موشک پرانی سپاه؛ روحانی، برجام و رهبر را نشانه گرفته است

Share Button

آیت الله خامنه ایی تا کنون توانسته است با مانور بین برجام و ضد برجام، بین تشنج و تساحل، بین افراطیون و اعتدالیون، هردو جناح را کنترُل کرده و بر هردو جریان آقایی کند. ولی اگر بعلت یک واقعه نظامی جدی یا در اثر نتیجهِ غیر قابل پیش بینی ناشی از انتخابات پیش روی، یکی از این دو جریان قاطعانه فرادستی گیرد، مملکت بسویی خواهد رفت که قدرت سلطانی و فراقانونی او دیگر تابع یکی از دو جریان پیش گفته شده فوق خواهد گردید. یا نظامیان میخ قدرت خود را سفت تر بر زمین میکوبند و بر ایشان سوار میگردند یا در اثر ترکیب جدید مجلس خبرگان رهبری و حضور افراد مستقل و قدرتمندی مانند سید حسن خمینی و هاشمی و.. ، حاکمیت قانون و مجلسین، قدرت ایشان را محدود خواهد کرد تا وی مجبور شود رعایت رعایا را کرده و سَرِ مبارک را در مقابل قانون اساسی مملکت و ملت قدری خم کنند. که البته در چنین صورتی، تازه بحران مملکت وارد فاز بحران سیاسی دیگری خواهد شد که از مقاومت مقام عظما در برابر نهادهای قانونی برخواهد خاست. تحلیل چنین فازی و ویژگیهای آن مستلزم روشن تر  شدن صحنه کنونی سیاسی کشور است.

موشک پراکنیهای تحریک آمیز سپاه به نزدیکیهای ناو هواپیما بر آمریکایی که از سوی مقامات آنکشور عملی تحریک آمیز خوانده شده، از سوی بسیاری خبرگزاریهای بین المللی، گزارش شده و مورد بحث و تحلیل قرار گرفته است. رادیو فردا در گزارشی بنقل از وال استریت ژورنال خبر از امکان وضع تحرمیهای جدیدی بمناسبت این فعالیتهای موشکی علیه کشورما داده است.

در اینکه آمریکا و اروپا و کلاً جامعه بین المللی چنین عملیات تنش آفرینِ حکومت ما را بی پاسخ نمیگذارند و در اینکه حکومت ما هم جز عربده کشی، کار بیشتری در برابر هزینه هایی که با این رفتارهای عاری از مسئولیت سپاه به میهنمان تحمیل میشوند هم نمیتوانند بکنند  نیز شکی وجود ندارد که بارها و بارها تجربه این را نشان داده است.

در همین روزهای اخیر، برداشت ۱٫۱ میلیارد دلار از ذخایر ارزی کشورمان، برای جبران خسارت آسیب دیدگان گروگان گیری دیپلماتهای آمریکائی را دیدیم که حکومت ما، اگر بزبان عریان گفته شود، بخاطر آن برداشت نتوانست غلطی بکند، تحویل ۱۰ تن اورانیوم غنی شده به روسیه و توقف سایت اراک را دیدیم، تنزل بهای نفت تا زیر ۳۰ دلار را دیدیم و در کل، برجام را دیدیم که هدف عمده از انعقاد آن، تلاش برای رسیدن مملکتمان به جایگاهی، چندین پله نازلتر از آنکه مملکتمان پیش از انقلاب در بین جوامع جهانی داشت، بود و هست.

در همین چند ماه پیش، کشته شدن بیش از ۴۵۰ حجاج ایرانی در منا را دیدیم که در بین آنها تعداد زیادی از فرماندهان سپاه و غضنفر، سفیر سابق ایران در لبنان، را دیدیم که معلوم هم نشده است بالاخره چه تعداد از آنها زیر دست و پا کشته شده اند و چه تعدادشان در اطاقهای اطلاعات بگیری و تمشیت استخبارات عربستان بوسیله بطریهایی مشابه همان نوع بطریهایی که بگفته سردار جعفری توسط  هم خوب سپاه ساخته میشوند و هم بخوبی استعمال میگردند، جان داده اند. و دولت ما در تمام این موارد جز واکنش های ذلیلانه کار دیگری نتوانست بکند. ولی مسئله اینجاست که در تمام این موارد، ارگان مسئله آفرین، سپاه و دستگاه های امنیتی مرتبطه بودند و پاسخگو دولت و حسن روحانی.

