چشم ما ملت کور! آن ۲ میلیارد دلار نوش جان آمریکائیها

Share Button

ولی در حاشیه این محکومیت ایران نکته ایی هست که وجدان کرخت و حکومتی شده ما آنرا نه میبیند و نه میخواهد ببیند و نه حتی میخواهد بدان فکر کند. این نکته، اینست که در آنروزی که سردمداران تروریست رژیم با زبان ایماء و اشاره که در پرده خودنماییهای تروریستی رجز خوانی میکردند و با زبان ایماء به هنر و توانشان در انجام این گونه عملیات فرامرزی تروریستی مباحات میکردند و به مخاطبین خود با اشاره پیام  میدادند؛ که بله این مائیم! و از قدرت سربازان امام زمانی خود در شکار(همین پارسال)و کشتن مبارزان بلوچ در آنسوی مرز یا ترور مخالفین رژیم و یا ربودن آنها داد سخن میدادند، در کدامیک از این موارد؛ ما! نه مردم عادی و هواداران رژیم “ما!” سیاسیون رنگارنگ یا مدعیان حقوق بشر در کشورمان حتی یکبار به این عملیات تروریستی اعتراض کردیم؟

غرامت ۲ میلیارد دلاری برای عملی تروریستی که روزی بدان افتخار میشد 

دو روز پیش یک دادگاه فدرال آمریکا حکم داد که ۲ میلیارد دلار از ذخایر ارزی بلوکه شده ایران برداشت شود تا به قربانیان بمبگذاری  تروریستی حکومتی اسلامی ما در بیروت در ۱۹۸۳پرداخت گردد.

عوامل برون مرزی رژیم، تحت نام گروه تا آنروز ناشناخته ای بنام جهاد اسلامی، دو کامیون انباشته از مواد انفجاری را بسوی اقامتگاه سربازان آمریکایی و نظامیان صلحبان فرانسوی رانده و آنها را منفجر کردند که منجر به کشته شدن ۲۴۱ سرباز آمریکایی، ۵۸ صلحبان فرانسوی و ۶ غیر نظامی و “شهادت” خودِ آن ۲ بمبگذار انتحاری گردید.

بعید نیست که پس از این حکم ۲ میلیارد دلاری، احکام  مشابه دیگری هم، از جمله در رابطه با دو  فقره انفجار تروریستی در بوئرس آیرس پایتخت آرژانتین، یکی درمارس ۱۹۹۲ مقابل سفارت اسرائیل و دیگری در جولای ۱۹۹۴، مقابل مقر انجمن یهودیان آرژانتین صادر گردد. عمل تروریستی اول علیه سفارت اسرائیل، ۲۹ نفر کشته و  ۲۴۲ زخمی از خود بجای گذاشت. در عمل تروریستی دوم علیه انجمن یهودیان ۸۵ نفر کشته و صدها نفر زخمی شدند.

من فرض را بر این میگیرم که دولت صهیونیستی اسرائیل بد و تجاوزگر است. چگونه از این حکم بدوی میتوان توجیه شرعی یا اخلاقی و مجوز گرفت که یهودیانی را که معلوم نیست اساساً با رژیم خود خوب باشند یانه، سیاسی باشند یانه؟ صهیونیست باشند یانه، در معرض عمل تروریستی کور قرار داد بجرم اینکه یهودیند و چون یهودیند پس متجاوز هستند. گناه چنین افرادی صهیونیست بودن و تجاوزگری آنان نیست چونکه معلوم نیست آنها کیستند و چیستند، بلکه جرمشان یهودی بودن آنهاست. کما اینکه هر مسلمان ایرانی هم بصرف ایرانی یا مسلمان بودن همفکر و مدافع رژیم نیست.

بله! حتی با مفروض دانستن آن حکم بدوی، اگر رژیم خامنه ایی میتوانست نتانیاهو یا دیگر رهبران لیکود و دولت اسرائیل را ترور کند میشد گفت یک یا چند شخصیت تجاوزگر صهیونیستی را ترور کرده است. ولی این دو عمل تروریستی نه علیه دشمن صهیونیستی بلکه علیه یهودیان عادی انجام شده است که یا برای مراسمی به انجمن دینی و قومی خود رفته بوده اند و یا کارمندان سفارت و حتی عابرین عادی و غیر یهود بوده اند.  یهودیانی که در پایتخت آرژانتین کشته شدند، مثل همان یهودیانی هستند یا بوده اند که هزاران سال درکنار و درجمع ملت ما (البته قبل از روی کار آمدن حکومت اسلامی) بعنوان ایرانی در ایران زندگی کرده بودند و در جشنها و عزاهایمان شرکت میکردند.

