دروازه جهنم سوریه بروی روسیه و ایران گشوده شد!

Share Button

چکیده … گرد و خاک داعش فروخواهد نشست در حالیکه فقط چشمان گردوخاک کنندگان را کور خواهد کرد. در گاردین، دیلی تلگراف، الجزیره و برخی دیگر از رسانه های معتبری که من  طی این روزها دیده ام  از ورود روسیه به صحنه سوریه بعنوان افغانستان جدیدی برای آن دولت نام میبرند ولی بنظر من فرجام مداخله روسیه در سوریه از فرجام مداخله آنکشور در افغانستان فاجعه آمیز تر خواهد بود زیرا روسیه در زمان مداخله منتهی به شکستش در افغانستان، هنوز بعنوان یک کشور حامی مستضعفین در برابر استکبار غرب، بین بخشهای از مردم  دنیا و بوِیژه در میان خود مردم عرب منطقه از شهرت خوبی برخوردار بود. ولی با مداخله مستقیم خود بنفع رژیم بی آبرو شده  و مردم کُش بشاراسد  موازنه روانشناختی سیاسی و نگاه مردم  در منطقه چنان تغیر رادیکالی کرده است و  بیشتر هم خواهد کرد که برای همیشه جای شرق ضد امپریالیست و غرب امپریالیست در دنیا و منطقه باهم عوض شده  وخود این مداخله نظامی، روسیه را بی آبرو تر و برعکس آن بر حیثیت آمریکا، عربستان و امارات نه تنها خواهد افزود بلکه به متحد شدن بیش از پیش همه مخالفین رژیم اسد و حول محور روسیه ستیزی منتهی خواهد شد. مبارزه با اشغالگری روسیه به دینامیسم تحولات آتی منطقه تبدیل خواهد گردید و ماشین تبلیغاتی غرب هم در این زمینه بخوبی از همین الان برای آن تنظیم گشته است.

توجه! در پایان صفحه لینک مصاحبه خالد خوجه سرپرست شورای ملی ائتلافی سوریه با خبرنگار الجزیره درج شده که بسیار شنیدنی است البته به انگلیسی میباشد****

Vladimir Putin

 

برنامه نداشتم، حد اقل تا فرارسیدن موعد انتخابات مجلسین شورا و شورای خبرگان رهبری، وقتی برای مطلب نویسی بگذارم مگر در موارد استثنایی و مورد لشگر کشی هوایی روسیه و زمینی ایران به سوریه از آن مواردی است که از وسوسه انتشار نظر خودم در باره آنها نتوانستم خوداری کنم که در زیر خلاصه ایی از آنچه در این زمینه بنظرم میرسد را میآورم.

از قریب ۴ سال پیش که برآمدن موج اعتراضات خیابانی مردم در سوریه علیه رژیم اسد در حُمص، درعا ، حما و…، بحران سیاسی و اجتماعی در سوریه آغاز گشت اُفت و خیز این اعتراضات مردمی را از نزدیک تعقیب کردم که حاصل آن نزدیک به قریب دهها و شاید یکصد یادداشت خبری و تحلیلی در این زمینه و در همین سایت میباشد.

رژیم بشار اسد اعتراضات مسالمت آمیز مردم  را که بخشی از زنجیره بهارعربی بود را برنتابید  و تا آنجا پیش رفت که استاندار یکی از این مناطق اعتراضی را که خود برای اطفای حریق اعتراض در آنجا منصوب کرده بود بخاطر اینکه آن استاندار بجای قلع و قمع اعتراضات، یکبار محض آزمایش مجوز، تظاهرات صادرکرده بود را بلافاصله معزول کرده به مرکز فراخواند. اعتراضات مردمی نه تنها با چماقِ لباس شخصی های موسوم به “الشبیحه“؛ بلکه با تانک، توپ و سپس هلیکوپترهای توپدار و سرآنجام با بمب افکن سرکوب شد. حاصل آن سرکوب  جدا شدن هزاران تن از نظامیان شرافتمند مردمی از ارتش اسد و تشکیل ارتش آزد سوریه توسط  آن جدا شدگان بود. دستگاه اطلاعاتی رژیم اسد، نخستین افسری را که جدا شده و با یک پرچم فرسوده در یک مکان محقر در ترکیه جدایی خود را از ارتش رژیم اعلام  و تصمیم خود را دایر بر ایجاد ارتش آزاد اعلام کرده بود را در ترکیه ربوده به دمشق برد و پس از شکنجه های زیاد و تلویزیونی کردن او، وی را اعدام کرد. نام او حسین هرموش و درجه اش سرگرد ارتش بود.


