عارف یا لاریجانی؟ کدام یک رئیس میشوند

Share Button

و اما در فضای گرد و خاکی این میدان انتخاباتی شبیخون خاموش نیروهای پادگانی، جریان سازی موازی آنها و بنام اصلاحطلبی و شخصیت سازی برای رهبری اصلاحات، بنحوی که در طی یک دوره مجلس با تکرار و تبلیغ همه جانبه، بتدریج آقای محمد رضا عارف لیدر اصلی اصلاحات شده و تمام ارث و میراث سیاسی مثبت و مردمی آنها را متصرف شود هم از معرض دیدها برکنار ماند. اگر کسی هم  در اردوی اصلاحطلبان متوجه این خزش آهسته و شبیخون وار اصلاحطلبی مصادره گشته شده باشد، چه به سائقه مصلحت طلبی سیاسی، چه بخاطر اینکه خود اصلاحطلبان زیر گواهینامه اصلاحطلبی این جریان پادگانی، بنام اصلاحات را امضاء کرده بوده اند، به آسانی نمیتوانسنند منکر پرچمداری این نوپرچمداران اصلاحات بشوند که آنها آنرا دیگر رها نخواهند کرد.

محمد رضاعارف رئیس فراکسیون امید و اصلاحات، در یک مصاحبه بسیار طولانی با شرق با عنوان «به زدو بندهای غیر شفاف تعامل نمی گوئیم» به تلویح یا به تصریح راجع به صلاحیت خود برای ریاست مجلس این دوره؛ با قرار داشتن در سرلیست  انتخاباتی اصلاحطلبان و رئیس فراکسیون آنان در این دوره بودن، داد سخن داده است که من آنرا از سایت سحام نیوز گرفته و در زیر کپی کردده ام.

او در این مصاحبهِ پرگویانه و درعین حال  هیچگویانه، با پرگوئی از اشاره ای جدی یا توضیحی قابل درک برای خواننده تا بداند تفاوت او ـ ی اصلاحطلب با لاریجانی اصولگراچیست؟ بدست نداده است.

در این مصاحبه او فقط بطور مجمل و اشاره بسیار کلی به تفاوت رویکرد اصلاحطلبانه با اصولگرایانه در دو موردِ حقوق افراد و مسئله فرهنگی اشاره میکند بدون اینکه نظر خود را راجع به این تفاوت مشخص و باز کند تا خواننده بداند که تفاوت نگاه عارف اصلاحطلب با لاریجانی اصولگرا در این دو مسئله چیست. در تمام این مصاحبه حتی یک کلام راجع به مسئله حصرها که او بهنگام فعالیت انتخاباتی خود وعده پیگری آنرا در صورت برنده شدن داده بود نکرده است او حتی یک کلام راجع به برجام داخلی و تنش زدایی داخلی، آزادی رسانه ایی، آزادی فعالیت انجمنها و اجتماعات صنفی، حقوق دگر اندیشان، مسئله زنان و جوانان، رعایت حقوق زندانیان سیاسی و.. ؛ در این مصاحبه برزبان نرانده است. او درعوض دهها بار اصلاحطلب ـ اصلاحطلب کرده است که آدم از تکرار این کلمه و تعریف آن در برابر اصولگرایی یاد یک داستان در سفرنامه گالیور  میافتد. تیتر داستان یادم نیست ولی گالیور در سفر خود به دو ده میرسد که  اهالی آنها با هم جنگ و \در کشتگی داشته و هرساله در این جنگها کلی کشته و زخمی از همدیگر بجا میگذاشته اند. دشمنی تاریخی مردم این دو ده بر سر این بوده که یکی از آنها معتقد بوده است که تخم مرغ را باید از سرشکست و دیگری معتقد بوده که تخم مرغ را باید از ته شکست.

تا آنجا که به تفاوت نگاه سیاسی موضوع این مصاحبه مربوط میشود، تفاوتی بیش از مشابه آنچه در سفرنامه گالیور، بین مردم آندو ده بود است در آن دیده بچشم نمیخورد. ولی اگر حتی تفاوتی هم میبود، حد اقل من بعنوان نگارنده این یادداشت، آنرا جدی نمیگرفتم زیراکه، چه آقای لاریجانی چه آقای عارف هردو نوکر خان هستند و نه نوکر بادمجان*.

ولی علیرغم این همجنس و همگون بینی این دو نامزد ریاست مجلس، اگر من بعنوان کسی که از لیست امید در این انتخابات، بطور نوشتاری و قلمی پشتیبانی کرده است حق رأی میداشتم، قطعاْ رأی خود را به لاریجانی اصولگرا میدادم زیرا اصولگرایی لاریجانی را تا حدود زیادی اصیل و بنیادی میدانم در حالیکه اصلاحطلبی آقای محمد رضا عارف را عاریه ایی میدانم.

طی یکسال گذشته، این محافل امنیتی پادگانی بوده اند که با درج تکراری اظهار نظرها و  نسبت و نسب سازی اصلاحطلبی آقای عارف، وی را بعنوان چهره شاخص اطلاحطلبی به خود اصلاحطلبان و لایه های سیاسی جامعه حقنه کرده اند. و البته اینرا باید اضافه کنم که اطلاحطلبان بدلایل گوناگون کاری جز این نمیتوانستند انجام دهند. آنها نمیتوانستند منکر اصلاحطلبی معاون  رئیس جمهور اصلاحات شوند.

آقای خاتمی و اصلاحطلبان با فشار روی عارف تا از نامزدی خود در برای حسن روحانی اصولگرا، در انتخابات ریاست جمهوری ۹۲ منصرف شود خود را وامدار وی کرده بودند. ولی از همه اینها گذشته بخش عمده اصلاحطلبان و بخش قاطع سبزها و تحول طلبان، از موضع «چهکسی» انتخاب نشود در انتخابات ۹۴ مجلس شرکت کردند و برای  اکثریت شرکت کنندگان مدافع اصلاحطلبان کمترین اهمیتی نداشت «چهکسی» انتخاب شود. همینکه مهره های مورد نظر ستاد استبداد انتخاب نشوند مهم بود و بهمین دلیل هم بود که تأکید جبهه اصلاحطلبان بر ویژگی سلبی بودن مشارکت بود و نه ایجابی بودن آن.

ولی حال که لیست امید و اصلاحات برنده شده و اکثریت کرسیهای را برده است،  البته طبیعیست اگر از طریق همینها که با آرای سلبی راهی مجلس شده اند بشود امتیازاتی از رژیم گرفت. چه بهتر از این! رقابت بین لاریجانی و عارف برای ریاست مجلس را باید از این منظر دید.

اما قضیه بهمین سادگیها که در ظاهر امر بنظر میرسد هم نیست و بهمینجا تمام نمیشود. بنظر من نیروهایی پادگانی و ستاد استبداد هم در این انتخابات استراتژی خود را داشته اند که تا حدود بسیار زیادی هم برنده شده است. منتها از آنجائیکه تمرکز نگاه به جنبه تاکتیکی برد و باخت در این انتخابات بوده این تمرکز مانع از دیدن وجوه استراتٰژیک آن  از سوی اصلاحطلبان گشته است.

پیروزی استراتژیک لیست مشترک اصلاحطلبان و امید، در این بود که دریده ترین جناح حاکمیت را حد اقل در عرصه حقوقی قدرت، ضرب فنی کرده بخاک نشاند؛ حداد عادلها را در انتخابات مجلس و مصباحها را در خبرگان حذف کرد که این شکست آنها را باید شکست گفتمان خشونت و سرکوب حاکم گرفت نه شکستِ چند فرد یا یک جریان خاص. ضربه این شکست استراتژیک برای کلیت رژیم و ستاد استبدادُ ضربه ایی خُرد کننده بود که هنوز از سرگیجه ناشی از آن خارج نشده اند.

