نگاهی به اوضاع منطقه ۹

Share Button

اوضاع منطقه ـ چند خبر کوتاه و یک کامنت مختصر:
سوریه:
داود اغلو وزیر خارجه ترکیه ضمن دیدار با همتای اردنی خود در یک بیانیه مشترک گفتند که آخرین التیماتوم اتحادیه عرب آخرین شانس حکومت سوریه هم نیز هست. در همین حال طیب رجب اردوغان و ملک عبداله پادشاه اردن در آن کشور دیدار و راجع به بحران سوریه با هم گفتگو کردند. رهبران هردو کشور از بشار اسد یکبار دیگر خواستند که به سرکوب مردم پایان دهد.
مسکو نیز به بشار اسد توصیه کرد که با اپوزیسیون به گفتگو بنشیند در حالیکه از روز روشن تر است که فرصت برای چنین گفتگویی مدتهاست که از دست رفته است و خود مقامات مسکو هم اینرا میدانند.
لبنان:
نجیب میقاتی نخست وزیر لبنان در پاسخ به سئوال خبرنگاری که از وی پرسید اگر هیئت دولت وی پرداخت سهم لبنان به دادگاه وِیژه را عملی نکند استئفا خواهد داد، پاسخ داد حتماً! زیرا اگر لبنان سهم خود را ندهد از طرف سازمان ملل تحریم خواهد شد و او نمیخواهد در نخست وزیری او لبنان تحریم شود. تجدید آرایش سیاسی در لبنان همچنان ادامه دارد و در پشت صحنه آرام سیاسی کشور آمادگی برای نبرد سرنوشت و بودن یا نبودن ادامه دارد. تفاوات راهبرد های سیاسی و فرا استراتژیک نیروهای سیاسی لبنان بیشتر از آنست که در ظرف یک ساختار متعامل و همزیست سیاسی بگنجد. احزاب منتسب به غرب، پان عرب بهیچ وجه چیرگی حزبالله را که به ایران وابسته است برنمی تابند. و حزب الله هم که بند نافش به تهران و سوریه بسته است جدایی از ایران و سوریه را نمیتواند بپذیرد. در این زمینه شانسی برای مدارا و تعامل وجود ندارد و تکلیف بطور نهایی باید در اینده ایی که دور نیست روشن شود. نبرد برای موفقیت یا عدم موفقیت دادگاه ویژه، نبرد بر سر بودن با نبودن است.
حزبالله لبنان که با توجیه مبارزه با اسرائیل خود را تا دندان مسلح نگاه داشته است در حقیقت از بهانه مبارزه با اسرائیل برای چیرگی بر پهنه سیاسی لبنان و حذف نیروهای مخالف وابستگی آن کشور به سوریه و ایران سوء استفاده ابزاری میکند. روحیه سیاسی در بین بخشهای سنی، بخش عمده مسیحییان مارونی و دروزیها چنان است که سازش با اسرائیل را بر وابسته بودن به ایران ترجیح میدهند.
بحرین:
مقامات بحرین اعلام کردند که مدارکی دال بر کمک ایران به افراطیون شیعه آن کشور در دست دارند.
فلسطین:
ملاقاتی برای آشتی سیاسی بین مشعل و محمود عباس در قاهر انجام شد که دو طرف آغاز فصل جدیدی را در روابط خود و در راستای تأمین منافع مردم فلسطین و جهان عرب و اسلام اعلام کردند. دو طرف روی اصول و معیارهای تشکیل یک دولت انتقالی تا مرحله انتخابات همگانی؛ هم در ساحل غربی و هم نوار غزه با هم توافق کردند. از سوی دیگر مشعل در یک سخرانی روی «جنبش توده ای» بجای «جنبش مسلحانه» تأکید کرد و اظهار داشت ما شکل مبارزه مسلحانه را همچنان مؤثرترین شکل پیکار با نیروی اشغالگر میدانیم ولی تأکید اجماع کنونی روی جنبش توده ای است.
مصر:
تا ساعت ۱۷٫۲۵ دقیقه جمعه صدها هزار نفر برای اعتراض به شورای عالی نظامی در میدان التحریر جمع شده اند. اخوان المسلمین خود را از این تظاهرات کنار کشیده و درعوض تظاهرات دیگری در اعتراض به اسرائیل در نقطه دیگری از قاهره برگزار نموده. در گوشه دیگری از شهر هواداران دولت نظامی تظاهراتی ترتیب دادند که بزحمت جمعشان به حدود ۱۵۰۰۰ نفرمیرسید که اصلاً با اجتماع چند صد هزار نفری میدان التتحریر قابل مقایسه نیست.
