بسوی انتخابات ۴

Share Button

در عالم سیاست، ادبیات بکار گرفته شده هرقدر هم با نهایت ظرافت بکار رود، میزان حّدت و شّدت تضادها ـ همراهیها و ناهمراهی های بازیگران صحنه سیاسی مورد نظر را باز تاب میکنند. اطلاق عنوان طلحه و زبیر  از سوی حیدر مصلحی به آنهایی  که دارند وارد میشوند(و قرار نیست و نبوده که وارد شوند یا بیایند)، در بین جمع بخشی از فرماندهان سپاه و نه در صحن مجلس برای نمایندگان، صحن دانشگاه برای دانشجویان و استادان، نه در بین اصحاب تجارت و صنعت نه در بین مردم عادی، و.. ، اولاً؛ عمق خصومت آشتی ناپذیر اقتدار گرایان که حیدر مصلحی فقط یکی از مهره های آنها میباشد را با گروههای رقیب یا رقیبانی که دارند بمیدان می آیند را منعکس میسازد. و  بر اساس ادبیات بکار گرفته شده، این تضاد، نه از نوع تضاد هایی است که میتوان با گفتگو روی آنها بمصالحه دست یافت، تضادی است که در ساختار سیاسی کشور  با زور و بکمک نیروهای مسلح بسود اقتدارگرایان باید حل شود، این تضاد، تضادی است که معنای آن ” بودن و نبودن” میباشد. در اینجا اشتباه نشود مسئله بودن و نبودن نظام یا رهبری آن در میان نیست بلکه مسئله بودن و نبودن “اقتدارگرایان افراطی” در همین نظام است، جریانی که مسبب اصلی بیشترین بدبختهای امروز مملکت است. مسئله، مسئلهِ تضاد این اقتدار گرایان با آنهایی است که با درکی دیگر که از انقلاب و جمهوری اسلامی و قانون اساسی آن دارند، در مقابل این اقتدار گرایان قرار گرفته اند و پیشروی مملکت بسوی صلح و دموکراسی “لاجرم” از درون تعین سرنوشت چنین تقابلی میگذرد و هرگونه تصوری غیر از این، توهم است.

العربیه دیروز از اعتراض علمای اهل سنت ایران علیه بیانات توهین‌آمیز حیدر مصلحی  به شخصیتهای دینی اهل سنت گزارش میدهد. بنا به این گزارش وزیر سابق اطلاعات گفته است: “طلحه و زبیرها” برای ایجاد فتنه جدید بمیدان آمده اند. نه اعتراض علمای اهل سنت به این گونه توهینها نسبت به بزرگان مذهبی اشان تازگی دارد و نه ایراد آن توهینها از سوی افراد حلقه مرکزی قدرت در میهن ما به اهل سنت و مقدساتشان امر جدیدی است.

هرچند دولتمردان معمم و مکلای رژیم سعی دارند دَم از اُخُّوَت اسلامی با همه فِرَقِ اسلامی بزنند ولی از آنجا که کمترین اصالتی در این اُخُوّت نماییها نیست، از کوزه زهر سُنی ستیزی رژیم و سخنگویانش همان سمومی برون میتراود که در اوست یعنی هتک حُرمت مقدسات دیگر فِرَقِ اسلامی. و این رسوب سخت جان صدها ساله از ذهنیت روحانیت تمامیت خواه حاکم بر میهن ما و عوامل میدانی آنها زدودنی نیست زیرا آنها حقانیت فرقه خود را مفروض، مسلم و غیر قابل پرسش میدانند که روی دیگر سکه این حقانیت، انکار حقانیت دیگران و مقدساتشان است. اشاره ای بود به اعتراض علمای اهل سنت و میگذرم زیراکه موضوع اصلی بحث این یادداشت نیست.

