نبرد کوبانه: نقطه چرخش جنگ در سوریه و عراق، اما؟

Share Button

اهمیت  فوق العاده این دو نبرد، بیش ازآنکه به نفس این دو پیروزی استراتژیک مربوط باشد؛ که در رخداد دیر یا زود آنها و آزاد شدن مناطق مربوطه، کمتر کسی میتوانست تردید داشته باشد؛ در نقشِ مورد تأکیدی است که؛ پیکار جویان کرد در کوبانه و آن بخش از ارتش عراق که پس از فروپاشی ارتش نوری المالکی، توسط مستشاران آمریکایی و دیگر کارشناسان غربی، تجدید سازمان یافته است در دیاله،در این دوپیروزی ایفاء کرده اند میباشد.

کردهای سوریه و نبرد کوبانه

برابر اکثر خبر گزاریهای دنیا که من از میان آنها گزارش بی بی سی را در زیر درج کرده ام، نیروهای کُرد موفق به بیرون راندن نیروهای داعش از کوبانه شدند. همه این خبر گزاریها در گزارشهای خود از این پیروزی ،روی نقش نیروهای (Popular Protection Units  (YPG)، واحد های دفاع محلی مردمی، در شکست نیروهای داعش تأکید کرده اند. بموازات عملیات نیروهای کُرد سوریه که ازحمایت تعدادی پیشمرگه های کردستان اقلیم کردستان عراق هم برخوردار بوده اند، ارتش عراق نیز در استان دیاله علیه نیروهای داعش در این منطقه شمالی عراق  به تعرض دست زده و قسمتهای وسیعی را از دست نیروهای آن خارج کردند. دراین نبرد برای اولین بار بین نیروهای ویژه کانادایی که وظیفه آموزش ارتش عراق را بعهده دارند با داعش نیز درگیری مستقیم رخد داده است.

اهمیت  فوق العاده این دو نبرد، بیش ازآنکه به نفس این دو پیروزی استراتژیک مربوط باشد؛ که در رخداد دیر یا زود آنها و آزاد شدن مناطق مربوطه، کمتر کسی میتوانست تردید داشته باشد؛ در نقشِ مورد تأکیدی است که؛ پیکار جویان کرد در کوبانه و آن بخش از ارتش عراق که پس از فروپاشی ارتش نوری المالکی، توسط مستشاران آمریکایی و دیگر کارشناسان غربی، تجدید سازمان یافته است در دیاله،در این دوپیروزی ایفاء کرده اند میباشد.

این بخش از ارتش عراق که بعنوان یک ارتش ملی، غیر فرقه ایی و حرفه ایی تجدید سازمان شده است عمدتاً از سُنی مذهبان تشکیل شده تا تعرض آن به بنیاد گریان سنی در شمال عراق و داعش در آنجا برای مردم منطقه حساسیت برانگیز نباشد.

نکته ایی که در جنگ ضد تروریستی کنونی عراق و سوریه جریان دارد و کمتر مورد اشاره تحلیلگران قرار گرفته اینست که در این جنگ ،عمدتاً نیروی زمینی ،پیاده و سبک اسلحه تعین کننده است هرچند آنها از پوشش هوایی برخوردار میباشد.

“این”؛ پیشروی نیروهای زمینی و واحدهای ضد تروریست است که سرنوشت این جنگ را تعین میکند و نه صرفاً بمبارانهای هوایی. معنای این تأکید چه میتواند باشد؟

معنای نفراتی، زمینی و پیاده نظام ـ ی بودن این جنگ و درجه دوم اهمیت قرار داشتن تکنولوژی مدرن جنگی و تسلیحات سنگین در آن به این معناست که روانشناسی و روحیه پیکار در این جنگ از اهمیت بالای استراتژیکتری نسبت به سازو برگ مدرن و سنگین جنگی برخوردار است. میتوان چنین گفت که در صورت ارتقای این روحیه و روانشناسی رزمی مورد اشاره ،پیکارجویان کُرد عراقی و ارتش زمینی عراق حتی بدون حمایت هوایی میتوانند از پس داعش برآیند ولی آن نیروی هوایی و تکنولوزی سنگین زمینی بدون یک نیرویی که در زمین برای پیکارآمادگی کامل روحی و اخلاقی داشته باشد ممکن نیست.

