلامیه کرده و انتشار داده بود دستگیر و بخاطر ترکیدن آپاندیسش مقارن یک تعطیلی ۴ روزه که درمانگاه یا بیمارستان زندان  پرسنل نداشت مرد. منهم در همان زمان بعلت دندان درد شدید و عفونت لثه ام درمانگاهی شده بودم و لذا تنها زندانی ای بودم که میدانم غفاری چرا مرد. علاوه بر بیماری  و درمانگاهی شدن همزمان، من با او در یک بند زندان بودم و وکیل مدافع و پرونده خوانی دادگاهمان هم همزمان بود. غفاری بهنگام دستگیری مشغول ساختن مسجدی بنام شیخ فضل الله نوری بود. او به یکسال زندان محکوم شد و تنها شکنجه ای که شد تراشیدن ریشش بود و آنهم نه در ساواک بلکه در زندان شماره ۴ قصر بدستور شرهنگ زمانی رئیس زندان وقت.
ح تبریزیان.

رییس دانشگاه، حضرت آیت الله مهدوی کنی

ت

آیت‌الله مهدوی کنی در هفده سالگی

 

آیت الله محمدرضا مهدوی کنی در ۱۴ مرداد ۱۳۱۰ در روستای کن – که در حال حاضر بخشی از شهر تهران است- به دنیا آمد. ایشان پس از طی دوره دبستان در کن، وارد مدرسه علمیه لرزاده در تهران شد و از محضر مرحوم آیت الله برهان بهره‌های علمی و اخلاقی فراوان برد. آیت الله مهدوی کنی در سال ۱۳۲۷ درسن ۱۷ سالگی برای ادامه تحصیل به قم مهاجرت نمود و تا سال ۱۳۴۰ در محضر استادان مبرز آن زمان همچون حضرات آیات مشکینی، حاج شیخ عبدالجواد سده ای (جبل عاملی)، شهید صدوقی، سلطانی، مجاهدی، رفیعی قزوینی، شعرانی، علامه طباطبایی، آیه الله العظمی بروجردی، امام خمینی، آیه الله العظمی گلپایگانی و … رضوان الله تعالی علیهم دروس عالی فقه، اصول فقه، تفسیر، حکمت، کلام و دروس خارج فقه و اصول را تتلمذ کرد.

آیت الله مهدوی کنی پس از بازگشت به تهران در سال ۱۳۴۰، در مدرسه مروی به تدریس علوم حوزوی مشغول شدند و از سال ۱۳۴۲ امامت جماعت مسجد جدید‌التاسیس جلیلی در میدان فردوسی را پذیرفتند. این مسجد پایگاه مناسبی برای فعالیت‌های اجتماعی و سیاسی ایشان شد. مبارزات ایشان علیه حکومت طاغوت، باعث دستگیری‌های متعدد،‌ تبعید،‌ شکنجه و زندانی‌شدن ایشان گردید. ایشان آخرین روحانی مبارزی است که در روزهای نزدیک پیروزی انقلاب اسلامی برای چندمین بار دستگیر و در آستانه پیروزی انقلاب شکوهمند اسلامی آزاد شدند.

حضرت آیت الله مهدوی کنی، پس از پیروزی انقلاب، از طرف حضرت امام خمینی ره عهده‌دار مسؤولیت‌های متعددی در تاسیس نظام نوپای اسلامی شدند. ایشان دارای یک فرزند پسر و دو فرزند دختر هستند که همگی به تدریس در دانشگاه اشتغال دارند.

ت

 

سوابق مبارزاتی

آیت الله مهدوی کنی با ورود به حوزه علمیه و آشنایی با دیدگاههای حضرت امام خمینی (ره) و مشاهده ظلم و ستمی که در حق اسلام، علما و مردم می‌شود، روش سیاسی حضرت امام خمینی (ره) را به عنوان شیوه‌ای که می‌تواند باعث احیای تشیع گردد، برگزیدند. اولین دستگیری ایشان در سن ۱۸ سالگی (۱۳۲۸ شمسی) در اردستان بود که به شکنجه، تبعید و زندانی‌شدن ایشان و بعضی از طلاب و مبلّغان همراه منجر شد. با رسیدن این خبر به قم، مرحوم آیت‌الله‌العظمی بروجردی به نخست وزیر وقت (اقبال) اعتراض نموده و عنوان کردند که «چرا فرزندان مرا زده‌اید و دستگیر کرده‌اید؟»

