اعتراف رهبر حزب الله به تأمین همه بودجه اش از سوی ایران

Share Button

رهبر حزب الله اعلام کرد: « ما پروژه های اقتصادی و موسسات سرمایه گذاری که از سیستم بانکی استفاده کنند نداریم. ما آشکارا میگوئیم که بودجه و صندوق مالی حزب الله مستقیماْ از سوی جمهوری اسلامی ایران تأمین میشود و تا زمانیکه ایران پول دارد، ما نیز پول داریم.»

حزب الله

حزب الله برای القاء ایدئولوژیک نسل جوان از هیچ طرفندی ولو مرام و تقدس شکنانه اباء ندارد این پوستر فقط مشتی از خروار است که شارلاتانیسم انرا نشان میدهد

کمکهای همه جانبه  ایران به حزب الله لبنان، چه در دو جنگ بسیار پر هزینه اش با اسرائیل چه در بازسازی جنوب لبنان و بیروت و چه پرداخت مستمری به خانواده کشته و معلول شدگان آن دو جنگ هییچگاه مطلب پنهانی نبوده است ولی اینکه فاکتی مستند، جز اشارات جسته گریخته و حاشیه ایی برخی سران حزب الله لبنان یا در موارد نادری نظامیان و دولتمردان ایران در این رابطه وجود داشته بوده باشد، تقریباْ منتفی بوده است.

اما اعلام  رسمی و علنی این موضوع  از سوی رهبر حزب الله، سید حسن نصرالله به تآمین تمام بودجه سازمانش از طرف ایران* یک اعتراف تا کنون بیسابقه بوده است. سید حسن نصرالله در سخنرانی ویدئویی اخیر خود بمناسبت چهلمین سالروز کشته شدن مصطفی بدرالدین از فرماندهان عالیرتبه حزب الله که کشته شدن او در حومه دمشق که وسیعاْ در رسانه های ایران هم بازتاب یافت رسماْ و خیلی مبارزه جویانه و افتخار آمیز اعلام کرد که تمام هزینه حزب الله، طبعاْ تمام هزینه سنگین جنگی اش در لبنان هم، از سوی ایران تأمین میشود.

اعلام این نکته که در واکنش به انسداد حسابهای بانکی حزب الله از سوی بانکهای لبنان بود جای تأمل بسیار دارد زیرا حسن نصرالله باید بداند  و حتماْ میداند که انعکاس اعلام  علنی این مطلب، در بین مردم  ایران که خودشان در فشار اقتصادی بسر میبرند و اکثریت قریب باتفاق آنان کمترین احساس تعهدی هم نسبت به حزب الله و جنگهای آن در سوریه بنفع رژیم مردم کُش بشار اسد و حتی علیه اسرائیل برای خود احساس نمیکنند، نتیجه اش تشدید فاصله بین رژیم حاکم، دولت و مردم ایران شده و  بر نفرت بیشتر مردم از فرمانروایانشان که چراغ و چراغهایی را که فرض و نیاز خانه است را نذر امامزاده ایی هزاران کیلومتر در آنسوی مرزهای میهنشان میکنند.

علاوه بر اعتراف به تأمین تمام بودجه مالی حزب الله از سوی ایران، سید حسن نصرالله در اهمیت جنگ نیروهایش در حلب، نتیجه جنگ در آن جبهه را در سرنوشتِ؛ سوریه، لبنان، عراق و حتی اردن تعین کننده نامید. معنای پنهان این فراز آخر از سخنان سید حسن نصرالله جز این نیست که این حزبِ سیاسی/نظامی/فرقه ایی در هماهنگی با ایران، خود را معمار سرنوشت مهندسی نظام سیاسی این چهار کشور نامبرده دانسته و ناخود آگاه برنامه بلند مدت خود را برای آینده این کشورها افشاء میکند. او ابداْ بروی خودش نیاورد که در آغاز مداخله نیروی نظامی سازمانش در سوریه فقط بحث از انگیزه دفاع از حرم حضرت زینب (زینبیه)بعنوان مکان مقدس شیعیان در حومه دمشق در میان بود و نه وارد شدن به یک جنگ برای دفاع از رژیم اسد و معماری  و مهندسی نظام سیاسی سوریه و آن سه کشور دیگر … بعنوان محور پیمان نا مقدس نظامی/سیاسی با ایران در منطقه.

نهار نت لبنان چکیده این سخنرانی را درج کرده است که خلاصه آن چنین است:

سید حسن نصرالله گفت: « ما با موج  یا فازِ جدیدی از یک سری عملیات نظامی در سوریه روبرو هستیم که نبرد ما در شمال سوریه محور و عرصه عمده آنست بویژه در منطقه حلب» …. « پس از اینکه آنها (مخالفین اسد. ح ت) از رسیدن به دمشق از طریق لبنان، اردن و جبهه شرقی مأیوس شدند، عربستان و ترکیه هزاران پیکار جو را اعزام کردند تا به یک عملیات تعرضی از شمال دست بزنند.» … « طرح تکفیری آمریکایی/سعودی تلاش میکند که از جبهه حلب به هدف خود دست یابد.»