تمام سخنان این افسر مردمی در این نخستین کلیپ ویدئویی، دعوت به دموکراسی، صلح، آزادی، مردم دوستی و گذشت، حتی نسبت به نیروهای سرکوبگر رژیم است. در این کلیپ ویدئویی که نخستین نشانه شروع فاز نظامی شدن اعتراضات مردمی سوریه است با هیچ دستگاه سوپر مدرن تفسیرکننده ای و یا ژرفکاوی سخن سنج ـ انه ایی نمیتوان کمترین نشانه ایی از خشونت یافت تا چه رسد به تکفیریسم و جهادیسم و اسلامیسم و داعش.

در همان زمان بشار اسد در یک مصاحبه تلویزیونی* گفت اگر اوضاع در سوریه بهم بریزد به چنان حریق دامه داری تبدیل خواهد شد که تمام منطقه را فرا خواهد گرفت. و امروز باید گفت و با قاطعیت هم گفت؛ که بشار اسد، رژیم ایران و پوتین تنها مراجعی بودند که  میدانستند چه خوابی برای مردم سوریه دیده اند.

با شروع پیکار مسلحانه توسط “ارتش آزاد سوریه” که  پیایش آن در درجه اول  محصول سرکوب بی سابقه تاریخیِ یک اعتراض مردمی و مسالمت آمیز بود و در درجه دوم و بهمین دلیل نخست، نتیجه جدا شدن صدها افسرعالیرتبه و ودهها هزار ازکادرهای متوسط و پائین ارتش سوریه از رژیم اسد؛  رژیم اسد تمام قدرت آتش ارتش خود را مستقیم روی سرکوب”ارتش آزاد سوریه” نهاد، و همزمان در عرصه سیاسی شروع به بدیل سازی برای “شورای ملی سوریه ” ، ارگان سیاسی اپوزیسیون که توسط مخالفین سیاسی رژیم تشکیل شده بود نهاد. با هر نشستی که “شورای ملی سوریه” در یکی از کشورهای اروپایی یا ترکیه تشکیل میداد، مهندسین سیاسی اسد و معلمین روسی و ایرانی او یک بدیل جدید با برنامه جدید و نام جدید میساختند که مخرج مشترک همه آنها نفی و انکار رهبری “شورای ملی سوربه ” و “نقش ارتش آزاد سوریه” در مبارزه با رژیم بود.

معماری و مهندسی سیاسی و ضد بحران رژیم بشار اسد به اینجا ختم نشد. در محور نظامی، رژیم بطور مستقیم و غیر مستقیم ضمن سرکوب نیروهای “ارتش آزاد سوریه” راه را برای رقیبان اسلامگرای آن که در آغاز اخوانیها و القاعده ایی ها بودند باز میکرد که نهایتاً به  ظهور داعش امروزی چون ماری در آستین جبهه مخالفین رژیم  انجامیدد.

هرچند اثبات اینکه رژیم اسد خود در خلق داعش فعال بود از انجهت که دست یافتن به اسناد اطلاعاتی رژیم و پشتیبانان ایرانی و روسی آن آسان نیست ولی با نگاهی دقیق و کرونولوژیک به سیر حوادث و چیدن قطعات پازل بحران در کنار هم، از روی تحلیل وقایع روزانه میتوان به روشنی درک کرد که ظهور داعش و جبهة النصرة ، در پشت  جبهه “ارتش آزاد سوریه” که در حال  پیشروی و پیروزی بر رژیم بود نمیتوانست اتفاقی از پیش تدارک دیده شده و با لوژیستیک کافی نبوده  و پدیده ای  خلق الساعه و خود جوش بوده باشد.

