نگاهی به یمن،اسلام وکمونیسم ازاندیشه تاعمل

Share Button

بی هیچ تردیدی پیکار عربستان برای خفه کردن نطفه تهدید در یمن، نه فقط پیکار آن کشور، بلکه پیکار همه ملل منطقه برای آزادی، ترقی واقعی سیاسی و اجتماعی است زیرا در پس شورش یمن، حتی اگرحوثیهای آنجا مظلوم هم بوده  وحق شورش هم داشته باشند، رژیم ایران قرار دارد و این شورش در خدمت تحکیم رژیم ایران و گفتمان فرقه گرایانه آنست نه در خدمت توسعه و ترقی و آزادی مردم قبایل حوثی و یمن.( حوصله کرده تا آخر بخوانید!)

کاپیتان گرسیا و سردار ایرانی

از آغاز تاریخ تا امروز فلسفه که بنیادش بر تعقل و دین که بنیادش برمتافیزیک یعنی دنیای ورای مادی و طبعیت میباشد، هیچ یک از مسائل مشخص فراروی بشر را حل نکرده اند. اما خدمت اولی، گسترش دادن افق فکری بشر از دنیای پیرامونی حیوانی او به فراسوی هستی و هستایی او بوده است و خدمت دومی که بر بنیاد متافیزیک قرار داشته، آفرینش یک کانون و پایگاه روانی و روحی و یک نظامی اخلاقی بوده است که در آنجایی که کارکرد درست  و طبیعی خود را داشته  از احساس بیکسی و تنهایی انسان کاسته و برای او باید و نشایدهای اخلاقی ایجاد کرده است تا انسانها همدیگر را تکه پاره نکرده، نکُشند و نخورند.

در دوران معاصر، کمونیسم بعنوان نوعی فلسفه که هم، کل هستی را توضیح میداد وهم برای زندگی زمینی انسان نسخه حاضر و آماده داشت توسط کمونیستهای روسی در روسیه تزاری پیاده شد. و در پایان دهه ۷۰ مسیحی، اسلام نیز که بهمان  سبک و سیاق  کمونیسم نسخه حاضر و آماده و حتی جامعتر و فراگیرتری برای زندگی زمینی مردم داشت در ایران شاهنشاهی پیاده شد. آن یک در روسیه و این یک در ایران پیاده شدند؛ تا این  دولتها و ملتهای تحت فرمانشان را از قطار تاریخ پیاده کرده و در دنیا شر بپا کنند ومدینه های وهمی و ناساختنی را خود بسازند، اما تغیر دائمی شرایط و چربشِ دائمی و فزاینده  منافع گروهی و شخصی، بیدار شدن شهوت قدرت و ثروت در گروهای زینفع تازه بقدرت رسیده و متولیان آن آئینها بود که از درون دینامسیم و پویش آن دیسکورسها سر بر میکشید و خود را بر کل سیر تحقق و تحول آنها چیره میکرد.  سیر پویای زندگی با احکام جزمی و آئینی شده آن مکاتب در تناقض بنیادی بود و بنا بر این  نه آن کمونیستها و مسلمانان را به آئین نخستینشان  پایبند نگاه میداشت و نه جامعه متحول در این دو سرزمین میتوانستند  در آن قالب از پیش ریخته شده پولادین خود را جای دهند.

نتیجه ی چنین تناقضی بین یک دکترین سیاسی آئینی( ایدئولوژیزه) شده با الزامات عملی یک زندگی متحول، وقتی در روسیه پیاده شد، کمونیسم برژنفی از آن حاصل گشت و وقتی اسلام سیاسی در بهمن ۵۷ در میهن ما ایران مستقر گردید نتیجه اش همین حکومت اسلامی کنونی برهبری مقام معظم است . آن اولی اوج تکامل خود را در باندهای گریلایی کلمبیایی کاکوئین فروش و حکومت پادگانی کره شمالی و کاپیتال/کمونیسم چینی و مافیاکراسی پوتین متعین و متحقق کرد و این یک در لومپنکراسی دینی  یا رجاله سالاری حاکم بر ایران به رهبری مقام عظما  تا در سیر تحّققی خود، داعش در عراق و سوریه،  بوکوحرام در نیجریه و الشباب و القاعده و… ، خود را برون زاید. آن گروه نخست هنوز خود را کمونیست میدانند و این دومی ها هم، هنوز خود را مسلمان لذا میتوان با قطعت گفت؛ کمونیسم همان است که در کره شمالی امروز و اتحاد شوروی دیروز بود و اسلام سیاسی هم همین داعش و القاعده در شکل دولتی نشده و جمهوری اسلامی در شکل دولتی آن میباشد.

