نهم دی؛ روز نکبت استبداد دینی

Share Button

چکیده :پس از گذشت پنج سال که برای بسیاری از کسانی که هزینه های جانی و زندان و… دادند بیش از هزاران روز گذشته است، حماسه آفرینان ۹ دی اعلام می کنند “ما فراموش نمی کنیم”. آنانی که از راه فتنه کاسبی سیاسی می کنند نباید هم فراموش کنند. شاید برای همین روزها بود که ابوافضل قدیانی مسن ترین زندانی سیاسی جنبش سبز که هنوز هم محبوس است در نوشته ای که به مناسبت ۹ دی در سال ۱۳۹۱ نوشت، این روز را «روز نکبت استبداد دینی» نامید….

 

کلمه

سه شنبه, ۹ دی, ۱۳۹۳

کلمه – گروه سیاسی: ۹ دی بیشتر از آن که روز حماسه تاریخ ساز باشد روزی است که باید از شرم گریست. سه روز پیشتر از ۹ دی ۱۳۸۸ در غروب روز عاشورا پیکر هشت شهید سبز بر زمین افتاده بود. یکی را زیر گرفته بودند، دیگری را با تیر زده بودند، آن دیگری را از روی پل پرت کرده بودند و … و سه روز بعد آنانی که خود را پیروز انتخابات دروغین می دانستند با اتوبوس ها و تحت تاثیر حجم تبلیغات امپراتوری دروغ از دور و اطراف جمع شدند تا در پایتخت حماسه بیافرینند. حماسه ای که نه تنها با کمک مرخصی تشویقی برای کارمندان و سربازان و ساندیس و … بلکه بیش از هر چیز با بسیج رسانه ملی برای القای دروغ توهین به امام حسین رقم خورد.

خانواده های شهدای عاشورای ۸۸ عزادار عزیزان خود بودند که تندروها قهقهه پیروزی سر دادند و به قول خود حماسه آفریدند. حماسه ای با دهها شهید سبز و صدها زندانی در گوشه زندان های سراسر کشور و سرکوب و حصر عزیزترین های این جنبش سبز.

حال پس از گذشت پنج سال که برای بسیاری از کسانی که هزینه های جانی و زندان و… دادند بیش از هزاران روز گذشته است، حماسه آفرینان ۹ دی اعلام می کنند “ما فراموش نمی کنیم”. آنانی که از راه فتنه کاسبی سیاسی می کنند نباید هم فراموش کنند. شاید برای همین روزها بود که ابوافضل قدیانی مسن ترین زندانی سیاسی جنبش سبز که هنوز هم محبوس است در نوشته ای که به مناسبت ۹ دی در سال ۱۳۹۱ نوشت،این روز را «روز نکبت استبداد دینی» نامید.

۹ دی بیش از آن که یک روز تاریخی باشد، یادآور بی شرمی روزگار و کسانی است که به اسم دین مردم را مقابل هم قرار دادند.

در بخشی از همان نوشته قدیانی نوشته است:

«در فرهنگ مقاومت نهضت فلسطین، سالروز تاسیس اسراییل را نام “نکبت” نهاده اند و چه نیک است که ما طرفداران جنبش سبز نیز نهم دی ماه را که به تمامی نمایش دهنده حقارت و واماندگی استبداد در برابر خواست آزادی خواهانه ملت ایران است روز “نکبت استبداد دینی” نام نهیم و همواره به یاد داشته باشیم که حقارت جائران در این روز از جمله اموری است که هرگز نباید از یادها فراموش شود چرا که فریاد و خطابه حضرت زینب (ع) در بارگاه یزید آن هنگام که پیروزمندانه باده ی فتح می پیمود چنان او را رسوا ساخت که تا امروز نیز کوس آن به گوش می رسد.

این روز “نکبت استبداد دینی” همچنین علاوه بر آنکه نشانه ای است از عجز مستبدانه حکایت از شکوه عظمت جنبش سبز ملت ایران نیز دارد چرا که بی شک یکی از عوامل بر پایی نمایش مضحک و رسوای نهم دی۸۸ را باید در حسادت مستبد ایران نسبت به راهپیمایی ملی میلیونی هوادران جنبش سبز به ویژه روز ۲۵خرداد همان سال جستجو کرد. در واقع برگزار کنندگان مراسم نه دی که به خوبی از عدم اعتماد به نفس ولی فقیه خود آگاه بوده اند با ترتیب دادن این نمایش قصد داشتند به هر شکل ممکن عقده عمیق بخل و حسادت و کینه توزی خود را اطفاء نمایند که البته داغ جنبش سبز آن چنان است که برگزاری صد نه دی دیگر نیز علاج کار نخواهد شد.