در همان هنگام من با مرور ساعت به ساعت حوادث سوریه و تنظیم لحظه ایی قطعات این پازل به روشنی میدیدم که شکل گیری  این جریان تکفیری جدید به رهبری ابوبکر البغدادی که در آن موقع خود را نه داعش بلکه  رهبرالقاعده  سوریه مینامید که بعداً پس از خروج علیه ایمان الظواهری ـ پدر معنوی القاعده ـ نام داعش را انتخاب کرد، یک پدیده خود بخودی نیست. اضافه کنم که برای مدتها بین جبهة النصره( القاعده اصلی) و البغدادی( القاعده ساختگی بنظر من)، روی رهبری القاعده سوریه جنگ و جدل بود که در یک مورد البغدادی یکی از رهبران جبهة النصرة را برای مذاکره دعوت کرد و در آن دیدار او را کشت. ایمان الظواهری طی بیانیه ای البغدادی را محکوم نمود و جبهة النصرة را شاخه سوری القاعده معرفی کرد. ( از آنزمان تا کنون دیگر نه چندان خبری از ایمان الظواهری هست که این خود تعجب آفرین است و  از سوی دیگر، طی این مدت خود جبهة النصرة دستخوش تغیراتی شده است که با مشی القاعده چندان خوانایی چندانی ندارد . پشت سر این تغیرات چه نهفته است؟ از رازهایی است که پاسخ دادن بدانها آسان نیست. ولی باقطعیت میتوان گفت جبهة النصرة دیگر آنچه بود، نیست. باید بگویم که از آنهنگام تا کنون، آنقدر  که داعش از القاعده ایی ها و بسیار بیش از آنها از افراد” ارتش ازاد سوریه”  و کردها کشته است از افراد رژیم نکشته است.

مرور تفصیلی شکلگیری داعش که بنظر من بستر سازی آن توسط رژیم اسد، حزب الله لبنان و با مهندسی ایران و روسیه (و در آنموقع با کمک نوری المالکی) انجام شد، به فضای بسیار بیشتری از آنچه در این یادداشت مورد نظر است نیاز دارد. فقط خلاصه میکنم:

قریب ۳ سال پیش یک خبر نگار دیلی تلگراف که در منطقه جنگی بود از یکی از افسران “ارتش آزاد سوریه” پرسید: “شما هرمنطقه ایی را از دست ارتش اسد آزاد میکنید اینها (القاعده ایی ها) از پشت سر شما میایند و میگیرند و خود را در آنجا مستقر میکنند!؟ شما چه میخواهید با اینها بکنید؟ آن افسر ساده لوح ارتش آزاد سوریه جواب داد: ” ما که نمیتوانیم همزمان در دو جبهه بجنگیم. فعلاً با اینها مدارا میکنیم! تا پس از سقوط رژیم و… . و چنین بود که القاعده آنروز و داعش امروز یا هردو توانستند در مناطق وسیعی از سوریه که در اثر پیکار ارتش آزاد سوریه آزاد شده بود مستقر شده و به هیولای امروز برای دنیا تبدیل شود.