ولی اینکه مشارکت سبزها، نیروهای تحول طلب و بخش عمده اصلاحطلبان در این دو انتخابات سلبی بود نباید مانع از این شود که نباید انتظاری از نمایندگان انتخاب شده داشت و نباید به آنها برای انجام وعده های انتخاباتی اشان فشار وارد کرد.

و اما در فضای گرد و خاکی این میدان انتخاباتی شبیخون خاموش نیروهای پادگانی، جریان سازی موازی آنها و بنام اصلاحطلبی و شخصیت سازی برای رهبری اصلاحات، بنحوی که در طی یک دوره مجلس با تکرار و تبلیغ همه جانبه، بتدریج آقای محمد رضا عارف لیدر اصلی اصلاحات شده و تمام ارث و میراث سیاسی مثبت و مردمی آنها را متصرف شود هم از معرض دیدها برکنار ماند. اگر کسی هم  در اردوی اصلاحطلبان متوجه این خزش آهسته و شبیخون وار اصلاحطلبی مصادره گشته شده باشد، چه به سائقه مصلحت طلبی سیاسی، چه بخاطر اینکه خود اصلاحطلبان زیر گواهینامه اصلاحطلبی این جریان پادگانی، بنام اصلاحات را امضاء کرده بوده اند، به آسانی نمیتوانسنند منکر پرچمداری این نوپرچمداران اصلاحات بشوند که آنها آنرا دیگر رها نخواهند کرد.

علیرضا محجوب دبیر مادام العمر خانه کارگر، کواکبی لیدر حزب به اصطلاح مردم سالاری و پیشاپیش آنها آقای عارف تا آنجا که من میشناسم و تا آنجا که بخود اجازه ارزیابی میدهم، مهره های پادگانی و استراتژیک هستند که برای حذف بدنه اصلی و اصیل اصلاحطلبی و مدعی سازی برای آن، در عرصه سیاسی کشور کارگذارده شده اند تا بعنوان جریان عمده و اصلی اصلاحطلبی در آینده بتوانند تعین کنند معیار های اصلاحطلبی کدامند و چه کسانی اصلاحطلب هستند و چه کسانی نیستند. اینرا میتوان یک کودتای خزیده علیه اصلاحطلبان دانست.

و اما چرا ستاد استبداد بدنبال این موازی سازی و مصادره به مطلوب گفتمان و جنبش اصلااحات است؟ خیلی ساده! رژیم میداند با مهره های کپک زده سیاسی باندهای مافیایی تاریخ گذشته امروز نمیتواند کیان نظام ولایی خود را جفظ کند. این نیروهای ضد تاریخی باری سنگین روی شانه های نظام هستن که باید جای خود را به نیروهایی تازه نفس و شکل و شمایل سیاسی بهتری بدهند که هم در درون جامعه و هم درجهان نام و آوازه دیگری دارند و داشته باشند.

مثلی هست که میگوید باید با دست دیگران یا دشمن افعی گرفت. این مثال تا حدودی بیان اصلاحطلب بودن آقای محمدرضا عارف است که نیروهای پادگانی پس از شکستشان در لانسه کردن صادق خرازی و حزب ندای ایرانیان او بعنوان یک چهره شاخص اصلاحطلب، او را با مهندسی و برنامه بهتری به میدان سیاست کشور فرستادند و اصلاحطلبان هم که مست پیروزی خود، در سلبی کردن انتخابات شده بودند ذیل گواهینامه اصلاحطلبی این مهره پادگانی  را امضاء کردند، بدون اینکه بفردایی فکر کنند که میراث جنبش خویش را به این محللهای ناتوئی به امانت داده اند که انرا \س نخواهد داد. به روزی که این محلل زبل شوهر اصلی خاتون خواهد شد و خواجه را با اردنگی از درب خانه بیرون خواهد انداخت.

موازی سازی از تهران تا دمشق و بغداد یک خط راهبردی برای رژیم است که آنرا به بغداد و دمشق هم امتداد داده است. در دمشق رژیم نمیخواهد و نخواسته است با اپوزیسیون اصلی  اصیل مذاکره کند. در آنجا تلاشهای زیادی شده و میشود تا اپوزیسیون دست آموز و اهلی، چون حیوانات سیرک ساخته و تربیت شوند که نقش اپوزیسیون اصلی و اصیل را بازی کنند.

خلاصه اینکه بنظر من در همین مجلس سلبی با وکلای سلبی، رئیس مجلس شدن کسی مانند لاریجانی که حد اقل بخشی نوکر بادمجان و بخشی نوکر خان است بر عارفی که مهره استراتژیک ستاد استبداد و دربست نوکر خان میباشد ترجیح دارد.

این راهم اضافه کنم که عارف در تمام مصاحبه خود بطور بسیار زیرکانه ایی کوشیده و موفق هم شده است تا چالش و تعامل و تصامح را به میدان بین مجلس و دولت محدود کند تا خواننده متوجه نشود چالش اصلی نه بین مجلس بی قدرت و دولت تدارکچی بلکه بین مردم و حاکمیت است. که فقط زراتی از آن در تضاد بین دولت و مجلس بازتاب میشود.

این توضیح را هم بدهم که من نه اصلاحطلب هستم و نه سرنگون طلب. نه اصلاحطلبی را آئینی و ایدئو لوژیزه میکنم و نه سرنگونسازی انقلابی را. اعتقاد دارم آن کسی که انقلابی گری را ایدئو لوژیزه میکند انقلابی نیست و آنکس هم اصلاحطلبی را ایدئولوژیزه میکند اصلاحطلب نیست. دینامیسم و حرکت جامعه تعین کننده این یا آن شکل تحول است. همین و بس!

*

خانی به آشپز یا نوکر خود میگوید خوراک بادمجان درست کن. او درست میکند. خان پس از خوردن، میگوید به! به! بادمجان چقدر خوش مزه است. آشپز حرف ارباب را تأئید کرده میگوید بله قربان فرمایش شما کاملاْ درست است. ارباب چند روز بعد دوباره به آشپزش سفارش خوراک بادمجان میدهد و پس از خوردن میگوید بادمجان عجب خوراک گندی است! آشپز این بار هم تأئید کنان میگوید بله قربان! واقعاْ بادمجان خوراک گندی است. ارباب عصانی شده میگیود مرتیکه من دفعه اول گفتم خوبست گفتی خوب اسست حالا هم که میگویم مزخرف است میگوئی بله مزخرف است. نوکر پاسخ میدهد قربان من نوکر خان هستم نه نوکر بادمجان!

…………………………………………..