 

آیت‌الله مهدوی کنی و شهید مطهری در راهپیمایی عیله رژیم شاه

 

آیت‌الله مهدوی کنی، در داخل حوزه علمیه فعالیت سیاسی خود را شروع کردند. از جمله فعالیت‌های مهم ایشان عضویت در مجمعی سیاسی بود که افرادی چون آیات و حجج اسلام سعادت‌پرور (پهلوانی)، محمدی گیلانی، محفوظی، خادمی اصفهانی، شمس، سمندری، جنیدی، حاج شیخ عباس ورامینی و… در آن حضور داشتند. بخشی از فعالیت‌های این مجمع صرف تحلیل فضای سیاسی کشور می‌شد. همچنین اعضای این مجمع سعی می‌کردند با خرید کتب کمونیست‌ها و ماتریالیست‌ها، پس از مطالعه و مباحثه، پاسخ‌های مناسبی در برابر آنها تهیه کنند و در جریانات سیاسی وقت حضور داشته باشند.

از دیگر برنامه‌های ایشان، فعالیت‌ در مجامع علمی و سیاسی با حضور برخی دوستانشان مانند حضرات آیات شهید مطهری، شهید بهشتی، موسوی اردبیلی و… بوده است. در این جلسات مباحثی مانند اقتصاد اسلامی و حکومت اسلامی مورد بحث و بررسی بوده است که در نهایت منجر به تاسیس هسته‌هایی مثل جامعه روحانیت مبارز تهران و تهیه اساسنامه مبارزاتی و دینی برای آن شد.

آیت‌الله مهدوی کنی در زندان ستمشاهی

 

فعالیت‌های آیت الله مهدوی کنی در مسجد جلیلی، جنبه‌های مختلف اجتماعی، فرهنگی و سیاسی داشته است. اصرار ایشان بر طرح دیدگاه‌های حضرت امام (ره) و فعالیت‌های سیاسی ایشان منجر شد که پس از چندین بار دستگیری و بازداشت کوتاه مدت، هجوم به منزل و ایجاد محدودیت برای سخنرانی، منبر و تدریس، نهایتاً در رمضان سال ۱۳۵۳ شمسی بازداشت و به بوکان تبعید شوند. در ادامه، پس از روشن‌شدن نقش ایشان در پرونده دیگری که از پرونده عمومی طرفداری از حضرت امام ره سنگین‌تر بود، از بوکان به مهاباد و سپس به تهران اعزام می‌شوند و در کمیته مشترک ضد خرابکاری و ساواک مورد بازجویی و شکنجه‌های جسمی و روحی قرار می‌گیرند. بخشی از اتهاماتی که ساواک به ایشان وارد نمود، ارتباط با مبارزان ضد رژیم شاه و کمک مالی به خانواده زندانیان بود. ایشان به چهار سال زندان محکوم می‌شوند که پس از دو سال و همراه با فضای به اصطلاح باز سیاسی سال ۵۵ به همراه برخی دیگر از زندانیان سیاسی آزاد می‌شوند.

مبارزات آیت الله مهدوی کنی علیه حکومت طاغوت تا پیروزی انقلاب شکوهمند اسلامی زیر نظر حضرت امام ره ادامه می‌یابد.

ت

آثار علمی

آیة الله مهدوی کنی با وجود فعالیت‌های سیاسی فراوان و حضور فعال در سنگر دفاع از انقلاب و رهبری، هرگز فعالیت‌های علمی خود را کنار ننهادند و همواره به تألیف و تدریس در دانشگاه و حوزه مشغول بود‌ه‌اند. دانشجویان ورودی‌های جدید این افتخار را دارند که یک روز در هفته از درس‌های اخلاق این بزرگوار استفاده می‌برند. بخشی از آثار علمی ایشان به قرار ذیل است:

– کتاب نقطه‌های آغاز در اخلاق عملی (کتاب سال جمهوری اسلامی ایران که تاکنون بیش از سی بار تجدید چاپ شده است.)