سئوال اینست که وقتی هزینه های چنین ماجرا جوئیهایی چنین سنگین است، سماجت در ادامه آنها از سوی محافل افراطی که رهبری سپاه و بخشهایی از دیوانسالاری وابسته بدان پشت سر آنها قرار دارند با چه هدفی انجام میشوند؟ پاسخی که بیشتر تحلیلگران خارجی و برخی سایتهای منتقد رژیم مانند کلمه، بدین پرسش، در رابطه با موشک پرانی های اخیر داده اند، به تحریک آمیز بودن آنها و اخطار آمریکا محدود شده است.

قریب ۴ـ ۵ سال پیش، همزمان با تهدید های ایران به بستن تنگه هرمز از سوی ایران و نمایشات نظامی قایقهای سریع و سیرِ انتحاری ایران در آبراه هرمز یکی از نشریات بزرگ آمریکا(نامش یادم نیست) مصاحبه ایی با یکی از معتبرترین تحلیلگران نظامی مؤسسه مطالعات استراتژیک دریایی آمریکا داشت که مصاحبه گر از وی پرسید نیروی دریایی ایران چقدر میتواند برای ترافیک دریایی در تنگه هرمز و یا ناوهای آمریکایی تهدید جدی باشند؟ آن تحلیلگر پاسخ داد؛ البته نیروی دریایی ایران و قایقهای انتحاری آن میتوانند عملیات ایزایی معینی انجام دهند و یا حتی تنگه هرمز را مین گذاری کنند ولی در چنین صورتی پاکسازی این آبراه برای آمریکا بیش از یک یا دو هفته وقت نخواهد برد. تا آنجا که به ناوگان دریایی ایران مربوط میشود، در صورت درگیری، آنها ظرف چند ساعت در ته دریا خواهند بود.(نقل بمضمون)

برای اینکه بدانیم  عیار واقعی اینگونه عربده کشی های سپاه  و دیگر نظامیان مملکت چقدر پشتوانه مادی دارند، کافیست عقب نشینی بسیار خفت آمیز ۸ ـ ۹ ماه پیش دو رزمناو دریایی ایران در منطقه آبی یمن در برابر التیماتوم نیروی ائتلافِ تحتِ رهبری عربستان را بیاد بیاوریم  که بلافاصله با اخطار عربستان، آنها از نزدیک شدن به آبهای یمن خود داری کرده و به پرسه زده در دریای هند پرداختند، به تغیر مسیر کشتی حامل کمکهای انساندوستانه اعزامی ایران، از بنادر یمن بسوی  بنادرجیبوتی یاد کنیم که اعزام آن با اُلدروم و بُلدروم نظامی همراه بود و این ناو بجای پهلو گیری در بنادر یمن، تغیر مسیر داده راهی بتدر جیبوتی شد و خفت زده بارش را تحویل صلیب سرخ داد تا زیر نظارت عربستان بین مردم نیازمند یمن توزیع شوند. برای اطلاع بیشتر به دو لینک زیر رجوع کنید. آنرا جالب را خواهید یافت!
دو ناو اعزامی به خلیج عدن اگر برگردند دست خالی برمیگردند
هشدار ناوشکن ایرانی به هواپیماها و ناو جنگی آمریکا در خلیج عدن

پاردوکس قضیه اینست که نظامیگران ایران از عملیات تحریک آمیز علیه  آمریکا کمتر واهمه دارند تا عربستان زبرا میدانند که آمریکا بسادگی تحریک پذیر نیست و دور اندیشانه واکنش نشان میدهد و از طرفی بچالش طلبی آن بعنوان تنها ابر قدرت جهان برای نظامیگران کشور ما در بین عوام شهرت آفرینی میکند ولی به این چنین غلغلکهایی علیه عربستان با پاسخ سخت و عملی روبرو شده و هزینه فوری و عملی در پی خواهد داشت و اعتباری هم برای قدرت نمایی ایران ایجاد نمیکند.

