در منطقه و میهنمان چه خبر؟

Share Button

رژیم ایران سعی دارد تا با  برافروختن جنگ و خصومت فرقه گرایانه سنی و شیعه، بقیمت حتی برانگیختن سُنی ها علیه شیعیان منطقه و سایر کشورهای اسلامی، اقلیتهای  شیعی را در وضعیتی قرار دهد که چاره ایی جز چسبیدن به ایران و متحد شدن زیر چتر اشتراکات مذهبی شیعی خود نداشته باشند، چتری که مکانیسم باز و بسته شدن و پوشش دهی آن در دست رهبری ولایی ایران و محافل نظامی آن است.  

Image result for hezbollah photos

Image result for hezbollah photos  Image result for hezbollah photos

۳ پوستر از حزبی که روزی در اندیشه تأسیس مدل جمهور اسلامی ایران در لبنان بود. باید منتظر بود تا این حزب همخط و هم گفتمان با حکومت ایران در اینده هواداران بیکینی پوش خود را هم بمیدان و تظاهرات بکشاند. حفظ قدرت مهم است و بقیه هنجار های دینی بهانه! همین! در این پوسترهای بظاهر بی معنا، روانشناسی حاکمیت ولایی و شیعه گرایی سیاسی در میهن ما نیز قرار دارد که نمیتوان بدون توجه بدان، آینده را پیش بینی و راهبرد مناسب را برای پیکار با استبداد حاکم استنتاج کرد.

واپسین نفسهای احتضار اسلامگرائی 

 

بعللی فرصت زیادی برای پرداختن به همه رویدادهای منطقه در حد گذشته که هم دامنه دارتر و هم پیچیده تر هم میشوند نیست ولی میتوانم بگویم بنظر من، سیر تحولات در منطقه از شمال آفریقا گرفته تا خاورمیانه و یمن در امتداد همان خطی تحول میابند که در یاداشتهای پیشین خود، نظر خویش در باره آنها نوشته و در این سایت درج کرده ام. شاید تنها موردی که میتوان بدانها افزود وضعیت ترکیه و انتخابات پارلمانی قریب الوقوع آنست که میتواند  علاوه بر جنگ قدرت در عرصه سیاسی، تمام تضادهای اجتماعی و مذهبی پنهان در جامعه ترکیه را به سطح عمل اجتماعی  و  رویارویی دهها میلیونی شهروندان ترکیه باهم بکشاند. این انتخابات قرار است در ۷ ژوئن یعنی  حدود ۲ هفته دیگر که بیش از ۵۵ میلیون شهروند آنکشور بپای صندوقهای رأی میروند تا پارلمان جدید را برگزینند، برگزار میشود.

حزب عدالت و توسعه (AKP) (رجب طیب اردوغان)، رویای آنرا دارد تا با کسب بیش ۲/۳  آرای پارلمانی قانون اساسی کشور را چنان تغیر دهد که قدرت اجرایی، از نخست وزیرِ مورد تأئید پارلمان  به نهاد ریاست جمهوری(مثل روسیه) با آرای مستقیم انتقال یافته و در آینده با قانونی کردن حق تمدید مکرر همان پست رئیس جمهوری هم، قدرت و حاکمیت خویش و حزب خود را ابد مدت کند.

طبق قانون انتخابات پارلمانی کنونی؛ نامزدها میتوانند بصورت فردی و یا حزبی در انتخابات شرکت کنند. مزیت انتخابات فردی، برای جریانهای ضعیف سیاسی اینست که اگر نامزدی رأی کافی در  فقط یک منطقه یا محل  خود کسب کند به پارلمان راه خواهد یافت ولی در نظام انتخاباتی حزبی یک کف ۱۰% برای مجموع آرای یک حزب وجود دارد که اگر آن حزب نتواند بدان دست یابد ولو اینکه ۹٫۹% مجموع آرای واجدیدن شرایط را داشته و بیش از ۵میلیون هم رأی بیاورد، از کسب کرسی پارلمانی محروم خواهد شد. در این دوره پارلمانی، بازوی سیاسی(غیر رسمی) PPK، حزب دموکراتیک خلق (HDP)، نه بصورت فردی بلکه بصورت حزبی شرکت خواهد کرد که در صورت برگزیده شدن  نازمدهایش، شانس کسب اکثریت مطلق را از حزب توسعه و عدالت میگیرد. اگر این حزب بتواند به نسبت جمعیت هوادارش، نماینده به پارلمان بفرستد، رویای اردوغان به کابوس تبدیل خواهد شد که بیشک به سیر نزولی و بی بازگشت قدرت آن منجر میگردد زیرا گفتمان اسلامیسم در ترکیه هم دیگر جاذبه خود را از دست داده و به سرازیری افتاده است. در چنان صورتی اردوغان باید فتیله اسلامگرایی خود را پائین بکشد که بمعنای اینست که مردم هرچه بیشترو بیشتر دنبال وعده های اقتصادی و اجتماعی احزاب خواهند رفت و نه وعده بهشت و جهنم و اسلامیزه و قدُسی کردن جامعه.

