حجة الاسلام ولایتی خاک بچشمان مخاطبین خود میپاشد!

Share Button

پیش کامنت : حجة الاسلام ولایتی در این مصاحبه طولانی به بی پروا ترین وجهی به مخاطبین خود دروغ میگوید. او منظره سیاسی ایران، منطقه و جهان را وارونه نشان میدهد و تا آنجا پیش میرود که ادعا میکند مخالفین برون مرزی نظام هم ازمواضع مقام معظم رهبری و نظام در مورد مناقشه هسته ایی پشتیبانی میکنند. اگر تک ـ تک دروغها و ادعاهای واهی این شیخ مکلا را بخواهیم وارسی کرده و رو کنیم مثنوی هزار و یک من میشود ولی خواننده باید خود از مجموعه در هم چیده این مصاحبه به مفهوم و معنای پنهان نهایی آن؛ که  بروز ناخودآگاه درکِ رژیم از اوضاع و ضعف و ورشکستگی راهبردی آنست  دست یافته و رمزگشایی کند. فقط کمی دقت روانشناسانه لازمست تا بدانیم در پس این درغ بافیهای بی خریدار چه خوابیده است و ولایتی “چه؟ را میخواهد پنهان کرده و وارونه نشان دهد.

نکته دیگر که متأسفانه در نوشتارهای انتقادی از رژیم کاملاً فراموش شده و سهل گرفته میشود و اهمیت بسیاری هم دارد؛ تبدیل  تدریجی پیراهن های یخه آخوندی، دستان انگشترنشان، و چفیه عربی مرسوم شده در بین مقامات بالای حکومتی بعنوان یونفرم ملی شخصیتهای دولتی است که بمعنی تنقیه خاموش یک فرهنگی سیاسی  صنفی خاص است  که مدیریت نظام سعی دارد بتدریج پذیرش این یونیفرم را  در ذهنیت مردم نهادینه کند. یونیفرمی که نه تنها با هویت ملی و پیشینه تاریخی میهن ما مغایرت بنیادی دارد بلکه نماد  زالومنشی و انگل وارگی صنفی است که صدها سال جز تحمیق مردم ما کاری نداشته اند.  

درک اینکه ولایتی دروغ میگوید، لاف میزند و ادعاهای واهی میکند دشوار نیست ولی درک اینکه چرا او با این پُرروئی و وقاحت اینکار را میکند جای تأمل بسیار دارد! مخاطب او در این مصاحبه،  البته، بخش آگاه، منتقد و مخالف جامعه نیست بلکه نیروهای امنیتی، نظامی  رژیم و حواشی آنها هستند ولی با اینحال این خود نیز شایسته تأمل است.

آخرین نکته ایی که ذکر آن در رابطه با این مصاحبه لازم میباشد اینست که: ـ این محرم ترین شخص به مقام عظمای رهبری، بزبان واضح میگوید که تمام تصمیم های کلان و راهبردی د رکشور از سوی رهبر گرفته شده و برای اجرا به مدیران اجرائی ابلاغ میشود. در این صورت سئوال اینست؛ آیا ساختن عناوین قلابی مخالفین و موافین مذاکره! جناح سازیِ شُل گیرها و سفت گیرها در این هرم واحد حکومتی یک ابداع مردم فریبانه نیست!

در این شرایط وبا وجود مرکزیت انحصاری تصمیم گیری، دیگر تیم مذاکره کننده چه صیغه ایی میتواند باشد وقتی این تیم، مطیع مطلق فرمان رهبری است، دیگر قهرمان سازی از حُجج اسلام؛ شیخ جواد ظریف و  شیخ حسن روحانی چه معنایی دارد؟ اینها مچل کردن مردم نیست؟

………………………………………………..

مشاور امور بین‌الملل رهبر معظم انقلاب:

تهدید نظامی «اصل مذاکرات» را به خطر می‌اندازد

خبرگزاری تسنیم: علی‌اکبر ولایتی گفت: خط قرمزهای اعلام شده قطعی هستند و مذاکره‌کنندگان به هیچ عنوان نباید آن را نادیده بگیرند.

