عباس عبدی: کدام نامزد ترجیح دارد؟

Share Button

بخشی از نیروهای نزدیک به اصلاح‌طلبان عضو گروه‌های منتسب به آنها بودند، ولی بسیاری نیز هستند که یا عضو نبودند و یا محافظه‌کار و به تعبیری فرصت‌طلب یا عافیت‌طلب هم بودند، و عدم همراهی آنان با رویدادهای سال ۱۳۸۸، بیش از آنکه ناشی از مخالفت آنان از منظر سیاسی باشد، به دلیل عافیت‌طلبی آنان بود، این افراد که سابقه‌های اجرایی و حتی سیاسی هم دارند، بیش از سایرین فرصت و آمادگی و زمینه و علاقه دارند که در انتخابات پیش رو نامزد اصلاح‌طلبان شوند. نامزدهایی که چندان مورد پسند اصلاح‌طلبان بویژه جوانان نخواهند بود.

بسوی  انتخابات

یادداشتی از عباس عبدی

برگرفته از آکامدیا( ACAMEDIA)
هر هفته که می‌گذرد و به انتخابات نزدیکتر می‌شویم نکات فنی‌تر و جزیی‌تر انتخابات بیشتر از پیش مورد بحث قرار می‌گیرد. یکی از این موارد ویژگی‌های نامزدهایی است که باید معرفی شوند. بویژه وقتی که دست اصلاح‌طلبان برای معرفی نامزدهای دلخواهشان چندان باز نیست. این یادداشت در مقام پرداختن به این نکته است.

۱ـ انتخابات برای گروه‌های سیاسی از چند جهت اهمیت دارد. مهم‌ترین و آشکارترین وجه آن، همان حضور با هدف پیروزی در انتخابات است، ولی وجوه دیگری هم در انتخابات هست که اهمیت آنها لزوماً کمتر از هدف فوق نیست. در انتخابات می‌توان نیروها را سازماندهی کرد، تشکیلات‌یابی نمود، افراد حزبی یا گروه خود را غربال کرد، توانایی‌های آنان را سنجید، برخی را ارتقا داد، برخی را برعکس و اقدام به جذب افراد جدید نمود. برنامه‌های سیاسی را بازنگری کرد. و بالاخره ایجاد ارتباط با مردم و آشنایی با مسایل آنان و معرفی گروه و افراد آن به مردم از مهم‌ترین وجوه دیگر انتخابات است. به همین دلیل احزاب و گروه‌هایی هم که یقین دارند، رأی نمی‌آورند، با وجود این در انتخابات شرکت می‌کنند، زیرا دستاوردهای سیاسی انتخابات محدود به رأی آوردن نیست. و اگر آنها امیدوار باشند که در انتخابات‌های بعدی شرکت کنند، و پیروز شوند، لازمه آن، حضور مستمر در همه انتخابات است.

۲ـ انتخابات برای هر گروه سیاسی چند رکن دارد. در درجه اول چارچوب تحلیلی و خط‌مشی سیاسی آن حزب و گروه است که باید روشن باشد. سپس شعارها و تاکتیک‌های انتخاباتی است. رکن بعدی، فرد یا افرادی است که برای نامزدی معرفی می‌کنند، و بالاخره سازماندهی و تشکیلاتی که طرح انتخاباتی را از صفر تا صد پیش ببرد. هرگاه یکی از این ارکان ضعیف باشد، تأثیر منفی آن بر عملکرد سایر ارکان نیز دیده خواهد شد. ضمن اینکه میان چگونگی و محتوای این موارد همبستگی و ارتباط وجود دارد. شعارها براساس تحلیل کلان سیاسی انتخاب می‌شوند، نامزدها نیز متناسب با این برنامه باید معرفی شوند. سازماندهی تشکیلات انتخاباتی نیز متأثر از موارد قبلی است. بنابراین پاسخ به این پرسش که چه کسی را می‌توان به عنوان نامزد انتخاباتی معرفی کرد، به شدت متأثر از پاسخ احتمالی ما به ارکان دیگر برنامه انتخاباتی است.