سحام نیوز

گره سیاست، مرجان توحیدی، مهدی قدیمی: سال‌های زیادی از دوران اصلاحات نگذشته؛ اما سرعت و تعداد حوادثی که در این سال‌ها بر سیاست و اهالی آن در ایران گذشته، خیلی از چیزها را تغییر داده است؛ آن‌گونه که حالا وقتی پس از ١٢ سال دوری اصلاح‌طلبان از مجلس، یک ائتلاف فراگیر اصلاح‌طلب در سراسر کشور موفق می‌شود یاران نسل جدید اصلاحات را در کنار چهره‌های مجرب این جریان، راهی بهارستان کند، در دل خیلی‌ها این تردید وجود دارد که «آیا ما می‌توانیم…؟» به‌جای این سه نقطه خیلی چیزها می‌شود گذاشت؛ از تأمین مطالبات مردمی که رأی داده‌اند تا اداره قوه ‌مقننه‌ای که تعداد مخالفان اصلاحات در آن کم نیست و از ارتباط و تعامل با دیگر نهادهای حاکمیت تا رسیدن به خروجی‌های مطلوب برای تفکر اصلاح‌طلبانه و دموکراتیک در کشور. فاصله‌گرفتن از فضای روزگار اصلاحات به آنجا رسیده که حالا این سؤالات نه‌تنها درباره نیروهای جدید فهرست امید که درباره سرشناس‌ترین منتخب اصلاح‌طلب کشور و معاون اول رئیس‌جمهوری در دوران اصلاحات نیز، مطرح می‌شود. این‌گونه است که وقتی فراکسیون امید با ریاست محمدرضا عارف شکل گرفته و او را نامزد ریاست مجلس آینده کرده و در شرایطی که اصولگرایان برای برمسند‌ننشستن رئیس این فراکسیون، از سرلیست ائتلاف امید در قم حمایت می‌کنند، ما باید برای پایان‌دادن به برخی تردیدها، روبه‌روی عارف بنشینیم و با او درباره تعامل و رقابت و برنامه اصلاح‌طلبان درباره هریک از این دو حالت گفت‌وگو کنیم. این گفت‌وگو را که خواندنش بیش از اصلاح‌طلبان، برای رقبای آنها لازم به نظر می‌رسد در ادامه می‌خوانید.
‌ ابتدا برگردیم به فضای قبل از انتخابات، جایی که به‌ویژه در تهران شورای سیاست‌گذاری توانست در مرحله اول اجماع و انسجام خوبی ایجاد کند، اما در برخی شهرستان‌ها به این شکل نبود و البته در مرحله دوم تحت‌تأثیر نتایج مرحله اول و سفرهای شما، اوضاع در شهرستان‌ها هم تغییر کرد. ولی به‌هرحال این خلأ سازماندهی و انتخاب گزینه‌ها در برخی شهرستان‌ها مشهود بود. علت این خلائی که در برخی شهرها احساس شد چه بود؟
ابتدا یک مقدمه کلی بیان کنم و بعد از آن وارد موضوع سؤال شما بشوم. معتقدم باید صادقانه و شفاف عملکرد گفتمان اصلاحات را تحلیل کنیم. ما باید ابتدا این را تحلیل کنیم که در دهه٧٠ چه کردیم که به پیروزی رسیدیم، در دهه ٨٠ چه شد که با مشکلات جدی روبه‌رو شدیم و در ٨٢ و ٨۴ و ٨۶ شکست‌های سیاسی داشتیم و به سال ٩٠ رسیدیم که اصلا نامزدی نداشتیم. بعد از اینها باید دهه ٩٠ را که حالا در میانه آن هستیم، تحلیل کنیم که چگونه شاهد به‌خودآمدن گفتمان اصلاحات بودیم. گفتمانی که اگر خود ما قدر آن را بدانیم، در بین٧٠ درصد جامعه زمینه پذیرش دارد. در چنین شرایطی و به‌خصوص با فضایی که در سال ٩٢ و پس از انتخابات آن سال در کشور ایجاد شد، شاهد مطالباتی بودیم که اقشار مختلف مردم و جوانان برای حضور اصلاح‌طلبان در صحنه، مطرح می‌کردند و این اتفاق مهمی بود. چون مطالبه نخبگان همواره حضور اصلاح‌طلبان بوده، اما این بار این مطالبه به توده‌های جامعه رسیده بود و گفتمان اصلاحات، هم این درخواست را درک کرد و هم پاسخ مناسبی به آن داد. درباره اینکه چگونه باید به این مطالبات پاسخ داد، بحث‌های مفصلی شد و در چند مرکز ازجمله شورای هماهنگی احزاب اصلاح‌طلب، در بنیاد امید و شورای مشورتی و کارگروهی که آنجا تشکیل شده بود، کارهای بسیار جدی انجام می‌شد و هم‌زمان در احزاب ما هم کارهای خوبی در حال انجام‌دادن بود. در راهبردی که محصول همه این کارها بود، اولین چیزی که همه روی آن اتفاق‌نظر داشتیم ترجیح منافع ملی بر منافع جریانی و حزبی بود و این را به عنوان اصل اول پذیرفتیم. در ادامه و بعد از چند ماه کار برای انتخاب بهترین الگوی تصمیم‌گیری، الگوی اجماع کامل را پذیرفتیم. در آن زمان برخی از دوستان اجماع نسبی و رسیدن به اقلیت تأثیرگذار مثل مجلس پنجم را مطرح می‌کردند ولی ما به این نتیجه رسیدیم که با الگوی اجماع کامل برای پیروزی در سال ٩۴ حرکت کنیم که به آن هم رسیدیم. ما پیروزی ٩٢ را گام اول می‌دانستیم و معتقد بودیم که باید این مسیر را ادامه دهیم و مبنای من هم در این مسیر عقلانیت و اخلاق بود. نتیجه بحث‌های یک‌ساله ما، تشکیل شورای‌عالی سیاست‌گذاری بود که برای اولین بار همه اصلاح‌طلبان را زیر یک چتر واحد به عنوان مقر فرماندهی قرار می‌داد. در این شورا مهم‌ترین تصمیمی که گرفتیم این بود که تنها نقش سیاست‌گذاری را ایفا کنیم و نگاه قیم‌مآبانه نداشته باشیم. ما عقیده داشتیم که اگر قرار است گفتمان اصلاحات در همه شهرها و روستاها نهادینه شود، باید به خود این حوزه‌ها اختیار تام‌وتمام بدهیم و نتیجه‌گیری این شد که محور نهایی‌کردن لیست هر حوزه، شورای فراگیر اصلاحات و حامیان دولت در همان حوزه باشد. ما می‌خواستیم ائتلاف نانوشته میان اصلاح‌طلبان و حامیان دولت در انتخابات سال ٩٢ ادامه پیدا کند اما تصمیم را خود حوزه انتخابیه بر مبنای شاخص‌هایی بگیرد که شورای‌عالی سیاست‌گذاری تصویب کرده. تصمیمات شورا هم تقریبا اجماعی بود و وقتی در شورای ۴۴نفره ما یک تصمیم مطرح می‌شد و بحث می‌کردیم و جمع‌بندی می‌کردیم و به اجماع می‌رسیدیم، همه قبول می‌کردند و این بسیار ارزشمند است. درباره فهرست‌های شهرستان‌ها ما بنا را بر این گذاشتیم که در هر حوزه‌ای که شورای آن حوزه نتوانست به تصمیم برسد، شورای استان را محور قرار دهیم. شوراهای استانی هم همه احزاب آن استان حتی احزاب منطقه‌ای و غیرملی را در بر می‌گرفت. در کنار احزاب، چهره‌های شاخص اصلاح‌طلب هر استانی هم در شورای استان حضور داشتند تا اختلافات را رفع کنند و درنهایت گفتیم اگر موردی پیش آمد که شورای استان هم نتوانست رفع اختلاف کند، هیأت‌رئیسه شورای‌عالی سیاست‌گذاری مداخله کند.
‌ چرا نتیجه به کار‌گیری این سازوکار در تهران و برخی از شهرستان‌ها این اندازه با هم تفاوت داشت؟
درباره تهران، به دلیل حساسیت‌هایی که وجود داشت، خود شورا این مأموریت را به هیأت‌رئیسه داد. البته در خارج از تهران، ائتلاف ما با حامیان دولت کاملا مشخص بود و اصلا از هم جدا نبودند. اما در تهران تصمیم‌گیری را به بعد موکول کردیم، ضمن اینکه تأکید داشتیم حتما باید با حامیان دولت با هم باشیم. چون نگاه ما به یک فرایند درازمدت بود که انتخابات ٩۴ گام دوم ما در این مسیر بود و گام‌های سوم و چهارم و پنجمی هم خواهیم داشت. اما اینکه شما می‌گویید نتیجه کار ما در تهران و شهرستان‌ها تفاوت زیادی با هم داشت، من لازم می‌دانم درباره‌اش توضیح بدهم.