اما مستبد امروز ایران و دستگاه تحت امرش به واقع از این یوم الله سازی در پی چه هستند که هنوز پس از سه سال تمامی قوای خویش را بسیج می کنند تا این روز را گرامی دارند؟ پاسخ از نظر این جانب برای آنان که اندکی با تاریخ استبداد در ایران به ویژه در دوره معاصر آشنایی دارند به راحتی قابل درک است.

مستبد همه چیز دارد جز مشروعیت مردمی، مستبد می داند که اگر تمام امکانات و دارایی های کشور را نیز تیول خود سازد آنچه او همواره فاقد آن است پذیرش از سوی قاطبه ملت است بنابراین کوشش در جهت ارایه وجهه ای مردمی و مقبول عموم در صدر برنامه ها و آرمان اوست. مستبد همچنین بهتر از هر کس دیگری می داند که نقطه ی ضعف اش کجاست و پایه های حکومتش را چگونه همین عدم مشروعیت می لرزاند.»

این روزها وقتی رسانه های تندرو اصولگرا توپخانه های خود را آماده آتش کرده اند و هر روز با اظهارنظری آتش کینه را  سمتکسانی که فتنه گر می نامند پرتاب می کنند در حالی که آنان خود خود مردم هستند، نشانگر همین مساله است که به دنبال مشروعیت می گردد. حلقه مفقوده آنچه که در این چند سال به دنبالش هستند و نمی یابندش. چراکه مشروعیت با مصاحبه و هشتگ و برنامه تلویزیونی به دست نمی آید.

ابوالفضل قدیانی از آنجا که هم پیش و هم پس انقلاب اسلامی زندان را تجربه کرده ، تاریخ این استبداد را بیش از همه لمس کرده است. او در بخش دیگری آورده است:

«کودتاگران پس از کودتای ۲۲ خرداد علیه آرای عمومی و ارتکاب جنایات گسترده از کشتار گرفته تا حبس تمامی مخالفان و منتقدان، امروز پس از سه سال و نیم به هر طرف که روی می کنند با بحران مواجه اند. نظام از جامعه جهانی طرد شده است و سنگرهای او در خاورمیانه یکی پس از دیگری از دست رفته است. انسجام ظاهری چاکران دربار به پریشانی محض بدل گشته و هر چه فریاد وحدت بر سر آنها می کشد گویا گوشی برای شنیدن وجود ندارد. بحران اقتصادی و معیشتی به مراحل دشوارتری وارد شده و عدم کار آمدی که اکنون مبتنی بر کودتا هم شده است تصویری دایمی برسر سفره اقشار مختلف مردم است. این بحرانها و افزون تر از آنها که سخن از آن مقصود این نوشتار نیست همچنین روز به روز عمیق تر و گسترده تر خواهد شد. حاکم جائر نیز همانند محمدرضا شاه مخلوع به خوبی می داند که منشاء تمامی این بحران ها و گرفتاری ها در عدم مشروعیت نظام اوست اما او نیز مانند دیگر مستبدان شهامت و درایت لازم برای بازگشت از مسیری که رفته است ندارد و از این رو می کوشد بدون پرداختن به اصل موضوع با توسل به شیوه های نخ نما و مندرس، مشروعیتی دروغین برای خود فراهم سازد که ۹ دی از جمله آنهاست و همچنین است ادعای انتخابات آزاد.

هفت سال پس از کودتای ننگین ۲۸ مرداد بحران اقتصادی که در سال های ۳۸ و ۳۹ به اوج خود رسیده بود محمدرضای شاه مخلوع را بر آن داشت که در آستانه انتخابات مجلس بیستم اعلام کند که انتخابات به صورت آزاد برگزار خواهد شد. با این همه در حالی که رهبر منتقدان و مخالفان یعنی دکتر مصدق در حصر خانگی بود و احزاب و چهره های منتقد امکان هیچگونه فعالیتی نداشتند این ادعا گزافه ای بیش نبود. شاه مخلوع به جای آنکه مشکل خود را از طریق مذاکره و واگذاری قدرت به منتخب واقعی ملت و اصلی ترین مخالف یعنی، “زندانی احمدآباد” حل کند، اندکی بعد در مرداد ۱۳۳۹ در گفتگویی منظور خود را از آزادی انتخابات توضیح داد، اظهاراتی که مطالعه مجدد آن عبرت آموز است ونشانی است از روحیه مشترک وحقارت مستبدانی چون پهلوی دوم و ولی فقیه امروز. شاه در آن مصاحبه گفت: “…در قسمت انتخابات فعلا آزادی به حدی رسیده است که بعضی ها گذشته را به کلی فراموش کرده اند و فکر می کنند که مردم ایران خیلی زود همه چیز را از یاد می برند. البته مردم بدین قبیل افراد و اظهارات آن ها با نظر مزاح و شوخی نگاه می کنند ولی واقعا برای همه کس روشن است که اوضاع سال های ۱۳۲۹ تا ۱۳۳۲ (اشاره به جنبش ملی نفت و نخست وزیری مصدق) دیگر در مملکت قابل تکرار نیست…»