او افزود که ۲۶ جنگجوی حزب الله در تهاجم این ماه کشته شده اند. اعترافی که نظیر آن بندرت تا بحال انجام شده است. و همچنین یاد آور شد که گروهایی جهادی که در حلب با حزب الله میجنگند ۶۱۷ نفر بشمول تعدادی از فرماندهانشان را از آغاز نبرد در منطقه حلب تا کنون از دست داده اند.

او در این سخن پراکنی ویدئویی چنین ادامه داد:« درجریان این نبردها، بیش از ۸۰۰ ییکارجو زخمی و ۸۰ نفربر زرهی، تانک و وسیله نقلیه منهدم گردیدند.(منظور از مخالفان است. ح ت)  … « جنگ در دفاع از حلب؛ جنگ برای دفاع از بقیه سوریه وبرای دفاع از دمشق  است. جنگ برای دفاع از؛ لبنان، عراق و  اردن است.» … « و بدین دلیل است که ما وظیفه خود میدانیم در حلب باشیم ـ ـ ما بودیم، و ما در حلب خواهیم بود.»

خطاب به جنگجویان حزب الله مخاطب این پیام یا سخنرانی، نصرالله افزود: « بهمان سان که در جنگ ژولای(جنگ علیه اسرائیل) ما روی شما حساب کردیم، ما روی شما در نبرد حلب نیز حساب میکنیم.»  ….. «ما صریحاْ قانون تحریم مالی و بانکی آمریکا را و اینکه حزب الله با این تحریمها از نظر مالی فرو خواهد پاشید را رد میکنیم و اینرا یک رویای کودکانه میدانیم. … من تا کنون گفته ام که حتی اگر قانون تحریم آمریکا به شدیدترین حالت خودش هم اِعمال گردد، بحال حزب الله بی تأثیر است زیرا که حزب الله سازمانی با ساختار جهادی است.» …

او اعلام کرد: « ما پروژه های اقتصادی و موسسات سرمایه گذاری که از سیستم بانکی استفاده کنند نداریم. ما آشکارا میگوئیم که بودجه و صندوق مالی حزب الله مستقیماْ از سوی جمهوری اسلامی ایران تأمین میشود و تا زمانیکه ایران پول دارد، ما نیز پول داریم.»

نصرالله ادامه داد:« در لبنان بانکهایی نیز هستند که؛ تا آنجا پیش رفتند که اقداماتی که انجام آنها محملی نداشت، بدون اینکه آمریکا اجرای آنها را خواسته باشد،  را در حق ما به اجرا گذاردند. آنها حسابهای موسسات خیریه ایی را که نام انها در لیست تحریم آمریکا نبود را هم مسدود ساختند. آیا این یک رفتار قانونی و انسانی است؟  یا اینکه حمله ایی علیه مردم لبنان و علیه آن موسسات خیریه میباشد؟

پایان خلاصه ترجمه و چکیده سخنرانی ویدئویی سید حسن نصرالله.

تحیلیل و تفسیر این سخنرانی صفحات بسیاری میطلبد که نه وقت آن برای من هست و نه احتمالاْ حوصله برای خواندن بیش از این برای خواننده ولی با این حال نکاتی را یاد آور میشوم.

حسن نصرلله میگوید ترکیه و عربستان هزاران جنگجو را به حلب فرستادند و… . سئوال اینست که این هزاران جنگجو را ترکیه و عربستان مانند جعفر جنی از جعبه جادوی خود درآوردند؟ تا روانه حلب کنند یا از نفرات ارتشهای خودشان فرستادند؟ اگر حالت دوم را فرض کنیم چرا حزب الله و رژیم اسد تا بحال حتی یک مورد از اسرای گرفته شده از آنها را نشان نداده اند تا دنیا بداند که این حرف نصرالله پایه و اساس دارد. این در حالیست که مبارزان مخالف اسد، بارها اسرای افغانی و ایرانی و کشته شدگان آنها را نشان داده اند که ایران  آنها را اجیر کرده و به سوریه فرستاده است. اگر فرض کنیم که این هزاران اعزامی (بفرض محال) همه از داوطلبان خارجی بوده است، بازهم علاوه بر استدلال فوق، مگر داوطلبان جهادی خارجی بفرمان ترکیه و عربستان هستند که این دو کشور  بتوانندضربتی آنها را به تعداد هزارانیِ، حاضر یراق، به جبهه  حلب بفرستند.

تا آنجا که از آمار کشته و اسیر شدگان در جنگ سوریه و بویژه حلب  برمی آید، واقعیت امر اینست که تعداد داوطلبان خارجی که علیه اسد و بنفع مخالفین او در این جنگ میجنگند در مقایسه با تعداد خود سوریها آنقدر ناچیز است که در مجموع نفرات و عملیات جنگی قابل محاسبه نیست.