در انتخابات ریاست جمهوری گذشته نامزد حزب کردها (حزب دموکراتیک خلق)؛ بیش از ۸% رای شرکت کنندگان در رأی گیری را کسب کرد و عبدالله اوجلان در ملاقاتی که با نمایندگان این حزب در زندان خود داشت، طی پیامی که انعکاس بسیار وسیع رسانه ایی و سیاسی هم یافت*  اظهار داشت؛ حزب دموکرتیک خلق باید به بزرگترین حزب سراسری و اپوزیسیون اصلی ترکیه تبدیل شود. حزبی که بتواند مطالبات اقشار و طبقات گوناگون جامعه ترکیه و نه صرفاً کردها را در عرضه سیاسی باز تاب کند.

شاخصها برای این حزب در دوره انتخاباتی پیش روی بین ۹% تا ۱۲%  در نوسان است. ۹% بمعنای شکست سنگین این حزب و ۱۲%  یک پیروزی دوران ساز و نقش آفرین برای آن خواهد بود. با قضاوت از روی کارنامه این دو ساله دولت داود اغلو و اردوغان، بنظر من شانس این حزب حتی بیش از ۱۲%  میباشد. جامعه مذهب زده ترکیه مانند تمام جوامع مشابه، سورپرایزهای زیادی در آستین خود دارد. اگر این حزب بیش از ۱۰% رأی کسب کند و حزب جمهوری خواه مردم(حزب اپوزیسیون چپ ناسیونال لیبرال) هم بیش از گذشته رأی بیاورد، ترکیه وارد یک دوران بحران قدرت خواهد شد که کوتاه مدت نخواهد بود. زیر اسلامگریان ترکیه مانند دیگر اسلامگریان دنیا و منطقه قادر به تعامل سیاسی با رقبای سیاسی  و دست کشیدن از سرمایه مذهبی در عرصه رقابت سیاسی نیستند.

حزب اردوغان (AKP) تنها با چالش از سوی حزب دموکراتیک خلق روبرو نیست بلکه از طرف طرفداران فتح الله گولن رهبر مذهبی مقیم آمریکا نیز که نفوذ زیادی در جامعه ترکیه در درون دستگاههای دیوانی و انتظامی داشته و هنوز هم علیرغم تصفیه های وسیع دارد نیز روبروست. علاوه بر اینها در انتخابات پیش روی بنوشته  روزنامه حریت، حزب جمهوری خواه مردم به رهبری کمال کلیچ اوغلو با یک چرخش تاکتیکی، مبارزه انتخاباتی خود را از رویارویی ایدئولوژیک به رویارویی برنامه ایی و طرح مطالبات اقتصادی تغیر داده است. و این؛ پاشنه آشیل حزب اردوغان است که تا کنون از سرمایه دین سود فراوانی سیاسی کسب کرده است. با محور شدن مسائل و مطالبات اقتصادی و اجتماعی سرمایه دینی حزب اردوغان به سوی هیچ شدن و صفر به سراشیبی خواهد افتاد.

اگرتنزلِ اهمیت گفتمان دینی در انتخابات پیش روی ترکیه را در کنار نقش آفرینی دول ائتلاف عربی در منطقه و بویژه جنگ داخلی یمن که برخلاف دستگاههای تبلیغاتی  حکومت ما و پروکسیهای آن؛ سمتگیری کاملاً مدرن و سکولاریستی دارند قرار دهیم در میابیم که اسلامیسمی که با انقلاب اسلامی ایران وارد عرصه عملی سیاست منطقه شد، بسرعت در حال رنگ باختن است و جنازه آن گفتمان روی دست رهبری حکومت ایران مانده است که نه میتواند آنرا بیش از این حمل کند و نه قادر به دفن آن در سکوت است. در این رابطه میتوان افزود که خشونتی که توسط القاعده، داعش، حوثی های یمنی و شیعیان عراقی و.. ، اعمال میشود در حقیقت واپسین نفسهای احتضار آمیزِ گفتمانی است که دیگر در عرصه نقد و بحث و اقناء چیزی برای گفتن در چنته ندارد.

