بازی فریب آمیز رژیم اسد و مذاکرات ژنو

Share Button

سخن آخر اینکه سیاست بشار اسد یک مدلی از سرکوب سیاسی است که پیش ساخت آن در ایران ما و روسیه وجود دارد. رژیم حاکم بر ایران در صورت روبرو شدن با اعتراض مردم همان سیاستی را در پیش خواهد گرفت که بشار اسد در سوریه در پیش گرفته است و برای آن مهم نیست تمام مملکت کاملاً ویران گردد. برای آن مهم نیست حتی بیش از نیمی از جمعیت را قتل عام کند و فقط کافیست آن میزان را بگذارد  زنده بمانند که حکومت شدنی هستند نه متمرد و معترض!

دیروز سه شنبه، ریاض حجاب، رهبر اپوزیسیون اصلی سوریه اعلام کرد که اپوزیسیون، ژنو را بعنوان اعتراض به نقض مکرر آتش بس از سوی ارتش رژیم، ادامه بمبارانها با بشکه های انفجاری و آتشزا ترک کردند. نمایندگان اپوزیسیون، رژیم اسد را متهم به عدم اجرای دیگر تعهداتش؛ رفع محاصره غذایی برخی شهرها و استفاده از قحطی بعنوان یک سلاح جنگی، ممانعت از حمل مواد دارویی و دیگر وسایل اولیه، عدم آزادی زندانیان و بازداشت شدگان و حتی انجام دستگیری های وسیعتر و جدیدتر نمود.

نهارنت لبنان ، واکنش بشار الجعفری، نماینده رژیم سوریه را نسبت به ترک کنفرانس از سوی اپوزیسیون سوریه درج کرده است که هم بسیار گویاست و هم درس آموز.

اظهارات الجعفری چنان است که گوئی از نظر رژیم اسد طرف اصلی مذاکره، نه همین اپوزیسیونی است که پس از تلاشهای بسیار نماینده سازمان ملل میستورا و دول اروپایی و عرب و ترکیه، حاضر شده است در این کنفرانس شرکت کند.

الجعفری چنان از بی اهمیتی حضور یا غیبت این هئیت در مذاکره حرف میزند که گوئی انها ابداً مطرح نیستند. او حتی حضور آنها را مانعی برای موفقیت مذاکرات آن میداند چونکه در ادامه میگوید؛چه بهتر که بروند! او میگوید:” اگر آنها مذاکرات را ترک کنند، مذاکرات ضرری نمیکند. آنها مردم سوریه را نمایندگی نمیکنند بلکه بر عکس آن هستند. آنها با ترک مذاکرات؛ مانع بزرگ موفقیت مذاکرات را هم با خود میبرند. شاید در آنصورت ما به راه حلی برای مسئله برسیم” ..  “بدون حضور آنها کنفرانس بهتر پیش میرود.”

الجعفری از کمیته عالی مذاکرات HNC که اپوزیسیون را در این کنفرانس نمایندگی میکند با عناوینی چون تروریست، قاتلین حرفه ای و عوامل خارجی (ترکیه و عربستان) نام میبرد.

حال او چگونه حاضر شده است با این گروه قاتل حرفه ایی، تروریست که عامل خارجی هستند و مردم را هم نمایندگی نمیکنند بمذاکره بنشیند تنها معما نیست بلکه یک حیله گری دیپلماتیک هم هست که در زیر توضیح میدهم.