با توجه به داده های آماری و خبری حاکی از وجود نیروی دهها هزار نفری از پیکار جویان ضد رژیم بشار اسد؛ از بقول نصرالله تکفیریها گرفته تا نیروهای میانه رو  بشمول ارتش آزاد سوریه که نیروی عمده و مورد حمایت عربستان و غرب در جنگ علیه رژیم بشار اسد میباشند، میتوان گفت که رژیم اسد و متحدین ایرانی و حزب اللهی آن، نه با چند گروه جهادی بلکه با ارتشی دهها هزار نفری از خود سوریها طرف هستند که در یک معادله ساده جنگی و دموگرافیک، داری یک پایگاه اجتماعی چند ده میلیونی در جامعه سوریه میباشند زیرا در یک جنگِ باصطلاح مردمی، خلقی یا انقلابی هر جنگنده ایی نه نماینده صرفاْ خود  بعنوان یکنفر بلکه نماینده بخشی از جامعه متعلق به خویش است. مثلاْ اگر ارتش خلق چین در جنگ علیه با کومین تانک در دوره انقلاب، ۳ میلیون نفرات دارد این ۳ میلیون بیان تقریبی یک پایگاه اجتماعی ۳۰۰ میلیونی است. با رعایت این معادله ساده منطقی میتوان گفت؛ رژیم اسد نه با چند گروه تکفیری و جهادی بلکه با ارتشی روبروست که اتکای آن به مردم  در مقیاس دهها میلیونی است و با این حساب، همه جنگجویان ضد اسد را تکفیری گرفتن جز یاوه ایی تبلیغاتی بیش نیست. و کار برد اتیکت و عنوان تروریست هم به این نیروی جنگی  با این وسعت نیز یاوه بافی است چون هیچ نیروی تروریستی چند ده هزار نفری منظمی در دنیا  هرگز وجود نداشته و  ندارد.

نکته دیگری که جای تأمل بسیار دارد اینست که نصرالله به صریحترین وجهی اعتراف میکند تا زمانیکه ایران پول دارد ما هم پول داریم! مسئله بسیار مهم  و سئوال برانگیز در این رابطه، صرفنظر از بحق یا نابحق بودن این بذل و بخشش ایران، اینست که این بذل و بخشش که میزان آن با توجه به اعتراف نصرالله از تأمین همه بودجه جاری و جنگی آن از سوی ایران نباید از ۶ تا ۷ میلیارد دلار در سال کمتر باشد(برآوردی که موسسات تحقیقات استراتژیک دنیا هم کرده اند) از کدام منبع از طرف حکومت ایران تأمین میشود که در گزارشهای رسمی دولتی و بودجه رسمی دولت خبری از آن نیست؟ آیا این نشان نمیدهد که در ایران، ورای دولت رسمی و قانونی شیخ حسن روحانی یک دولت پنهان و فراقانونی با منبع مالی مستقل و غیر قانونی وجود دارد  که مردم و حتی نمایندگان شورای اسلامی اشان از آن کاملاْ بی اطلاع هستند؟ آیا این امر خاطره گزارش خبری تقریباْ ده سال پیش را که بر آن سرپوش گذارده شد دایر بر توقیف دو تریلی دلار و طلا از ایران، معادل ۱۸.۵ میلیارد دلار در ترکیه را به ذهن متبادر نمیکند؟ خبری که نه دولت احمدی نژاد اجازه طرح و بحث آنرا داد و نه این دولت کنونی روحانی آنرا پیگیری کرد. آن خبر رسانه ایی شده نه هرگز تکذیب شد و نه تأئید فقط بر آن سرپوش گذارده شد.  با توجه به سریت تا کنونی و بعدی کمکهای ایران به حزب الله میتوان دانست و درک کرد که رژیم تهران احتمالاْ صندوقها و کیسه های دلار و شمش های قابل تبدیل به پول محلی را با هوا پیما یا از طریق زمینی برای حزب الله ارسال میکند. زیرا رزیم نمیخواهد با ارسال پول ـ حتی در آن زمان که تحریم بانکی علیه حزب الله هم وجود نداشت ـ آثار پا و ردی از میزان کمکهای خود به حزب الله و دیگر سازمانهای تروریستی مشابه بجای بگذارد. و بر اساس این فرض میتوان راز خرید دهها میلیون تن طلا از ترکیه و دوبی در دوران احمدی نژاد را دریافت. در این رابطه خواست گزارش میزان ذخیره طلای بانک مرکزی و دولت و تغیرات میزان آن طی این ده سال گذشته، خواستی است که طرح آن از سوی منتقدین نظام و دولت روحانی میتواند طلسم روابط برونمرزی تروریستی مافیای حاکم را بشکند یا بی پاسخی آن، پرده از راز کمکهای عظیم رژیم به جریانهای تروریستی خارجی بردارد.

نکته آخر اینکه شعار حسن نصرالله بی شباهت به جنگ جنگ تا رفع فتنه از عالم یا فتح قدس دوران جنگ ایران و عراق نیست. و بی هیچ تردیدی جنگ حزب الله در سوریه هم سرانجامی جز آن جنگ و نوشیدن جام معروف نخواهد داشت.

* نهار نت:

“We do not have business projects or investment institutions that benefit from banks. We openly say that Hizbullah’s budget and funds come directly from the Islamic Republic of Iran and as long as Iran has money we will have money,” he declared.

No Comments