پارادوکس قضیه اینست که اگر بگوییم اولیها کمونیست نیستند چون با احکام و آیات کلاسیک کمونیستی مطابقت ندارند، درست نگفته ائیم زیرابافتمان و نسوج فکری اینها همگی ازهمان عنصر ارثی( ژنتیکی) کمونیسم سر و تن برآورده است و اگر بگوئیم کمونیست هستند میبینیم که بین اینکه اینها میگویند با آنچه پیامبران کمونیسم گفته اند از زمین تا آسمان تفاوت است.

اگر رژیم دینی ایران را آخوندی، روحانی، دینی و اسلامی درنظر بگیریم می بینیم قد و قواره اینها که آمده اند با آن آخوندهایی که واقعاً روحانی بودند و در میان مردم اصول فقهی را تعلیم داده و تفسیر میکردند، درس زُهد و اخلاق میدادند، از مداراگری و صبر(حلم)  بخشش و گذشت سخن میگفتند، از نان خشک و جوین خوردن علی و یا جنایی بودن گرفتن زیور پای یک زن یهودی* توسط یک مسلمان نزدیک به محمد حرف میزدند، از گذران محمد با چند دانه خرما  برای سیر کردن شکمش در روز حرف میزدند، از پشت کردن به دنیای مادی و فانی ودل به دنیای باقی سپردن، از آزاد بودن زنان  و حتی کمونیستها تحت نظام قُدسی حکومت اسلامی حرف میزدند در دفاع از مستضعفین و جهاد با مستکبرین، روضه ها  و مدیحه ها  میخواندند و.. ، ابداً مطابقتی ندارد.

این آخوندهای بنام دین و اسلام بقدرت رسیده، حتی دیگر با قیامت هم کاری ندارند و خودشان در این دنیا به نیابت از طرف خدا، جهنم و بهشت درست کرده و بر حسب رابطه یا ضابطه خاص خویش پاداش یا کیفر میدهند. حواله دادن گنه کاران به سید الشهدا و روز قیامت و باز و خواست  در روز محشرجای خود را به حواله دادن آنان به معامله خودشان و داغ و درفش سپاه و دانشگاه توابسازی اوین داده است.  اجر و پاداش اخروی،عوض دادن و گرفتن نیکوکاران از باب الحوایج  نیز بجای حواله شدن  و حواله دادن به اولیاء و انبیاء به خزانه  قابلِ غارت مملکت و ثروت ملی  داده میشود.

در حقیقت بین آن احکام امید بخش و زیبای کتابی و موعظه بافانه زیبا و انسانی  و متعالی و این چهره کریه فساد و جنایت و بدکرداری و قابل لمس، تناقضی نیست. بحث این نیست که آنها و اینها کمونیست یا مسلمان هستند یا نیستند. بلکه واقعیت اینست که شوروی برژنفی تحقق تاریخی آن آئینی بود که مارکس تدوین و تئوریزه اش کرد، انگلس آنرا پرداخت، لنین آنرا روسی و مائو آنرا چینی، انورخوجه آنرا آلبانیایی، کیم ایل سون آنرا کره ایی، حفیظ الله امین آنرا افغانی و زیاد باره آنرا سومالیایی کرد، و بقیه دنباله و سلسله این تبار: تروریست/ کمونیست کلمبیایی، بریگاد سرخیهای ایتالیایی، بادرماینهوف آلمانی و چریکهای فدایی خلق ایران و حزب  تماماًروسی توده ایران، همه و همه آن فلسفه و دکترین سیاسی مارکسیستی را بر حسب زائقه گروهی  و دسته بندی خود تفسیر و تعبیر کرده، با منافع خود تطبیق داده و در سر زمین خود به اجرا گذاردند.

