زیبا کلام: من می گویم شرکت گسترده در انتخابات

Share Button

این یک پروسه تاریخی است که نه با رد صلاحیت می‌توان جلوی آن‌را گرفت و نه با غل‌و‌زنجیر«فتنه» می‌شود آن‌را به بند کشید.بیاییم کاری را که در انتخابات ۹۲ بعد از رد صلاحیت آقای هاشمی‌رفسنجانی کردیم و با بهمنی که با ۱۹ میلیون رای به آقای روحانی به‌راه انداختیم و  اصولگرایان را کیش و مات کردیم،باردیگر در ۷ اسفند تکرار کرده و با رای دادن به هرنامزدی که رهبری اصلاحات در سراسر کشور تعیین می‌کند نشان دهیم که پایمال کردن حقوق ابتدایی و اولیه شهروندی در قالب رد صلاحیت ها چقدر برعزم ما در پیشبرد اصلاحات افزوده است + کامنت من در پایان

انتخابات

صادق زیباکلام

برگرفته از سایت تابناک

۱ بهم ۹۴

«روزنامه قانون» در یادداشتی به قلم صادق زیبا کلام با تیتر «من می گویم شرکت گسترده در انتخابات» به این پرسش پاسخ می دهد که با رد صلاحیت های گسترده چه کنیم؟ زیباکلام در بخشی از این یادداشت می نویسد: می دانم صرف طرح چنین عنوانی چقدر با مخالفت و اعتراض مواجه خواهد شد.رد صلاحیت ها آنقدر گسترده بودند که حتی صدای شماری از اصولگرایان را هم درآورد.کم نیستند استان‌هایی که حتی یک داوطلب اصلاح طلب یا طرفدار دولت هم تایید صلاحیت نشدند. بنده قبلا گفته بودم که شورای نگهبان «مثل برگ خزان رد صلاحیت خواهد کرد.» اما آنچه درعمل اتفاق افتاد از آنچه که بنده یا بدبین ترین اصلاح طلبان هم تصور می کردیم بدتربود.بسیاری سرخورده و ناامیدانه می گویند که «چرا باید در انتخابات شرکت کنیم؟» «وقتی حتی یک نفر را هم شورای نگهبان درفهرست نامزد های حوزه انتخابیه مان باقی نگذاشته،در انتخابات شرکت کنیم که به کدام نامزدمان رای بدهیم؟» بیشترین مطالبی که در فضای مجازی بعد از اعلام رد صلاحیت ها به‌راه افتاده مسئله «بایکوت» است.بسیاری با غرور و افتخارمی نویسند که در هیچ انتخاباتی شرکت نکرده اند.به‌نظر می رسد یک موجی در حال به‌راه افتادن است که عدم شرکت در انتخابات را یک جور اعتراض مدنی به رد صلاحیت ها می داند.برخی دیگر استدلال می کنند که شرکت در انتخابات هفتم اسفند با توجه به این همه رد صلاحیت،مشروعیت بخشی به یک انتخابات غیر دموکراتیک است.با توجه به این واکنش‌ها،«چه باید کرد؟» موضع اصلاح طلبان و در یک سطح گسترده تر مردم عادی در این انتخابات چه باید باشد؟ضمن آنکه یقیناچند چهره شناخته شده رد صلاحیت شده(دکترعلی مطهری و….) تایید صلاحیت خواهند شد.آیا بایکوت و شرکت نکردن در انتخابات واکنش درستی است؟ آیا رای دادن دراین شرایط، زدن مهر تایید بریک روند غیر دموکراتیک ومشروعیت بخشی به رد صلاحیت ها ودرنتیجه همراهی با پایمال کردن حقوق شهروندی نخواهدبود؟

 دوستان عزیز،ما تحت هر شرایطی باید با تمام توان در انتخابات پیش رو شرکت نماییم.بنده۲  دلیل برای این دیدگاه دارم؛ نخست آنکه تجربیات انتخابات گذشته است؛ودرست تر گفته باشم بی حاصل و حتی مخرب بودن نتایج بایکوت انتخابات بوده است.تجربه گذشته نشان می دهد که هرگاه ما در انتخابات شرکت نکرده ایم نه تنها شرایط بهتر نشده و پیشرفتی نکرده‌ایم(درامرتوسعه کشوراعم از توسعه سیاسی و اقتصادی)، بلکه یک گام هم به‌عقب رفته ایم.فی الواقع در سه انتخابات گذشته(مجالس هفتم،هشتم و بالاخص نهم) رای ندادن یا عدم شرکت در انتخابات کاملا به‌نفع جریانات رادیکال و تندرو تمام شد.البته برخی مسئولان از پایین بودن میزان مشارکت خیلی خوشحال نمی شوند.صدالبته که برای بهره برداری هم در داخل کشور و هم درعرصه بین المللی مسئولان ترجیح می‌دهند میزان مشارکت خیلی بالا باشد؛ اما نه به هر بهایی.نه به بهای تشکیل یک مجلس نافرمان ومستقل فی الواقع میان دو گزینه مشارکت بالا اما تشکیل یک مجلس مستقل در یکسو و مشارکت پایین اما رسیدن به مجلسی مطیع،مسئولان یقینا دومی‌را انتخاب خواهند کرد.مرادم آن است که رویکرد بایکوت و رای ندادن چندان حربه نیرومندی نیست که طرف مقابل را نگران کرده و وادار به تجدید نظر درموضع‌گیری ورفتارهای سیاسی‌اش کند.