و اما نکته بسیار مهمی که در اکثر تحلیلهای نظامی و سیاسی در رابطه با عملیات موشک پراکنی ایران مغفول مانده اینست که، هدف این عملیات پیش از آنکه متوجه آمریکا و ناوهای آن در خلیج فارس باشد متوجه دولت روحانی، برجام و حتی خود مقام معظم رهبری است. پیش از اینکه دلایلم را برای این ادعا بنگارم، خلاصه ایی از یک فیلم سوئدی که در این رابطه مناسبت دارد را ذیلاً می آورم.

KOPPS (پلیس ها) فیلمی کمیکال است را جع به پلیسهای یک شهر که بعلت ازبین رفتن جرم و تخلف در آن شهر قرار است قرارگایشان تعطیل و خود آنها از خدمت مرخص شوند. مأموری از پلیس مرکزی می آید و به آنها اطلاع میدهد که بعلت آرام بودن شهر دلیلی برای وجود پلیس در آنجا نیست بنا بر این آنها، یا باید به جاهای دیگر انتقال پیدا کنند( امری که بعلت وابستگی ریشه ایی آنهابه آن شهر برایشان قابل قبول نبود)  یا از خدمت مرخص شوند.

این گروه پلیس پس از شور و مشورت بین خود به این نتیجه میرسند که باید خودشان اقدام به حادثه سازی کنند تا علتی برای باقی ماندن آنها در لباس پلیس و قرارگاه پلیس در آن شهر بوجود آید. آنها پنهانی شروع به عملیات خرابکاری میکنند. یک فقره دزدی انجام میدهند، یک رستوران را آتش میزنند و یک گروگانگیری میکنند که منجر به اعزام یک گردان نظامی ویژه با کلی تجهیزات به آن شهر میشود ولی گندکار در می آید و معلوم میشود گروگان گیری ساختگی کار خود آن پلیسها بوده و با کمی تحقیق معلوم میشود دزدی هم باز کار خود آنها بوده و … . سرانجام این پلیسها مجبور به اعتراف شده و میگویند ما نمیخواهیم از خدمت مرخض و بیکار شویم. بخاطر بی اهمیت بودن خرابکاریها و انگیزه قابل توجیه اشان آنها مجازات نمیشوند ولی چون آنها ممر درآمد دیگری نداشته بودند هر ۴ نفرشان بکمک یکی از خودشان که لبنانی الاصل بوده و به هنر پیتزا پزی آشنائی داشته یک پیتزا فروشی میزنند و الی آخر .. . فیلم را ببینید جالب است!

نظامیگران ایران میخواهند مطرح، مهم و حاکم باشند. آنها میخواهند آقای مملکت باشند بر همه امور مملکتی سوار. برای این منظور آنها باید مملکت را در لبه پرتگاه بحران و جنگ نگاه دارند تا جایگاه فرا قانونی خود را درمملکت حفظ کنند تا به هدف خود برسند. آنها میدانند با موفق شدن دولت روحانی و خارج شدن مملکت از بحران و تنش، راه  اتوبانی ورود آنها به همه عرصه ها از اقتصاد گرفته تا سیاست، فرهنگ و دیپلماسی به بهانه ادامه وضعیت انقلابی و بحران، بسته میشود. آنها میدانند با خارج شدن مملکت از فضای تشنج با دنیا، بهانه های آنان از آنها گرفته شده قدرت فائقه و قاهره آنان به دستگاه اجرایی و مقننه انتقال خواهد یافت شد. آنها میدانند با عادی شدن روابط در درون و بیرون مملکت، اهرمهای کنترُلشان بر نهادهای فرهنگی و آموزشی که به بهانه خطر “دشمن” و “نفوذ” و بهانه های مشابه که بدان آویزانند از دست آنها خارج خواهد شد. آنهامیدانند در صورت آرام شدن کشور و پیرامون سیاسی اش، حتی مقام معظم رهبری که همواره چتر حمایت و رحمت بی دریغش بر سر آنها گسترده بوده است، دیگر نیاز و اتکایش بدانها کمتر شده و سر انجام  با عادی شدن اوضاع آنها باید قلمرو خود را به پادگانهایشان محدود کنند و  از دخالت در اموری که بدانها مربوط نیست دست بردارند.