به این ترتیب داعش علیه رژیم سوریه نبود بلکه از همان آغاز علیه جنبش آزادیخواهانه مردم سوریه و عصای موسای رژیم اسد بود  و چه در ظاهر و چه واقعی تا آنجا علیه رژیم عمل میکرد که برای حفظ هویت جعلی اش لازم بود. شاید این گفته و اظهار نظر که من از همان روزهای نخست گفته، نوشته و تکرار کرده ام اغراق بنظر آید ولی امروزه دیگر این تنها من نیستیم که اینرا میگویم؛ ۲ یا ۳ روز پیش یکی از همین رسانه ای معتبر منطقه ایی (که بدلیل اینکه قصد یاداشت نویسی نداشتم آنرا آرشیو نکردم) همین نظر را نوشت.  ولی باید از این نظر فراتر رفت. و امروز من ادعای دیگر خود را که قبلاً هم آنرا نوشته و تکرار کرده ام تکرار میکنم: و آنهم اینست که داعش سازی صرفنظر از اینکه تحت چه عنوانی انجام شود، نه یک تاکتیک و نه یک طرح مختص سوری بلکه یک استراتژی برای رژیمهای سوریه، ایران و روسیه است تا اپوزیسیون مطلوبی باقی نگذارند که خطر جایگزینی برای آنها ایجاد کند. سرکوب میانه روها و میدان دادن به رادیکالها؛ اینست هسته این راهبرد. اینرا، تحلیلگر روزنامه دیلی تلگراف**دقیقاً با همان عباراتی که من طی این ۳ سال تکرار کرده ام در مورد سوریه و بنقل از یکی از صاحبنظران سوری گفته و چنین توضیح میدهد:

… ” ..  همین منبع دمشقی میگوید:” هدف بلندمدت این میباشد تا همه اپوزیسیون، باستثنای داعش؛ درهم شکسته شده و یا چنان تخریب روحیه شوند، که داعش به تنها دشمن مقابل رژیم اسد تبدیل گردد. آنها میخواهند تا صحنه کشور را از هر نیروی غیر داعشی چنان پاکسازی کنند تا هیچ نیرویی جز شورشیان داعش باقی نماند تا آنگاه آمریکا مجبور به همکاری با رژیم اسد علیه آن شود.” … .

البته من بر این نظرم که انتظار رژیم اسد و متحدین آن نه تنها راضی شدن آمریکا در این فرایند مهندسی شده سیاسی و نظامی به همکاری با رژیم بشار اسد در پیکار با داعش بلکه راضی شدن بقیه بازیگران سیاسی منطقه و بالاتر از آنها خود مردم سوریه به تحمل رژیم اسد در برابر هیولای داعش بوده است. ولی، سئوال مهم و تعین کننده در این رابطه اینست که آیا غرب و دیگر بازیگران در صحنه این بحران، از این رویکرد روسیه، ایران و رژیم اسد بیخبر بوده اند؟، یا نه! با خبر بوده اند و با تظاهر به خامی و بی خبری، رژیم اسد و هم پیمانانش را به تله ایی کشانده اند که جنازه آنها هم از آن سالم بیرون نخواهد رفت.

حرکت ناگهانی و غیر منتظره ولادیمیر پوتین در اعزام ۵۰ جنگنده بمب افکن به سوریه و ایجاد سریع سایت های نظامی و اعزام صدها تن از نیروهای سپاه  از سوی ایران به سوریه که متعاقب شکستها و عقب نشینی های ارتش اسد و حزب الله رخ داد، نشان از این دارد که محاسبات استراتژیک و تاکتیکی روسیه و ایران و اسد غلط از کار درآمده است و این حرکت عجولانه وقوف ناگهانی پوتین و شرکاء به این فریب خوردگی است.

در روزهای اخیر بیشتر نشریات معتبر دنیا از شکست افتضاح آمیز برنامه ۵۰۰ میلیون دلاری آمریکا برای آموزش نیروهای میانه روی مخالف اسد برای رویارویی با داعش گزارش کردند. طبق این گزارشات تعداد زیادی از این آموزش دیده ها درهمان بدو ورود به سوریه توسط جبهة النصرة دستگیر و خلع سلاح شدند، تعدادی دیگری خود را به ازای رفع مزاحمت تسلیم النصرة کرده و سلاحهای پیشرفته خود را هم به آن واگذار کردند و و بنا به برخی گزارشها از قریب ۷۰ نفر آموزش دیده سیا و پنتاگون فقط ۵ نفر باقی مانده که با داعش میجنگند.. . حالا این گزارشات را پهلوی این خبر بگذاریم که هواپیماهای روسیه بجای  کوبیدن مواضع داعش  که ادعای آنرا داشته و به بهانه مبارزه با آن به سوریه لشگر هوایی اعزام کرده بودند، طی دو فقره حمله دو روز اخیر خود، مواضع ارتش آزاد سوریه و افرادی را که توسط مستشاران سیا و پنتاگون در قطر و عربستان آموزش دیده بودند را بمباران کردند. آیا این ۵۰ جت جنگی و آن قریب ۱۵۰۰ تن نیروی رزمی و تکنیکی روسی که در هفته گذشته به سوریه آمده اند و این صدها پاسدار ایرانی برای کوبیدن آن ۵ نفر باقیمانده نیروهای آموزش دیده توسط آمریکائیها به سوریه رفته اند!؟