عمل تروریستی رژیم در بیروت مانند همان عملبات انتحاریست که داعش در بازارها و مراکز تجمع مردم عادی انجام میدهد و مردم عادی را میکُشد و لت و پاره میکند. داعش با حکومت ها نمیجنگد بلکه با همان مردمی که ساده دلانه مسلمان هستند میجنگد.

یهودی کُشی ارثیه سیاسی ننگین نازیسم است در حالیکه صهیونیست کُشی (با درست یا غلط بودن آنهم در اینجا کاری ندارم) ارثیه ناسیونالیسم عربی و پان اسلامیسم در خاور میانه است که پرچم زمین افتاده آن، امروز دیگربدست مقام معظم رهبری ملت بدبخت ما و نظامیگران سپاه ما افتاده است.

اگر صهیونیست کشی میتوانست در روزگار برو برو و رونق گفتمان پان عربیسم و پان اسلامیسم و اسرائیل ستیزی برای تروریستهایی از قماش کارلوس، جرج حبش، نایب حواتمه و.. ، شهرتی گذار ایجاد کند، امروز دیگر کسی برای موشک پرانیهای جهاد اسلامی و حماس بداخل اسرائیل هورا نمیکشد که هیچ، بلکه حتی بخش بزرگی از مردم فلسطین هم از این موشک پرانیها ابراز خوشحالی نمیکنند تا چه رسد به دیگر مردم منطقه از اردن گرفته تا مصر و سوریه و .. .

انفجار مقابل خوابگاه نظامیان آمریکا و صلحبانان فرانسوی نیز از همین طراز فوق است. یک سرباز آمریکایی همان خدمتی را طبق قانون میکند که یک سرباز ایرانی و یا سوئدی. سربازان کشته شده در بیروت نه در سنگر و مقابل این تروریستها بلکه در خوابگاه خود بودند و مأموریت جنگی هم نداشته بودند.

خدمت وظیفه امری نیست که جوانانی با تفکر متعارف بتوانند یا بخود اجازه بدهند از زیر بار آن شانه خالی کنند. بنا بر این منفجر کردن یک خوابگاه نظامی و کشتن سربازان بخواب رفته در آن که هیچ وظیفه جنگی انجام نمیداده اند نیز یک جنایت ضد بشری است زیرا از همه چیز گذشته، هیچ معلوم نیست، آن سربازی که برای یک دوره مأموریت محدود و به انگیزه اینکه قدری بیشتر حقوق بگیرد به بیروت آمده بوده است، اساساً چگونه آدمی با چه طرز تفکری بوده است.[ من در این سوئد همکاران زیادی داشته ام که اکثراً بدون کمترین جهتگیری سیاسی، فقط به عشق خارج گذران کردن و پول بیشتر گرفتن تلاش داشته اند که در واحد های نظامی صلحبانان سوئد در همین لبنان یا افغانستان و عراق خدمت کنند.]

در جریان جنگ ویتنام، میلونها آمریکایی از جمله بیل کلینتون رئیس جمهور سابق، جان کری وزیر خارجه کنونی در فعالیتهای ضد جنگ ویتنام شرکت داشته اند! آیا قابل تصور بوده و میتواند باشد که جبهه آزادیبخش ویتنام یا دولت ویتنام شمالی که نفراتشان در جبهه های جنگ با همین تیب سربازان هم درگیر میشده  و همدیگر را میکشته اند، در یک مرکز تجارتی، مرکزخرید یا فرهنگی، سیاسی یا مذهبی بمب بگذارند و  همین تیپ آدمها را هم که نقطه نظر مشترکی با حکومت خود ندارند را بکشند؟

عملیات تروریستی مدیریت و فرماندهی شده توسط رهبری ایران به این ۳ مورد بوئس آیرس و بیروت ختم نمیشوند. همین ۲ ـ ۳ سال پیش عوامل ایران در بلغارستان و هند و قبرس دست به ترورهای جدیدی علیه یهودیان زدند که تکلیف پرونده آنها بعدها روشن خواهد شد. معلوم نیست حکومت ولایی ما چند ده میلیارد دلار دیگر باید بابت غرامت هفت تیرکشیهای مستانه خود و نظامیگران عاشق انفجار و ترور و تهدید سپاه خویش بپردازد؟