برخورد الجعفری بسیاری نکات را نسبت به سیاست رژیم سوریه در قبال کُل اپوزیسیون رژیم روشن میسازد. این برخورد، آنجه را برملا میسازد که بشار اسد و نزدیکانش بشمول؛ ولیدمعلم وزیر خارجه اش و همین بشار الجعفری نماینده اش در سازمان ملل، بارها تکرار کرده اند و آن اینست که رژیم دمشق هیچ گروه یا جناحی در بین مخالفین بنام  اپوزیسیون میانه رو نمیشناسد و از نگاه آنها، همه تروریست، مزدور و قاتل هستند. این گونه برخورد رژیم به مسئله، این معما را مطرح میکند که: با اینکه رژیم چنین شناختی و تصوری از مخالفبن خود دارد؛ چرا با چنین  اپوزیسیونی که آنهم بنوبه خود تصور مشابهی از بشار اسد و بلندپایگان رژیمش دارد در این کنفرانس شرکت میکند و آن دولتهایی هم که ادعای حمایت از این اپوزیسیون را دارند و از معمای تفاوت نگاه دیامترال بخوبی باخبرند چرا اصرار به برگزاری چنین کنفرانسی دارند؟

تا آنجا که به اپوزیسیون و دولتهای حامی آن بستگی دارد من تقریباً تردید ندارم که آنها اولاً نمیخواهند مصالحه ستیز معرفی شوند چون واقعاً هم نیستند و دوماً آنها امید این را دارند که با این مذاکرات، آن بخش از مردم سوریه و بورکراسی دیوانی و نظامی رژیم اسد، که سرنوشت خود را به سرنوشت بشار اسد و تیمش گره زده تصور میکنند، بدانند که قضیه این چنین نیست و اپوزیسیونی که با رژیم میجنگد علیه آنها نیست. هدف تاکتیکی این رویکرد، درحقیقت شکستن جبهه واحد رژیم و جذب بخشهایی از آن و بیطرف کردن بخشهای دیگر است. و از این منظر، این تاکتیک مذاکراتی، کاملاً اصولی و درست است. و اما بشار اسد و بشار الجعفری نیز اینرا میدانند ولی آنها هم از زاویه مصالح خود تن به این مذاکرات داده اند. اولین هدف رژیم اینست که به مردم و دنیا بگوید: حاضر است قانون اساسی را با نظر مخالفین بازنویسی کرده به آرای عمومی بگذارد، حاضر است نمایندگان مخالفین را در دولت شرکت دهد، حاضر است انتخابات پارلمانی با مشارکت مخالفین برگزار کند، حاضر است تا در انتخابات ریاست جمهوری به حق آنها برای رقابت انتخاباتی احترام بگذارد و … .

در پاسخ این همه بذل و بخشش رژیم دمشق میتوان فقط گفت: از کف زمین تا بام خانه از آن من …. از بام خانه تا به ثریا از آنِ تو.

این راز نادانسته ایی نیست که اِشکال اصلی رژیمهای فاشیستی و دیکتاتوری، فقط در قانون اساسی آنها و در قانون انتخاباتیشان نیست

که میتوانند معیوب و ناقص باشند یا نباشند، اِشکال ساختاری در این رژیمها، کنترل انحصاری آن ماشین و مکانیزمی است که آن قانون اساسی یا جزایی یا مدنی را اجرا و انتخابات را برگزار و مدیریت میکند و چنین مکانیسمی در سوریه تحت کنترل انحصاری بشار اسد است. چنین تقسم قدرتی که رژیم اسد پیشنهاد میکند مانند اینست که او یک مسلسل خالی از خشاب و گلوله را به طرف مقابلش میدهد و یک هفت تیر رنگ و رو رفته ولی فشنگ گذاری شده را برای خودش برمیدارد و به حریف میگوید حال در این صحنه سیاسی یا جنگی، با هم مبارزه کنیم.

بشار الجعفری روز دوم مذاکرات به محمد علوش یکی از سران اپوزیسیون و کمیته مذاکره که مسلمان و ریش دار است؛ با تحقیر گفت؛ برو اول ریشت را بتراش بعد بیا با من مذاکره کن: مسئله؛ ریش داشتن و نداشتن این عضو مسلمان کمیته عالی مذاکره نیست بلکه این برخورد رئیس هئیت نمایندگی رژیم نه با روح لازمی که باید بر فضای مذاکره حاکم باشد خوانایی دارد و نه نشانی از امادگی برای پذیرفتن چنین اشخاصی و جریاناتی در ساختار قدرت ولو بعنوان چرخ پنجم و بصورت صوری.