اولین نکته موضوع این گزارش اینست که حیدر مصلحی این سخنان را در جمع فرماندهان سپاه امام رضا بیان داشته است. سئوال منطقی اینست که آیا به روحانیونی  دیگری که نظری غیر از نظر جاری و ساری در امور دینی و مملکتی دارند هم اجازه داده میشود تا به سخنرانی در اجتماعات نظامیان مملکت بپردازند؟ آیا حتی به رئیس جمهور مملکت آقای روحانی، با اینکه ایشانهم از بدنه اصلی همین حکومت است، اجازه یا فرصت داده میشود تا او هم  به همان آزادی امثال مصلحی در اجتماع نظامیان حاضر شده و از سیاستها و مسائل خود و دولتش برای آنهابگوید و و ظائف آنها را به آنها یادآوری کند؟ از جمله یادآوری این گفته امام که سپاه نباید در سیاست دخالت کند. یادآوری اینکه نه در سیاست دخالت کند و نه در انتخاباتها چون اگر سپاه نیروی نظامی کل مملکت است و نه گارد ویژه بیت رهبری، باید “منطقاً چتر نظامی بر فراز همه مملکت و ملت بوده و لزوماً چتری بر فراز سر همه جریانهای سیاسی بعنوان بخش جلو دار ملت باشد.  اینها ساده ترین پرسشهای برگرفته از این گزارش است.

و اما دومین نکته: در گزارش العربیه از سخنرانی حیدر مصلحی، از او بعنوان وزیر سابق اطلاعات احمدی نژاد یاد میشود. من مجبورم  در اینجا بدفاع از احمدی نژاد بپردازم و به ماجرای عزل حیدر مصلحی از سِمَت وزیر اطلاعات و ابقای وی در همان پست توسط مقام معظم رهبری، اشاره کنم.

در فروردین ۹۰ بدنبال شنودگذاری این وزیر اطلاعات احمدی نژاد در دفتر رئیس جمهور که ریاست آن با  رحیم مشاعی بود، گزارش ماجرا توسط یکی از معاونان مصلحی برای احمدی نژاد، مصلحی را بر آن داشت که این معاون خبر چین راعزل کند که احمدی نژاد با عزل آن معاون وزیر مخالفت کرد و در عوض مصلحی را مجبور به استعفاء از مقام وزارتش کرد. این استعفاء در حقیقت عزل علنی مصلحی تلقی گردید. مقام معظم رهبری بلافاصله به تحقیر آمیزانه ترین وجهی برا ی احمد نژاد، با حکم حکومتی مجدداً مصلحی را در پست خود ابقاء کرد که این امر به اعتصاب ۱۱ روزه احمد نژاد منجر گردید. ولی او پس از یازده روز بست نشینی در خانه خود و احساس خطرِ دوچار شدن به سرنوشت بنی صدر، خفت زده تر از گذشته به دفتر کار خود برگشت تا نگاه پیروزمندانه وزیر معزول خویش را به چهره خود ببیند.

اشتباه ژورنالیستی العربیه در اینجاست که نمیداند در ایران ولایی ما هیچ رئیس جمهوری از خود وزیر اطلاعات ندارد بلکه تمام وزرای اطلاعات، وزرای خارجه، دفاع، کشور، آموزش عالیه  و بسیاری وزرای دیگر، که وزارتخانه هایشان از کمترین اهمیت سیاسی و امنیتی برخوردار هستند، منصوب شدگان مقام مافوق سلطانی معظم رهبری هستند و رؤسای جمهور  عملاً مُبصِر یا ناظمِ صوری این گونه کابینه های صوری هستند. اینگونه وزرا چه وزیر باشند و چه نباشند از محارم بیت رهبری و از مهره های ثابت ارکان اقتدار رژیم میباشند.

بنا بر این العربیه باید مینوشت وزیر اطلاعات مقام معظم رهبری نه وزیر احمدی نژاد بیچاره که مهره کوکی اقتدارگرایان بود. ( ماجرای حیدر مصلحی و بست نشینی احمدی را در اینجا میتوانید ببینید.

سومین و مهمترین نکته در این گزارش، که اصلی ترین موضوع این یادداشت است، ادبیات بکار رفته در سخنان حجة الاسلام حیدر مصلحی بعنوان یکی از وزرای اطلاعات مقام معظم رهبری در جمع فرماندهان سپاه میباشد که سخنان وی را میتوان منویات واقعی مُشارعلیه تلقی کرد.