داعش در آغاز حمله خود به ارتش نوری المالکی و تا امروز، مانند دیگر جریانهای جهادی، از دوپینگ انگیزه های استشهادی و عقیدتی ( والبته با وعده سکس رایگان بحساب اسیران  جوانسالی که میگرفتند)، توانسته بود و هست تا روحیه رزمی واحدها و نفرات خود را در سطح عالی نگاه داشته و براحتی آنها را به جانبازی وادارد. ایدئولوژی اعتقادی داعش در مقایسه با نیروهای رقیبش که یا به انگیزه های معیشتی بخدمت ارتش درآمده بودند و یا در نهایت با انگیزه های ایدئولوژیک سیاسی ،قومی و قبیله ایی مسلح بودند از سطح بسیار بالاتری برای تشیع جنگجویانش برخوردار بود. داعش به آسانی میتوانست و میتواند افراد خود را بصورت تروریست انتحاری به اردوی مقابل بفرستد ولی تا چه حد میتوان چنین افرادی  با این درجه از جانبازی را در بین ارتش عراق و یا کردها و متحدین آنها یافت؟

بهر حال اهمیت پیروزی کردها در کوبانی و ارتش تازه تجدید سازمان شده عراق در استان دیالمه در اینست که معادله فوق را بسود نیروهای ائتلاف ضد تروریستی تغیر میدهد .

شکست داعش در کوبانه و عقب نشینی آن پس از تحمل قریب ۱۶۰۰ یا ۱۸۰۰ نفر و پیروزی واحدهای دفاع محلی YPG ؛ هم ضربه خُرد کننده روانی برای داعشی ها میباشد که قطعاً برروحیه و اراده رزمی آنها اثر خواهد کرد و هم از سوی دیگر، در کُردها غرور و اعتماد رزمی بیشتری ایجاد میکند که بر جسارت میدانی آنها که شرط عمده پیروزی در چنین جنگی است خواهد افزود.

اما نکته کمتر قابل رؤیت در این ماجرا اینست که نیروهای “دفاع محلی مردمی” در کردستان عراق بیش از آنکه توسط پیشمرگه های عراقی سازمان داده شده باشند توسط پ .ک .ک سازمان داده شده و با چشم پوشی آمریکا .نفرات پ .ک .ک در عملیات رزمی در کنار این نیروهای محلی مردمی جنگیده اند. و اینهم؛ همه قضیه نیست بلکه در بین صفوف این نیرویهای دفاع محلی مردمی تعداد زیادی از جداشدگان از “ارتش آزاد سوریه” وجود دارند که میتوان در جدا شدن واقعی آنها هم تردید داشت زیرا، واحدهای جنگی کرد با ارتش آزاد سوریه دارای کمیته هماهنگی مشترک  برای هماهنگی رزمی هستند. به این باید افزود که در این نیروهای کرد تعداد بسیاری آسوری و مسیحی سوری نیز وجود دارند. در حقیقت آنچه بعنوان  YPG یا واحدهای دفاع مردمی محلی از آن نامبرده میشود لژیونی مرکب از کردها، اعراب و مسیحیان و یزیدیان سوری است.

حال اگر بر این بیفزائیم که در ماههای اخیر آمریکا  نیز رسماً برای تعلیم و آموزش ارتش آزاد سوریه برنامه گذارده است که مورد اعتراض بشار اسد هم قرار گرفت، میتوان این سئوال را مطرح کرد که آیا این نیروی رزم آزموده و تازه نفس جنگی که از درون گرد و خاک پیکار با داعش سرفراز و غرورآمیز بیرون خواهد آمد، تنها به شکست داعش بسنده خواهد کرد؟ آیا خود را به حومه های کوبانی محدود خواهد ساخت؟

بنظر من نه در ۳ یا ۴ ماه آینده ولی شاید حد اکثر در یکسال آینده شاهد پیشروی این ارتش خوب زیر سازی شده مردمی بسوی دمشق باشیم.