به گزارش گروه سیاسی خبرگزاری تسنیم، دفتر حفظ و نشر آثار آیت‌الله العظمی خامنه‌ای با علی‌اکبر ولایتی مشاور امور بین‌الملل رهبر معظم انقلاب گفت‌وگویی داشته که متن کامل آن را در ذیل می‌خوانید:

تهدید نظامی «اصل مذاکرات» را به خطر می‌اندازد

«مذاکره در زیر شبح تهدید چه معنایی دارد؟» رهبر انقلاب این جمله را در پاسخ به تهدیدات نظامی اخیر مقامات رسمی و ارشد آمریکایی در حین انجام مذاکرات هسته‌ای بیان کردند و به ملت و مسئولین هشدار دادند که «یک ملت اگر نتواند از هویت خود، از عظمت خود، آن‌چنان که هست، در مقابل بیگانگان دفاع بکند، قطعاً توسری خواهد خورد.» دکتر علی اکبر ولایتی مشاور امور بین‌الملل رهبر معظم انقلاب در این گفت‌وگو با توجه به اتفاقات بعد از بیانیه‌ سوئیس؛ به تغییر رفتار آمریکایی‌ها، تناقض حرف‌های آنها و در مجموع به تغییر شرایطی که باعث برهم خوردن مذاکره می‌شود؛ اشاره می‌کند.

* در طول مذاکرات هسته‌ای، ایران همواره به اصول دیپلماتیک پایبند بوده است، اما وقتی به طرف آمریکایی نگاه می‌کنیم، می‌بینیم نه‌تنها از تهدیدهای خود نکاسته، بلکه حتی آنها را افزایش هم داده است. چرا آمریکا اصرار دارد (فارغ از اینکه بتواند یا نتواند) ایران را تهدید نظامی کند؟

این تصور و دیدگاه آمریکایی‌ها باقی‌مانده از دوره‌ای است که آنها هر جای دنیا که فکر می‌کردند باید دخالت کنند، دخالت می‌کردند و هیچ مانعی هم سر راه خودشان نمی‌دیدند؛ به‌ خصوص بعد از فروپاشی شوروی. بوش پدر در سال ۱۹۹۰ یا ۱۹۹۱ در مراسمی در جمع نیروی دریایی آمریکا حاضر شد و گفت امروز تنها ابرقدرت در دنیا آمریکاست. آنها با تصور جهان تک‌قطبی به مسائل وارد شدند و از آن به بعد دخالت‌های غیرمشروع بسیاری، بدون پشتوانه‌ بین‌المللی، انجام دادند؛ به‌ خصوص در کشورهای اسلامی از جمله افغانستان، سومالی و عراق. البته نکته‌ مهم این است که در همه‌ این اتفاقات شکست خوردند و به اهداف خودشان نرسیدند. در حال حاضر، از آن تصور، تفکر و دیدگاه دنیای تک‌قطبی، فقط یک توهم برای آمریکایی‌ها باقی مانده است. در حقیقت آمریکا به یک «دُن‌کیشوت» تبدیل شده که فقط در «توهم ابرقدرتی» است و با تکیه به گذشته‌اش، دیگران را تهدید می‌کند.

در مورد ایران قطعاً این تهدیدها پشتوانه‌ عملی ندارند. تجربه‌ای که آمریکا در کشورهای ضعیف‌تر از ایران دارد، تجربه‌ شکست‌خورده‌ای است. به همین علت، رئیس‌جمهور فعلی آمریکا، در همان ابتدای دوره‌ اول ریاست‌جمهوری، یکی از وعده‌هایش این بود که هر جا نیروهای آمریکایی درگیر هستند، آنها را به وطن‌شان برمی‌گرداند و تا آنجا که ممکن است، از دخالت‌های نظامی در دنیا کم می‌کند. لذا این نوع ادعاها با سیاست کلی آنها مغایرت دارد. ایران سابقه‌ طولانی از شنیدن این نوع تهدیدها دارد و امروز این تهدیدها بی‌پشتوانه‌ترین تهدید‌ها در طول تاریخ انقلاب اسلامی است. بنابراین نکته‌ اول این است که جرات عملی کردن این تهدیدها را ندارند.