همچنانکه اشاره کردم پارادوکس قضیه اینست که عربستان سعودی و دولتهای حاشیه خلیج فارس و مصر این وضعیت احتضار آمیز اسلامیسم را کاملاً درک کرده اند. قاطعیت کشورهای ائتلاف عربی در سرکوب بنیاد گرایی و تروریسم اسلامی؛ اخوان المسلمین، محکوم به اعدام کردن رهبران آنها در مصر و عربستان و سرکوب قاطع آنها در بحرین فقط نشان میدهد که شرایط سیاسی و ذهنیتی مردم از نظر آن دولتها برای رویاروی جسارت آمیزانه تر، بدون واهمه از بروز واکنش وسیع مردمی در صورت سرکوبی اسلامگریان نشان از این دارد که افول سریع این گفتمانی که تلخترین محصول آن استقرار جمهوری اسلامی در میهن ما بود دیگر آغاز گردیده است و این روندی برگشت ناپذیر است.

رژیم ایران سعی دارد تا با  برافروختن جنگ و خصومت فرقه گرایانه سنی و شیعه، بقیمت حتی برانگیختن سُنی ها علیه شیعیان منطقه و سایر کشورهای اسلامی، اقلیتهای  شیعی را در وضعیتی قرار دهد که چاره ایی جز چسبیدن به ایران و متحد شدن زیر چتر اشتراکات مذهبی شیعی خود نداشته باشند، چتری که مکانیسم باز و بسته شدن و پوشش دهی آن در دست رهبری ولایی ایران و محافل نظامی  امنیتی آن است.

اسلامگرایی یا اسلام سیاسی منشاء  و زهدان فرقه گرایی دینی در درون کشورهای اسلامی  بوده وهست که  با حاکم  شدنش بر فضای سیاسی هر کشوری آنچنان شکافهایی  تا اعماق هر جامعه ای ایجاد میکند که فقط با مرگ خود مذهب شیعه و دین اسلام از بین میروند؛ شرطی که تحقق  آن حد اقل در یک چشم انداز چند صد ساله تاریخی غیر ممکنست.

وقتی سیاست دینی میشود در درون هر دین؛ هرفرقه مذهبی خود را نماینده برحق آن دین و مذهب میداند و سعی میکند قرائت خود از آن دین را با ابزار قدرت سیاسی و اگر ممکن شود نظامی به دیگران و تمام جامعه و حتی همه جهان تحمیل کند. خصومت درون دینی و فرقه ایی نه تنها کمتر از خصومت برون دینی  و با دیگر ادیان و مذاهب نیست بلکه حتی خونین تر و حذفی تر هم میباشد. کافیست توجه کنیم که کشتاری که شیعیان از سنی ها و القاعده و داعش از رقیبان مسلمان خود میکنند هم وحشیانه تر و هم وسیعتر است.

دکانداران قدرت طلب دینی در تمام اعصار تاریخ، حتی آنجا که در اقلیت بوده اند تا آنجا که توانسته اند به آتش فرقه گرایی دینی و مذهبی دامن زده اند زیرا با چیرگی جنگ و خصومت فرقه ایی، برای  آن رهبران و متولیان دینی، حتی کوچکترین اقلیت های مذهبی هم، میدانی وسیع برای مطرح شدن و مانور و سوار شدن روی گرده  توده های دین باورِ واقعی و حتی اسمی و شناسنامه ایی، ایجاد میشده ومیشود.

خلاصه کنم: ۱ ـ  در یمن خوابهای رژیم ایران به کابوس مرگی تبدیل گردیده است که هنوز خشن ترین  و مهیب ترین چهره خود را به رژیم خامنه ایی نشان نداده است.