تا آنجا که به عراق مربوط میگردد ،برخلاف خالی بندیهای رسانه های حکومتی ما که از سردار قاسم سلیمانی و سپاه قدس بعنوان عمده ترین و گاه یگانه جنگاور صحنه پیکار در عراق نام میبرند، در گزارشهای جنگی منتشر شده از سوی رسانه های معتبر منطقه و دنیا نه خبری از مشارکت جدی واحدهای قدس در این نبردها هست و نه حتی میلیشا یا شبه نظامیان شیعه در آن شرکت دارند.

در هفته گذشته یکی از رسانه های منطقه یا دنیا گزارشی از مصاحبه مقتدا صدر داشت که او از ارتش ملی و واحد عراق تمجید کرده بود و بر نقش غیر سیاسی و غیر فرقه ایی آن تاکیدی ستایش انگیز داشت. در چنین شرایطی، رسانه های ایران عکسهایی کاملاً نمایشی و تبلیغاتی از قاسم سلیمانی با شال عربی برشانه اش درج میکنند که در کنار حد اکثر ده نفر مسلح بومی یا کرد عراقی در مناطق یا محلاتی نامعلوم گرفته شده است و در حاشیه آن عکسها از نبرد او با داعش و نقش وی سخن میرانند.

شاید از منظر یک منطقِ صرف ملی، سازمان یابی ارتش عراق بعنوان یک نیروی مدرن و رزم آزموده برای یک ایرانی چندان خوشحال کننده نباشد ولی در مقایسه با تاخت و تاز دستجات مسلح شیعه و ولایی سازی ارتش آنکشور، باید از آنچه که پیش میرود بسیار خشنود بود. زیرا بنظر من خطر دومی از اولی برای میهن و مردم ما بمراتب بیشتر است.

تحلیلگر نشریه افغانی “روزنامه افغانستان* چند روز پیش در یاداشتی با موضوع داعش، نوشته بود که؛ داعش و القاعده برای آمریکا میدانی را در منطقه هموار کردند  که متحدین قدیمی آن در منطقه طی ۲۰ سال هم نمیتوانستند بکنند. شاید حق با آن تحلیل گر افغانی باشد ولی همین را هم باید خوش آمد گفت. زیرا بنظرمن حضور مؤثر آمریکا در منطقه یعنی مهار استبداد و ترکتازیهای حکومتهائی نظیر حکومت ولایی جمهوری اسلامی، یعنی تضمین حداقلی از موازین حقوق بشری و یعنی برقراری میزانی از دموکراسی که در شرایط کنونی مردم ما، سوریه و بسیاری کشورهای آسیای میانه از آن محرومند.

ودر توضیح پیدایش داعش ؛من، بعنوان کسی که سیر حوادث سوریه و شکلگیری داعش را از آغاز پیگیری کرده ام، بطور قطع  میگوم که خالق داعش رژیم بشار اسد، ایران و روسیه بودند زیرا اگر سرکوب بسیار وحشیانه و قلع و قمع اعتراضات مسالمات آمیز مردمی و سپس تمرکز آتش سنگین ارتش بشار اسد روی ارتش آزاد سوریه از یکسو و باز گذاردن راه و میدان برای توسعه و گسترشِ داعش و النصرة  از سوی دیگرنبود؛ مردم سوریه مانند مردم مصر و تونس سرنوشت دیگری میداشتند.

استراتژی بشار اسد و حامیان ایرانی و روسی وی این بود و همچنان هست که؛ در میدان فقط رژیم بشار اسد باقی بماند و تروریسم داعش و النصرة تا غرب و مردم سوریه بین آن رژیم و این تروریسم یکی را برگزینند. این رویکرد برای ایران و روسیه نه یک تاکتیک بلکه یک رویکرد استراتژیک است. تردید ندارم که روزی همین استراتژی در ایران عملیاتی خواهد شد.