نکته‌ دوم اینکه اگر قرار است این مذاکرات درست پیش برود، باید متوازن و در فضایی تعاملی باشد. مذاکرات باید براساس همان قرارهای اولیه پیش برود.

آمریکایی‌ها نباید همین‌طور به روش خودشان ادامه بدهند، تهدید کنند و با «دورویی‌های سیاسی» سعی کنند به اهداف خودشان برسند. از یک طرف رئیس‌جمهور آمریکا می‌گوید اگر کنگره بخواهد کاری کند، ما وتو می‌کنیم و از طرف دیگر، با این موضوع که مصوبه‌‌ای برخلاف روند توافق در کنگره تصویب شود، موافقت می‌کند.

این یک نوع تناقض در گفتار و رفتار است. اگر به این تناقضات، آن تهدیدها هم اضافه شود، یکی از نتایجش این است که «اصل مذاکرات» به خطر می‌افتد. لذا به آنها توصیه می‌کنیم که دست از این تهدیدها بردارند، برای اینکه هیچ توجیهی ندارند.

وزیر خارجه‌ آمریکا در خلوت با مسئولین مذاکره‌کننده‌ ما چیزی می‌گوید و در جلوت حرف دیگری می‌زند. این بیش از آنکه به نفع آمریکایی‌ها باشد، به ضرر آنهاست و فضای متوازن بین دو گروه ایران و ۱+۵ را به خطر می‌اندازد و از جانب ایران به نوعی زیاده‌خواهی تعبیر می‌شود. به همین علت، رهبر معظم انقلاب بیان فرمودند که مذاکرات زیر شبح تهدید معنایی ندارد. بنابراین اگر بخواهند به این کارشان ادامه دهند، ادامه‌ی مذاکرات به خطر می‌افتد.

* آیا با چنین تهدیدهایی که هر روزه آمریکایی‌ها بیان می‌کنند، امکان رسیدن به یک «توافق خوب» شدنی است؟

البته فقط بحث تهدید نیست. بعضی ادعاهای دیگری هم آمریکایی‌ها دارند که امکان رسیدن به توافق را دچار تردید می‌کند. برای مثال رهبر معظم انقلاب و رئیس محترم ‌جمهور در یک روز، یک نظر واحد را اعلام کردند مبنی بر اینکه باید موضوع محدود کردن فعالیت‌های هسته‌ای صلح‌آمیز ایران و برداشتن تحریم‌ها، همزمان با هم آغاز شود.

در حالی‌ که آنها می‌گویند ایران اقداماتی که تعهد خواهد کرد، انجام بدهد(یعنی محدود کردن سانتریفیوژها و مقدار مواد غنی‌ شده‌ای که می‌تواند نگه دارد) و بعد آژانس آن را تأیید کند تا ما هم به تعهدات خودمان عمل کنیم. این عملاً غیرمنطقی است؛ آن هم با سابقه‌ای که از آژانس می‌شناسیم. ما اساساً تردید داریم در اینکه آژانس تحت تأثیر بعضی از اعضای ۱+۵ نباشد و منصفانه قضاوت کند. این موضوع با آنچه رهبر انقلاب اسلامی فرمودند و رئیس‌ محترم جمهور اعلام کردند مغایرت دارد. بنابراین برداشتن تحریم‌ها و محدودکردن فعالیت‌های صلح‌آمیز هسته‌ای ایران، باید توأمان و هم‌زمان با هم باشد.

حرف‌های آمریکایی‌ها مغایرت جدی با تصمیم نظام جمهوری اسلامی ایران دارد.

