پژاک» پاسخی به تروریسم دولتی حاکم»

Share Button

با هر روزی که از عمر این رژیم میگذرد مردم ایران بیشتر و بیشتر با خود بیگانه شده و حتی خود ستیز میشوند و بسوی واگرایی تمایل مییابند. این رژیم در جامعه ایران بذر تفرقه و تنافر اجتماعی میکارد و فرجام این کِشت جز از هم پاشیدگی مملکت نیست. جریانهای جدایی طلب محصول این کِشت تفرقه رژیم هستند و نه علت و بانی آن.

درگیری نظامی بین پژاک، جیش العدل و پیکاجویان بنیاد گرا با نیروهای سپاه

نهارنت لبنان * به نقل از فرانس پرس مینویسد که طی یک برخورد مسلحانه در منطقه اشنویه واقع در شمال غربی کشور، بین دو واحد از پیکارجویان حزب پژاک (حزب زندگی آزاد کردستان) و افراد سپاه  پاسداران، ۱۲ تن از افراد پژاک و ۳ تن از افراد سپاه کشته شده اند. این درگیری نظامی چند روز پس از حادثه مشابهی در منطقه سردشت رخ میدهد که طی آن نیز، بگزارش فرانس پرس ۵ نفر جهادی و ۵ تن از نیروهای پژاک و یک افسر نیروی انتظامی کشته شده اند. طی همین دوره گزارشی از یک درگیری مسلحانه بین جیش العدل و نیروهای سپاه در شرق کشور رخ داده است که بنا به گزارش تلویزیون دولتی ایران در آن ۶پیکارجوی بلوچ توسط نفرات سپاه بقتل رسیده اند.

منبع تمام گزارشهای فوق که نهارنت از فرانس پرس نقل کرده است خیرگزاریهای رسمی ایران بوده است. گرچه از رسانه های دولتی ایران و حتی نیمه دولتی نمیتوان انتظار گزارش دقیقی از اصل قضیه داشت ولی میتوان این بخش را که درگیری مسلحانه در غرب و شرق کشور بین پیکارجویان کرد و بلوچ رخ داده است را مقرون به واقعیت دانست گرچه در آمار کشته شدگان این برخوردها بشمول کشته شدگان سپاه و مخالفین باید با احتیاط برخورد کرد.

آنچه در رابطه با این درگیریها مهم است نه نفس  پیروزی این طرف یا آنطرف  بزبان آمار کشته شدگان، نگاهی نظامیگرانه که ویژه نیروهای سرکوبگر در همه نظامهاست که برتری یا پیروزی نظامی و تاکتیکی را در چنین مواردی برجسته میسازند و ابعاد روانشناختی، جامعه شناختی سیاسی و کلاْ ریشه عمیق اجتماعی اقتصادی این درگیریها را جدی نمیگیرند و نمیتوانند چنین جنبه هایی را درک کنند.

برای اینکه قضیه بهتر توضیح داده شود نمونه سوریه را مثال میزنم.

هرچند محال، برای یک لحظه فرض کنیم رژیم اسد در سوریه موفق شود مقاومت مسلحانه مخالفین خود را کاملاْ سرکوب  کند. آیا یک انسان واقع بین میتواند برای حتی لحظه ایی تصور کند این رژیم پس از یک چنین پیروزی نظامی بر اپوزیسیونی که میلیونها توده مردم (به غلط یا درست ) در پشت سر آن طی نزدیک به ۶ سال از آن دفاع کرده اند و به انگیزه مطالبات آن نزدیک به ۳۰۰ هزار کشته داده اند در نظام پس از پیروزی اسد به زندگی تسلیم آمیز ادامه دهند؟ نظامی که بشار اسد میخواهد برای آنها روی اجساد قربانیان و عزیزان آنها برایشان بسازد؟ از اینکه او با چه پولی  میخواهد مملکت ویران شده را بسازد میگذرم.

رژیمهای دیکتاتوری در برخورد با مقاومت های اجتماعی بعلت سرشت استبدادی و سرکوبگر خود فقط به مطیع سازی مردم از راه سرکوب پلیسی و نظامی میاندیشند و چشم بروی علل سیاسی، اقتصادی و اجتماعی تنشها میبندند. برخورد رژیم ایران با مسئله اقلیتها بشمول اقلیت قومی کرد و بلوچ و اقلیتهای مذهبی از این قماش است.

