رابطه دلار و ریال و توصیه ایی به مقامات مسئول پولی

Share Button

در چنین شرایطی اگر دولت کنترل ارزی برقرار کند مجدداً بازر ارز را بکام کلان دزدان کرده است و اگر کنترل هم نکند این کلان دزدان با سوء استفاده از خام شدگی مردم و تلاش دولت برای پنهاکاری و حفظ اعتبار اقتصادی(بدون پشتوانه) خویش، چه از راه معاملات صوری، چه از راه استقراض از منابغ بانکی برای خرید ارز یا اعتبار ارزی برای سفارشات کالا مانند دفعه پیش، دلارهای ۳۳۰۰ تومانی بازار و علاوه بر آن دولتی را میخرند تا در فردای امروز به نرخ بالای ۶ تا ۷ هزار تومان بفروشند. نرخ ۶ ـ۷ هزار تومان برای هر دلار اگر خوشبینانه نباشد  ابداً بد بینانه نیست. زیرا پایه ارزی ریال بهمین نسبت و شاید بیشتراز این میزانهم کاهش یافته است. کلان دزدان مملکتی؛ هم این نکته را میدانند و هم، امکان بهره برداری از اثین بلبشوی ارزی را دارند. 

مخاطب این یاداشت آقای روحانی و بعد مقامات پولی و بانک مرکزی میهنمان است.

با کمی هوشیاری از چند ماه قبل میشد سیر سقوط بهای نفت و فرجامِ نیمفرجام مذاکرات هسته ایی را حدس زد؛ مردم  و اقتصاد مملکت را برای مقابله با پیامدهای آن آماده ساخت.

آنچه مرا به نوشتن این یاداشت که در واقع هشداری  مسئولانه و دلسوزانه به دولت آقای روحانی و مقامات بانک مرکزی است وا میدارد نه دلسوزی برای نظام و دولت بلکه احساس نگرانی برای معشیت مردمی است که نسبت به آنچه بر اقتصاد مملکت میرود غافلند و با لالایی ها و یا رجز خوانیهای خواب آور یا مست کننده مقامات حاکمه از درک قضیه غافل گذارده  شده اند.

مردم فقط زمانی میفهمند قضیه چیست که دست اندرکاران مملکتی و حواشی اقتصادی آنها، اقتصاد شخصی خود را با آگاهی بر آنچه در راه است نه تنها بیمه کرده  و مصونیت مالی و سرمایه ایی برای خود ایجاد کرده اند بلکه از  این بلیه  ارزی در راه هم  برای پر کردن جیب خود سود میجویند.

در بحران ارزی و سفته بازی روی دلار در دوره آقای احمدی نژاد، حتی، این؛ دلالهای ارزی خیابان فردوسی و کوچه منوچهری هم نبودند که از نوسان دلار  سود بردند بلکه سران سپاه و مقامات عالی بانکی و دولتی و بازاریان مرتبط با دستگاه دولتی بودند که میلیاردها دلار بجیب زدند. آنها که توانستند با ارز ترجیحی ۱۲۰۰ ـ۱۳۰۰ تومان کالا وارد کنند و آن کالاها را بر مبنای ارز آزاد ۴۰۰۰ تومانی  در بازار بفروشند و چه بسا موارد که نه وارداتی درکار بود و نه صادراتی فقط یک رشته سند سازی و عملیات صوری بازرگانی برای پوشش دادن به سفته بازی ارزی بود و بس. آنها که به راحتی حتی اجناسی را که قابل صادرات نبودند مانند تخم مرغ و حتی گندم  را به روسیه عراق صادر کردند و دلارهای آنرا بقیمت بالای ۴۰۰۰ تومان در بازار آزاد بجیب خود ریختند در حالیکه خوراک دامها و طیور را با ارز ترجیحی وارد کرده بودند و گندمهای صادراتی هم از دروازه های دیگر کشور با ارز ترجیحی واردشده بودند.