ظاهراً اکثریت خاموشی که شاید چند برابر جمعیت التحریر باشد زحمت چالش خیابانی و روبرو شدن با موج میلیونی انقلابیون را بخود نمیدهد. این اکثریت خاموش منتظر آنست تا ارتش زحمت کار را بکشد.
در عصر جمعه بالاخره جنبش انقلابی جوانان در میدان تحریر ضمن رد تصمیم شورای نظامی دایر بر معرفی «کمال ال جنزوری» نخست وزیر دوران مبارک در ۱۹۹۰ ـ ۹۶ بعنوان نخست وزیر؛ آلترناتیو خود را معرف کرد که در آن محمد البرادعی رئیس سابق آزانش انرزی اتمی را بعنوان رأس دولت رستگاری ملی و ۴ نفر دیگر را بعنوان اعضای آن دولت معرفی کرد.
……………………….
کامنت کوتاه من:
معترضین میدان التحریر؛ هم به انتصاب نخست وزیر جدید «کمال القتظوری» که نخست وزیر دوران مبارک بوده است، اعتراض دارند و هم خواهان کنار رفتن سریع نظامیان و واگذاری بیدرنگ قدرت به غیر نظامیان هستند. معمای بسیار پیچیده قضیه در اینست که در صورت کنار کشیدن نظامیان، تنها قدرتی که باقی میماند اسلامیستها هستند و هیچ یک از احزاب دیگر از جمله همه ی آن احزابی که در «جمعه شهدا» این جمعیت عظیم را بخیابان کشیدند،آمادگی و امکان کسب قدرت و اداره کشور را ندارند. پارادوکس قضیه که انسان را به شگفتی وامیدارد اینست که صحنه گردانی اعتراض میدان التحریر در دست نیروهایی با عناوین بظاهر غیر اسلامی قرار دارد از جمله:
ائتلاف جوانان انقلابی، حزب ائتلاف سوسیالیستی توده ایی، سوسیالیست های انقلابی، و جبهه ملی برای عدالت و آزادی.
تنها تصوری که میتوان از این نمایش قدرت خیابانی داشت اینست که این نیروها دانسته یا نا دانسته یا اسب تروآی اسلامیستها برای بیرون راندن نظامیان از صحنه هستنتد و یا ابزار یک بازی سیاسی دیگر که از پشت پرده هدایت شده و با فرصت دادن نمایش قدرت به این جمعیت صد هاهزار نفری هدف دیگری را تعقیب میکند.
سئوال اصلی اینست که چگونه ممکن است سران این جمعیت میلیونی اعتراضی اینقدر ساده لوح باشند که ندانند نمی توان، نه اسلامیستها را و نه شورای نظامی را و نه بقایای نیروی سیاسی مصر عصر مبارک و پایگاه اجتماعی آنرا از منظومه قدرت کنار گذارد. در لیست ۵ نفره الترناتیو دولت نجات ملی نه نامی از نمایندگان اخوان المسلمین، که انتظار نیمی از آرای مردم را در انتخابات دوشنبه دارد هست و نه نامی از دیگر مدعیان مشارکت در قدرت و نه از نمایندگان شورای نظامی.
هنوز کنترول حوادث از دست نیروی نظامی بیرون نرفته است ولی چندان روشن نیست که اوضاع همچنان تحت کنترول بماند. ادامه این روند، دو نیروی اعتراضی و نظامیان را در یک جاده باریک یک بانده ی سیاسی به یک تصادف مرگباری میکشاند که در پایان آن، اگر نظامیان شکست بخورند نتیجه اش آنارشی و بلبشویی است که افراطیون مذهبی برنده آن هستند و نه سازمانگران اعتراضات میدان التحریر و اگر نظامیان به سرکوب قاطعانه دست زنند بازهم نتیجه اش در هر حال، دموکراسی و فضای باز سیاسی نخواهد بود و در عمل این نیروهای سیاسی سکولار هستند که زیر ضربه خواهند رفت و نه اسلامیستهایی که نظاره گر این تظاهرات و اعتراضات هستند.
تنها چیزی که میتوان گمانه زنانه گفت اینست که چنین بنظر میرسد که علاوه بر نبرد علنی و روی صحنه کنونی در مصر؛ نبردی در پشت صحنه نیز با شگرد ها و مانورهای گمراه سازانه و تله گذاریهای سیاسی نیز جریان دارد که شناختن آن به قدری گذشت زمان نیاز دارد. آنچه محرز و مسلم است اینست که در جامعه سنتی و روستایی قبیله ایی مصر، سازمانگران میلیونی «اجتماع جمعه شهدا» ضعیف تر از آن هستند که بتوانند به تنهایی دولت نجات ملی برای مصر معرفی کنند.