البته اگر رژیمی اقتدارگرا در عرصه اقتصادی و اجتماعی بر تاریخ پیشی گرفته باشد و پرچمدار آرمان و برنامه ایی باشد که خواست طبقات نوخاسته و بالنده جامعه است میتواند با دستآوردهای گسترش یابنده اقتصادی و سیاسی خود، بر تضادهای اجتماعی پیشی گیرد  مانند کسی که در جهت حرکت یک رودخانه از سرعت جریان آب \یشی گیرد چنین شخصی زیر موج تند رود غرق نمیشود بلکه بر امواج  گردابها پیشی میگیرد. چنین رژیمهای هر چقدر هم اقتدارگرا باشند بعلت همسویی با گسترش تاریخ، سرشتی همگرایی آفرین دارند و میتوانند بر گرایشهای واگرایانه نیروهایی که بلحاظ تعلق تاریخی خود، ارتجاعی و ناهمسو با جهت گسترش مترقیانه تاریخ هستند غلبه کنند و برای همیشه آنها را بعنوان یدیده ها و مقولات تاریخی از صفحه سیاسی بروبند و بر کوهه ویرانه یا حتی اجساد مدافعین تحجر و وا\سگرایی آینده را بسازاند. اینکه  چنان جریانهای واگرایانه ایی(مانند نمونه ایران ما و ترکیه) بعدها بتوانند دو باره قد علم کنند بستگی مستقیم به  میزان رشد و توسعه سیاسی و اقتصادی یک جامعه دارد.

تاریخ شاهد متحد شدن واحد های جغرفیایی سیاسی بسیاری بصورت دولت/ ملت های بزرگ معاصر است که به ظهور قدرتهای واحد سیاسی جغرافیای نیرومند انجامیده. نمونه های برجسته آن، ایالات متحده، جمهوری فدرال آلمان، بریتانیای کبیر، فرانسه و کلاْ اغلب دول اروپایی و ژاپن است. دربرابر این انتیگراسیونهای سیاسی/جغرافیای؛ تاریخ نمونه واگرایی امپراطوریهای عثمانی و در دو دهه اخیر نمونه روسیه و یوگوسلاوی را نیز در خود ثبت کرده است و شاید فروپاشی میهن ما را نیز ثبت کند.

اهمیت درگیری مسلحانه واحد های سپاه و نیروهای انتظامی برخلاف آنچه ماشین تبلیغی رژیم سعی دارد نشان دهد در این نیست که نیروهای سپاه یا نیروهای انتظامی توانسته اند تعداد بیشتری نسبت به کشته های خود  از مخالفین بکشند بلکه اهمیت این قضیه در  شرایط سیاسی و نظامی دورانی است که کفگیر گفتمان انقلاب اسلامی و رژیم ولایی و شیعه گرایی فرقه گرانه آن بشدت به ته دیگ خورده است و در برابر این فقر و فلاکت شدید گفتمانی(دیسکورسیو)** و آرمانی رژیم، جریانهایی مانند پژاک یا جیش العدل و.. ، صرفنظر ای اینکه چه آنها در زهدان و تخمدان تاریخی خود برای مردمی که آنها ادعای پیشکسوتی آرمانی و مطلباتی اشان را دارند؛ تازه نفس گامهای بسیار زیادی جلوتر بوده و در چنته برنامه های سیاسی خود نیز مواعید جذاب بسیار دارند. و تا انجا که به مردم ایران مربوط میباشد، در طول زمان درخواهند یافت که داعش و پژواک چالشی برای قدرت رژیم هستند و نه الزاماْ برای  مردم ایران. خطا است اگر تصور شود که جریانی هرچند بنیاد گرا مانند جیش العدل یا ایدئولوژیکِ چپ و قومی مانند پژاک از رژیم حاکم حاضر برای مردم ما مضرتر و خطرناکتر باشند.