این سخنرانی از چند جهت شایان توجه است که من به دو جهت آن میپردازم. اولین جهت آن اینست که این سخنرانی که مستقیم و غیر مستقیم به انتخابات آینده دو مجلس مربوط میشود در جمع فرماندهان سپاه ایراد گردیده که نشان میدهد هدف از آن و سخنرانیهای مشابه آن، آماده سازی ذهنی سپاه برای تأثیر گذاری مستقیم و غیر مستقیم بر انتخابات آینده مجلس و مجلس خبرگان رهبری است و بعد از آنهم، آماده سازی روانی و فکری سپاهیان برای برخورد با نتایج غیر قابل انتظار  احتمالی از این دو انتخابات برای اقتدار گرایان است.

حیدر مصلحی بزبان آخوندی خود به سپاه میگوید که طلحه و زبیر بخوان ” هاشمی رفسنجانی و سید حسن خمینی” به میدان آمده اند. در حکایتهای دینی ما طلحه و زبیر همان نقشی را علیه پیامبر بازی کردند که شمر و یزید در ماجرای کربلا علیه امام حسین و اهل بیتش.

در عالم سیاست، ادبیات بکار گرفته شده هرقدر هم با نهایت ظرافت بکار رود، میزان حّدت و شّدت تضادها ـ همراهیها و ناهمراهی های بازیگران صحنه سیاسی مورد نظر را باز تاب میکنند. اطلاق عنوان طلحه و زبیر  از سوی حیدر مصلحی به آنهایی  که دارند وارد میشوند(و قرار نیست و نبوده که وارد شوند یا بیایند)، در بین جمع بخشی از فرماندهان سپاه و نه در صحن مجلس برای نمایندگان، صحن دانشگاه برای دانشجویان و استادان، نه در بین اصحاب تجارت و صنعت نه در بین مردم عادی، و.. ، اولاً؛ عمق خصومت آشتی ناپذیر اقتدار گرایان که حیدر مصلحی فقط یکی از مهره های آنها میباشد را با گروههای رقیب یا رقیبانی که دارند بمیدان می آیند را منعکس میسازد. و  بر اساس ادبیات بکار گرفته شده، این تضاد، نه از نوع تضاد هایی است که میتوان با گفتگو روی آنها بمصالحه دست یافت، تضادی است که در ساختار سیاسی کشور  با زور و بکمک نیروهای مسلح بسود اقتدارگرایان باید حل شود، این تضاد، تضادی است که معنای آن ” بودن و نبودن” میباشد. در اینجا اشتباه نشود مسئله بودن و نبودن نظام یا رهبری آن در میان نیست بلکه مسئله بودن و نبودن “اقتدارگرایان افراطی” در همین نظام است، جریانی که مسبب اصلی بیشترین بدبختهای امروز مملکت است. مسئله، مسئلهِ تضاد این اقتدار گرایان با آنهایی است که با درکی دیگر که از انقلاب و جمهوری اسلامی و قانون اساسی آن دارند، در مقابل این اقتدار گرایان قرار گرفته اند و پیشروی مملکت بسوی صلح و دموکراسی “لاجرم” از درون تعین سرنوشت چنین تقابلی میگذرد و هرگونه تصوری غیر از این، توهم است.

زبان و ادبیات سیاسی بکار گرفته شده از سوی سخنگویان و بیانگران  این نیروهای ماورای ارتجایی و اقتدارگرا، زبان خشونت و قهری است که هم احساس ترس آنها از بمیدان آمدن رقیب یا رقبا را نشان میدهد و هم آمادگی اشان را برای استفاده از زور، تقلب و هر حیله ایی تا مانع این آمدن بشوند. از اینروست که مخاطبینِ اینروزهای آنان، یا نیروهای سپاه و بسیج هستند و یا خودِ فرماندهان سپاه و بسیج  سخنگویان آنان شده اند که البته این امر تازگی هم ندارد. فرماندهان سپاه در اینروزها با جنجال آی نفوذ! آی نفوذ! خود، خود به یک پای مبارزه انتخاباتی تبدیل گشته اند.