سون تسو، استراتژ بزرگ چنن باستان میگوید آن ژنرالی که از حریف خود زود تر بمیدان برسد و خود را مستقر کند جنگ را برده است. بنظر من در این مدتی که رژیمهای روسیه، ایران و اسد با دلخوشی اینکه بالاخره  آمریکا ، دول عربی ضد رژیم اسد و مردم آنکشور، ناگزیر از پذیرفتن مارِ غاشیه اسد در برابر عقرب جرار داعش خواهند شد، به مستی و نشئگی افتاده بودند، طرفهای غربی و عربی آنها ابتکار را در مهندسی صحنه بسود خود بدست گرفته و سریعتر و پیشتر بمیدان جنگ رسیده اند. بنظر من در عرصه شطرنج سوریه و کل منطقه ابتکار عمل با غرب به رهبری آمریکا و با دول عربی منطقه به رهبری عربستان و مصر میباشد.

گرد و خاک داعش فروخواهد نشست در حالیکه فقط چشمان گردوخاک کنندگان را کور خواهد کرد. در گاردین، دیلی تلگراف، الجزیره و برخی دیگر از رسانه های معتبری که من  طی این روزها دیده ام  از ورود روسیه به صحنه سوریه بعنوان افغانستان جدیدی برای آن دولت نام میبرند ولی بنظر من فرجام مداخله روسیه در سوریه از فرجام مداخله آنکشور در افغانستان فاجعه آمیز تر خواهد بود زیرا روسیه در زمان مداخله منتهی به شکستش در افغانستان، هنوز بعنوان یک کشور حامی مستضعفین در برابر استکبار غرب، بین بخشهای از مردم  دنیا و بوِیژه در میان خود مردم عرب منطقه از شهرت خوبی برخوردار بود. ولی با مداخله مستقیم خود بنفع رژیم بی آبرو شده  و مردم کُش بشاراسد  موازنه روانشناختی سیاسی و نگاه مردم  در منطقه چنان تغیر رادیکالی کرده است و  بیشتر هم خواهد کرد که برای همیشه جای شرق ضد امپریالیست و غرب امپریالیست در دنیا و منطقه باهم عوض شده  وخود این مداخله نظامی، روسیه را بی آبرو تر و برعکس آن بر حیثیت آمریکا، عربستان و امارات نه تنها خواهد افزود بلکه به متحد شدن*** بیش از پیش همه مخالفین رژیم اسد و حول محور روسیه ستیزی منتهی خواهد شد. مبارزه با اشغالگری روسیه به دینامیسم تحولات آتی منطقه تبدیل خواهد گردید و ماشین تبلیغاتی غرب هم در این زمینه بخوبی از همین الان برای آن تنظیم گشته است. 

من در شکست روسیه و ایران در این مداخله نظامی در سوریه شکی ندارم ولی اینکه در فردای این شکست و سقوط رژیم اسد که بنظر من قطعی است بر رژیم ایران و پوتین چه خواهد رفت باید  اندیشید.

این تحلیل فضای بیشتری را می طلبید و من امید وارم خواننده کاستی آنرا با منطق خود جبران کند.

*

این پی نوشت ۲ روز پس از درج مطلب فوق اضافه میشود و تکرار همان تهدید اسد است

Syrian President Bashar Assad said in comments broadcast on Sunday that the success of Russia’s military intervention in his country’s civil war was vital for the whole Middle East.

