رهبری مبارزه با رژیم اسلامی ایران با کیست؟

Share Button

شکست رژیم در یمن،عدم موفقیت آن در امیتاز گیری در مذاکرات هسته ایی، شکست ماجراجوئیهایش درسوریه، عراق و لبنان و.. ، بی هیچ تردیدی پیروزی مردم ایرانست حتی اگر خود ملت ما در این شکست دادن رژیم در این میدانها هم نقش مستقیمی ایفا نکند. باید بدانیم که پیروزی ائتلاف عربی در یمن، ائتلاف ۱۴ مارس در لبنان، پیروزی پیکار جویان ضد رژیم اسد در سوریه،  پیروزی حکومت بحرین علیه شورشیان شیعی (الوفاق)، همه اینها در حقیقت پیروزی مردم و میهن ما نیز هست. بکوشیم حد اقل در کلام و با قلم از این پیروزیها دفاع کنیم اگر نمیخواهیم در این جبهه بندی در کنار رژیم قرار داشته باشیم! 

شکست رژیم در ماجراجوئیهایش پیروزی ملت و پیروزیش در آنها شکست ملت است

رهبری سیاسی ـ روحانی ایران بطُرقِ مختلف کوشیده و میکوشد که بین  اهداف شیعه گستری خود و ایران کثیر المذهب و چند قومی، بین منافع  فرقه ایی خویش و ملت ایران، بین میهن پرستی ایرانی و جاه طلبی های سیاسی زیرلوای  مذهب شیعه علامت تساوی گذارده و جنگ خود علیه جامعه جهانی و ملل منطقه را جنگ مردم و ملت ایران علیه دنیا و ملل و دول منطقه نشان دهد.  این در حالیست که این رژیم بخاطر میزان بسیار ناچیز حمایت اجتماعی و مردمی خود حق ندارد خود را متولی این مملکت و مردم دانسته و بنام آنها با دنیا چالشگری کند.

برای درک فقدان حمایت و مشرویت مردمی این رژیم هیچ سندی گویاتر از این نیست که در این مملکت، تحت رهبری این رهبر و حاکمیت، حتی برای آن عده از طرفداران واقعی خود نظام هم که فقط تن به همه تحکمات خامنه ایی نمیدهند و ذلت آمریت پذیری مطلقه او را بر نمی تابند، مانند افرادی چون آیت الله هاشمی نیز حق سخنرانی در مجامع آزاد برای مردم وجود  ندارد و رئیس جمهور دو دوره ایی نظام ممنوع الرسانه گردیده است. در  اثبات این ادعا هیچ سندی معتبر تر از این نیست که  کسی مثل هاشمی که نزدیکترین شخص به بنیانگذار  این نا جمهور اسلامی و از نخستین امامان نماز جمعه بوده است، حق برگزاری امامت و خطابت نماز جمعه گرفته شده است مبادا که منجر به   اجتماعی بسیار بیشتر و با تغیر کیفی جمعیت نمازگزار بیانجامد که در حکم بی اعتباری بیشتر رژیم و امام جماعتهای نانِ بروزخور و رانتخوار آن  شود .

رژیم کوشش کرده و میکند تا از یکسو همه چالشگریهای خود علیه دنیا را بنام ملت ایران که اغلب، آنرا با هندوانه “ملت بزرگ” هم توأم میکند، انجام دهد و از سوی دیگر مخالفت جامعه جهانی با این چالشگریهای خویش را مخالفت جامعه جهانی با ملت ایران و ایران به مغز ملت فروکند. ولی درک اینکه رویاروئی غرب و آمریکا در سطح جهانی  و ائتلاف منطقه ایی عربی به رهبری عربستان نه با ملت ایران و سرزمین ایران بعنوان یک مملکت بلکه با رژیم حاکم بر آن به سرکردگی سید علی خامنه ای است نباید چندان دشوار باشد.

در یک کلام ایستادگی غرب در برابر رژیم ایران؛ از غزه و لبنان گرفته تا سوریه و عراق واز یمن  تا بحرین، از مخالفت آنها، با دستیابی رژیم ایران به سلاح هسته ایی تا مخالفتشان با تروریست پروری حکومت ما(حوثیها در یمن، حزب الله در لبنان، باندهای  شبه نظامی شیعه در عراق و.. ) بهیچ عنوان  نه تنها بمعنای مخالفت آن ممالک و آن دولتها با ملت و مملکت ما نیست بلکه ایستادگی آنها در برابر تاخت و تازهای عربده جویانه رژیم ایران، بطور کامل و ۱۰۰%ی با منافع ملت ایران و آزغادی خواهان سرزمینمان همپوش و هم جهت است.