چون در تهران فهرست ما یک جا و در مرحله اول رأی آورد، بازتاب بیشتری داشت؛ ولی واقعیت این است که در بسیاری از شهرستان‌ها اتفاقی مانند تهران افتاد. حتی در برخی از شهرها به دلیل حضور مردم نتیجه انتخابات از آنچه ما انتظار داشتیم و تحلیل کرده بودیم، هم فراتر بود. من همان روند تهران را در استان‌ها هم دیدم.

‌ یعنی موافق این حرف نیستید که ما در برخی از شهرستان‌ها به دلیل برخی اشتباهات یا اختلافات نتوانستیم پیروز شویم؟ در برخی موارد به نظر می‌رسید اصلاح‌طلبان یک حوزه از فرد دیگری حمایت می‌کنند و در تهران نام فرد دیگری در فهرست قرار گرفته است. چنین اتفاقاتی به چه دلیل رخ می‌داد؟
ما آمادگی داریم که عملکرد شورای سیاست‌گذاری تحلیل و ارزیابی شود تا نقاط ضعف و قوت آن مشخص شود و انتظار داریم که روزنامه «شرق» به عنوان روزنامه‌ای تحلیلی در این راه پیش‌قدم بشود و ما هم استقبال می‌کنیم. ما حتما دراین‌بین اشتباهاتی هم داشته‌ایم. ما در برخی از حوزه‌ها نتوانستیم انسجامی را که مدنظرمان بود به‌خوبی ایجاد کنیم و با مشکلاتی مواجه شدیم و شکست‌هایی هم خوردیم. ما در سایت رسمی خود، یعنی سایت گام دوم با برخی ناهماهنگی‌ها و اشتباهات مواجه شدیم و منکر اشتباهات نیستیم؛ اما در هیچ موردی از تهران برای حوزه‌ها و برخلاف‌ نظر آنها تصمیم‌گیری نشد. آنچه در این موارد اتفاق افتاد، بیشتر ناشی از ناهماهنگی یا گاهی اختلاف بین استان و حوزه بود. ما چون فهرست را از شورای استان می‌گرفتیم، وقتی استان فهرست را به ما می‌داد، آن را به عنوان کاندیدای خود معرفی می‌کردیم و در برخی موارد بعد از اعلام، متوجه می‌شدیم؛ مثلا در فلان حوزه بین شورای حوزه و شورای استان درباره کاندیداها اختلاف نظر وجود دارد.
‌ ما یک سال بعد و هم‌زمان با انتخابات ریاست‌جمهوری که درباره کاندیدای خود در آن انتخابات مشکلی نداریم، دوباره انتخابات مهمی مثل شوراهای شهر و روستا را پیش‌رو داریم. چه تدبیری می‌توان اندیشید که این اشتباهات دوباره تکرار نشود یا دست‌کم کاهش پیدا کند؟
طبیعتا این اولین‌باری بود که ما از این مکانیسم به صورت کاملا دموکراتیک استفاده می‌کردیم. من به چند نمونه از اتفاقاتی که برای خودم افتاد، اشاره می‌کنم تا شما درباره اولین تجربه ما قضاوت کنید. من که ریاست شورای سیاست‌گذاری در تهران را به عهده داشتم، دو نفر را برای قرارگرفتن در فهرست تهران مدنظر داشتم. فکر می‌کنید، آن دو نفر چه شدند؟ هیچ‌کدام وارد فهرست نشدند؛ چون نظر شورا این نبود و بنا بر این بود که ظرفیت‌سازی کنیم. حتی در یکی از حوزه‌های خارج از تهران هم نظر من روی فردی بود که معتقد هستم بسیار فرد مناسب و خوبی است؛ اما شورای آن حوزه نظر دیگری داد و ما به نظر شورا عمل کردیم و به دوستان خودم گفتم که این هزینه دموکراسی است. من الان هم از این کار دفاع می‌کنم و می‌گویم خوشحالم از اینکه به عنوان رئیس شورای سیاست‌گذاری که فهرست تهران باید در نهایت به تأیید من می‌رسید، دونفری را که خودم روی آنها نظر مثبت داشتم، وارد فهرست نکردم؛ چون بنای ما بر کار اجماعی بود و معتقد بودم اگر بنا باشد مثل برخی ادوار گذشته چهار یا پنج نفر بنشینند و فهرست را ببندند، به انسجام نمی‌رسیم. حالا باید این فرایند را بررسی کنیم و الان هم این کار را شروع کرده‌ایم. چون مرحله دوم انتخابات برای ما خیلی مهم بود، قرار گذاشتیم که تا ١٠ اردیبهشت هیچ حرفی درباره عملکرد شورا نزنیم؛ اما بعد از آن تاریخ شروع به بررسی و ارزیابی کردیم و الان از احزاب و شوراهای استانی خواسته‌ایم که تا پایان خرداد، جمع‌بندی خود را به ما بدهند. ما امیدواریم هرچه سریع‌تر به یک جمع‌بندی جامع و کامل از عملکرد شورا برسیم؛ چون حفظ انسجام و وحدت برای خرداد سال آینده برای ما ضرورت دارد. ما بر این باوریم که باید اختیار اداره شهرها به شوراها واگذار شود؛ بنابراین این انتخابات برای ما مهم است. ما در انتخابات ٩۴ دو راهبرد مهم جوان‌گرایی و حضور زنان را داشتیم که تا حدودی در آن موفق شدیم و در شورای شهر و روستا امیدواریم این دو راهبرد را جدی‌تر دنبال کنیم. در انتخابات ریاست‌جمهوری هم ما می‌خواهیم دو گامی را که برداشتیم، ادامه دهیم؛ بنابراین باید زودتر مسیر راه و چگونگی حرکت یک‌ساله آینده خود را تعیین کنیم.
‌ این کار توسط همین ترکیب فعلی شورا انجام می‌شود؟
برخی از دوستان معتقدند که همین ترکیب تا سال آینده به کار خود ادامه دهند. در کل احساس ما این است که عملکرد شورای‌عالی باعث تقویت احزاب شده و در مقابل برخی از دوستان هم معتقدند که بر عکس، این شورا موجب تضعیف احزاب شده است. من خواهش می‌کنم که شما هم در رسانه خود به این موضوع وارد شوید و نخبگان جامعه هم نظر بدهند؛ چون ما معتقدیم که نمی‌شود تا ابد در کشور به صورت جبهه‌ای حرکت کرد و بنای ما تقویت احزاب بوده است. اینکه ما موفق بوده‌ایم یا نه، باید در رسانه‌ها تحلیل شود و اگر به این نتیجه رسیدیم که حرکتمان برای تقویت احزاب بوده، در همان مسیر ادامه می‌دهیم و در غیراین‌صورت، تجدیدنظر می‌کنیم. ما دنبال تعارف نیستیم و واقعا می‌خواهیم که بی‌پرده نقد شویم. ما در برخی از استان‌ها برخلاف پیش‌بینی‌هایمان شکست خوردیم و در برخی از استان‌ها که فکر می‌کردیم پیروزی نسبی داشته باشیم، پیروزی قاطع به دست آوردیم. اینها باید تحلیل شود تا بدانیم علت رفتار ما بوده یا نحوه انتخاب و معرفی کاندیداها یا مسائل منطقه‌ای یا مسائل دیگر.
‌ با همه این تفاسیر الان به مجلسی رسیده‌ایم که فهرست امید یک اکثریت نسبی در آن دارد. در این شرایط شما به عنوان کسی که یکی از گزینه‌های ریاست این مجلس هستید، اعلام کرده‌اید اصلاح‌طلب عقب‌نشینی نمی‌کند. هم‌زمان با این نوع اعلام موضع، شما باز هم از بازبودن مسیر تعامل با طرف مقابل صحبت می‌کنید و برخی دیگر از بزرگان اصلاحات از ادامه‌داشتن فضای سال ٩٢ و امکان تعامل‌هایی نظیر آن سال هم سخن می‌گویند. لطفا برای مخاطبان ما توضیح دهید برنامه شما برای تعامل هم‌زمان با عقب‌نشینی‌نکردن چیست؟
هردوی این مفاهیم را در یک راستا می‌دانم. عقب‌نشینی‌نکردن نه‌تنها ذات گفتمان ما، بلکه ذات نظام ماست. مبنای حرکت ما ارزش‌ها و اخلاق و عقلانیت است و وقتی تصمیمات ما بر این مبنا باشد، عقب‌نشینی معنایی ندارد. گاهی ممکن است افراد برای تأمین منافع شخصی خود از یک ارزش یا یک کار صحیح عقب‌نشینی کنند، اما ما اینجا اصلا بحث منافع شخصی نداریم و منافع ملی مدنظر ماست و در اینجا حق عقب‌نشینی نداریم. ما نماینده مطالبات مردم هستیم و خود را در برابر این مردم پاسخ‌گو می‌دانیم و هرآنچه گفته‌ایم، خود را موظف به اجرایش می‌دانیم؛ بنابراین ما نمی‌توانیم بیاییم حرفی بزنیم و به‌واسطه آن از مردم رأی بگیریم و بعد بگوییم به دلیل توجیهات شبه‌سیاسی، از خواسته شما عقب‌نشینی می‌کنیم. من در سال ٩٢ هم معتقد بودم اصلاح‌طلب عقب‌نشینی نمی‌کند و همچنان هم همین را می‌گویم، اما در کنار این معتقدم تعامل در ذات گفتمان اصلاح‌طلبی نهادینه است؛ به‌ویژه تعامل با کسانی که با آنها در اصول هیچ اختلاف نظری نداریم و ما این کار را کرده‌ایم و نشان داده‌ایم که می‌توانیم به‌خوبی این کار را انجام دهیم. ما تا آنجایی که بتوانیم تعامل می‌کنیم و مجلس آینده را مجلس تعاملی می‌دانیم، اما به کوتاه‌آمدن ناشی از کمبود اعتمادبه‌نفس یا از سر زدوبندهای غیرشفاف، تعامل نمی‌گوییم. شما به انتخاب شعارهای ما در ایام انتخابات دقت کنید. طبیعتا مطالبات مردم فراوان بود، ولی ما مطالباتی را به عنوان شعار خود برگزیدیم که درباره آنها با رقیب خودمان اختلاف نظر کمی داریم؛ مثلا مطالبات اقتصادی که شعار ما و رقبایمان بود. در ادامه مسیر هم مسئله اقتصاد و معیشت مردم و رکود و اشتغال و امثال اینها مسائلی است که به‌راحتی می‌توانیم درباره‌اش با رقیب تعامل کنیم.
‌ این یک فرض ایده‌آل است، اما قطعا در همان مسائل به ظاهر مشترک هم نیاز به تصمیماتی است که بسته به خاستگاه اندیشه‌ای دو طرف، می‌تواند نظرات مختلفی درباره‌اش وجود داشته باشد. این تعامل در صحن مجلس با ایستادن روی نظرات مطابقت ندارد.