سران سپاه و مدیران و کارگزاران اقتصاد پنهان، مانند آن آقائی (نامش یادم نیست سابقه قضیه در همین سایت هست) که در ترکیه با میلیاردها دلار دستگیر شد، بعنوان پیک مالی شخصی احمدی نژاد میلیاردها دلار به ترکیه بردند، این کلان پولها را نقل و انتقال دادند و یا با آنها، دهها تن طلا بنا به قضاوت و صلاحدید خود( خدا وکیلی) بحساب بانک مرکزی  کشورو دولت خریدند و …، .

این جماعت خوردن بردند و چلپیدند چون رشته نظام اقتصادی، پولی و ارزی مملکت از دست مسئولین آن خارج شده  و بدست راهزنان اقتصادی افتاده بود.

امروز با سقوط ۴۵%ی بهای نفت و ادامه تحریمها و در شرایطی بمراتب بدتر از دوره احمدی نژاد، طوفان بحران ارزی و پولی، پول ملی  و اقتصاد ما را تهدید میکند. اگر دولت احمدی نژاد در آن موج بحران، روی ذخیره ایی بالای ۱۰۰ میلیارد دلار و صدور روزانه ی نزدیک به ۳ میلیون بشکه نفت ایستاده بود، امروزاقتصاد مملکت بر لب پرتگاه خزانه خالی ارزی، آلودگی در مسئله جنگ داخلی سوریه با هزینه کلان جنگی آن و نفت بشکه ایی زیر ۷۳$ ایستاده است. (در لحظه نوشتن این یاداشت نفت بارنت با ۴٫۸دلار کاهش  ۷۲٫۵۵ و تکزاس با ۴٫۴$ کاهش ۶۹٫۰۵$ است)

با کاهش در آمد ارزی تا سطح ۱/۳ نسبت به دوره  احمدی نژاد، هر شخص تحصیل نکرده ای هم  میتواند بگوید که پایه ریال ما تا ۲/۳ تقلیل یافته است و دریافتهای ارزی مملکت پاسخ نیازهای ارزی آنرا نمی دهند.

در چنین شرایطی اگر دولت کنترل ارزی برقرار کند مجدداً بازر ارز را بکام کلان دزدان کرده است و اگر کنترل هم نکند این کلان دزدان با سوء استفاده از خام شدگی مردم و تلاش دولت برای پنهاکاری و حفظ اعتبار اقتصادی(بدون پشتوانه) خویش، چه از راه معاملات صوری، چه از راه استقراض از منابغ بانکی برای خرید ارز یا اعتبار ارزی برای سفارشات کالا مانند دفعه پیش، دلارهای ۳۳۰۰ تومانی بازار و علاوه بر آن دولتی را میخرند تا در فردای امروز به نرخ بالای ۶ تا ۷ هزار تومان بفروشند. نرخ ۶ ـ۷ هزار تومان برای هر دلار اگر خوشبینانه نباشد  ابداً بد بینانه نیست. زیرا پایه ارزی ریال بهمین نسبت و شاید بیشتراز این میزانهم کاهش یافته است. کلان دزدان مملکتی؛ هم این نکته را میدانند و هم، امکان بهره برداری از اثین بلبشوی ارزی را دارند.

هر گونه تلاش دولت برای امنیتی کردن و یا تحمیل کنترل آهنین بر بازار ارز فقط منفذهای فساد و زد و بند و معاملات صوری و قلابی را برای کلان سفته بازان  گشاد تر میکند بدون اینکه کمکی برای حل مشکل ارزی مملکت باشد. بنا براین فقط  یک راه پیش پای دولت و مقامات بانک مرکزی است و آنهم شناور کردن ارز است که در شرایط آن دلار و سایر ارزها بهای طبیعی و رقابتی خود را در بازار  خواهند یافت و سفته بازی روی آنها اگر پایان نیابد حد اقل  میدان دزدی کلان دزدان را بنحو ؤثری محدود خواهد کرد.

اگر دولت و بانک مرکزی در این کار تعلل کنند در حقیقت برای این کلان ارز بازان فرصت سازی کرده اند.

 

No Comments