موضوع دیگر، مدت زمانی است که از زبان دولتمردان آمریکایی شنیده می‌شود. کسی می‌گوید دوره‌ محدودیت‌‌ها ۱۰ سال است، دیگری می‌گوید ۱۵ سال و شخصی دیگر از ۲۵ سال حرف می‌زند. این زمان‌ها مورد تأیید ایران نیست.

نکته‌ سوم اینکه آنها گفته‌اند از بعضی مراکز می‌خواهند بازدید کنند که شامل بعضی از مراکز نظامی هم می‌شود. رهبر معظم انقلاب در صحبت‌های‌شان فرموده‌اند کهمسئولین نظامی مأذون نیستند برای بازرسی سیستم دفاعی جمهوری اسلامی ایران، به فردی اجازه بدهند. این مسائل جزء امنیت جمهوری اسلامی ایران است و چنین اذنی از سوی فرماندهی کل قوا و رهبری داده نشده است. اما آنها مرتب این موضوع را تکرار می‌کنند که باید این مراکز را ببینیم.

پس این موارد جزء خط‌قرمزها است و آن‌ها اصرار دارند که خط‌قرمزها را بشکنند و از این حدود عبور کنند. این خودش تبدیل به یک مانع می‌شود. رهبر معظم انقلاب هم تأکید کردند که خط‌ قرمزها باید رعایت شود. البته تیم مذاکره‌کننده‌ ما پایبند به این خط‌قرمزها هستند و باید آنها را رعایت ‌کنند. همچنین وظیفه‌ همه‌ کسانی که در این زمینه کاری می‌کنند یا نظری می‌دهند این است که خط‌ قرمزها را رعایت کنند. بر این موضوع تأکید می‌کنم که خط‌قرمز‌های اعلام‌شده «قطعی» هستند و به‌ هیچ‌وجه این خطوط نباید از طرف مذاکره‌کنندگان نادیده گرفته شود.

* رهبر انقلاب در دیدار با فرهنگیان اشاره کردند که اگر نیاز آمریکا به مذاکرات بیشتر از ما نباشد، کمتر نیست. این نیاز چیست؟

آنها می‌خواهند بگویند این دیپلماسی(محدودیت و تحریم و حصر اقتصادی) که از قبل شروع شده بود و در زمان اوباما تشدید شد، مؤثرتر از تهدید نظامی است. البته خود این موضوع در مغایرت با گزینه‌ نظامی روی میز است، ولی آنها می‌خواهند به رقبای‌شان بگویند وقتی شما ایران را تهدید نظامی کردید، آنها به کارشان ادامه دادند و از تعداد محدودی سانتریفیوژ، به ۱۹ هزار سانتریفیوژ رسیدند، اما زمانی که ما مذاکره را شروع کردیم، بالأخره ایران قبول کرد برای مدتی فعالیت‌هایش را متوقف کند. به این ترتیب می‌خواهند بگویند دیپلماسی ما مؤثرتر بوده است. پس اگر می‌خواهند اثبات کنند این روش مؤثر است، باید مذاکرات به نقطه‌ی موفقیت برسد.

در کنار این، در حال حاضر، منطقه‌ غرب آسیا دچار بحران‌های مختلفی است و آمریکا (به‌ عنوان کشوری که همچنان توهم ابرقدرتی دنیا را دارد) توان حل این بحران‌ها را ندارد. آمریکا چه در آنجایی که مداخله‌ مستقیم نظامی کرده و چه در آنجایی که با استفاده از مزدورهای خود، جنگ نیابتی به راه انداخته، در هیچ‌کدام موفق نشده است. آمریکا در عراق شکست خورد و حتی حمایت از شکل‌گیری گروهکی تروریستی چون داعش هم به آن‌ها نتوانست کمکی بکند. در عراق اگر فتوای آیت‌الله سیستانی و همت جوان‌ها و نیروهای مردمی عراق و کمک مستشاری ایران نبود، داعشی‌ها بغداد را گرفته بودند و آمریکایی‌ها هم مانع آن‌ها نمی‌شدند. در واقع آنها می‌خواستند به‌ وسیله‌ داعش عراق را از دست حکومت فعلی و دموکراتیک که خواست مردم است خارج کنند تا بتوانند اعمال نفوذ نمایند اما موفق نشدند.