اگر جایی نیاز به تصمیم‌گیری شد و اختلاف نظری پیش آمد که احتمالش مثل اختلاف نظر در هر خانواده‌ای، وجود دارد، ما قائل به سازوکارهای دموکراتیک هستیم. حتی در داخل یک فراکسیون هم احتمال اختلاف نظر وجود دارد و ما همان‌طور که در داخل فراکسیون خود درباره اختلاف‌نظرها با مکانیسم‌های دموکراتیک تصمیم‌گیری می‌کنیم، قاعدتا در رفتار با فراکسیون‌های دیگر هم بر مبنای همین مکانیسم‌ها و با صمیمیت به تصمیم خواهیم رسید.
‌ شما در یکی دیگر از صحبت‌های اخیر خود گفته‌اید مدیریت مجلس فقط ریاست مجلس نیست. در مکانیسم تعامل شما با رقیب، قرار است چه تدبیری اندیشیده شود تا همین وعده‌هایی را که در برنامه جامع انتخاباتی اصلاح‌طلبان (برجا) داده‌اید عملی کنید؟ آیا منظور شما از اینکه مدیریت فقط ریاست نیست، لزوم توجه به کمیسیون‌هایی مشخص یا چیزی شبیه این است؟
شعار ما تعامل و مشارکت است. من روی این واژه مشارکت تأکید دارم. ما هم با دولت مشارکت می‌کنیم و هم در داخل مجلس قائل به مشارکت هستیم و من در ادوار مدیریتی سابق خود هم به این مدل اعتقاد داشته‌ام. شما می‌دانید که سازمان برنامه همواره به عنوان سازمانی که رودرروی دستگاه‌ها قرار دارد شناخته می‌شد، وقتی من رئیس سازمان برنامه شدم، این رویکرد را دنبال کردم و فضایی ایجاد کردم که نه دستگاه‌ها و نه سازمان خود را در مقابل یکدیگر نمی‌دیدند، بلکه در کارها با یکدیگر مشارکت می‌کردند. من با دولت هم همین روش را ادامه خواهم داد و در بحث مدیریت داخل مجلس هم بنای ما بر این است که همه فراکسیون‌ها در مدیریت مجلس سهیم باشند. ما نمی‌گوییم چون اکثریت داریم باید همه مسئولیت‌های مجلس در اختیار ما باشد، چون معتقدیم این کار جواب نمی‌دهد و نمونه این نوع برخوردها را در برخی از شوراهای شهر و روستا دیده‌ایم. اینکه چون ما چهار رأی بیشتر داریم به دنبال انحصاری‌کردن مدیریت باشیم، نه جواب می‌دهد و نه در قاموس ماست؛ بنابراین مدیریت مجلس باید براساس ویژگی‌ها و شاخص‌هایی که مطرح می‌کنیم و می‌خواهیم روی آنها به توافق برسیم، به صورت مشارکتی صورت بگیرد.
‌ در مدل مشارکتی اداره مجلس، فراکسیونی که قرار است با شما مشارکت کند، چگونه ممکن است به اجرای «برجا» کمک کند؟
ببینید این برنامه پنج بخش مهم دارد که در ٨٠ درصد آن هیچ اختلافی با فراکسیون‌های دیگر نداریم. مثلا ما به بحث محیط‌ زیست به تفصیل توجه کرده‌ایم و الان شما کسی را پیدا نمی‌کنید که درباره اهمیت مسئله محیط‌زیست، آب، خاک، ریزگردها و امثال اینها، با ما اختلاف داشته باشد. درباره مسائل اجتماعی و آسیب‌های اجتماعی هم همین‌طور. هیچ‌کس نمی‌گوید برای اعتیاد نباید کاری کرد. در بحث‌های اقتصادی هیچ‌کس درباره اینکه باید مشکل معیشت مردم حل شود اختلاف ‌نظر ندارد؛ بنابراین من فکر می‌کنم در همین برنامه «برجا» هم تا ٨٠ درصد تفاهم بین ما و فراکسیون‌های دیگر وجود دارد و تلاش می‌کنیم بر مبنای همین اشتراکات، آن را جلو ببریم و در برنامه ششم توسعه هم آنها را لحاظ کنیم. ما «برجا» را بر مبنای سیاست‌های کلی نظام نوشته‌ایم. بعد از اصلاحات ساختاری نظیر اصلاح ساختار بانک‌ها و سازمان مالیاتی که یک ضرورت حیاتی است، ما بلافاصله در بند دوم، اجرائی‌شدن سیاست‌های اقتصاد مقاومتی را قرار داده‌ایم؛ یعنی به اولویت‌های نظام توجه کرده‌ایم و به همین دلیل فکر می‌کنیم رقبای ما هم به آن توجه کنند. حالا ممکن است در برخی مسائل مانند بخش‌های فرهنگی یا درباره فصل سوم قانون اساسی، چالش‌هایی داشته باشیم. ما بنا را بر حرکت جمعی می‌گذاریم و جلو می‌رویم و مطمئن هستم که در شرایطی که روی خیلی از موارد تعامل و مشارکت داشته باشیم، در این مسائل هم راحت‌تر می‌توانیم به تفاهم برسیم. اما درنهایت هم اگر اختلاف نظر در این موارد باقی ماند، ما به همان مکانیسم دموکراتیک رجوع می‌کنیم و معتقدیم در موارد اختلاف، اقلیت باید نظر اکثریت را بپذیرد؛ چون در غیراین‌صورت شاهد حاکمیت اقلیت خواهیم بود که با روح قانون اساسی ما سازگار نیست.
‌ از زمان پایان انتخابات تا امروز مدام شاهد بوده‌ایم از طرف شما یا دیگر اعضای فراکسیون امید پیام‌هایی مبنی بر تمایل به تعامل در رسانه‌ها برای طرف مقابل ارسال می‌شود. تا امروز درباره محتوا و چگونگی این تعامل کمتر سخنی به میان آمده بود و شما الان مدل مدیریت مشارکتی را مطرح کردید. آیا از طرف مقابل هم پاسخی به این پیشنهادات دریافت کرده‌اید؟ چون به جز فضای رسانه‌ای که در آن اثری از واکنش طرف مقابل وجود ندارد، شما در لیست امید تهران هم دو نفر از اعضای فراکسیون رهروان را دارید که ممکن است پاسخ‌هایی از آن طرف آورده باشند. چنین چیزی در این مدت اتفاق افتاده یا خود آقای لاریجانی پاسخی به پیام‌های شما داده است؟
در کل که به صورت غیرمستقیم دوستان در ارتباط هستند. در یکی از جلساتی که با کارگروه تعامل داشتیم، پیشنهاد دوستان این بود که رسمی‌تر عمل کنیم و چند نفر از دوستان مشخص شدند تا با رقبای ما تعامل کنند که متأسفانه جواب نگرفتند. این مربوط به قبل از مرحله دوم انتخابات بود و می‌خواستیم با همدلی مسیر را ادامه دهیم. ما از همان ابتدا هم به صورت آگاهانه در فهرست خودمان افرادی را گذاشتیم که می‌دانستیم در اصلاحات تعریف نمی‌شوند و به خاطر این افراد خیلی هم در مقابل جوانان خودمان هزینه دادیم و روی شخص من هم خیلی فشار بود. جوان‌های ما توجیه نمی‌شدند که چرا باید این افراد در فهرست ما باشند. اما بحث ما همان منافع ملی و ائتلاف فراگیر بود. این خیلی روشن بود و ما می‌دانستیم که برخی از این افراد در هنگام انتخاب رئیس حتما به ما رأی نمی‌دهند و درواقع به‌ازای هر یک نفر از آنها ما دو رأی از دست می‌دادیم؛ چون یک رأی از ما کم می‌شد و یک رأی به رقیب ما اضافه می‌شد. اما در ابتدا با آگاهی از همه این مسائل به‌خاطر توجهی که به ضرورت نزدیکی بیشتر نیروهای اعتدالی داشتیم آنها را در فهرست خود قرار دادیم. در ادامه هم برای اینکه تعامل داشته باشیم چند نفر از نمایندگان مجلس نهم را مشخص کردیم که به شکل رسمی‌تر تعامل کنیم. الگوی ما هم الگوی مجلس پنجم و دولت اصلاحات بود. در آن زمان، در همان روزهای نخست تشکیل دولت اصلاحات، آقای خاتمی کارگروهی برای تعامل با مجلس پنجم تشکیل دادند و این کارگروه دستاورد خیلی ارزشمندی داشت. ما اغلب موارد را در آن کارگروه مطرح می‌کردیم و به جمع‌بندی می‌رسیدیم و بعد در دولت یا مجلس درباره آن تصمیم‌گیری می‌کردیم. ما برای مجلس دهم هم برای تعامل با فراکسیون رقیب و تعامل با دولت همان الگو را در نظر داریم. اما به هر حال به دلیل مشغله‌های دوستان یا ملاحظاتی که داشتند ما تا امروز جوابی نگرفته‌ایم. البته همان قبل از مرحله دوم که ما این پیشنهاد را دادیم، مطالبی هم مطرح شد و در رسانه‌ها هم خیلی برجسته نشد و محتوایش این بود که گفته بودند مثلا چون ما به آن طیف دیگر اصولگرایان مثل جبهه پایداری و طیف‌های نزدیک به آنها وقت نداده‌ایم، به شما هم وقت نمی‌دهیم که حرف‌وحدیثی پیش نیاید. خوب ما هم گله نکردیم و الان هم برای اولین‌بار است من این مسائل را می‌گویم. الان هم گله نداریم و همچنان آماده و علاقه‌مند برای تعامل هستیم و این را بخشی از ذات اصلاح‌طلبی می‌دانیم.
‌ به‌هرترتیب در دو هفته باقی‌مانده یا آنها به این پیشنهادات پاسخ مثبت می‌دهند و مسئله اداره مجلس با تعامل و تفاهم به نتیجه می‌رسد، یا همچنان مانند همین یک ماه گذشته از آمدن به سمت تعامل خودداری می‌کنند و ترجیح می‌دهند با شکل‌گیری فضای دوقطبی در مجلس، تکلیف اداره مجلس را در آن دو قطبی‌سازی و وزن‌کشی مشخص کنند. شما گفتید که اگر حالت اول اتفاق بیفتد مکانیسم پیشنهادی فراکسیون امید برای تعامل چیست. اما اگر حالت دوم اتفاق بیفتد، درنهایت یا شما یا آقای لاریجانی در یک رقابت به عنوان رئیس مجلس انتخاب می‌شوید. برنامه شما برای گام بعد از این دو حالت چیست و بعد از رقابت در فضای دوقطبی چگونه می‌خواهید آن مدل مشارکتی و تعاملی را پیش ببرید؟
اولا اگر دوقطبی‌شدن به معنای رقابت معمول و دموکراتیک باشد امری ارزشمندی است. نه نظام ما و نه انتخابات ما تک‌حزبی نیست و اگر قرار بود تک‌حزبی و تک‌صدایی باشد که اصلا انتخابات‌های ما این‌طور پرشور نمی‌شد.

