محاکمه پسر، محکومیت پدر | صادق زیباکلام

Share Button

خود این ملاحظه نشان می‌دهد که اصرار آن‌ها برای محکومیت مهدی هاشمی چقدر به‌واسطه انگیزه اجرای عدالت می‌بود و چقدر به‌واسطه حب و بغض‌های سیاسی که با پدر وی داشتند. محکومیت ۱۰ ساله مهدی هاشمی و روند دادرسی پرونده وی و محاکمه‌اش پرسش‌های دیگری را هم به وجود می‌آورد. پرسش‌هایی در خصوص اتهامات ایشان. همان اتهاماتی که دادگاه به‌واسطه آن مهدی را به ۱۰سال حبس محکوم کرده است. ازآنجاکه دادگاه غیرعلنی بود، هیچ‌کس به‌درستی از کم و کیف آن اتهامات اطلاعی ندارد. غیرعلنی بودن دادگاه در حالی بوده که مهدی و وکلایش همواره خواهان علنی بودن دادگاه یا دست‌کم اعلام کلیاتی از اتهامات و مدافعات مهدی در دادگاه بوده است.

برگرفته از صفحه فیس بوک نویسنده
روزنامه قانون | ۷ شهریور ۱۳۹۴
هر طور که به ماجرای به زندان رفتن مهدی هاشمی نگاه کنیم، از این واقعیت نمی‌توان گریخت که تأثیر پدر از صدر تا ذیل پرونده مهدی سایه افکنده است. بیاییم فرض بگیریم که آقای هاشمی رفسنجانی همچنان هاشمی رفسنجانی دهه ۱۳۶۰ و دهه ۱۳۷۰ مانده بود! بیاییم فرض بگیریم که آقای هاشمی رفسنجانی در انتخابات معروف دوم خرداد ۷۶ به‌گونه‌ای عمل می‌کردند که دلخوری و عداوت اصولگرایان از ایشان بیشتر نمی‌شد، فرض بگیریم که رویارویی میان آقای هاشمی رفسنجانی با اصولگرایان در جریان انتخابات تیر۸۴ بدل به یک پیکار تمام‌عیار نشده بود و بالاخره و بالاتر از همه بیایید فرض بگیریم که حوادث تلخ بعد از اعلام نتایج انتخابات سال ۸۸ اتفاق نمی‌افتادند؛ و یا موضع‌گیری‌های آقای هاشمی رفسنجانی در آن جریانات به‌گونه‌ای دیگر می‌شد؛ یعنی به‌گونه‌ای می‌شد که ایشان به‌جای کشیده شدن به سمت معترضین به نتایج به آن انتخابات و اصلاح‌طلبان، به سمت مقابل سوق پیدا می‌کردند. یا دست‌کم اگر به اصولگرایان هم نمی‌پیوستند و در کنار آنان قرار نمی‌گرفتند، حداقل سکوت می‌کردند. سایه اختلاف میان آقای هاشمی رفسنجانی با اصولگرایان عملاً همه پرونده مهدی هاشمی را پوشانده است. به‌عنوان‌مثال، جالب است بیشترین کسانی که ظرف دو سه سال گذشته که پرونده مهدی مطرح می‌بوده است، هم از یک‌سو اصرار می‌ورزیدند که وی مجرم است (درحالی‌که نه‌چندان علم و اطلاعی از اتهامات مهدی داشتند و نه محتویات پرونده را خوانده بودند)، هم خواهان آن بودند که وی به اشد مجازات برسد و هم درعین‌حال آقای هاشمی رفسنجانی را مرتب متهم می‌کردند که درصدد اعمال‌نفوذ در پرونده مهدی است، تماماً اصولگرایانی بودند که سابقه اختلافات و دلخوری‌های آن‌ها از آقای هاشمی رفسنجانی به اواخر دهه ۶۰ و اوایل دهه ۷۰ بازمی‌گردد. خیلی جالب است تمام کسانی که ظرف دو سه سال اخیر بدون آنکه علم و اطلاعی از پرونده مهدی داشته باشند، مرتب در روزنامه‌هایشان، سایت‌هایشان و در سخنرانی‌هایشان به قوه قضاییه هشدار و زنهار می‌دادند که مهدی را باید محکوم کرده و به اشد مجازات رساند، تماماً و بدون استثنا کسانی بودند که همواره مخالف سیاسی آقای هاشمی رفسنجانی بوده‌اند.