نه تناقضی بمعنای منطق تکامل تاریخی در این بدسرنوشتی این دو آئین وجود دارد و نه پارادوکسی در بین است این عجوزه و عفریته امروزی همان ستاره خوشگلی و جذاب دیروزی است.

ولی این عدم تناقض مانع ایجاد مشکل برای چون منی که میخواهم از حکومت ایران نام ببرم نمیگردد.

در گِل، حیران میمانم که این رژیم را آخوندی بنامم که میدانم؛ هم هست و هم نیست. اسلامی بنامم، که میدانم هم هست و هم نیست. ایرانی بنامم میدانم هم هست و هم نیست.

واقعیت دردناک اینست که این رژیم، همه اینها  هم هست  و هم نیست. این رژیم بخشی از ذات درهم و بهم پیجیده جامعه دین و آخوند زده ماست. این رژیم در حقیقت فشرده و غربال شده تمام آن چرک و کثافت و نخاله ی تاریخی و سیاسی و فرهنگی است که در ذات جامعه ما و هر جامعه دیگری وجود داشته و  دارد ولی در جوامع دیگر، بدلیل سرزندگی و توسعه اجتماعی اشان؛ شرایط ظهور و برآمدن نیافته و یا نمی یابند. مانند تکه پاره ابرهای پراکنده ایی که فقط تحت شرایط معینی بارانی میشوند و همیشه همه ابرها بارانزا نیستند از کنار تاریخ میگذرند.

این مقدمه طولانی را برای این آوردم که نتیجه بگیرم:

رژیم کمونیستی/برژنفی شوروی که دردهه ۶۰ و هفتاد، َنَفسِ انقلابیگری اش گرفته شده  و ریه هایش از کار افتاده بودند، دیگر با دستگاههای تنفسی  پیروزیهای صوری برون مرزی  نظیر گسترش جنگهای  باصطلاح آزادیبخش که در حقیقت اسارتبخش بودند؛ مانند جنگ های هندوچین و آفریقا و خاور میانه  و دستاورد های نمایشی تسخیر فضا، به قیمت ازهم پاشیدگی اقتصاد امپراطوری کماندویی کمونیسم اتحاد شوری نفس میکشید و استنشاق میکرد. شیفتگان جهان شرق و دشمنان جهان غرب کاری با این نداشتند که نظام کمونیستی و دولتهای برآمده از جنبشهای رهایی بخش ضد امپریالیستی چقدر سفره مردم خود را رنگین تر کرده اند ـ و هنوز کار هم ندارند ـ چقدر برای مردمانشان امکانات تحصیلی و شغلی آفریده اند چقدر وارد بازار جهانی شده و  چقدر استفاده از نیروی کار و منابع انسانی را  جایگزین استحصال منابع طبیعی و زیر زمینی خود کرده اند.

برای شرق شیفتگان و غرب ستیزان، میزان و معیار پیشرفت تحمیل هزینه به غرب مهم بود؛ تعداد کشته شدگان سربازان و مردم ممالک امپریالیستی در جنگها ازآدیبخش، میزان سرزمنهای آزاد شده، تعداد حکومت های غربگرای سرنگون شده بود و افزایش کشورهای شرق گرا و ضد امپریالیست و.. ، معیار ترقیخواهی و  وباور به عکس آن واپسگرایی بودند.

نظامِ ورشکسته، فاسد و کماندویی شووری و احزاب کمونیستی وابسته بدان؛ با غرور آفرینی در اطراف  این جبهه جهانی مصنوعاً ساخته و به دنیا تحمیل شده تحت عناوین: نیروهای مترقی و دموکراتیک و دول ارتجایی، جبهه صلح و ترقی  و جبهه امپریالیسم جهانی، جبهه سوسیالیسم جهانی و جبهه کاپیتالیسم و.. ،   ارزشگذاری و  معیارسازیهایی کرده  بودند که آن ارزشها و مفاهیم مربوطه بدانها به ذهنیت بخش بزرگی از مردم سراسر جهان تبدیل شده بودند و میباشند که مبطلا اشدگان به آن نظامهای ارزشی را به موضع گیری، برحسب این مرزبندهای  کاملاً نادرست میکشاند. با اتکاء به همین معیار های من در آوردی، دل مردم را چنان با ناپیروزیهای پیروزی نمایانه خوش میکردند  که انها تیرگی افق سیاسی برابر خویش را نمیتوانستند ببینند.