بنابراین باید این دو جریان اصیل و اختلاف‌نظرهایشان را با رعایت اخلاق و ارزش‌ها و عقلانیت، بپذیریم و بدانیم این یک پدیده ارزشمند است. ثانیا ما هنوز امیدواریم کسانی که با لوگوی ائتلاف امید به مجلس آمده‌اند، بیایند در داخل فراکسیون امید و آنجا با مکانیسم‌های دموکراتیک تصمیم‌گیری کنیم. تصمیم‌گیری ما در فراکسیون امید قطعا مبتنی بر خرد جمعی اعضای فراکسیون است و تحت‌تأثیر هیچ عاملی خارج از فراکسیون نخواهد بود. خواهش جدی ما هم از همه نهادهای خارج از مجلس این است که در امور مجلس دخالت نکنند و بگذارند خود مجلس درباره امورش تصمیم‌گیری کند. مشورت چیز خوبی است و همان‌طور که رسانه‌ها در این امور نظر می‌دهند، افراد هم حق نظردادن دارند، اما برخی از نهادها نباید هیچ دخالتی در این زمینه بکنند؛ ازجمله این نهادها، به‌طور مشخص، دولت و نهادهای امنیتی هستند. افرادی که در این جایگاه‌ها قرار دارند، می‌توانند به عنوان فرد نظر بدهند. اما بگذارند مجلس در رأس امور بماند و بپذیریم این ٢٩٠ نفر را مردم به عنوان نماینده خود انتخاب کرده‌اند و اینها «قیم» نمی‌خواهند. اینها به گفته امام (ره)، عصاره فضائل ملت هستند و اگر خودشان تشخیص بدهند در موارد لازم مشورت می‌کنند. من نمی‌خواهم مسائلی که متأسفانه در این سه هفته اتفاق افتاده را باز کنم؛ مسائلی پیش آمد که در شأن نظام جمهوری اسلامی، مجلس شورای اسلامی و نمایندگانی مجلسی نیست که قرار است در رأس امور باشد. من به دلیل ارتباطی که هم با اصولگرایان و اصلاح‌طلبان و هم با همه نهادهای حکومتی دارم، از این مسائل اطلاع دقیق دارم اما بنا ندارم آنها را باز کنم و به ‌صورت ‌کلی می‌گویم که با وعده‌ و وعید و این‌طور رفتارها نباید فضا را برهم زد و باید اجازه دهند که این دو هفته هم با آرامش که شعار ماست و همچنین با توجه به منافع ملی در شرایط فعلی منطقه، تصمیم‌گیری آرام و منطقی در مجلس صورت بگیرد.