در سوریه هم گفتند ظرف دو سه هفته بشار اسد را برکنار می‌کنیم ولی نتوانستند. هم آمریکایی‌ها و هم عوامل آنها در منطقه این حرف را می‌زدند اما امروز بیش از چهار سال می‌گذرد و بشار اسد محکم ایستاده است. این معاندین مزدور که در سوریه دارند می‌جنگند و از مرز یکی از کشورهای منطقه عبور می‌کنند و به سوریه می‌آیند و مورد حمایت امثال عربستان هستند، زمانی تا چند صد متری دفتر رئیس‌جمهور سوریه آمده بودند؛ امروز دمشق یک شهر آرام و دارای امنیت کامل است و حکومت کار خودش را انجام می‌دهد و محکم در مقابل مزدوران تروریست ایستاده است.

آمریکا در لبنان هم موفق نشد. در لبنان می‌خواستند کسانی را به‌ عنوان رئیس‌جمهور یا نخست‌وزیر روی کار بیاورند تا مسیر را عوض کنند، اما مردم لبنان به آن‌ها اجازه‌ چنین کاری را ندادند. در یمن هم چه آمریکایی‌ها و چه سعودی‌ها موفق نبوده‌اند. بنابراین آنها از جنگ‌ها و دخالت‌های مستقیم و نیابتی نتیجه نگرفته‌اند و می‌خواهند بگویند ما با ایرانی‌ها وارد مذاکره شدیم و روشی را پیش گرفتیم که روش موفقی است. پس آنها احتیاج دارند که این مذاکرات به نتیجه برسد.

لذا نباید این تصور را داشته باشیم که آمریکایی‌ها می‌خواهند نسبت به جمهوری اسلامی ایران اغماض کنند و به همین دلیل با ما وارد مذاکره شده‌اند. قطعاً این‌گونه نیست. به همین دلیل قبل از اینکه مذاکرات شروع شود و چنین سازوکاری پیدا کند، مرتب از راه‌های مختلف و به‌خصوص از طریق برخی حکومت‌های منطقه که دوست ایران هستند، پیغام می‌فرستادند که ما می‌خواهیم با شما مذاکره کنیم و «قول می‌دهیم» که حقوق هسته‌ای ایران را به رسمیت بشناسیم.

* چرا عمل نکردند؟

برای اینکه هدف و عادت آنها همین است و بعد از اینکه مذاکرات شروع می‌شود، قدم‌به‌قدم از آن قول اولیه عقب می‌نشینند. نکته‌ مهم این است که هربار مذاکره می‌کنند، بعدش دبّه در می‌آورند و همان حرف‌هایی که قبلاً به‌نوعی درباره‌ آنها تفاهم حاصل شده است، دو مرتبه تکرار می‌‌کنند و بعد ادعاهای جدیدی مطرح می‌نمایند. این معنایش همان خوی زیاده‌خواهی آمریکاست که فکر می‌کنند می‌توانند با یک کار روانی و تبلیغاتی و با کش دادن قضایا، ایران را وادار کنند بیشترین امتیاز را بدهد و کمترین نتیجه را بگیرد.

* بعد از مذاکرات لوزان که در فروردین‌ماه ۹۴ برگزار شد نیز شاهد نقض‌عهدهای مکرر آمریکا هستیم. لطفاً نمونه‌ها و مصادیقی از این نقض‌عهدها را بیان بفرمایید.