– کتاب اصول و مبانی اقتصاد اسلامی در قرآن

– کتاب بیست گفتار

– کتاب شرح دعای افتتاح

– تقریرات درس‌های خارج فقه آیات عظام بروجردی و خمینی ره

– تدریس خارج فقه در دانشگاه و مدرسه علمیه مروی برای دانشجویان و طلاب دوره‌های عالی

– تدریس آیات الاحکام در مدرسه مروی و آیات اقتصادی در دانشگاه امام صادق علیه‌السلام

– تدریس دوره‌های اخلاق اسلامی در دانشگاه امام صادق علیه‌السلام و حوزه علمیه مروی

– صدها سخنرانی علمی در محیط‌های حوزوی و دانشگاهی و رسانه‌های عمومی

– راهنمایی و مشاوره پایان‌نامه‌های کارشناسی ارشد و دکتری

– تقدیر از مجموعه فعالیت‌های اثر بخش ایشان در نشر علم در دومین جشنواره بین‌المللی علوم انسانی و اسلامی فارابی

ت

سمت‌های اجرایی

آیت‌الله مهدوی کنی نخست‌وزیر وقت در محضر امام خمینی

 

آیت الله مهدوی کنی پس از پیروزی انقلاب شکوهمند اسلامی مسؤلیت‌های مختلفی را عهده‌دار بوده‌اند که از جمله آنها می‌توان به موارد ذیل اشاره کرد:

الف) مسؤولیت‌های سابق:

– عضویت در حلقه اولیه شورای انقلاب از طرف حضرت امام خمینی ره (اولین سمت ایشان که در زمان حضور حضرت امام ره در پاریس به ایشان سپرده شد. حلقه اولیه شورای انقلاب شامل حضرات آیات شهید مطهری،‌ شهید بهشتی، شهید باهنر رحمهم الله و حضرات آیات خامنه‌ای، هاشمی رفسنجانی، موسوی اردبیلی و مهدوی کنی بود. به تدریج اعضای دیگر روحانی و دانشگاهی با تصویب جمع به آنان اضافه گردید).

– عضویت در کمیته استقبال از حضرت امام خمینی ره

– سرپرستی کمیته‌های انقلاب اسلامی (به عنوان اولین نهاد انقلابی مسلح برای حفظ انقلاب به پیشنهاد شهید مطهری و حکم حضرت امام خمینی ره )

-عضویت به عنوان فقیه در شورای نگهبان (دو دوره)

– نمایندگی حضرت امام خمینی ره در هیأت حل اختلاف مسؤولان نظام و چندین ماموریت مشابه در حوادث مهم دوران انقلاب

– وزارت کشور در کابینه شهیدان رجایی و باهنر (سال‌های۶۰-۵۸)

– نخست‌وزیری پس از شهادت شهیدان رجایی و باهنر (سال ۶۰)

– عضویت در ستاد انقلاب فرهنگی به حکم حضرت امام خمینی ره

– عضویت در شورای عالی انقلاب فرهنگی به حکم حضرت امام خمینی ره و مقام معظم رهبری

– مسؤولیت ستاد کمک‌رسانی به مردم مناطق بمباران شده

– عضویت در شورای بازنگری قانون اساسی (سال ۶۸)

آیت‌الله مهدوی کنی رئیس مجلس خبرگان در محضر رهبر انقلاب

 

– ریاست مرکز رسیدگی به امور مساجد

– عضو مجمع تشخیص مصلحت نظام

ت

ب) مسؤولیت‌های کنونی

– مؤسس و دبیر کل جامعه روحانیت مبارز

– ریاست دانشگاه امام صادق علیه‌السلام

– تولیت حوزه علمیه مروی به همراه موقوفات وابسته، به حکم حضرت امام خمینی ره (که بر اساس وقف‌نامه تولیت آن باید با مجتهد اول تهران باشد)

– ریاست مجلس خبرگان رهبری

 

 

No Comments