این هم جهتی و همپوشی را تا آنجا میتوان تعیم داد که میتوان با جرئت گفت؛ در شرایط فعلی، آمریکا و عربستان و اسرائیل وظیفه ایی را بعهده گرفته اند که در حقیقت ملت ایران و رهبری واقعی آن یعنی یک اپوزیسیون مردمی( اگر وجود میداشت) بایستی بعهده میگرفت. این؛ملت ایران و آنچنان اپوزیسیون مفروضی بود که میبایستی در برابر رژیم بایستد، چه در برابر بلند پروازیهای اتمی اش، چه صدور انقلاب و تروریست پروریش، چه در برابر مداخلات توسعه طلبانه اش در یمن و بحرین و عراق و لبنان با استفاده ابزاری از اقلیت های شیعی مذهب منطقه  و….

آری اغراق نیست اگر بگوئیم آمریکا،اروپا، اسرائیل و عربستان در واقع در یک پیکار نیابتی نا نوشته  از سوی  مردم ایران  و در شرایط غیبت و فقدان یک اپوزیسیون مردمی علیه رژیم حاکم بر ایران وارد این کشاکش گردیده اند که سرنوشت  پیروزی یا شکست در آن رابطه معکوس با سرنوشت آزادی و حاکمیت ملی بر میهن ما دارد.

اپوزیسیونی وجود ندارد که در اینجا مخاطب قرار داده شود ولی جای تاسف است که همین زبانها و قلمهایی هم که مدعی انتقادگری رژیم هستند، با جادو و افسون شدگی در اثر آن تساوی سازیهای پیش گفته؛ تساوی بین جاه طلبیهای رژیم و آرمانهای ملت ایران، ایران گرایی تاریخی، ملی و میهن پرستانه با جاه طلبانه  ورهبری طلبی فرقه ایی شیعه به سرکردگی خامنه ایی و باندهای نظامی اطراف او، از کار افتاده و بیشتر منتقدین رژیم و مدعیان آن در مورد ماجراجوئیهای رهبری مملکتمان دریمن،عراق، لبنان و بحرین، یا لکنت قلم گرفته  و یا از روی مصلحت و عافیت طلبی خاموشی برگزیده اند.

امروز ارتش ائتلاف عربی در یمن به رهبری عربستان، شورشی را سرکوب میکند که بهمان اندازه که  ضد عربستان است ضد مردم خود ایران هم هست و شاید هم بیشتر. موفقیت رهبری و حاکمیت کنونی ایران در یمن، نه تنها کمترین شباهت و قرابتی با منافع ملی ما و توسعه دموکراسی در میهنمان ندارد بلکه برعکس میتواند توپخانه رژیم را علیه هر مخالفی در ایران پر بار تر و کوبنده تر کرده و به آن کمک کند تا با بهره برداری از غرور آفرینی کاذبی که ربطی به ملت هم ندارد بیش از گذشته منتقدین و مخالفین خود را سرکوب کرده و خزانه  و ثروت مملکت راحتر بچاپد.

شکست رژیم در یمن،عدم موفقیت آن در امیتاز گیری در مذاکرات هسته ایی، شکست ماجراجوئیهایش در سوریه، عراق و لبنان و.. ، بی هیچ تردیدی پیروزی مردم ایرانست حتی اگر خود ملت ما در این شکست دادن رژیم در این میدانها هم نقش مستقیمی ایفا نکند. باید دانست که پیروزی ائتلاف عربی در یمن، ائتلاف ۱۴ مارس در لبنان، پیروزی پیکار جویان ضد رژیم اسد در سوریه، پیروزی حکومت بحرین علیه شورشیان شیعی (الوفاق)، همه اینها در حقیقت پیروزی مردم و میهن ما نیز هست. بکوشیم حد اقل در کلام و با قلم از این پیروزی دفاع کنیم اگر نمیخواهیم در این جبهه بندی در کنار رژیم قرار داشته باشیم!

این مخالفین رژیم نیستند که پرچم محوری ترین شعارها و مطالبات تحول آفرینانه استرا تژیک مردمی را برافراشته اند و در میدان واقعی مبارزه با رژیم قرار دارند، شوربخاتانه، در اثر پخمگی منتقدین و مخالفین رژیم، این پرچم امروز در دست آمریکا، اروپا ، اسرائیل و ائتلاف عرب منطقه علیه رژیم افتاده است و آنها ناخواسته و یا خواسته رهبری تحول در ایران را عملاً بعهده گرفته اند. زیرا شکست رژیم در این میدانهای مهم نمیتواند بازخورد داخلی نداشته باشد چه مستقیم و چه غیر مستقیم.

No Comments