خود این ملاحظه نشان می‌دهد که اصرار آن‌ها برای محکومیت مهدی هاشمی چقدر به‌واسطه انگیزه اجرای عدالت می‌بود و چقدر به‌واسطه حب و بغض‌های سیاسی که با پدر وی داشتند. محکومیت ۱۰ ساله مهدی هاشمی و روند دادرسی پرونده وی و محاکمه‌اش پرسش‌های دیگری را هم به وجود می‌آورد. پرسش‌هایی در خصوص اتهامات ایشان. همان اتهاماتی که دادگاه به‌واسطه آن مهدی را به ۱۰سال حبس محکوم کرده است. ازآنجاکه دادگاه غیرعلنی بود، هیچ‌کس به‌درستی از کم و کیف آن اتهامات اطلاعی ندارد. غیرعلنی بودن دادگاه در حالی بوده که مهدی و وکلایش همواره خواهان علنی بودن دادگاه یا دست‌کم اعلام کلیاتی از اتهامات و مدافعات مهدی در دادگاه بوده است.در ایران رسم است که می‌گویند «علنی بودن دادگاه بر عهده قاضی است» اما در عمل همه دادگاه‌های سیاسی را غیرعلنی برگزار می‌کنند. نفس اینکه بسیاری از متهمین سیاسی اصرار دارند که محاکماتشان علنی برگزار شود اما این خواسته آن‌ها برآورده نمی‌شود که ابهامات و سؤالاتی را در خصوص این دست محاکمات و اتهاماتی که به متهمین این قبیل دادگاه‌ها نسبت داده‌شده به وجود می‌آورد. در مورد مهدی هاشمی، یکی از اتهامات، جاسوسی بوده است. اگر مهدی واقعاً جاسوسی می‌کرده، خودش که حداقل می‌دانسته جاسوسی می‌کرده، در آن صورت چگونه بوده که اصرار داشته تا با وجود مخالفت پدر و سایر اعضای خانواده به کشور بازگردد؟ آیا منطقی است کسی که جاسوسی می‌کرده و توانسته از کشور خارج شود، آن‌وقت اصرار کند که به کشور بازگردد؟ ایضاً سایر اتهامات دیگر وی. گفته‌شده که پرونده مهدی هاشمی بالغ‌بر «هزاران صفحه» است. آیا همه آن «هزاران صفحه» مسائل و مطالب امنیتی هستند؟ حتی باندها و فعالان حرفه‌ای جاسوسی هم علی‌القاعده «هزاران صفحه» پرونده یا صدها صفحه پرونده نمی‌توانند داشته باشند. معلوم نیست جاسوسی‌های مهدی چگونه بوده که بالغ‌بر صدها صفحه می‌شود؟ درعین‌حال، اگر صرفاً بخشی از اتهامات و آن چندین هزار صفحه، اطلاعاتی و امنیتی هستند و نمی‌شده در آن بخش‌ها دادگاه علنی باشد، در آن صورت چرا بخش‌های دیگر اتهامات وی باید همچنان غیرعلنی و محرمانه می‌ماندند. اگر گفته می‌شود که مهدی هاشمی حیف‌ومیل و سوءاستفاده مالی کرده، رشوه داده و یا رشوه گرفته و یا هر مفسده مالی دیگری که مرتکب شده است، چرا رسیدگی به این اتهامات نمی‌توانسته به‌صورت علنی باشد؟ این‌ها که دیگر جاسوسی و مسائل اطلاعاتی و امنیتی نبوده است. مهدی یقیناً اتهامات و جرائم سنگین مالی داشته که دادگاه نهایتاً او را به ۱۰ سال زندان محکوم کرده است. این کمترین نتیجه‌گیری منطقی است که می‌توانیم از دادگاه مهدی هاشمی داشته باشیم. در آن صورت چه اشکالی می‌داشت که در یک دادگاه علنی، ادله، مستندات و مدارک علیه مهدی که بر اساس آن‌ها کیفرخواست تنظیم شده بود قرائت می‌شد؟ مردم هم بالطبع از اتهامات و مفاسدی که مهدی مرتکب شده بوده مطلع می‌شدند و می‌دیدند که به‌واسطه ارتکاب آن جرائم و مفاسد بوده که دادگاه او را به ۱۰ سال زندان محکوم کرده است. مفاسد اقتصادی و جرائم مالی که دیگر مسائل امنیتی یا اخلاقی نیست که بگوییم صلاح نیست مطرح شوند. می‌رسیم به مدافعات مهدی در قبال اتهامات وارده.

