سوریه وهیئت ناظرین اتحادیه عرب!

Share Button


مخالفین دولت اسد میگویند هیئت ناظران اتحادیه عرب اعتباری نداردـ دیلی استار لبنان

سوریه وهیئت ناظرین اتحادیه عرب!
در کشورهای پیشرفته سرمایه داری برای ورشکستگی قوانین بسیار اکیدی وجود دارد به این معنا که هیت مدیره یک مؤسسه بمجرد مشاهده اینکه سرمایه مؤسسه آن در حال منفی شدن است و در پرداختهای جاری خود دوچار مشکل شده است، باید با صدور اطلاعیه ای رسمی اعلام ورشکستگی کرده و از خود سلب اختیار و مسئولیت کند تا ارگان قانونی زیربط روند ورشکستگی موسسه را مدیریت کند. اگر این اعلام ورشکستگی به موقع رخ نداهد موجب عواقب کیفری میباشد. ولی در ممالک و اقتصادیات ناتوسعه یافته، موسسه یاشخص ورشکسته میتواند به امید نجات، اینقدر کلاه کلاه کند که آخرِسر کلی هم مال مردم را بسوزاند.
در کشورهای پیشرفته با ارتکاب یکی از این تُپُق هایی مرسوم که آقای احمدی نژاد روزانه ده ها تا از آنها را میزند و عادی شده است، کل کابینه باید استعفاء داده و جای خود را به کابینه جدیدی بسپارد. یک تصادف توجیه ناپزیر قطار، فرو ریختن یک پل، خود کشی قابل اجتناب یک زندانی میتواند موجب استعفای فوری و یا اخراج وزیر یا یک مدیر مسئول شود. از بلبشوی ارزی و تأخیر دو ماهه در ارائه بودجه چیزی نمیگویم.
در کشورهای عقب مانده و دیکتاتور زده قاعده بگونه دیگری است. نه تنها یک مؤسسه ورشکسته مثل سازمان تأمین اجتماعی یا ایران خود رو در کشور خودمان میتوانند با سوء استفاده از منابع بانکی و زدو بند و بهره گیری از امواج تورمی خود را برهانند بلکه دولتها هم میتوانند با استفاده از دروغ و تزویر و پنهانکاری از اعلام رسمی ورشکستگی خود، روی برتافته و هزینه سنگین ماندگاری خود را روی شانه جامعه بیاندازند که باز نمونه ساده آن درمملکت خودمان، شکست انتخاباتی دولت احمدی نژاد وتوسل حکومت به کودتای انتخاباتی برای خود داری از اعلام این ورشکستگی بود. این خود داری از اعلام ورشکستگی نه به دولت احمدی نژاد اعتبار و مشروعیت قانونی داد و نه این دولت توانست با ادامه کار خود، گند آفرینی گذشته را جبران کند بلکه فقط بر هزینه عزل یا براندازی خود برای مردم و مملکت افزود.
امروز رژیم بشار اسد سوریه در همان موقعیتی قرار گرفته است که که رژیم قذافی پیش از سرنگونیش و دخالت نیروهای ناتو در آن کشور که با هلهله و شادی مردم روبر شد.
مردم سوریه با دادن قریب ۶۰۰۰ نفر کشته و ۹ ماه اعتراض پر هزینه خیابانی نشان داده اند که رژیم اسد را نمیخواهند؛ و نه تنها نفسِ این تظاهرات مردمی بلکه وعده وعیدهای انجام نشده ی پیاپی بشاراسد برای اصلاحات، اپوزیسیون سازی قلابی از طرف آن، فرار هزاران نظامی از ارتش و تشکیل ارتش آزاد سوریه، رویگرادنی سازمانی مثل حماس از رژیمی که چند دهه مهماندار و متحد استراتژیک آن بوده است، موضعگیری صریح دولت «بسیار حسابگری» مثل دولت ارودغان در ترکیه و مأمن دادن آن به اپوزیسیون رژیم دمشق «شورای ملی سوریه»، موضعگیری بسیاری از دولتهای عرب منطقه و