رژیم نمایندگان خودش را نه با قصد مصالحه بلکه بقصد فریب افکار عمومی مردم سوریه و جهان به این مذاکره فرستاده است. رژیم از سویی وعده وعید های سر خرمن و مداراگری میدهد ولی از سوی دیگر، رئیس هئیت نمایندگیش با این رفتار تحریک آمیزانه( پروواکاتیو)، بمباران شدید مناطق تحت کنترل آنها، در حالیکه که قرار داد آتش بس با آنها امضاء نموده؛ آنها را وامیدارد که به مذاکرات پشت کنند و در نگاه جهانیان و مردم سوریه مسئول شکست مذاکره معرفی شوند. رفتار رژیم و وعده های آن برای گشایش فضای سیاسی را میتوان به خواستگاری رفتن کسی تشبیه کرد که در همان برخورد اول به طرف میگوید حجب ریخت اکبیری داری!

ولی؛ نه حیله گری رژیم اسد بدینجا ختم میشود  و نه این تاکتیک حیله گرانه به رژیم سوریه محدود میماند. سرگی لاوروف وزیر خارجه روسیه همین حرفهای جعفری را با عبارتی مشابه تکرار و همان موضع را او را در این مورد اتخاذ میکند. نهارنت* ساعاتی پیش سخنان لاوروف را درج کرده است. او میگوید:” احتمالاً آنها با ترک مذاکره فقط خودشان ضرر میکنند.” … ” اگر آنها میخواهند بزور چنین التیماتومهایی که انتظار تسلیم شدن دیگران را بدانها دارند شرکت خود را در مذاکرات تأمین کنند، این امر مسئله ساز میشود.” .. ” حدس ما اینست که بخشی از این مذاکره کنندگان بقصد بلوف به مذاکره پیوسته اند.” نیازی نیست که دنبال آنان بدویم. آدم باید با آنهایی کار کندکه آماده اند به وظیفه اشان فکر کنند؛ نه به آنچه حامیان خارجی اشان را راضی میکند، با آنهایی که به سرنوشت مملکتشان فکر میکنند.”

کلمه بکلمه این حرفهای لاوروف تفسیر بردار است. ولی فکر نمیکنم خواننده حوصله تفسیری طولانی از این حرفها را داشته باشد و منهم توانایی اینهمه وقت گذاردن را ندارم. میتوان روی این حرفها فکر کرد.

ولی این حرفهای تلویحی لاوروف و جعفری مبنی بر اینکه باید مذاکرات را ادامه داد و با آنهایی که مناسبند و زبان فهم هستند مذاکره کرد، نیاز به سابقه کاوی دارد.

از همان روزهای نخست انقلاب، که با جنبش میلیونی اعتراضی و خود بخودی(بدون رهبری) مردم، مانند دیگر کشورهای استبداد زده عربی آغاز گردید، رژیم به کمک عوامل نفوذی و امنیتی خود تا آنجا که میتوانست در آن اخلال کرد، کوشید شعار های اختلاف انگیز و افتراق آمیز را در آن تزریق کند ولی بخاطر روشنی شعارهای محوری که فقط علیه رژیم بودند ونقش متحد کننده مراکز مذهبی در این اعتراضات سیاسی و قدرت و وسعت مردمی آن نتوانست آنرا از درون تسخیر و مصادره کند.

با اوج گیری جنبش اعتراضی مردم، سرو کله چهره هایی روشنفکری سیاسی مخالف رژیم پیدا شد و کشورهای منطقه هم هر کدام سعی کردند از گروهی یا شخصیتی حمایت کنند و رژیم هم در این فضا کوشید موازی سازی اپوزیسیونی خود را بکند.