این نیروی خیابانی شاید بتواند نظامیان و شورای نظامی را که خود را در خدمت امنیت مردم، عدم کار برد خشونت تا حد ممکن علیه اعتراضات مردم و هموار سازی گذار به دموکراسی متعهد میدانند به کنار رفتن از قدرت وادارد ولی دولت و حکومتسازی پس از آنرا کسان دیگری مهندسی خواهند کرد که با زبان بسیار متفاوت تری از نظامیان فعلی با مردم سخن خواهند گفت.
برای روشن شدن بیشتر با هویت کمین کردگان اصلی قدرت در مصر امروز، میتوان به یاداشت دو روز قبل با عنوان« پیشنهاد تشکیل پلیس امر به معروف و نهی از منکر کاندید پارلمانی سلفیستها» در همین سایت مراجعه کرد.
نبرد «اصلی» قدرت و سرنوشت ساز در سپهر سیاسی امروز مصر، نبرد بین اسلامیستها و ارتشی است که از دوران ۶۰ ساله ناصر، سادات و مبارک بجا مانده است که در جناحین این ارتش سکولار و ناسیونالیست، اقشار تکنوکرات و دیوانسالار مصر و بخش عمده اقشار متوسط جامعه قرار دارند. لذا در نبرد کنونی جنبش جوانان انقلابی و ارتش؛ عبارت «زهر طرف که شود کشته سود اسلام است» بهترین کلید رمزگشای اعتراضات امروز مصر است.
در آغاز اعتراضات کنونی نظر به اینکه سازمان جوانان اخوان المسلمین در این اعتراضات شرکت جسته بود و با انتشار خبر اینکه اخوان المسلمین و حزب سیاسی آن ـ عدالت و آزادی ـ و همچنین سلفیستها دعوت شورای عالی نیروهای مسلح برای یک گفتگوی اظطراری پیرامون بحران را رد کردند، این تصور را برای نگارنده این سطور ایجاد کرد که گویا سازمانگر اصلیاعتراضات و بویژه اعتراض جمعه شهدا را نیز اسلامیستها رهبری میکنند ولی با روشن شدن نام سازمانها و احزاب سازمانگر تظاهرات جمعه معلوم شد که نه اخوان المسلمین و نه سلفیستها مستقیماً در برگزاری این این حرکت میلیونی اعتراضی شرکت نداشته اند ولی این امر بهیچ روی تغیری در این نتیجه گیری که تظاهرات این چند روزه درست پیش از انتخاباتی که باید گام بزرگی بسوی دموکراسی و نمایان سازی وزن احزاب سیاسی مصر باشد بنفع بنیاد گرایان اسلامی است، نمی دهد. زیرا اگر نتیجه انتخابات آنچنان نشود که بنیاد گرایانی که تمامیت خواهی ذات هستی گفتمان انهاست میخواهند، و اگر این بنیاد گرایان مجبور شوند در یک نظام پلورالیستی با نمایندگان رژیم سابق، نیروهای لیبرال، سکولار و چپ به تعامل پرداخته و از تمامیت خواهی شریعتگرایانه خود دست بردارند؛ چنان انقلابی است که به واقع از انقلاب اول که مبارک را برانداخت مهمتر است و نه تنها مهمتر بلکه دوران سازاست. زیرا چنین ترکیب پارلمانی چنان موازنه ایی ایجاد خواهد کرد که در افق آن هیچ جایی برای تحمیل شریعتگرایی و یا چیرگی اقتدار انحصاری و تمامیت خواهی دینی وجود نخواهد داشت. برقرار شدن یک موازنه و تعادل سیاسی که بازتاب کننده ترکیب دموگرافیک (جمعیت شناسانه) و اجتماعی جامعه باشد ضربه مرگباری است به ایدئولوژی فرقه گرایانه ای که میکوشد مردم را به اعتبار اعتقادات و وابستگی های مذهبی اشان در عرصه سیاسی آرایش دهد و شخصیت مذهبی آحاد ملت را بجای شخصیت مدنی آنها بنشاند.
اگر انتخابات دو شنبه مصر بی دردسر یا با درد سر کمی برگزار شود خاورمیانه و حتی دنیای اسلام باید نفس راحتی کشیده و آغاز فصل جدیدی را که با انتخابات تونس آغاز شد و در مصر در حال تکرار و توسعه آن است را جشن بگیرد.

No Comments