ملت ایران نه تنها نباید از این گونه احکام غرامت میلیارد دلاری حکومت خود بهیچوجه ناراحت نگردد بلکه باید شاد هم باشد زیرا اگر این پولها به خانواده قربانیان ترورهای رژیم حاکم بر میهنمان پرداخت نشوند، یا سر از جیب گشاد سران سپاه، اطرافیان مقام عظما و یا بابک زنجانیها در می آورند. و اگر همه این پولها بجیب اینها هم نرود سر از بیروت، دمشق، صنعا و غزه در می آورند تا، یا بمزدوران نظامی و ملت کُش بشار اسد و حوثیهای یمن پرداخت شوند و یا صرف حقوق هزاران شبه نظامی حزب الله در لبنان گردند و یا صرف باز سازی ویرانیهای غزه و بیروت و سوریه و  حتی مخارج جهیزه برای نفرات حزب الله  و انصارلله و … .

ولی در حاشیه این محکومیت ایران نکته ایی هست که وجدان کرخت و حکومتی شده ما آنرا نه میبیند و نه میخواهد ببیند و نه حتی میخواهد بدان فکر کند. این نکته، اینست که در آنروزی که سردمداران تروریست رژیم با زبان ایماء و اشاره که در پرده خودنماییهای تروریستی رجز خوانی میکردند و با زبان ایماء به هنر و توانشان در انجام این گونه عملیات فرامرزی تروریستی مباحات میکردند و به مخاطبین خود با اشاره پیام  میدادند؛ که بله این مائیم! و از قدرت سربازان امام زمانی خود در شکار(همین پارسال)و کشتن مبارزان بلوچ در آنسوی مرز یا ترور مخالفین رژیم و یا ربودن آنها داد سخن میدادند، در کدامیک از این موارد؛ ما! نه مردم عادی و هواداران رژیم “ما!” سیاسیون رنگارنگ یا مدعیان حقوق بشر در کشورمان حتی یکبار به این عملیات تروریستی اعتراض کردیم؟

چقدر ما ایرانیان در نفرت انگیز بودن جنایت برجهای نیویورک با خانواده آن قریب ۴ هزار قربانی ترور القاعده با مردم آمریکا همدری نشان دادیم؟ آیا تعداد شادی کنندگان از آن جنایت در میهن ما بیشتر بود یا همدردی کنندگان با خانواده قربانیان آن و ملت آمریکا؟

آری به این دلایل پیش شمرده شده، من با وجدانی آسوده میگویم این ۲ میلیارد دلار غرامت قربانبان ترور بیروت، نوش جان خانواده های آن قربانیان باد!

این پول از جیب ملت ایران پرداخت نشده، زیرا که جیب ملت ایران از این پولها خالیست، بلکه از کیسه رهبر و بیت رهبری و هئیت حاکمه ایران پرداخت شده که همه مملکت را به تیول شخصی و مایملک خود تبدیل کرده اند.

خبرگزاری روئتیرز گزارشی دارد که نوشته رهبری ایران سید علی خامنه ایی این عمل دادگاه آمریکا را دزدی نامیده است! من بعنوان یک ایرانی حتی اگر صدور آن حکم را عملی دزدی بدانم، این دزدی آمریکایی را از سرقت زورگیرانه دستگاه حاکم و زوربگیران و اختلاسگران و دزدان رژیم  از مردم خودمان تحمل پذیرتر میدانم. بگذار مقام عظما بخاطر رفتن این پول از کیسه مبارکشان بسوزند و هرچه میخواهند آمریکا و آن دادگاه را دزد خطاب کنند.

حرف آخر اینکه ما مردم و ملت ایران چه بخواهیم و چه نخواهیم تا آنجا که به تروریسم رژیم، به مداخله آن در سوریه و کمک به رژیم اسد و.. ،اعتراض نمیکینم و در این موارد خاموشی برمیگزنیم شریک جرم رژیم هستیم. و به این دلیل هم، حق اعتراض به آن چنان دادگاه و احکام  مشابه آن، در دادگاههای آینده را نباید بخود بدهیم!

No Comments