ما دوست داریم این تصمیم‌گیری در کمال آرامش و عقلانیت و با تکیه بر سازوکار دموکراتیک در داخل فراکسیون امید انجام شود. اما اگر این‌گونه نشد هم هیچ اشکالی ندارد. ما می‌توانیم در کمال رفاقت و صمیمیت، تکلیف برخی از پست‌ها را در صحن علنی با رأی نمایندگان مشخص کنیم و این هم از نظر ما هیچ ایرادی ندارد. به‌هرحال من ایشان را از سال ۶٠ که قائم‌مقام آقای توکلی در وزارت کار بود، می‌شناسم و ایشان هم من را خوب می‌شناسد. ولی الان بحث پشت‌نکردن به رأی و خواست مردم است و قطعا بعد از انتخابات درونی مجلس، برنامه‌های تعاملی و همکاری‌مان را در همه سطوح برای کمک به دولت و کشور به پیش خواهیم برد.
‌ فردای این رقابت، اگر اداره مجلس برعهده شما قرار بگیرد، حداقل یک سال و حداکثر چهارسال، ممکن است به دلیل آن فضای دوقطبی ایجادشده، شما همواره درگیر چالش‌هایی از بیرون و درون مجلس باشید و این فضا می‌تواند تأثیر مخربی روی بازده و خروجی کلی مجلس دهم بگذارد و این مجلس را وارد یک فرایند فرسایشی کند. شما چگونه می‌توانید این فضا را سامان دهید.
خب من اول باید فرض ابتدایی شما را اصلاح کنم و بگویم که ما هنوز امید به تعامل داریم. من در سؤالاتی که درباره فهرست مطرح کردید هم گفتم اگر بنای ما این بود که فقط کار و تفکر خودمان را پیش ببریم، در تهران و برخی از شهرهایی که نمی‌خواهم نام ببرم، به نحو دیگری عمل می‌کردیم. ما آن زمان چنین کاری نکردیم. من آدم ناشناخته‌ای نیستم و سابقه و روش مدیریتی من روشن است. شما به گذشته برگردید و ببینید مدیریت دانشگاه تهران در زمان من چطور بود. در آن زمانی که حاکمیت جناح چپ بود، یکی از معاونان من یک جناح‌راستی خیلی راست بود. در دولت اصلاحات و در وزارت پست و تلگراف آن زمان هم باز یکی از معاونان ما از چهره‌های شاخص جناح راست بود. من به طور کلی نگاهم این‌طور است و تا زمانی که در این کشور حکومت و دولت حزبی نداریم و تحزب بر کشور حاکم نشده، ما اعتقاد به تعامل حداکثری داریم. ما تا جایی که با اصول و برنامه‌هایمان ناسازگاری نداشته باشد، کوتاه می‌آییم و همراهی می‌کنیم تا این اجماع به وجود بیاید. ما حقیقتا احساسمان این است که مجلس دهم باید الگویی برای همبستگی ملی باشد، اما شرط تحقق این امر این است که همه پیام مردم را درک کنند. پیام مردم در دو مرحله انتخابات مشخص است و انتظار داریم نه تنها لیست امید، بلکه همه نمایندگان منتخب مردم، این پیام را درک کنند تا بتوانیم با هم جلو برویم.
‌ در فضای فعلی برخی نظرات دیگر هم از سوی برخی تحلیلگران اصلاح‌طلب مطرح شده که لازم است نظر شما را هم درباره آنها بدانیم. یکی از مهم‌ترین مواردی که مطرح می‌شود این است که حالا مردمی که رأی داده‌اند، از منتخبانی که حاصل رأی اصلاح‌طلبان بوده‌اند و از شما به عنوان سرلیست اصلاح‌طلبان انتظار اقدام عملی برای رفع برخی مشکلات دارند. الان این سؤال مطرح می‌شود که آقای عارف در جایگاه رئیس مجلس قرار است همچنان ازبرخی محدودیت‌ها ابراز تأسف کند یا قرار است برای حل این مسائل که در سخنرانی‌های انتخاباتی هم از سوی مردم به عنوان مطالبه مطرح می‌شد، به عنوان رئیس مجلس یا حتی رئیس فراکسیون امید، کاری کند؟
من شخصا راه‌حل این مشکلات را داخلی می‌دانم و علاقه‌ای به رسانه‌ای‌کردن آنها ندارم. مثلا در همین موردی که برای خانم خالقی پیش آمد، من خودم چندده‌ساعت زمان گذاشتم اما هیچ چیزی را رسانه‌ای نکردم. چون فکر می‌کنم از راه تعامل و گفت‌وگو خیلی راحت‌تر می‌توانیم مسئله را حل کنیم. برخی فکر می‌کنند با طرح برخی مسائل در فضای رسانه‌ای، رقیب را تضعیف می‌کنیم. اما من معتقدم از راه گفت‌وگو بهتر می‌شود این مسائل را حل کرد. من الان خودم را نه تنها نسبت به مطالباتی که مردم در این انتخابات مطرح می‌کردند، بلکه نسبت به مطالباتی که در سال ٩٢ از آقای روحانی مطرح می‌شد و نسبت به شعارهای خودم در سال ٩٢ هم متعهد می‌دانم. چون آن حرف‌هایی که من در سال ٩٢ زدم، حرف فردی نبود و حرف گفتمان ما بود و آقای روحانی هم همان حرف‌ها را زد و همان وعده‌ها را داد. در سال ٩۴ هم ما همین را گفتیم و اینها جزء تعهدات ماست و در حد توان خودمان در داخل نظام باید اینها را حل کنیم. خیلی از مسائل را نباید رسانه‌ای کرد و باید کار را جلو برد و درنهایت نتیجه عملکرد را به مردم ارائه کرد.
‌ این روش یک آسیب دارد که نقد برخی از اصلاح‌طلبان به ریاست احتمالی شما هم از همین منظر است. آنها می‌گویند اگر شما در جایگاه ریاست باشید و این وعده‌ها محقق نشود، نوعی سرخوردگی در بدنه اجتماعی ایجاد می‌شود و به همین دلیل ممکن است برخی از مخالفان تفکر ما، اتفاقا برای ایجاد همین سرخوردگی، انگیزه بیشتری پیدا کنند که به هر شکلی از تحقق وعده‌های شما جلوگیری کنند و این در کل به ضرر اصلاحات خواهد بود. اما اگر رئیس نباشید، چون کمتر مسئولیت دارید، می‌توانید در مقابل تأمین‌نشدن مطالبات بگویید که ما در همین حد توان داشتیم.
اگر از دوستانی که این مطالب را مطرح می‌کنند، بپرسید که گزینه موردنظر شما برای حل این مشکلات چه کار خواهد کرد، چه پاسخی دارند؟ این دوستان معتقدند گزینه موردنظرشان به حاکمیت نزدیک‌تر است و بهتر می‌تواند درباره برخی از مسائل رایزنی کند. خوب بگویند که تابه‌حال کجا از این تعامل و نزدیکی برای تأمین مطالبات بدنه اجتماعی ما استفاده شده است؟
‌ می‌گویند اگر او رئیس شود، مسئولیت از ما ساقط است و مردم از ما انتظار حل مشکل ندارند.