امروزه رژیم حاکم بر تهران را که سردرگمم، آنرا آخوندی، ولایی اسلامی یا ایرانی بنامم، دقیقاً همان نسخه پس از جنگ اتحاد شوروی را در منطقه و میهنان پیاده میکند. بجای توسعه برنامه ریزی شده صنایع، ایجاد اشتغال  و بهسازی محیط زیست و.. ، دنبال جاهطلبیهای اتمی و فضایی است که با ظرفیت و زیر ساخت اقتصادی مملکت کمترین تناسبی ندارد؛ در پی اتمی شدن، موشکی شدن و قدرت منطقه ایی  و جهانی شدن است که اینها نیز با ظرفیت آن تناسبی ندارد لذا رژیم مجبور میشود کاستی این کم ظرفیتی و ضعف زیرساختاری توان نظامی خود را با برانگیختن احسسات مذهبی شیعی و فرقه گرایانه وابزاری کردن دین و مذهب عبا و عمامه در داخل کشور و منطقه پُر کند، غافل از اینکه توان نظامی استراتژیک و جایگاه ژئواستراتژیک آن نمیتوانند با جهادی و استشهادی کردن مردم و برافروختن آتش فرقه گرایی شیعی ـ سنی جبران شوند، زیرا سوخت و انرژی انگیزش مذهبی و فرقه ایی، تاریخ مصرف محدودی دارد و آنچه پایدار و قابل اتکاست پیشرفت اقتصاد، فرهنگ ملی است که احساسات پایدار میهن پرستانه می آفریند.

رژیم برای استتار کردن شکستها و ناکامی هایش به ماجراجویی سیاسی در منطقه و در آنسوی منطقه نیاز دارد. رژیم در اجرای این سیاسیت ماجاجویانه است که در یمن به تحریک و فتنه آفرینی دست زده است و با بن بست قرار گرفتن در آنجا  کشتی مملکت را بسوی صخره های مهیبی میراند که در هم شکستن و غرق شدنش قطعی اشت.

من با قطعیت میگویم برخلاف تبلیغات رسانه های وابسته به رژیم ، شورش حوثیهای یمن شکست خواهد خورد. تمام دنیا در پشت سر رئیس جمهور قانونی یمن منصور هادی ایستاده و از عملیات “ طوفان قاطع” و نیروهای ائتلاف به رهبری عربستان  در این رویارویی پشتیبانی میکند. همین امروز دیوید کامرون پشتیبانی کامل دولت خود را از عربستان و عملیات “طوفان قاطع” آن اعلام کرد. فرانسه نیز از این عملیات دفاع میکند. در منطقه علاوه بر کشورهای عرب منطقه، ترکیه و پاکستان نیز از این عملیات دفاع کرده ند.

امروز و فردا، در شرم الشیخ(مصر) اجلاس بسیار مهم سران اتحادیه عرب برای تأسیس “پیمان نظامی واکنش سریع” در منطقه برای رویارویی با تهدیدات منطقه ایی تشکیل میگردد. در مرکز این پیمان، مصر با ۹۰ میلیون جمعیت و عربستان با ۷۰۰ میلیارد دلار ذخیره ارزی و روزانه ۱۰ میلیون بشکه نفت، ( + و سایر دول حاشیه خلیج هم با ۸۰۰ میلیارد دلار ارزی و باتولید روزانه ۷ میلیون بشکه)، قرار دارند. این اتحادیه نظامی درحقیقت ادامه پیمان نظامی اتلانتیک شمالی یعنی ناتو است.

ایران  خمینی وخامنه ایی و آخوند زده، برسر آنست تا با این اتحادیه؛ بحساب و هزینه ملت ایران و از طریق برانگیختن شیعیان تحریک و آلت دست شده، در بیفتد.

رژیم با رجزخانی پیرامون پیشروی حوثیها در یمن، باندهای شیعه در عراق ، حزب الله در لبنان، موشک و فشفشه  پراکنی سپاه در خلیج فارس و ماورای آن، شق القمر سپاه قدس و ناپلئون سازی از گروهبان گارسیای ایران ولایی، سردار قاسم سلیمانی، و قالب کردن پروژه اتمی خود بعنوان یک پروژه ملی، به چشم ملت خاک میپاشد.