یکی از خرابکاریهای بجا مانده ایی که شد این بود که در این تشکیلات اپوزیسیونی برای مصالحه بین شخصیت ها و جریانات گوناگون آن، مقرر شد هر ۶ ماه یکبار یکنفر رئیس (شورای انقلاب ) شود. چنین رویکردی به رهبری سازی سیاسی، آنهم در مملکتی جهان سومی و عقب مانده، عملاً اخته کردن پیشاپیش  اتوریته و اشتهار رهبری است. زیرا برای رهبری یک جنبش انقلابی، مخصوصاً در آنجا که: تشکیلات مدنی، حزبی و جبهه ایی ضعیف است، ماندگاری و چهره سازی از شخصیت رهبری و ایجاد احترام برای او در بین توده هوادار و مردم یک اصل اولیه است. صد البته از این حکم نباید نتیجه گرفت که رهبری سازی هم یک امر مهندسی است و میتوان شنل رهبری را به دلخواه روی شانه هرکسی آویخت. در هر جنبشی چهره های رهبری کننده ظاهر میشوند و بالابردن منطقی آنها بخشی از مبارزه انقلابی است.

نتیجتاً در چنین فضای تفرقه آمیزی؛ یک کنفرانس از اپوزیسون در پاریس، دیگری در نیکوزیا، سومی یکی در استانبول و  چهارمی در آنکارا برگزار شدند که همه داعیه رهبری جنبش را داشند خیلی از افراد انها هم خارج نشینیانی بودن که چند دهه رنگ مملکت را ندیده بودند. این کنفرانسها، هریک چند بار تکرار شدند تا اینکه بالاخره  استخواندار ترین آنها که از حمایت ارتش تازه شکل گرفته آزاد سوریهFSA  (الجیش السوری الحر Free Syrian Army) برخوردار بود برسمیت شناخته شد که مورد حمایت غیر مستقیم دول اروپایی و آمریکا هم واقع گردید.

پس از شکل گرفتن این اپوزیسون که هم رهبری سیاسی داشت، هم مشروعیت بین المللی و هم بازوی نظامی؛ روزی من(نویسنده این یاداشت) دیدم همه رسانه های دنیا( و اگر میگویم همه، اغراق نمیگویم)، از، الشرق الاوسط  گرفته تا نهار نت، دیلی استار(لبنان) حریت ترکیه که همه طرفدار اپوزیسیون سوریه هم هستند تا روزنامه های مهم اروپایی مانند گاردین، دیلی تلگراف و از همه مهمتر سایت های نیمه رسمی حکومتی خودمان مثل تابناک (شاید هم در آنموقع بازتاب) از نشست فراگیر اپوزیسیون برونمرزی و درونمرزی (اپوزیوسیون تحمل شده)، در مسکو با شرکت نمایندگان رژیم خبر داده بودند. برای من این خبر مانند این بود که کسی بگوید تعدادی گرگ و گوسنفد و روباه و شغال مرغ و خروس و اردک را در یک طویله مشترک جا داده است.

با توجه به خشونت استبدادی فزون از حد رژیم اسد؛ بنظر من چنین کنفرانسی با چنان اپوزیسیون درنمرزی خنده آور و از ان بیشتر سرگیجه آور بود ولی از طرف دیگر، حد اقل برای یکروز، فکر کردم که مگر میشود اینهمه رسانه اشتباه کنند! با خود میگفتم یکجورهای من در اشتباه هستم! ولی واقعیت این بود که این رسانه های نان بنرخ روز خور، در فردای این کنفرانس که بهوش امدند و درک کردند توسط دستگاههای اطلاعاتی روسیه، رژیم اسد، ایران و حزب الله سرکار گذاشته شده اند، حد اقل برای اینکه بار دیگر مردم گول نخورند، اعتراف نکردند که در یک تله کثیف دیس اینفرماتیو(گمراه سازی اطلاعاتی ) افتاده بوده اند.