۲ ـ دولت های طرف ایران در مذاکرات هسته ایی با مشاهده وضعیتِ اضطراری و استیصال آمیزی که گریبان  آنرا گرفته است، بر فشار خود خواهند  افزود و از خواستهای خود برای بازید از مراکز نظامی ایران، تقلیل میزان غنی سازی از ۲۰% به ۳٫۵%؛ از رقیق سازی اورانیومهای غنی شده فعلی در حد مصرف صنعتی و انرژیک؛ از لابراتوار سازی واحد آب سنگین اراک به آزمایشگاه، کوتاه نخواهند آمد و تصور اینکه در ازای اجابت همین درخواستها از سوی رژیم هم؛ آنها سریعاً به تحریمها پایان دهند، تصوری خام است.

رژیم ایران هیچ چاره ایی جز تسلیم ندارد. و فشار برای تسلیم تنها از تلنبار شدن مشکلات داخلی ناشی نمیشود بلکه از انزوای شتابگیر رژیم در منطقه و دنیا، از شکست طرحهای  منطقه ایی  آن و در خطر خُرد شدن قرار گرفتن پروکسهایش در عراق، سوریه ، لبنان و یمن و بحرین نیز ناشی میگردد.

بهترین نشانه این ضعف و ذلیلی رژیم را در نمایش دون کیشوت وار اعزام یک کشتی کمکهای غیر نظامی برای مردم یمن با اسکورت دو ناو جنگی و با کلی رجز خوانیها میتوان مشاهده کرد که خیلی زود این عربده کشی ها به زوزه و ناله تبدیل شد و حاصل آن برخلاف همه این رجز خوانیهای سران نظامی و سیاسی ایران و شخص دریادار ستاری، جز یک عقب نشینی خفت آور و تحقیر امیز در برابر التیماتوم نیروهای ائتلاف نبود. آن دو رزمناو اعزامی جرئت نزدیک شدن به سواحل یمن را نیافتند با اینکه دولت ایران دولت حوثی را بعنوان حکومت قانونی یمن برسمیت میشناسد و ائتلاف عربی را تجاوز گر میداند.(پیشینه داستان را میتوان در پست های قبلی راجع به همین موضوع دید).

سرانجام، آن کشتی حامل کمکها ی  انسانی که بازرسی از آن، بنا به اظهارات رهبران سپاه و دیگر بلند پایگان نظام، مسئله ایی ناموسی تلقی و معرفی شده بود،  مطیع و سربراه، بجای بندر الحدیده در یمن به جیبوتی** رفت و کمکهای خود را در آنجا تخلیه کرد تا مقامات صلیب سرخ آنها را در کنار کمکهای دهها برابری آن از سوی امارات و عربستان، بین مردم محتاج (و نه حوثیها) ی یمن تقسیم کنند.

رزمناوهای ایران نه روی بازگشت به ایران را دارند و نه ماندن خود را در منطقه به صلاح میدانند زیرا در صورت ماندن در آبهای دریای عمان، بین تحقیر های بیشتر یا چالشی خطر ناک، یکی را باید انتخاب کنند.

۳ ـ مقام معظم رهبری در عربده کشی ها ی خارج از کنترل روزهای اخیر خود، هم به ائتلاف عربی پرید و مقامات آنرا سفیه خواند و هم آب پاکی روی دست آنهایی که امیدی به سرانجام یابی مذاکرات هسته ایی بسته بودند ریخت. او تکلیف همه، از جمله تیم مذاکره کننده هسته ایی را روش کرد و بلافاصله شخص شیخ حسن روحانی که عنوان رئیس جمهور را یدک میکشد ولی تا حد سخنگوی مقام عظما سقوط کرده است اظهار داشت؛ او در مطیع مقام معظم رهبری است و این یا آن حق را به دولتهای افزونخواه طرف ایران در مذاکره نخواهد داد و… .

اولاً او معلوم نکرد که اگر تا این حد مطیع رهبر است پس دیگر آن وعده های انتخاباتی را چرا از سوی خود داد؟ و دوماً  شب بلند و قلندر بیدار! او میتوانست باندازه کوپنی که از مقام عظما برای عمل و مانور گرفته بود و به نیابت از طرف وی، و در حد مجاز وعده دهد و نه بیش!

*

متن این اظهارات اوجلان را در همان زمان در همین سایت درج کرده ام که در صورت علاقه  میتوانید خود آنرا بیابید

**

U.N.: Iranian Aid Cargo Boat for Yemen Offloaded in Djibouti

W460

 

No Comments