سخن آخر: آرایش سیاسی دنیای پس از فروپاشی کمونیسم، بویژه پس از بهار عربی و انقلابات مصر و تونس، ( وتغیرات در شرف وقوع در سوریه، لیبی، عراق و لبنان) و دیگر تحولات در کل منطقه  تحول اساسی یافته است. آمریکا و اسرائیل ستیزی که تا پیش از این تغیر اساسی(پارادایمیک) که برای برخی قشرهای اجتماعی و نحله های سیاسی خریدار داشت؛ دیگر امروزه  نه تنها ملاک ترقی خواهی و میهن پرستی نیستند بلکه نشانه عقب ماندگی سیاسی و تبدیل به رله  و ترانسفورموتور سیاسی شدن برای بلوک ایران ولایی، روسیه پوتینی و سوریه بشار اسدی و .. ، میباشد.

پیکار جاری عربستان برای خفه کردن نطفه تهدید در یمن ، نه فقط  صرفاً پیکار آن کشور، بلکه پیکار همه ملل منطقه برای آزادی، ترقی واقعی سیاسی و اجتماعی است زیرا در پس شورش یمن، حتی اگرحوثیهای آنجا مظلوم هم بوده  وحق شورش هم داشته باشند، رژیم ایران قرار دارد و این شورش در خدمت تحکیم رژیم ایران و گفتمان فرقه گرایانه آنست نه در خدمت توسعه و ترقی و آزادی مردم قبایل حوثی و یمن و افتخاری برای مردم ایران.

پیروزی (محال) گروهبان گارسیای ایرانی و سپاه قدس آن در یمن و عراق، سردار سلیمانی نه پیروزی ملت ایران بلکه ضربه ایی به تلاش مردم ما برای آزادی خودشان از چنگ این رژیم است. جنگ نیابتی در یمن و عراق و.. از سوی رژیم، نه جنگ ملت ایران با دشمن بلکه گرم کردن تنور مشروعیت باندهای مافیایی حاکم بر میهن ماست.

دول عرب حتی اگر دوست تاریخی ملت ما هم نباشند، در این برهه تاریخی و در این جبهه که در منطقه بین ایران خامنه ایی و دول و ملل منطقه گشوده شده است، در راستای منافع بلند مدت مردم ایران عمل میکنند.

در عملیات نظامی عربستان  در یمن، بین منافع مردم ما و ملل عرب همپوشی کامل و ۱۰۰%ی استراتژیک وجود دارد.

آن نیروهایی که سعی میکنند، بین رژیم حاکم بر میهنمان  و ایران بعنوان میهن ما؛ بین منافع ملی ما و منافع رژیم علامت تساوی گذارند و پیروزیهای رژیم را در فراسوی مرزها یا در زمینه مذاکرات هسته ایی، پیروزی ملت بزرگ ایران به ذهن مردم القاء کنند، نقشی مخرب تا حد خیانت آمیز مرتکب میگردند.

تحولات یمن نقطه چرخشی تاریخی در سیاست و ژئوپولتیک منطقه است با بُردی جهانی. ما حق اشتباه کردن در این برهه حساس و سرنوشتد سازِ تاریخی را نداریم!

خلبانان عربستانی و اماراتی به نیابت از سوی صلح و ثبات و توسعه سیاسی، با چشم انداز   دموکردسی و ترقی، توسعه  …،در یمن مواضع شورشیان حوثی را میکوبند و تنها حرفی که ما ایرانیان میهن و آزادی دوست در این زمینه میتوانیم داشته باشیم اینست: طراحان و فرماندهان “طوفان قاطع”! ـ  ما متشکریم! قلب ما با شماست اگر چه خودمان نمیتوانیم با شما باشیم!

خبر بعدی:

بنوشته نهارنت امروز، قریب ۵۰۰۰ نفر افراد سپاهی ایران وو حزب الله لبنان و شیعان عراق در یمن هستند که در عمیلات نظامی بنفع حوثیها شرکت دارند

“According to estimates, there are 5,000 Iranians, (members of the pro-Tehran Lebanese movement) Hezbollah and Iraqi militia on the ground in Yemen,” he added.

No Comments