تجربه انتخابات مجلس نهم در اسفند ۹۰ بهترین گواه بی حاصل بودن این تاکتیک است.در آن انتخابات اصلاح طلبان مشارکت فعالی نداشتند و بسیاری از مردم رای ندادند.آن رویکرد دقیقا به‌نفع محافظه کاران  و اعضای جبهه پایداری(جناب روح‌ا… حسینیان، جناب حمید رسایی،آقای دکتر مهدی کوچک‌زاده،آقای دکتر اصغر زارعی،سرکار خانم فاطمه آلیا و….) تمام شد و بسیاری از آنان از تهران که نزدیک به ۶ میلیون رای دهنده داشت،با ۵ درصد با حول و حوش ۳۰۰ هزار رای به مجلس  راه یافتند.

اما دلایل بعدی‌ام برای لزوم شرکت در انتخابات؛نخست آنکه ما می‌توانیم به اصولگرایانی که در نقطه مقابل تندرو ها قرار دارند رای بدهیم.تقویت اعتدال ومیانه روی در بلند مدت گامی‌در جهت اصلاحات است.اما دلیل دیگرم برای لزوم شرکت در انتخابات بسیار بنیادی تر است و در برگیرنده تقویت و پیشبرد اصلاحات است

این یک پروسه تاریخی است که نه با رد صلاحیت می‌توان جلوی آن‌را گرفت و نه با غل‌و‌زنجیر«فتنه» می‌شود آن‌را به بند کشید.بیاییم کاری را که در انتخابات ۹۲ بعد از رد صلاحیت آقای هاشمی‌رفسنجانی کردیم و با بهمنی که با ۱۹ میلیون رای به آقای روحانی به‌راه انداختیم و  اصولگرایان را کیش و مات کردیم،باردیگر در ۷ اسفند تکرار کرده و با رای دادن به هرنامزدی که رهبری اصلاحات در سراسر کشور تعیین می‌کند نشان دهیم که پایمال کردن حقوق ابتدایی و اولیه شهروندی در قالب رد صلاحیت ها چقدر برعزم ما در پیشبرد اصلاحات افزوده است.
پایان مطلب
…………………………………………………………………………..
کامنت من:
من قبلاً هم نوشته ام که شاکله نظام و اردوگاه اقتدارگرایان خواهان مشارکت حداکثری مردم اند ولی فقط در آن حد که به انتخابات مشروعیت دهد نه در آن حد که مهندسی انتخابات را زیرو رو کند. باید یک نکته را کاملاً در نظر گرفت که تإئید صلاحیت بسیاری از اصولگرایان بهیچ وجه بمعنای این نیست که ستاد استبداد خواهان انتخاب شدن آنچنان افرادیست بلکه بمعنی اینست که میخواهد وحدت کلمه را در بین بدنه رژیم نگاه دارد. بسیاری از همین اصولگرایان، بیش از مخالفین برانداز رژیم یا اصلاحطلبان مورد غضب و انزجار ستاد استبداد هستند ولی این ستاد به این امید دارد که آنها، نه آرای هواداران نظام را کسب کنند و نه آرای مخالفین نظام یا اصلاحطلبان را و بصورت مواد آرایشی انتخابات درآیند.
بنا براین نتیجه گیری آقای زیبا کلام دال بر مشارکت هرچه بیشتر انتخاباتی و دادن رای به لیستی که رهبری اصلاحات و نه آن تعداد اصلاحطلبان پادگانی که نیروی میدانی اسبداد هستند نظیر، کواکبیان، محمد رضا عارف، علیرضا محجوب و شرکاء
ستاد استبداد از یکسال پیش در صدد موازی سازی برای اصلاحطلبان بوده است تا در این انتخابات با بمیدان فرستادن آن اصلاحطلبان ساختگی از میزان اثرگذاری اصلاحطلبان، طیف هوادار آیت الله هاشمی و کارگزاران در انتخابات بکاهند.
با توجه چنین شرایطی است که من بعید نمدانم، ستاد استبداد در آخرین مراحل مقدمات پیش انتخاباتی، تمام نیروی پنهانی و شبکه های نفوذی خود را بکار انداخته و بمیدان بیاورد تا با شعار تحریم انتخابات بخش وسیعی از رأی دهندگانی را که در صورت شرکت در انتخابات، به افرادی غیر از جریان مورد نظر آنها رأی دهند را تحت عنوان تحریم انتخابات از رأی دادن منصرف کنند.

No Comments