این منطق، خلاف اصول سیاست‌ورزی مسئولانه و اصلاح‌طلبانه است. اگر این‌طور به مسئله نگاه کنیم که کلا باید از عرصه کنار بکشیم و برویم دنبال زندگی خودمان. انتهای این تفکر به جایی می‌رسد که ما کلا بگوییم هیچ‌جا نباید وارد شویم و به هیچ‌چیز هم نباید کاری داشته باشیم و مطالبه ما مثلا بشود اینکه دو حزب فعال داشته باشیم و با ما کاری نداشته باشند و ما هم با کسی کاری نداشته باشیم. اگر قرار است به این سطح برسیم، آیا می‌توانیم بگوییم به ما اعتماد کنید، ما یک گفتمان هستیم و برای کشور برنامه داریم؟ اینها با هم تناقض دارد.
‌ شما همان مصادیقی که در سؤال قبل درباره نمونه‌ای از مطالبات مطرح شد را از جایگاه رئیس مجلس یا رئیس فراکسیون امید، قابل‌پیگیری می‌دانید.
من نمی‌خواهم خیلی از مسائل را باز کنم. درباره همان مسائل در سال ٩٢ پیگیری‌های زیادی شد و به نقطه خوبی هم رسیدیم. اگر یادتان باشد، در مردادماه سال ٩٢ یک موضع‌گیری کردم و گفتم نباید جوری رفتار کنیم که این مسئله به بازی برد و باخت تبدیل شود و این‌طور وانمود شود که پایان آن به معنای پیروزی ما و شکست طرف دیگر است. آن مسئله داشت حل می‌شد اما برخی موضع‌گیری‌هایی کردند که مانع شد. این مسائل باید برد – برد باشد تا حل شود، نه اینکه کسی بخواهد در این ماجراها امتیازگیری کند. من برای این مسائل، تعبیر استخوان لای زخم را به کار برده بودم و الان می‌گویم این زخم در حال عفونی‌شدن است و همه باید کمک کنیم تا حل شود.
‌ شما معتقدید در مجلس دهم این مسائل حل می‌شود؟
اگر به‌لحاظ قانونی بخواهیم درباره جایگاه مجلس در ساختار نظام حرف بزنیم، این امور در حیطه اختیارات مجلس نیست. اما با جایگاهی که ما برای رئیس و دیگر نمایندگان مجلس متصور هستیم، می‌گویم که بله، ما باید این مسائل را حل کنیم و اصلا راهی جز حل‌کردنش نداریم. راه‌حلش هم این است که بازی را برد – برد کنیم. ما در انتخابات هم همین رویکرد را داشتیم و برای اینکه امروز انتخابات سالم برگزار شود و دیگر بحث تقلب مطرح نباشد، چند سال کار کردیم. من در سال ٩١ در دانشگاه شریف صحبت‌هایی کردم؛ شما الان می‌توانید مرور کنید و ببینید آیا ما همان مسیر را رفتیم یا نه. این‌طور نبوده که عارف هوس کرده بیاید یک شورایی درست کند و در انتخابات شرکت کند. ما با برنامه حرکت کردیم و در مسئله انتخابات به نتیجه‌ای رسیدیم که هم برای خودمان و هم برای نظام، برد محسوب می‌شود و درباره حل آن معضلات هم چنین نگاهی داریم.
‌ نقد دیگری که مطرح می‌شود، معطوف به آرامش شخصی شما و چالش‌هایی است که احتمالا با استفاده از این ویژگی شما توسط برخی تندروها در مجلس ایجاد خواهد شد. دراین‌باره چه نظری دارید؟
من هم این مدت چنین مطالبی را گاهی در برخی از رسانه‌ها دیده‌ام البته من قبل از واردشدن به عرصه، پیش‌بینی می‌کردم که چنین فضایی شکل بگیرد اما اعتقاد دارم باید راه را ادامه دهم و برای نهادینه‌شدن این گفتمان اصلاح‌طلبی اگر قرار است جایی هزینه بدهیم، در این مقاطع است. اما فضای کلی اصلاح‌طلبان و انتظار بزرگان اصلاحات، حضور جدی من در این عرصه است وگرنه من به‌تنهایی تصمیمی نمی‌گیرم.
‌ موضوع دیگری که برخی از اصلاح‌طلبان مخالف ریاست شما مطرح می‌کنند، این است که اگر ما این اندازه با لاریجانی اختلاف نظر داریم، چرا باید از ابتدا او را در فهرست خودمان قرار می‌دادیم؟
من در پاسخ به سؤالات قبلی هم گفتم که وجود دو جریان سیاسی اصیل در کشور ما یک واقعیت است که از اول انقلاب هم بوده و نمی‌توانیم آن را انکار کنیم. هر دو تفکر ریشه در انقلاب دارد و درعین‌حال اختلاف نظر دارند. زمانی این اختلاف نظر درباره نگاه اقتصادی بود که الان این اختلاف تقریبا رفع شده. اما در خیلی از مسائل دیگر نظیر مسائل فرهنگی و حقوق مردم، اختلاف نظر وجود دارد. اما اینکه چرا با وجود این اختلافات ما نام برخی از افراد را در فهرست خودمان گذاشتیم، این مربوط به بحث عقلانیت است. ما شرایط کشور را درک کردیم و می‌خواهیم برای رسیدن به همگرایی حداکثری پیش‌قدم باشیم. ما برای این همگرایی دست خودمان را به سوی طرف مقابل دراز کرده‌ایم و خیلی وقت هم هست دستمان را به طرف آنها دراز کرده‌ایم و جوابی نگرفته‌ایم و به قول معروف آن‌قدر این دست را در این حالت نگه داشته‌ایم و جواب نگرفته‌ایم که خیلی‌ها از ما می‌پرسند خسته نشدید؟ پاسخ ما این است که خیر، ما خسته نشده‌ایم و این راه را ادامه می‌دهیم. چون اعتقاد داریم که راه رسیدن به منافع ملی همین است و این آخرین انتخابات ما نبوده است. ما از سال ٩٢ روندی را شروع کرده‌ایم که معتقدیم حداقل برای ١٠ سال باید ادامه پیدا کند تا عقلانیت و اخلاقی که مدنظر ماست، بر نظام ارزشی ما حاکم شود و برای رسیدن به این هدف، همه باید کمک کنند. ما شروع کردیم و امیدوار هستیم دوستانمان هم به این فضا بیایند و همراه هم شویم. ما در بستن فهرست‌ها با همه فشاری که تحمل کردیم و همه احتمالاتی که وجود داشت، این کار را کردیم و الان چند حزب اصلاح‌طلب ما در تهران از ما گله دارند و گله آنها بحق است. آنها می‌گویند کاندیداهای حزبی ما را کنار گذاشتید، به سمت کاندیداهای ائتلافی رفتید و حرفشان هم درست است و من هم از آنها عذرخواهی کردم. اما هدف ما چیز فراتری بود و به همین دلیل به قول دوستان، کسی را که می‌دانستیم در انتخاب رئیس به ما رأی می‌دهد، از فهرست کنار گذاشتیم و به جای او نام کسی را در فهرست قرار دادیم که می‌دانستیم به رقیب ما رأی خواهد داد. این واقعیتی است که ما برای حاکمیت گفتمانی که آن را درست می‌دانیم و در سال‌های گذشته ضربه خورده، باید هزینه بدهیم. بین ما و بخشی از حاکمیت یک شکاف تحمیل شده و ما می‌خواهیم این را مرمت کنیم.

No Comments