درخواست صریح آنان از رژیم اسد برای کنار رفتن از قدرت، و موضعگیری خیلی صریحتر برخی دولتهای غربی و اتحادیه اروپا و آمریکا در برابر بشاراسد و درخواست آنان از وی برای کنار رفتن قدرت، همه اینها جای کمترین ابهامی باقی نمیگذارد که این رژیم ورشکسته، نجات یافتنی نیست و همان روسیه هم در صورت گرفتن امتیاز لازم از اپوزسیون سوریه و دولتهای غربی زیرمجوز هرگونه عملیات نظامی ناتو را علیه رژیم اسد امضاء خواهد کرد.
رژیم سوریه کمترین شانسی برای ماندن ندارد. نه این میلیونهایی که به خیابانها آمده و طی این نه ماه اینقدر کشته داده اند پس میزنند؛ نه آن جامعه جهانی که باصراحت و بارها رژیم بشار اسد را ورشکست اعلام کرده و خواهان رفتن آن شده است از موضع خود عقب می نشینید، نه آن دهها میلیارد دلار سرمایهِ گریخته از مملکت به کشور باز میگردد، نه اقتصاد فلج شده این کشور میتواند بیش از این بحران را تحمل کند و نه حتی خود ارتش اسد در مدتی طولانی ـ هر چند همفرقه با خاندان اسد ـ حاضر است تا به آخر به این کارزار علیه مردم ادامه دهد. اما رژیم همچنان جان سختانه مقاومت میکند.
در آخرین تحول در منطقه، این رژیم؛ با مانورهای زیاد و شرط و شروط گذاری های بسیار حاضر شد طرح اتحایده عرب را بپذیرد. موقعی که وزیر خارجه سوریه «وحید معلم » و از سوی اتحادیه عرب «العربی» دبیر آن اتحادیه اعلام کردند که سوریه بالاخره طرح اتحادیه عرب را امضاء میکند، به هیئت ناظرین اتحادیه اجازه میدهد در مناطق بحران زده بر بیرون کشیدن نیروهای نظامی از شهر ها نظارت کند و دولت سوریه زندانیان سیاسی را آزاد کرده و با اپوزیسیون به مذاکره خواهد پرداخت بسیاری، از جمله نگارنده همین سطورکه ازآغاز تحولات سوریه را تعقیب کرده است، به خوشبینی دوچار شده و زودهنگام ابراز خوشحالی کردند. اما با واکنش منفی « برهان غلیون» رهبر شورای ملی سوریه در درجه اول و شنیدن اینکه رهبر هیئت ناظران اتحادیه عرب یک« دیپلمات» سودانی است دوچار قدری بد بینی شدم. چون در رژیم سودان آدمی که مستقیم و یا غیر مستقیم دستش بخون مردم جنوب آلوده نشده باشد وجود ندارد.
رهبر اپوزیسیون،«برهان غلیون» بلافاصله پس امضای طرح اتحادیه عرب از سوی سوریه گفت رژیم سوریه در پی وقت کشی و دلسرد کردن جنبش و جامعه جهانی از تغیر خویش است و مجدداً از شورای امنیت و جامعه جهانی خواهان دخالت درسوریه برای جلو گیری از سرکوب و کشتار مردم شد. حیرت جهانیان ودر کنار آن چرت نویسنده این سطور زمانی پاره شد که درست روز پیش از ورود هیئت اتحادیه عرب تانکهای سوریه شهر های حمص و حما و درعا و دیگر شهرهای اعتراضی را به گلوله بسته و رکورد کشتار را ظرف دو روز با کشتن ۱۱۰ نفر از خود باقی گذاشتند. نیروهای اسد، در کنار کشتن ۱۱۰ نفر غیر نظامی، ۷۰ نفر هم از نیروهای نظامیِ در حال فرار از ارتش را، که میتوانستنند پس از محاصره زنده دستگیر کنند، به گلوله بسته تا نفر آخر کشتند. رژیم اسد در کنار این نمایش قدرت و توأم با بی اعتنایی عمدی خود به افکار عمومی، با یک