فرض بگیریم او همه آن اتهامات را در دادگاه انکار می‌کرد و در یک محاکمه علنی اعلام می‌کرد که کاملاً بی‌گناه است. آیا مگر دادستان کیفرخواستی را که علیه مهدی هاشمی تنظیم کرده بر اساس یک سری ادله، شواهد، مستندات، اقاریر متهم، اظهارات شهود و… نبوده است؟ اساساً و در ابتدایی‌ترین شکلش، محاکمه و دادرسی یعنی همین؛ یعنی اینکه دادستان بگوید مهدی این جرائم و مفاسد را مرتکب شده و مهدی هم بگوید خیر مرتکب نشده‌ام و گناهی ندارد. این وظیفه دادستان است یا مدعی‌العموم است که ادله، مستندات و شواهدی را که دال بر ارتکاب آن جرائم توسط مهدی بوده را مطرح نماید. مهدی هم در قبال آن اتهامات از خود دفاع نماید. هیئت‌منصفه و افکار عمومی هم مستندات دادستان را می‌شنوند و هم مدافعات مهدی و وکیلش را. همه این‌ها می‌شود دادرسی که در همه جای دنیا معمول است. یک‌جور هم که در کشور ما معمول است که کل دادگاه می‌شود غیرعلنی؛ یعنی نه معلوم است که اتهامات مهدی کدام بوده و نه معلوم است که مستندات دادستان برای اثبات مدعیاتش علیه مهدی کدام بوده و نه مشخص است که مهدی در قبال آن اتهامات چه پاسخی داده و کدام دفاع را کرده است؟ تنها چیزی که از دادگاه مهدی می‌دانیم آن است که به‌واسطه رعایت عدالت، در طول محاکمه از او به‌عنوان «م. ه» یاد می‌شده. تنها چیزی که از دادگاه وی می‌دانیم آن است که اتهاماتش هم ظاهراً جاسوسی بوده، هم اقدام علیه امنیت ملی بوده، هم تشویش اذهان عمومی ‌بوده، هم جرائم و مفاسد مالی بوده، هم تلاش برای براندازی نظام بوده وقس‌علی‌هذا. نه اساساً معلوم است که اتهامات مهدی کدام بوده است؛ نه معلوم است که آن اتهامات به استناد کدام شواهد، مستندات، اعترافات متهم، شهادت شهود و سایر ادله محکمه‌پسند بوده است و نه هیچ‌چیز دیگر. همچنین این‌که آیا مهدی این اتهامات را قبول داشته یا نه؛ اساساً چه دفاعی از خود در برابر آن اتهامات کرده است، وکیل وی چه اظهاراتی کرده و چه مدافعاتی ارائه داده است و نه هیچ‌چیز دیگر نیز معلوم نیستبخشی از یادداشت روزنامه قانون ۷ شهریور ۱۳۹۴

No Comments