روسیه هم اکنون در اوکرائین همین استراتژی را در پیش دارد و شرایطی در شرق و جنوب کشور بوجود آورده است که فقط افراطیون راست و شبه نازیستی، خشونت گرا؛ با انگیزه رزمی برای کشتن و کشته شدن میتوانند در برابر تروریستهای روسی مقاومت کنند، بکشند و کشته شوند. (البته هنوز این آرایش خطرناک شکل غالب میدان جنگ نشده است  ولی متأسفانه در حال رشد است). روسیه میکوشد در برابر خود نئونازیستها و ناسیونالیستهای افراطی را بپروراند تا برای جنگ علیه اوکرائین و مردم آن توجیه اخلاقی و سیاسی بیافرینند ، همان رویکردی که اسد در  سوریه پیاده کرده است.

لینکِ روزنامه است و نه مطلب مورد اشاره چون برای یافتن خود مطلب وقت ندارم. علاقمندان میتوانند در آرشیو بگردند و خود آنرا پیدا کنند.

 

Kurdish Popular Protection Units (YPG) raise its flag on a hill overlooking Kobane (26 January 2015) Kurdish fighters flew the flag of the Popular Protection Units on a hill overlooking Kobane on Monday

BBC

26 January

Kurdish forces have driven Islamic State (IS) militants from Kobane, officials say, ending a four- month battle for the northern Syrian town.

Fighters from the Popular Protection Units (YPG) were said to have entered outlying areas in the east of the town after the jihadists retreated.

The US said anti-IS forces were in control of 90% of the town.

Kobane was seen as a major test of the US-led coalition’s strategy to combat IS in Syria with air strikes.

Tens of thousands of people fled over the nearby border with Turkey after IS launched an offensive in September, capturing about 300 nearby villages before entering the predominantly Kurdish town itself.

The fighting has left at least 1,600 people dead, among them 1,196 jihadists, the UK-based Syrian Observatory for Human Rights says.

‘Final clean-up’Photographs posted on social media on Monday afternoon showed the YPG flag being flown around Kobane, and male and female fighters shaking hands. As night fell, celebratory gunfire echoed across the town.

Smoke rises from northern Syrian town of Kobane (26 January 2014)A senior Syrian Kurdish official said the situation in Kobane’s eastern outskirts was still “a little tense”
line

Analysis: Paul Wood, BBC NewsThe Kurds in Kobane are jubilant. After 131 days of fighting, they say they have triumphed over the so-called Islamic State.

If this is indeed the victory the Kurds claim, it would not have happened without American bombing.

This setback for IS does not necessarily mean they are losing overall.

Syrian opposition sources say IS actually have more territory under their control now than when the United States and its allies started bombing, last August.

In Iraq, the authorities say Islamic State have been pushed out of the eastern province of Diyala – but the jihadis have made gains to control most of the western province of Anbar.

The battle against IS is ultimately a battle for Sunni Muslim public opinion – and Sunnis have been angered by the civilians casualties in their areas caused by US airstrikes.

line
Fighters from the Popular Protection Units (YPG) and the Free Syrian Army (FSA) take aim during the battle for Kobane (19 November 2014)Activists estimated that at least 1,600 people have been killed in the battle for the town

YPG spokesman Polat Jan meanwhile declared on Twitter: “Congratulations to humanity, Kurdistan, and the people of Kobane on the liberation of Kobane.”

Anwar Muslim, the president of the self-declared Syrian Kurdish canton of Kobane, told the BBC that the town was fully under the control of the YPG and Iraqi Kurdish Peshmerga fighters who were deployed in October.

However, he added that the situation in the eastern outskirts was still “a little tense”, with YPG fighters carrying out “the final clean-up” and besieging areas they believed IS leaders might be hiding.

A statement from US Central Command congratulated the Kurdish fighters, AFP reported.

“While the fight against ISIL (IS) is far from over, ISIL’s failure in Kobane has denied them one of their strategic objectives,” it said.

Satellite map of Kobane

The advance by Kurdish forces came after several days of heavy aerial bombardment by coalition aircraft.

The Pentagon said it had carried out 17 air strikes in the 24 hours from the morning of 25 January, targeting IS “tactical units” and “fighting positions”, as well as vehicle and staging areas.

The retired US general co-ordinating the coalition, John Allen, predicted in November that IS would “impale itself” on Kobane, and analysts said its loss would be a symbolic and strategic blow for the group, which wants to control an uninterrupted stretch of the Syrian-Turkish border.

No Comments