“The alliance between Russia, Syria, Iraq and Iran must succeed or else the whole region will be destroyed,” he said in an interview broadcast by Iranian state television.

**

The Telegraph

 ۰۲ Oct 2015

• Sources in Lebanon told Reuters that Iran, which is the main sponsor and tactical adviser to Hizbollah, was sending in hundreds of its own troops to reinforce them. Iran made no comment on the claims but Josh Earnest, the White House spokesman, said the move would be an “apt and powerful illustration” that Russia’s military actions had worsened the conflict.

• A Hizbollah-backed advance would fit the pattern of Russian air-strikes, which have predominantly targeted those rebels not aligned to the Islamic State of Iraq and the Levant who currently present the gravest threat on the ground to core regime territory.

• The long-term aim would be to defeat or demoralise the non-Isil opposition, so that Isil became the regime’s only enemy. That would force the West to back President Bashar al-Assad against it. “They want to clean the country of non-Isil rebels, and then the US will work with them as Isil will be the only enemy,” the Damascus source said.



و داعشی که جنگنده بمب افکنهای روسی بمباران میکنند!

 

………….

…….

***

Daily Telegraph

03 okt

There are already uncomfortable echoes of the prolonged and unsuccessful Soviet invasion of Afghanistan. Several rebel groups have vowed to use this as a model for their struggle, depicting Russia as a new occupier.

“Russian intervention has become a unifying factor. Groups inside Syria are now putting aside their differences to join forces against the perceived Russian invasion,” said Hassan Hassan, an associate fellow at Chatham House. “There is a deep sense of anger and little space for moderation.”

…..

و اینست سیمای واقعی “ارتش آزاد سوریه

نبض سوریا


A fighter from the Free Syrian Army’s Al Rahman legion carries a weapon as he walks toward his position on the front line against the forces of Syria’s President Bashar al-Assad in Jobar, a suburb of Damascus, Syria, July 27, 2015.  (photo by REUTERS/Bassam Khabieh)

Don’t underestimate Free Syrian Army

The topic of Syria has become a pawn in a game with many players, each with its respective ideology. Amid this situation, some media outlets have been trying to paint the revolution with colors of extremism by only mentioning Jabhat al-Nusra and the Islamic State (IS), while the international media only reports news about jihadist factions.

Summary⎙ Print The Free Syrian Army is playing a larger, more successful role in the revolution than media coverage reflects.

Author Asaad HannaPosted October 1, 2015

TranslatorPascale Menassa

What is more, the state-owned media have ignored the revolution throughout its four years, and have failed to acknowledge that army soldiers are defecting. These soldiers have become the pillars of the Free Syrian Army (FSA), the revolution’s military wing. The regime says only that it is fighting against extremist groups such as Jabhat al-Nusra and IS. It is as though these groups control all Syrian territories, and the Syrian army is battling against them day and night.

However, the reality is much different. Anyone who follows what is actually happening on the ground knows that there are no battles between the Syrian army and IS. The areas IS controls were won through short battles for wide spaces and large warehouses. This was the case in Palmyra, where IS confiscated the second-largest ammunition warehouse in Syria.

Meanwhile, the FSA is completely dismissed when it comes to media coverage. It was formed early in the revolution and developed into an army defending civilians in regions outside the regime’s control. From a defense group, it grew to become an attack force and took over areas previously controlled by the regime.

The FSA recently managed to expel IS forces completely from Idlib and its countryside, and did the same in Aleppo in late February. The battles are ongoing in Aleppo’s northern countryside, in Mare city and its suburbs, where more than ۳۰ FSA fighters died to keep the regime from taking over Aug. 10.

The 101st Division is one of the FSA groupings battling IS, and many of its members have died on the front lines while fighting the regime and IS.

The FSA — which has enough ammunition and discipline to rule a country — cannot be marginalized. It is, however, still classified as a militia, as it is incapable of using aircraft in its operations. The 101st Division resembles any military troop — technically and structurally — and includes around 2,000 fighters in its ranks, including 35 commanders who defected from the Syrian army. The remaining fighters are also defected militants or members who enlisted in the division by submitting applications. The troop follows a constitution and by-laws that govern the affairs of its members.