۳ـ وضعیت اصلاح‌طلبان از حیث ارکان مذکور در انتخابات پیش رو چگونه خواهد بود؟ واقعیت این است که به دلایل گوناگون رسیدن به توافق حداکثری میان آنان درباره خط‌مشی انتخاباتی و احتمالاً شعار مشترک، به نسبت سخت است. ولی ممکن است این مشکل را بتوان در حد مطلوبی حل کرد. چرا که زمینه‌های شکل‌گیری یک نگرش کلی میان آنان فراهم است، و به طور طبیعی، می‌توانند چند شعار محوری نیز برای خودشان انتخاب کنند. ولی مشکل اصلی آنان از حیث افرادی است که به عنوان نامزد انتخاباتی می‌خواهند معرفی نمایند؛ و به طور طبیعی چنین مشکلی به این سادگی قابل حل نیست. علل بروز این مشکل چیست؟ سعی می‌کنم که به صورت مختصر شرح دهم.

الف‌ـ یکی از مشکلات اصلاح‌طلبان این است که حداقل ۶ سال و حداکثر از ۱۰ سال پیش به این سو، فعالیت سیاسی منسجم و سازماندهی شده در انتخابات مجلس نداشته‌اند و حضورشان در مجالس هفتم و هشتم به نسبت کم‌رنگ و نصفه و نیمه بود، و در مجلس نهم نیز غایب بودند. صرف وجود چنین شکافی در کنش سیاسی تشکیلاتی موجب بروز نارسایی‌های سازمانی خواهد شد. در سال ۱۳۹۲ نیز فرصت کافی برای تجدید این حضور پیدا نکردند.

ب‌ـ بخش اصلی نیروهای برنامه‌ریز و کنشگران پرتجربه آنان در جریان اتفاقات سال ۱۳۸۸ به نحوی زخمی شدند. بسیاری دادگاهی شده و به زندان رفتند و بیشترشان نیز از ترکش‌های آن رویداد آسیب دیده‌اند، در نتیجه خواسته یا ناخواسته به کنار و حاشیه رفته‌اند؛ و اگر هم قصد فعالیتی داشته باشند، معلوم نیست که با چه واکنشی مواجه خواهند شد. نمونه آن اتفاقات ورامین و یاسوج و اتفاقات محتمل بعدی است.

ج‌ـ شکاف بوجود آمده در این ۶ سال و حتی ده سال، موجب شده است که نیروهای جوان اصلاح‌طلبان فرصت ظهور و معرفی خود را پیدا نکنند. این فرصت از خلال حضور در عرصه رسانه‌ها، حضور در مدیریت‌های بخش عمومی و دولتی، حضور در فعالیت‌های سیاسی و… به دست می‌آمد، که همه آنها در این دوره زمانی از دست رفته بود. بنابراین هیچ نیروی جدیدی برای معرفی به جامعه و افکار عمومی در اختیار ندارند. فراموش نکنیم که نامزدهای انتخاباتی باید تا حدی برای مردم شناخته شده باشند یا ظرفیت این شناسایی از پیش فراهم باشد.

دـ بخشی از نیروهای نزدیک به اصلاح‌طلبان عضو گروه‌های منتسب به آنها بودند، ولی بسیاری نیز هستند که یا عضو نبودند و یا محافظه‌کار و به تعبیری فرصت‌طلب یا عافیت‌طلب هم بودند، و عدم همراهی آنان با رویدادهای سال ۱۳۸۸، بیش از آنکه ناشی از مخالفت آنان از منظر سیاسی باشد، به دلیل عافیت‌طلبی آنان بود، این افراد که سابقه‌های اجرایی و حتی سیاسی هم دارند، بیش از سایرین فرصت و آمادگی و زمینه و علاقه دارند که در انتخابات پیش رو نامزد اصلاح‌طلبان شوند. نامزدهایی که چندان مورد پسند اصلاح‌طلبان بویژه جوانان نخواهند بود.

هـ یک طیف قابل توجهی از نیروها هستند که تعلقات گروهی و حزبی ندارند، و نیز کنش سیاسی چشمگیری از خود نشان نداده‌اند، به همین دلیل نیز رفتارهای سیاسی آنان در ۶ سال اخیر، چندان برجسته نبوده است، ولی به لحاظ عملکرد و نگرشی موافق دیدگاه‌های اصلاح‌طلبانه هستند و به لحاظ موقعیت‌های اجرایی و مدنی نزد بطور نسبی مردم شناخته شده هستند و شایستگی‌های لازم را هم دارند. این گروه به دلایل روشن چندان اصراری بر حضور در عرصه سیاسی و انتخابات و همگامی با نیروهای سیاسی ندارد. هرچند ممکن است در صورت اصرار و تقاضا از آنان، آمادگی چنین حضوری را پیدا کنند.