آخرین سخن در این یادداشت اینکه؛ بعنوان یک قانون میارزاتی در در  هر عرصه ایی، از تجارت گرفته تا سیاست و جنگ مسلحانه؛ همواره، یک نیروی ضعیف باید به نسبت ضعف خود در درجه اول روی تضاد های درون جبهه مقابل حساب کند. یک چنین نیروی ضعیفی نباید از کمترین و جزیی ترین تضاد در جبهه حریف استفاده نکرده بگذرد. مرگبارترین تاکتیک هم اینست که با عربده کشی های مبارزه جویانه و بی پشتوانه خود، همه نیروهای مقابل خویش را خواسته و نا خواسته با هم متحد کند. چنان ژستی بگیرد که رقابتها و تضادهای درون جبهه مقابل تحت الشعاع هل من مبارز طلبی او قرار گیرند. به نسبت کاهش ضعف و پیدا شدن آثار قدرت، چنین نیرویی، بیش از پیش میتواند روی پای خود ایستاده و به نیروی خود اتکاء کند بدون اینکه حتی در چنین شرایطی هم، فرصت استفاده از تضادهای درونی جبهه رقیب را از دست بدهد.

سون تسو استراتژ بزرگ چین باستان میگوید: ” آنکس که صفوفش متحد است پیروز خواهد بود.” .. ” آنکس که میداند چه وقت میتواند بجنگند و چه وقت نمیتواند، پیروز خواهد بود.” .. “۴ ـ بنا بر این آنچه از برترین اهمیت برخوردار است، حمله به استراتژی دشمن است.( در جای دیگری سون تسو میگوید باید مغز ژنرال دشمن و ستاد آنرا هدف گرفته و آنرا از طریق مانور و گمراه سازی از کار انداخت که دقیقاً معنی همین عبارت زیر ضربه قرار دادن استراتژی دشمن است / ح. ت)”.. ” بعد از آن هم متفرق کردن ائتلاف او و از هم پاشاندن وحدت آنست.”* ( در جای دیگری او میگوید اگر ژنرالی نتواند متحدینِ دشمنش را از او جدا کند بر او نمیتواند غلبه کند ـ ح .ت)

*

هنرجنگ چاپ آکسفورد ۱۹۷۱٫ بترتیب صفحات ۸۲، ۸۳ و ۷۷٫

The Art Of War

>>>>>>>>>>>>>>>>>>>>>>>>

افزوده ها:

تابناک

۱۰ دی ۹۴

فتنه جَمَل در راه است

وزیر سابق اطلاعات گفت: امروز در کشور عده‌ای می‌خواهند با خاطره‌گویی از امام(ره)، راه را برای دیگران، گم و مسیر انحرافی ایجاد کنند. به گزارش مهر، حجت‌الاسلام مصلحی عصر چهارشنبه در مراسم ۹ دی در شیراز تاکید کرد: دشمن همچنان به دنبال فتنه در کشور است اما امروز فتنه‌ای را که دشمن ایجاد می‌کند، با فتنه ۸۸ بسیار متفاوت است. وزیر سابق اطلاعات تصریح کرد: امروز اگر مقام معظم رهبری بحث نفوذ را در فتنه جدید مطرح می‌کنند، در همین راستا است، چرا که باید توجه داشته باشیم فتنه جَمَل در راه است. حجت‌الاسلام مصلحی با بیان اینکه در فتنه جمل، نخبگان نیز حضور داشتند، گفت: زمانی که عایشه از خانه خارج شد و در مقابل علی(ع) قرار گرفت، قشر خاکستری جامعه در کنار او قرار گرفتند و افرادی از جمله طلحه و زُبیر نیز وارد این بحث شدند که اینان همان نخبگان بی‌بصیرت بودند.وی افزود: باید ویژگی‌های فتنه جمل را دید و نفوذ را در آن بررسی کرد.

No Comments