Cmdr. Mamoun al-Omar defected from the regime forces and is currently deputy leader of the 101st Division. In a telephone interview from the Syrian territories, he told Al-Monitor, “We conduct operations as per an internal constitution that organizes and determines the conduct of leaders and members and even journalists who work with us. The constitution specifies the duties and rights of each member in their capacity as an official fighter. This guarantees the rights of the members while they work with us and after they leave. We provide insurance for the families of martyrs and we treat the wounded in battles. This reassures the members of our support for them against all odds.”

He added, “We reiterate our compliance with the Geneva conventions regarding the rules of war and the UN human rights charters and agreements related to handling detainees. We also aim to inform new recruits of these laws.”

At the onset of the revolution, FSA troops relied on real battles with the regime to gain fighting experience. Now, the FSA has its own camps where recruits receive military and physical training from veteran officers and sports trainers.

The 101st Division has received enlistment applications from Syrian young people. Omar said FSA recruiting gives the young people direction and keeps them from being seduced by extremist groups. According to Omar, those groups try to control young Syrians by brainwashing them, tempting them with money and power, and then throwing them into battles they might not survive, even though the young peoples are far from embracing or even understanding these groups’ real ideologies.

The FSA, Omar said, wants to keep the young people in the country and preserve their capacities so they can become the pillars for a national army that ensures the unity of the Syrian territories and seeks to build a democratic state.

At the end of September, the 101st Division was getting ready to graduate the first group of 50 recruits who were trained in its camps as fighters.

The 101st Division enjoys international support since it is not classified as an extremist group, but as a moderate one. Hassan Hamada, founder and head of the troop, was a colonel in the Syrian air force. He told Al-Monitor in Turkey, “We are certain the Syrian people are able to defeat the criminal regime, which has invested its military [might] to oppress the people’s revolution. We are also sure the people will win against terrorism, extremists and foreign fighters, who can only be crushed by the Syrians. The regions where we fought IS and expelled it have been cleansed of this organization, which will never return to them. However, the regions that the international alliance has been shelling [for] months are still a breeding ground for terrorist groups.”

Hamada defected from the Syrian air force in June 2012 by flying his military MiG 21 aircraft across the Jordanian border and landing at King Hussein’s military air base, in the northeast of Jordan. He then asked for political asylum in Jordan. He later returned to the military — this time in the ranks of the Syrian revolution — and formed the 101st Division.

Read more: http://www.al-monitor.com/pulse/originals/2015/10/syria-fsa-isis-media-coverage-palmyra-101-divison.html#ixzz3nR8A2BMN

…………………………………..

افزوده ها:

استفاده ار مزدوران جنگی روسی و چچنی در عراق و سوریه. گزارش از گاردین

http://www.theguardian.com/world/2015/oct/05/syrian-insurgent-groups-vow-to-attack-russian-forces
…………….
بیانیه بیشاز ۴۰ جریان ضد رژیم اسد علیه مداخله روسیه و فتوای جهاد اخوان علیه روسها

…………..

****

مصاحبه الجزیره با دکتر خالد خوجه  Khaled Khoja ، دبیر شورای ملی ائتلافی سوریه. او در این مصاحبه به کمک فعال رژیم اسد و نوری المالکی در پروراندن داعش اشاره میکند. مصاحبه بسیار شنیدینی  است.


………….

………..
Aljazira Karton (Syria)

……

تحت پوشش حملات روسیه و سوریه داعش مناطقی را از دست دیگر گروههای ضد رژیم  خارج میکند! این نشان میدهد حملات هوایی روسیه از که علیه که دفاع میکند؟

Reuters
09okt
Supported by the Russian air campaign, Syrian troops and allied militias have launched an offensive against rebels in the Ghab Plain and other parts of the northern province of Hama, where Abdulrahman said clashes continued late into Thursday night.

It began with the arrests of a handful of children in 2011.

Syria’s war: Everything you need to know about how we got here


CNN

syria-war-how-we-got-here

No Comments