شاید در میان نیروهای موجود گروه اخیر، در شرایط موجود بهتر از سایرین برای نامزدی در انتخابات باشند. ولی نکته‌ مهی که در این میان وجود دارد، این است که سازمان رأی اصلاح‌طلبان بیش از هر رکن دیگری در تعیین اینکه چه کسی را نامزد کنند تأثیر دارد. همه آنچه که به طور معمول درباره انتخابات می‌گوییم، فرضی و بر روی کاغذ است. آنچه که در عمل رخ می‌دهد، نیروهایی هستند که از طریق جلب موافقت سازمان رأی اصلاح‌طلبان، قادر هستند که نامزدهای احتمالی و پرشانس را تعیین کنند و این فراتر از سازوکار برنامه‌ریزی انتخاباتی از بالا و شورای منتسب به اصلاح‌طلبان است.

بنابراین و با توجه به جمیع ملاحظات پیشنهاد مشخص بنده برای حضور در انتخابات این است که تأکید اصلاح‌طلبان در درجه اول بر ارایه تحلیل مستدل و قابل قبول و تعیین زاویه دید آنان نسبت به انتخابات و ترویج این دیدگاه باشد و اینکه چرا و با چه هدفی و از چه منظری باید وارد انتخابات شد. سپس شعارهای مناسب این تحلیل را تعیین نمایند. در هر دو مورد پیشنهادهای جدی وجود دارد. این کار فضای غالب مفهومی انتخابات را نزد اصلاح‌طلبان شکل خواهد داد.

در مرحله بعد، سازمان رأی سنتی خود را در شهرهای بزرگ و با بیش از ۳ نفر نامزد متمرکز کنند، و بکوشند که لیست نامزدهای خود را در این حوزه‌ها حتی‌المقدور یکسان نمایند و اجازه تفرق در نامزدها را ندهند. در سطح سایر حوزه‌ها، بویژه حوزه‌های تک‌رأی، شیوه تشکیلات و پیشنهاد نامزدهای سیال را پیشه کنند. به عبارت دیگر اصراری نداشته باشند که لزوماً به یک نفر واحد برسند. این کار در عمل شدنی نیست و عوارض قطعی کوشش برای تحقق آن بیشتر از منافع احتمالی آن است. باید امکان این را فراهم کرد که در مرحله اول انتخابات، هر نیرویی که می‌تواند، وارد میدان شوند. چنین روندی به طور قطع عوارضی دارد، ولی منافع آن یبشتر از عواض آن تلقی می‌شود. البته در مرحله دوم انتخابات می‌توان از نامزد ارجح باقیمانده حمایت کرد.

در حوزه‌هایی که تعداد نمایندگان بیشتر است، مثل تهران، تبریز، مشهد، اصفهان، شیراز، اهواز، کرمان و ارومیه باید کوشید تا از افرادی حمایت کرد که به لحاظ عمومی تا حدی شناخته شده هستند، یا سابقه خوبی دارند، حتی اگر سابقه سیاسی به معنای موردنظر را نداشته باشند. حضور این افراد در لیست‌های انتخاباتی از یک سو می‌تواند از مشکلات احتمالی در رد صلاحیت‌ها و حساسیت انتخاباتی نیز بکاهد، و از سوی دیگر مانع از حضور نیروهای عافیت‌طلب و فرصت‌طلب خواهد شد. و بالاخره اینکه چنین رفتاری موجب می‌شود تا بخش کمتر سیاسی جامعه نیز به عرصه سیاست وارد شود. البته اجرای این ایده تا حدی با موانع کنشگرانی مواجه خواهد شد که پیشاپیش یکی از ردیف‌های لیست اصلاح‌طلبان را رزرو کرده‌اند! ولی گل بی خار کجاست؟

……………………………………….

کامنت من:

چون  ممکن است افزودن کامنتی طولانی به این یادداشت آنرا طولانی کند، نگارش و درج کامنت خود را بصورت یک یاداشت مستقل برای چند روز آینده میگذارم

ح ت

 

No Comments