از اینروست که آنها نه تنها میخواهند فضای تنش و تشنج حفظ شود، بلکه میخواهند رهبری سیاسی مملکت بشمول خود مقام معظم رهبری را درمیدان تعین شده خود چنان زمینگیر کرده، و وی را به چنان نقطه بی بازگشتی بکشانند که  وی از آن راه بازگشت نداشته باشد، تا همه جلیقه ها و قایقهای نجات وی را از او گرفته در آتش بحران ایجاد شده بسوزانند.

آیت الله خامنه ایی تا کنون توانسته است با مانور بین برجام و ضد برجام، بین تشنج و تساحل، بین افراطیون و اعتدالیون، هردو جناح را کنترُل کرده و بر هردو جریان آقایی کند. ولی اگر بعلت یک واقعه نظامی جدی یا در اثر نتیجه غیر قابل پیش بینی ناشی از انتخابات آینده، یکی از این دو جریان قاطعانه فرادستی گیرد، مملکت بسویی خواهد رفت که قدرت سلطانی و فراقانونی او دیگر  متابعتاً بدانسو کشانده شده و تابع جریان پیروز خواهد گردید.  اگر اقتدار گرایان و نیورهای پادگانی پیروز شوند نظامیان میخ قدرت خود را سفت تر بر زمین میکوبند و بر ایشان هم سوار میگردند و اگر در اثر تغیر ترکیب جدید مجلس خبرگان رهبری افراد مستقل و قدرتمندی مانند سید حسن خمینی و هاشمی وارد این مجلس شوند حاکمیت قانون و مجلسین قدرت ایشان را محدود خواهد کرد تا وی مجبور شود رعایت رعایا را کرده و سَرِ مبارک را در مقابل قانون اساسی مملکت و ملت قدری خم کنند. که البته در چنین صورتی، تازه بحران مملکت وارد فاز بحران سیاسی دیگری با ترکیب دیگری از نیروهای متعارض خواهد شد که از مقاومت مقام عظما در  برابر نهادهای قانونی برخواهد خواست. تحلیل چنین فازی و ویژگیهای آن مستلزم روشن تر  شدن صحنه کنونی سیاسی کشور است و بحث فردای انتخابات است.

بنا بر این، سپاه با این تحریکات موشکی خطرناک میخواهد بساط برجام و تعامل با غرب را بهر صورتی که ممکنست بهم بزند تا هم دست و پای دولت روحانی را کاملاً ببندد و او را در برنامه ایش ناکام کند و هم آن صندلی دومِ دیگرِ مقام معظم را چنان از زیر وی بکشد که وی دیگر نتواند بین دو جریان مانور داده و خود را بنا به مصلحت خویش از این به آن یا بلعکس جا بجا کند. تا مقام عظمایش در خیابان یکطرفه ایی بیفتد که مجبور به رفتن آن تا آخر خط نقشه ریزی شده یعنی واگذاری همه قدرت به نظامیان سپاه شود.

از این روست که هدف اصلی؛ از این موشک پراکنیها، از اعزام کاروان صدها هزار نفری اربعین به عراق و اعزام حجاج (نظامی) به عربستان، از ادامه شرکت فعال در جنگ سوریه با هزینه ۶ میلیارد دلاری* سالیانه آن، از جنگ داخلی یمن همه و همه به بن بست کشاندن خود مقام رهبری است تا آن تنها راه خروجی را که این باندهای نظامی ـ مافیایی بروی وی برای فرار از مشکلات خود آفریده باز میگذارند به یگانه گزینه اش تبدیل گردد و  وی مجبور به طی آن تا آخر خط تسلیم کامل گردیده و اقتدار بلا منازع خود را  برای همیشه بدانها واگذار کند و خود بعنوان یک رهبر نمایشی در آن بالا بماند تا باندهای مافیایی نظامی پیروز، بنام او، انقلاب، هر کار که میخواهند بکنند و او هم خوض باشد که مقام معظم رهبری است.

یکی بچه گرگ می پرورید     …………     چو پرورده شد خواجه را بَر درید

پس! این موشکها، در واقع، نه ناو هواپیمابر آمریکا بلکه ارک مقام معظم رهبری را نشانه گرفته اند.

 *
The  Hidd Aftermath
Economic Costs After Terror

https://www.academia.edu/19656740/The_Greater_Caspian_Project_No._19_-_Secrets_and_Lies_The_International_Affairs_Issue

No Comments