مثلاً درباره‌ فردو بعد از تلاش‌های زیادی که تیم مذاکره‌کننده‌ ما انجام داد، قراری را قبول کردند، ولی در نوبت بعدی که سر میز مذاکرات آمدند، حرف‌های دیگری زدند که با حرف‌های قبلی متفاوت بود؛ یعنی حتی به تعهد خودشان هم پایبند نبودند. نکته‌ جالب‌تر آنکه آمریکایی‌ها حتی به آنچه در «فکت‌شیت» خودشان در مورد فردو آورده بودند هم عمل نکردند و در دفعه‌ بعدی که سر میز مذاکرات حاضر شدند، خلاف «فکت‌شیت» خودشان حرف زدند! بگذریم از اینکه اساساً آن فکت‌شیت، برداشت یک‌طرفه‌ آنها از تفاهم اولیه بود و ما آن را قبول نداشته و نداریم. با این حال حرف‌هایی زدند که با همان فکت‌شیت منتشر‌شده‌ خودشان هم مغایرت داشت.

یا قرار بر این شده بود که قطعنامه‌ای در شورای امنیت به تصویب برسد که قطعنامه‌های قبلی علیه ایران را ملغی کند. بنابراین دیگر معنا ندارد ایران در فصل هفتم منشور سازمان ملل باقی بماند، در حالی‌ که آنها می‌گویند ایران باید برای مدت طولانی در فصل هفتم باقی بماند. چنین چیزی مورد قبول نیست. در واقع آنها هر دفعه چیزی را مطرح می‌کنند که با مطالب قبلی‌شان متفاوت است. مثلاً وزیر خارجه‌ آمریکا زمانی توافقی می‌کند، بعد در نوبت بعدی حرف دیگری می‌زند. بعد که این موضوع را به او می‌گویند، در جواب می‌گوید کارشناسان به ما ایراد گرفتند. خب موقعی که وزیر خارجه‌ یک کشور در مذاکره‌ای شرکت می‌کند، یک تیم کارشناسی بزرگ در پشت سر او هستند. تیم مذاکره‌کننده در همان ژنو یا هر جای دیگر، در مکان ویژه‌ ضدشنود، مطالب را منعکس می‌کند و از آنها دستورالعمل می‌گیرد و در حین مذاکرات هم مرتب این کار تکرار می‌شود. بنابراین پذیرفته نیست که چیزی را قبول کنند و دفعه‌ی بعد بگویند مورد قبول‌شان نیست.

یک مطلب دیگر هم همین قضیه‌ مصوبه‌ سنا و مجلس نمایندگان است که در ابتدای گفت‌وگو به آن اشاره کردم. یا درباره‌ مدت محدودیت نسبی فعالیت‌های هسته‌ای ایران تا به حال اعداد متفاوتی گفته‌اند. هر کسی می‌رسد، عددی را بیان می‌کند.

بنابراین اگر بخواهند به این روش، یعنی تهدید نظامی، تناقض‌گویی، نقض عهد و عقب‌نشینی از حرف‌های مورد قبول، ادامه بدهند، دیگر اعتمادی در طرف مقابل باقی نمی‌‌ماند.

* گفتید که آمریکایی‌ها خلوت و جلوتی در مذاکرات دارند. نکته‌ای که پیش می‌آید این است که این رفتار در موج‌های تبلیغاتی رسانه‌های همسو با آنها، به ضرر ما می‌شود و کفه‌ مذاکرات را به‌سمت آمریکا سنگین جلوه می‌دهد. در واقع‌گویی حقوق ملت ایران در حال تضییع است. ما باید در برابر این سیاست، چه روش و رفتاری داشته باشیم؟

ببینید با شناختی که من از تیم مذاکره‌کننده دارم، آنها مقید به این هستند که خطوط قرمز را نصب‌العین کار خودشان قرار دهند. از سویی دیگر، استواری رهبر معظم انقلاب در دیدگاه‌هایی که اعلام می‌کنند، در طول سال‌های رهبری و حتی در زمان ریاست‌جمهوری ایشان، بر همه اثبات شده است. اگر ایشان مطلبی را اعلام کنند و به موضعی برسند و آن تشخیص را اعلام و اعمال کنند، قطعاً با استواری، به نیابت از مردم، آن موضع را دنبال و مطالبه خواهند کرد. ایشان همت‌شان بر این است که حقوق مردم تضییع نشود. بالأخره مردم و همه‌ مسلمانان جهان چشم به جمهوری اسلامی ایران و ایشان بسته‌اند. من در زمانی که زعامت وزارت خارجه را برعهده داشتم، به کشورهای زیادی سفر کردم. افرادی در بعضی از این کشورها به من می‌گفتند که تو فقط وزیر خارجه‌ ایران نیستی، تو وزیر خارجه‌ جهان اسلام هستی، وزیر خارجه‌ ما هم هستی. موقعیت و مقامی که رهبری جمهوری اسلامی ایران دارند نیز در حقیقت زبان گویای عزت مسلمانان تمام جهان اسلام است.