مشابه این عبارت را همین روزها بسیار می شنویم: «… دایما دم از آزادی انتخابات می زنند و وعده مشارکت حداکثری مردم در آن رای می دهد که نشانه ای خواهد بود از مشروعیت نظام استبدادی، اما رهبری نیز این نکته را از قلم نمی اندازد که انتخابات آزاد است مگر برای اصلاح طلبان واقعی و هواداران جنبش سبز. مستبدانی که هر روز ادامه حکومتشان برگ سیاهی است در تاریخ این مملکت و نیز ورقی دیگر در کارنامه جنایاتشان، عوض آنکه بر صفحه تلویزیون ظاهر شوند و عذر تقصیر به پیشگاه ملت آورند و خود را تسلیم محاکمه ای عادلانه و ملی نمایند، به رهبران سرافراز جنبش سبز آقایان موسوی و کروبی که قریب دو سال را در حبس غیر قانونی و ظالمانه به سربرده اند پیغام می دهند که توبه کنند و فعالان اصلاح طلب غیر زندانی را کرارا به نهادهای امنیتی فرا می خوانند که بایستی از موسوی و کروبی تبری بجویید. در جریان همان انتخابات به اصطلاح آزاد مجلس بیستم نیز دربار می کوشید با آن دسته از فعالان جبهه ی ملی که با مصدق مرزبندی می کردند مذاکره کند و جواز شرکت ایشان در انتخابات را پس از اطمینان از وفاداری آنها به شاه به دست آنها بدهد. پدیده ای که امروز نیز به همان شکل در فضای سیاسی کشور در جریان است، موضوع اصلاح طلبان بدلی که از مدت ها پیش در محافل و رسانه ها طرح شده است به درستی اشاره به چنین رویکردهایی دارد.

اصلاح طلبان بدلی از هم اینک آماده سازی می شوند تا در انتخابات شرکت کنند. قابل پیش بینی است که دربار آقای خامنه ای به عنوان ستاد مهندسی انتخابات به اصطلاح آزاد، دستکم دو کاندیدا را با برچسب اصلاح طلبی روانه میدان انتخابات نماید تا بازیگران نمایش “استراتژی شکست دلخواه” باشند. بر اساس این استراتژی تنظیم شده برای اصلاح طلبان بدلی، کاندیداهای اصلاح طلب ریاست جمهوری از ابتدا به منظور شکست در انتخابات شرکت می جویند و در واقع همچون سیاه لشگران ایفا کننده نقش “کتک خور” در فیلم های فارسی عمل می کنند. همچنین از ایشان انتظار می رود که با حضور نامیمون خویش تمرکز و وحدت اصلاح طلبان واقعی و هواداران جنبش سبز را مخدوش سازند. با این همه همچنان که در بوق و کرنا کردن روز نکبت استبداد دینی (نهم دی) مرهمی بر زخم پر عفونت عدم مشروعیت نمی گذارد، برگزاری چنین انتخابات فرمایشی نیز دوای درماندگی استبداد نخواهد بود.»

*********************************************************

کامنت من:

اولین بار نیست که آقای قدیانی با چنین حسارت قابل تحسینی قانون شکنیها و تبهکاریهای نظام و رهبری آنرا به باد انتقاد میگرد. ۵ سال زندان رژیم نتوانتاسته اراده او را که برخاسته از باور خلل ناپذیر مردمی اش است  را به سستی بکشاند. ولی من از جایگاه سیاسی خود،  بعنوان یک میهن پرست لیبرال  و تا حدی آشنا به تاریخ میهنم نمیتوام  به مقایسه مکرر کودتای ۲۸ مرداد، و دیکتاتوری شاه از طرف ایشان که در آنها تردید ندارم با نظام واپس گرای استبداد ی کنونی نگاه انتقادی نداشته باشم.

به باور من این نظام حتی استبداد دینی هم نیست بلکه استبدادشخصی بنام دین است و دین ابزارانه که از مقدسات دینی برای خود دکان سه نبش درست کرده است. رژیم شاه نه تنها  هرگز و هرگز به حنایاتی در سطح این رژیم دست نز، بلکه دیکتاتوری آن رژیم مانند بسیاری دیکتاتوری معاصر مدرن دوران ما از برزیل گرفته تا کره جنوبی و تایوان توسعه گرا  و برا ی ایران آینده ساز بود در حالیکه این رژیم هم واپس گرا است و هم ثروت و منابع ملی را تخریب آمیزانه عارت  کرده  و بجای آن بذر فساد کاشته  و هم جامعه را از هر نظر به ناهنجاری و بیماری عمومی و فرو پاشی اخلاقی کشانده است. این پدیده ها در حکومت شاه وجود نداشت و برماست که به ملت و تاریخ دروغ نگوئیم.

 ح تبریزیان

No Comments