آن کنفرانس که اپوزیسیون برونمرزی شرکت کننده در آن عبارت از مشتی کسبه سیاسی یا توابان سیاسی بودند، زودتر از آنچه گمان میرفت سر زا رفت. من کلیپ خبری تلویزیونی دیدار این اپوزیسیون سوری با ولادیمیر پوتین را دیدم. آن سرگرد ک گ ب اینقدر شعور اطلاعاتی نداشت تا اقلاً در ظاهر با چنان احترامی با این سران اپوزیسیون برخورد کند که با آن پیش زمینه تبلیغاتی جور دراید. من فکر میکنم رفتار پوتین با آبدار چی دفی خود بهتر از آنچه با این اپوزیسیون رفتار کرذ رفتار میکند. تمام حرکات او مانند کسی بود که بزور مجبور به اجرای یک نقش حقیرانه و کثیف در یک سناریوی زشت شده است.  

ولی این شکست مانع از آن نشد که رژیم پوتین و شرکای ایرانی آن این سناریو را با جرح تعدیلهایی پی نگیرند و چند بار دیگر تکرار نکنند. زمانی نگذشت که دولت ایران همین سناریو را با تیتر و آوازه زیاد با عنوان کنفرانس فراگیر معارضین سوری و نمایندگان دولت سوریه در تهران برگزار کرد. بیراه نیست اگر تصور شود، آنهایی که برای این کنفرانس به تهران آمده بودند، انگیزه ایی جز یک مسافرت مفت، پذیرایی مفت، احتمالاً دریافت یک پاداشت نقدی، انگیزه دیگری برای کار داشته اند فقط ساده لوحی است. هیچکدام از آنها در موقعتی نبودند که بشود بدانها حتی عناصر سیاسی نام نهاد تا چه رسد به اپوزیسیون یا بقول رسانه های ایران (معارضین سوری).

بنظر من توپ پُر بشار جعفری و لاوروف در مذاکرات جاری ژنو حاکی از تدارکی جدیتر برای تکرار همان سناریوی بارها شکست خورده موازی سازی برای اپوزیسیون اصلی سوریه  در گذشته است که احتمالاً با بازیگران جدیدی به صحنه میآید.

در آغاز طرح برگزاری و تدارک مذاکرات ژنو؛ روسیه اصرار زیادی داشت که سازمان کردهای سوریه  YPG (که با رژیم اسد هماهنگی عملیاتی دارد)، نیز در مذاکرات شرکت کند که نه اپوزیسیون اصلی پذیرفت و نه ترکیه بعنوان یکی از حامیان مذاکرات. روسیه همچنان اصرار داشت و دارد که جناحهایی از اپوزیسیون درونمرزی هم شرکت کند که باز هم اپوزیسیون اصلی نپذیرفت.

بنظر من ترک کنفرانس تحت تأثیر تحریکات هدفمند هیئت نمایندگی رژیم اسد و شخص بشار جعفری و بخاطر ادامه بمبارانها و آزاد نکردن زندانیان  از طرف کمیته عالی مذاکرات (اپوزیسیون اصلی)  خطا بوده است، آنها واکنشی را نشان داده اند که بشار جعفری میخواسته است، رژیم اسد و روسیه و شرکاء موقع را غنیمت دانسته اند که مهره های دست آموز خود را به میز مذاکراه بکشانند و با تبلغیات وسیع آنها را حد اقل به مردم خود سوریه بعنوان مخالفین رژیم که بخاطر خاتمه دادن به جنگ داخلی حاضر به مصالحه مرضی الطرفین با رژیم هستند قالب کنند. اگر محمد علوش قدری مانند الجعفری سابقه و پاچه ورمالیدگی دیپلماتیک داشت باید در جواب ایراد گیری به ریشش؛ آنچنانکه  فقط  خود او بشنود میگفت: ـ من این ریش را گذارده ام تا پس از سقوط رژیم چاک سینه  زن تو و زن خوشگل بشار اسد را با آن غلغلک بدهم.