حق هم این است که کارهای حکومتی به‌گونه‌ای پیش نرود که منافع مردم نادیده گرفته شود. معلوم است که ما دنبال کار نظامی نیستیم، ولی نفس اینکه ایران بتواند قدرت هسته‌ای داشته باشد و قدرتمند باشد، آنها را می‌ترساند. ایران می‌خواهد این قدرتمند ادامه پیدا کند و بناست این رویه ادامه پیدا کند و رو به افزایش باشد. بنابراین باید در گفت‌وگوها، معادلات، تعامل‌ها، ظاهر و باطن و در خلوت و جلوت، به‌گونه‌ای باشد که وقتی مردم محاسبه می‌کنند، احساس کنند که منافع‌شان حفظ شده است. در راه اهداف جمهوری اسلامی ایران، مردم ما حاضرند هرگونه فداکاری‌ای انجام بدهند، چون مطمئن هستند آن کسی که در رأس نظام قرار دارد، مدافع حقوق مردم است.

این حقوق متعلق به یک فرد نیست که بتواند برای خواست آمریکایی‌ها، بگوید امروز از انرژی هسته‌ای می‌گذریم. این مهم متعلق به همه‌ مردم ایران است. به همین دلیل هم در نظرسنجی‌هایی که در داخل یا خارج از کشور، درباره‌ فناوری هسته‌ای انجام شده است، اکثر مردم بر داشتن آن تأکید کرده‌اند. حتی آنهایی که خارج از کشور هستند و بعضاً ممکن است نسبت به نظام جمهوری اسلامی ایران انتقاداتی هم داشته باشند، این مسئله را به‌عنوان یک حق ملی، قبول دارند و معتقدند که باید از آن صیانت شود.

بنابراین کسانی که مذاکره می‌کنند و در متن جریان مذاکرات هسته‌ای هستند، جز اینکه خطوط قرمز را رعایت کنند، چاره‌ی دیگری ندارند. اگر روزی خدای‌نکرده از این خطوط گذر کنند، همان‌طور که رهبر معظم انقلاب فرمودند، ما در مسائل اساسی، محرمانه و غیرمحرمانه با مردم نداریم و واقعیات را به مردم خواهند گفت.

* رهبر انقلاب در دیدار اخیرشان اشاره کردند که آمریکا از نظر ملت‌های منطقه هیچ آبرویی ندارد. لطفاً مصادیقی از این بی‌آبرویی را بیان کنید.

آنها در سوریه به چه دلیل می‌گویند که باید حکومت سوریه برود و آن فردی که ما می‌گوییم بیاید؟ فرض کنید بعضی از مردم سوریه، مثل هر کشور دیگری، انتقاداتی نسبت به حکومت دارند، اما به هر حال انتخابات برگزار شده است، قانون اساسی را اصلاح ‌کرده‌اند و آقای بشار اسد دوباره انتخاب شده است.

سوریه عضو قانونی سازمان ملل متحد است و موقعیت قانونی یک کشور مستقل را در صحنه‌ بین‌المللی دارد. به چه دلیل آنها به خودشان اجازه می‌دهند ریاست‌جمهوری بشار اسد را زیر سؤال ببرند و بگویند شخصی دیگر باید رئیس‌جمهور باشد؟ اصلاً به آنها چه ربطی دارد؟ مردم سوریه اول باورشان چیز دیگری بود. برخی به‌اشتباه تصور می‌کردند آن‌ها برای اصلاح آمده‌اند. بعد که جنایت‌های آن‌ها و حمایت‌های آمریکایی‌ها و عواملشان در منطقه را دیدند، به حکومتشان نسبت به قبل انتخابات، حتی وفادارتر شدند.