این؛ رژیم است که با خشونت و تروریسم دولتی خود زمینه گرایشهای گریز از مرکز و واگرایانه را در بین اقلیتهای قومی و دینی میهنمان فراهم میسازد و اشتباده است اگر تصور کنیم غلبه این رژیم بر پژاک و جیش العدل و .. ، زمینه صلح و صفای اجتماعی و سیاسی را در میهنمان فراهم میساد.

با هر روزی که از عمر این رژیم میگذرد مردم ایران بیشتر و بیشتر با خود بیگانه شده و حتی خود ستیز میشوند و بسوی واگرایی تمایل مییابند. این رژیم در جامعه ایران بذر تفرقه و تنافر اجتماعی میکارد و فرجام این کِشت جز از هم پاشیدگی مملکت نیست. جریانهای جدایی طلب محصول این کِشت تفرقه رژیم هستند و نه علت و بانی آن.

از موارد بسیار قابل تأمل فوق گذشته، رژیم در شرایطی بدنبال پیروزی نظامی بر جریانهایی چون پژاک و جیش العدل است که با ماجراجویی های منطقه ایی خود در یمن، سوریه، عراق و بحرین بهانه کافی بدست دولتهای عرب منطقه داده است تا علناً از این جریانهای ضد حکومت مرکزی حمایت همه جانبه کنند. موج بنیادگرایی و جنگ شیعه و سنی در منطقه که مسبب آنهم رژیم ولایی حاکم برمیهن ماست نیز شرایطی فراهم ساخته است که جاذبه این جریانهای ضد رژیم ایران برای جوانان شورزده منطقه آفزایش یافته و آنهارا به مدار این جریانهای ضد رژیم شیعی ولایی میکشاند  و این، یعنی اینکه؛ داعش و جبهة النصر‌ة در پشت دروازه های میهنمان و حتی در متن جامعه پر تنش و تضاد ما ایستاده اند و نه، هزاران کیلومتر آنسوتر در فرای مرزهای جغرافیاییمان و نه بزبان جغرافیایی هم، بلکه بزبان جامعه شناختی سیاسی قومی و مذهبی. و بزبان تنشهای واگرایانه اجتماعی در میهن ما، میهنی که روزگاری برای خود یک واحد جغرافیایی سیاسی و بواقع دولت/ ملت مدرن بود.

در پایان اینراهم ناگفته نگذارم با ظهور و قدرتنمایی پژاک سازمانهای جا افتاده کرد مانند حزب دموکرات و کومله نیز در موقعیتی قرار میگیرند که  بسوی رادیکالیسم رانده میشوند و اگر رادیکالتر نشوند میدان را بسود پژاک از دست خواهند داد

ح تبریزیان
…..

Iran Kills 12 Kurdish Rebels near Iraq Border

Naharnet

Iran’s elite Revolutionary Guards killed 12 Kurdish rebels near the Iraqi border in clashes in which three Guards were also killed, an Iranian news agency reported on Thursday.

Wednesday evening’s fighting took place in Oshnavieh in the northwest, the Tasnim news agency said, citing a statement from the Guards.

Two separate groups of rebels had slipped across the border to carry out acts of “sabotage” and “create insecurity among the population,” it added.

Oshnavieh lies around 20 kilometers (12 miles) from the border with the autonomous Kurdish region of northern Iraq.

Iran’s top police officer, General Hossein Ashtari, said the fighters killed were members of PJAK — the Party of Free Life of Kurdistan, an Iranian Kurdish group with close links to Turkey’s outlawed Kurdistan Workers’ Party (PKK).

“A large quantity of arms and ammunition was seized from this terrorist group,” Ashtari told Tasnim.

The incursion comes days after five Kurdish rebels and five jihadists were killed, along with a police officer, in separate clashes in the northwest and southeast of Iran.

“A team of five from the PJAK terrorist splinter group… has been identified and destroyed in the Sardasht region” on the Iraqi border, a Guards statement said on Monday.

Later that day, state television reported six more deaths in armed clashes in Sistan-Baluchistan province in the southeast.

One police officer and five militants were killed in the fighting, which pitted Iranian forces against Sunni militant group Jaish-ul Adl.

No Comments