سون تسو میگوید: یک ژنرال زبر دست و ماهر با حرکات تحریک آمیز خود کاری میکند که ژنرال دشمن از  فرط عصبانیت  تا ان اندازه ازکوره بدر رود که بحال جنون دوچار شود. آنوقت است که میتواند ضربه را وارد کند. ( از هنر جنگ نقل بمضمون)

چنین بنظر میرسد که در مذاکرات جاری ژنو؛ این الجعفری بود که رهنمود سون تسو را ماهرانه بکار بست. ولی این مهارت دیپلماتیک، اوضاع میدانی صحنه جنگ را تغیر نمیدهد. رژیم اسد با مردم مناطق تحت کنترل اپوزیسیون همان کاری را میکند که طالبان در افغانسان. هدف؛ کلافه کردن مردم است تا از پشتیانی اپوزیسیون دست بردارند. هدف آواره کردن دهها میلیون انسان است که کسی در سرزمینهای مترک مانده باقی نماند تا با رژیم و نیروهای آن بجنگد، هدف ایجاد موج میلیونی مهاجر جنگ زده  بسوی اروپا است تا دول اروپایی را به تسلیم وادارد تا از حمایت اپوزیسیون دست بردارند.

سخن آخر اینکه سیاست بشار اسد یک مدلی از سرکوب سیاسی است که پیش ساخت آن در ایران ما و روسیه وجود دارد. رژیم حاکم بر ایران در صورت روبرو شدن با اعتراض مردم همان سیاستی را در پیش خواهد گرفت که بشار اسد در سوریه در پیش گرفته است و برای آن مهم نیست تمام مملکت کاملاً ویران گردد. برای آن مهم نیست حتی بیش از نیمی از جمعیت را قتل عام کند و فقط کافیست آن میزان را بگذارد  زنده بمانند که حکومت شدنی و لازم هستند نه متمرد و معترض!

آنها که  تصور و تصویری غیر از این، از رژیم دارند، رژیم را نشناخته اند.

ولی همه این حرفها نه تنها ضرورت پیکار درست سیاسی را نفی نمیکنند، بلکه هرچه در عرصه سیاسی بهتر و بیشتر کار شود از قدرت ویرانگری و کشتار رژیم کاسته میگردد. این یک الف بای پیکار برای تغیرات سیاسی است.

…………………………………………………..

*

‘No One Loses’ from Main Syria Opposition Group Leaving Talks, Says Russia

W460

by Naharnet Newsdesk 1 hour ago

Key regime backer Russia on Friday downplayed the significance of the departure of Syria’s main opposition group from U.N.-brokered peace talks in Geneva earlier this week.

“Probably no one loses but them if they leave the negotiations,” Russian Foreign Minister Sergei Lavrov said on a visit to Armenia, referring to the opposition High Negotiations Committee (HNC).

The HNC earlier this week halted its formal participation in the round of talks that began in Geneva on April 13 in frustration over surging violence on the ground.

“If they want to secure their participation only at the expense of ultimatums with which everyone needs to agree then this is their problem,” Lavrov said.

He said that the task of U.N. envoy Staffan de Mistura was to deal with the “entire spectrum of the opposition.”

“If some part of this spectrum wants to throw tantrums, be our guest,” Lavrov said.

“No need to run after them. You have to work with those who are ready to think about their career, not about how to ‘please’ their foreign sponsors but those who are ready to think about the fate of their country.”

“So I believe this is the process of making the Syria talks healthier.”

Lavrov noted that several opposition figures had split from the HNC group and that Russia would welcome their participation in the talks as independent entities.

Russia has frowned upon the fact that several hardline groups including the Jaish al-Islam (Army of Islam) are members of the HNC, saying there is little difference between them and Islamic State jihadists.

No Comments