نمونه‌ دیگر در عراق است که آن‌ها تحت عنوان ائتلاف ضدداعش، نیروهای عراقی را بمباران و از داعش حمایت می‌کردند. در یمن از سعودی‌ها حمایت می‌کنند تا آن‌ها مردم بی‌گناه را بمباران کنند. همین وزیر خارجه‌ آمریکا در عربستان گفت ما از حملات سعودی حمایت می‌کنیم و در عین حال، نگران مسائل انسانی هستیم. آدم باید چقدر وقیح، ضعیف‌النفس و بی‌شخصیت باشد که از یک طرف از بمباران بی‌دریغ سعودی‌ها حمایت کند و از طرف دیگر بگوید ما نگران مسائل انسانی هستیم. این دروغ‌ها را کسی باور نمی‌کند. شما اگر به پرونده‌ی آمریکا در هر جایی نگاه کنید، مملو و سرشار از چیزهایی است که هیچ انسان آزاده‌ای آن‌ها را قبول نمی‌کند؛ رفتارهایی که مردم از آن‌ها نفرت دارند.

* اخیراً هم کنگره‌ی آمریکا طرح تجزیه‌ی عراق را در دست بررسی دارد.

بله، در کنگره‌ی آمریکا حرفی زده شده است و تصمیمی که می‌خواهند بگیرند و از پیش اعلام کرده‌اند، تجزیه‌ی عراق است. این مسئله، ماهیت آمریکایی‌ها و دیدگاهشان نسبت به کشورهای اسلامی و به‌خصوص کشورهای منطقه را نشان می‌دهد. موقعی که نتوانستند به حکومت منتخب مردم که حکومت آقای دکتر عبادی باشد، حرف‌های خودشان را تحمیل کنند، یک‌مرتبه این موضوع را مطرح کردند که می‌خواهند عراق را تجزیه کنند. همین خواب را برای سوریه و یمن هم دیده‌اند.

اما آمریکایی‌ها باید بدانند که این یک «خواب شیطانی» است و هرگز تعبیر نخواهد شد. جمهوری اسلامی ایران به‌عنوان همسایه و متحد استراتژیک عراق، اجازه نخواهد داد این خواب‌های شیطانی آمریکا تعبیر شوند. همان‌طور که طوایف و گروه‌های مختلف سیاسی در عراق قویاً با این طرح شیطانی مخالفت کرده‌اند، جمهوری اسلامی ایران هم از حق قانونی عراق برای داشتن حکومت مستقل، حمایت می‌کند. همان‌طور که جمهوری اسلامی ایران به خواست دولت عراق در مبارزه با داعش کمک کرد، به سهم خودش اجازه نخواهد داد این کشور تجزیه شود.

جمهوری اسلامی ایران نمی‌تواند تحمل کند که کشور مهمی مثل عراق در همسایگی کشور ما که ۱۲۰۰ کیلومتر با ما مرز مشترک دارد و متحد استراتژیک ما محسوب می‌شود، با توطئه‌ی آمریکایی‌ها تجزیه شود که بعداً هر یک از بخش‌های تجزیه‌شده، پایگاه بخشی از مزدوران آمریکایی یا صهیونیست‌ها شوند.

این جمله‌ای که عرض می‌کنم جمله‌ی صریحی است: نه در سوریه، نه در یمن و نه در عراق، جمهوری اسلامی ایران به سهم خودش، به‌عنوان یک کشور اسلامی و دوست و متحد این کشورها اجازه نخواهد داد این خواب شیطانی آمریکایی‌ها تعبیر شود و ان‌شاءالله عراق، سوریه، یمن و بقیه‌ی کشورهای اسلامی با همدیگر متحد خواهند ماند.

انتهای پیام/

No Comments