صحنه سازی نسبتاً دقیق دوتا از مراکز امینی خود را با قرار دادن اتوموبیلهای مملو از مواد انفجاری منفجر کرد و در اجرای این سناریو، جنازه کشته شدگان روزهای قبل را به محل حادثه انتقال داده بعنوان کشته شدگان در اثر انفجار جا زدند. رژیم ورشکسته سوریه در حالی به این مانورهای دنیا فریب دست میزند که اجازه نمیدهد تا ناظرین و متخصصین بی طرف بیایند و همین جنازه را معاینه کرده تاریخ و نوع مرگ آنها را تعین کنند. رژیم اسد حتی بیشتر از قذافی درهای مملکت را بروی همه ارگانهای خبری دنیا بسته است.
همانطور که در بالا گفتم شک من نسبت به پذیرش طرح اتحادیه عرب زمانی بیدار شد که خواندم که یکی از «دیپلمات» های کار کشته دولت «سودان» رهبری هیئت ناظران اتحادیه را بعهده دارد. تا آنجا که اکثریت آشنایان به اوضاع سودان میدانند رژیم سودان از هنگام حکومت نمیری تا امروز که ژنرال عمر البشیر در آنجا حاکم است جز کشتار، نسل کشی و راه اندازی واحد های شبه نظامی و جوخه های مرگ برای کشتن مردم جنوب سودان و سرکوب مردم درشمال پیشینه دیگری ندارد. در دوران حکومت ژنرال عمر البشر بیش یک میلیون از مردم در جنوب سودان بدست ارتش او به قتل رسیده و به ده ها هزار زن و دختر مردم آنجا تجاوز شده و خود عمر البشیر به جرم نسل کشی از طرف دادگاه بین المللی تحت تعقیب قرار گرفته است.
حیرت زده از این سناریوها، دیروز در «الشرق الاوسط » به کارنامه « احمد مصطفی الدابی» که نه یک دیپلمات ورزیده آنچنانکه رژیم سوریه و متحدین آن به دنیا قالب کردند بلکه یک ژنرال ۶۳ ساله ایست که از آغاز خدمت خود در دوران دیکتاتوری ژنرال نمیری تا امروز در پست های امنیتی و اطلاعاتی خدمت کرده است برخوردم. خود دیپلمات خواندن این ژنرال جلاد که بیشترین دوران خدمت خود را درمنطقه دارفور واقع جنوب سودان گذرانده است نشان از تلاش کثیف رژیم سوریه و متحدین آن برای اجتناب از اعلام ورشکستگی و فریب افکار عمومی است.
امروز دیگر جنک تبلیغاتی و روانی برای آگاه کردن یا گول زدن افکار عمومی نسبت به وقایع سوریه به فاز نهایی خود نزدیک شده و کار زیادی در این زمینه برای هیچ یک از دو طرف دعوا باقی نمانده است و بیشتر آنهایی که بخواهند بدانند هم اکنون میدانند و عقیده آنهایی را هم که از زاویه منافع خود قضاوت میکنند را نمیتوان تغیر داد، لذا بقیه کار را نیروهای واقعی عرصه پیکار در سوریه در درجه نخست و حمایت پشیبانان آنها در عرصه جهانی اشان در درجه دوم به پایان خواهند رساند. بنظر من در این عرصه برتری استراتزیک بطور قاطع بنفع جنبش آزادیخواهانه مردم سوریه است و از تبدیل این برتری استراتژیک به برتری عملیاتی برای سرنگون کردن رژیم اسد راه زیادی نیست و این مانورهای رژیم اسد هم جز مصمم تر کردن مردم سوریه به ادامه پیکار نتیجه دیگری نخواهد داشت. سرانجام روسیاهی بر آن ذغالهایی خواهد ماند که سرجلادِ مردم منطقه دارفور را «دیپلمات کارکشته»! به دنیا غالب کردند.
لینک

http://www.asharq-e.com/news.asp?section=3&id=27878

No Comments