نگاهی به تحولات روزهای اخیر در سوریه

Share Button

تأکید رژیم اسد روی تروریست بودن مخالف یک پیام بیشتر ندارد و آن اینست که رژیم قصد مصالحه با مخالفان خود را ندارد حال؛ آیا تمام بدنه رژیم روی این موضع است یا فقط بخش علیای آن؟ این مسئله ایست که سیر حوادث آینده نشان خواهد داد.

W460

صحنه ی پس از بمباران کاروان حامل کمکهای انسانی سازمان ملل

هیچ خروسی ولو هرچند کوچک نمیتواند در جیبی هرچند بزرگ حتی باندازه جیب لباده آقا جای بگیرد و از این روست که در بین مردم ما ضرب المثل معروف دم خروس و قسم حضرت عباس ساخته و رایج شده است.

رژیم بشار اسد مدعیست با تروریستها مبارزه میکند و در مبارزه با تروریسم، از مردم دفاع میکند. سخنگوی رژیم اسد، خانم بثینة شعبان (Bouthaina Shaaban) در مصاحبه با BBC انگلیسی دیروز با وقاحتی باور نکردنی هرگونه بمباران مردم توسط نیروهای رژیم را انکار کرده و به خبرنگار BBC  که از او میپرسد آیا شما منکر این هستید که رژیم ظرف این ۵ سال مردم را حتی برای یکبار بمباران کرده باشد، او پاسخ میدهد بله!و حتی برای یکبار  هم مردم از سوی نیروهای دولتی بمباران نشده اند! مخبر میپرسد آیا شما منکر کاربرد گاز کلرین در جنگ توسط نیروهای رژیم هستید که سازمان ملل هم انرا تأئید کرده است او پاسخ میدهد؛ بله و این ادعا صحت ندارد و ساخته و پرداخته رسانه های غربی است و سازمان ملل هم در دام آن رسانه ها افتاده است.

این انکار دم خروسی سخنگوی رژیم اسد فقط ساعاتی قبل از آن رخ میدهد که آن رژیم نه تنها بخشی از یک کاروان کامیونهای کمکهای غذائی و داروئی  تحت نظر سازمان ملل برای مردم حلب را بمباران کرد بلکه انباری را هم، که کم یا بیش از قبل در آن مواد ضروری حیاتی وجود داشته بود را بمباران کرد. در اثر این بمباران تعداد ۱۲ نفر از کمک رسانانی که زیر چتر سازمان ملل عملیات امداد رسانی را انجام میداددند نیز جان خود را از دست دادند. این بمباران باعث شد تا سازمان ملل عملیات امداد رسانی را متوقف کند. بیشتر رسانه های دنیا این بمباران وحشیانه را که در حکم اعلان جنگ به سازمان ملل است را با عکس و تفسیر منعکس کرده اند. ناگفته نگذارم که دیروز ساعاتی پس از انقضای زمان آتش بس، رژیم اسد، به بهانه نقض مکرر آن از سوی”تروریستها” ختم آنرا اعلام کرد.

همه این اتفاقات در حالی رخ میدهد که یک هفته از توافق آتش بس گذشته بوده است. آتش بسی که در طی آن میبایستی محاصره غذائی، داروئی، سوختی و.. ، برداشته شده و به قریب ۷۰ کامیون بارگیری شده منتظر در مرز ترکیه اجازه داده میشد به شرق حلب بروند. رژیم سوریه تا آخرین ساعات باقی مانده به خاتمه مهلت آتش بس به این کامیونها اجازه عبور نداد و وقتی هم داد در گذرگاه ورودی حلب آنهارا بمباران کرد.

BBC در گزارش خود از علت متوقف شدن ارسال کمک سازمان ملل به حلب از جمله مینویسد: ” ۱۸ کامیون از ۳۱ کامیونی که حامل؛ گندم، لباس زمستانی و مواد دارویی بودند در اثر این بمباران  منهدم شدند. یک مقام بلند پایه صلیب سرخ نیز بین کشته شدگان این بمباران میباشد. سرپرست صلیب سرخ جهانی پتر مَورر  Peter Maurer این حمله را نقض خشن قانون بین المللی انسانی نامید. دولت آمریکا نیز مراتب خشم خود را از این حمله ابراز داشت.

نهار نت لبنان بنقل از فرانس پرس از حمله هوایی و توپخانه ایی رژیم اسد به کاروانها چنین گزارش میدهد: ” آنها که دیشب کشته شدند شامل ۱۲ نفر که بیشترشان کارگران و کارکنان خدمات انسانی از سازمان ملل و افراد صلیب سرخ بودند. مجوز عبور این کاروان نتیجه نلاش زیادی بود که انجام گرفته بود تا به مردم غیر نظامی محاصره شده برسد.

رسانه های دنیا در باره جزئیات این حمله ضد بشری نوشته اند و من در اینجا تکرار آن نوشته ها را غیر لازم میدانم و به بررسی مسئله از زوایای دیگر می پردازم.

۱ وقتی یک دولت در دنیا علیه موازین قانونی بین الملی از روی شمشیر میکشد و به آن موازین اعلام جنگ میدهد فقط یک معنا دارد و آنهم اینست که آن رژیم کمترین شانسی برای بقا و نجات خود در رعایت آن قوانین نمی بیند و اگر نجاتی هست فقط در پیروزی است ولو با زیر پا نهادن آن قوانین است. فرض در اینجا بر اینستکه اگر جهان مجبور شود پیروزی طرف ییروز را بپذیرد مجبور خواهد بود چشمش را هم به روی این قانون شکنی ها و عبور از مقررات بین المللی جنگ را نیز بپذیرد. آلمان هیتلری نمونه بارز  چنین رژیمی بود. و اگر تقدیر است قانون شکن شکست خورده وسرو کارش به محاکمه کشانده و مجازات شود دیگر فرق نمیکند که آب یک وجب یا ۱۰۰ متر از سر او  بگذرد.

روی سکه دیگر این قانون شکنی موازین بین المللی این است که؛ زمانی یک رژیم به قانون شکنی بین المللی می اُفتد که آن رژیم نه حکومتی بر اساس اقتدار زیر مجموعه های سازمانی اش: دولت و دستگاه اجرایی، قضایی، پارلمان بلکه  بر اساس اقتدار فردی بشکل دیکتاتوری فردی یا حداکثر گروهی قرار دارد. زیرا قوانین بین المللی با حکومتها کار دارند و نه الزاماً با افراد رأس حکومتها. وقتی مثلاً صدام به ایران حمله میکند و در مجامع بین المللی محکوم  به پرداخت غرامت جنگی* میشود، اگر او معزول، سرنگون یا اعدام هم شود، این دولت و حکومت و سرانجام مردم عراق هستند که میمانند و هزینه محکومیت حکومت خود را، بشکل غرامت جنگی باید بپرادازند و نه شخص صدام. هرچند صدام  هم بخاطر جنایات مستقیم و شخصی خود نیز میتواند قابل تعقیب باشد. بنا بر این وقتی رژیم بشار اسد، بسیم آخر میزند و کاروان حامل کمکهای انسانی سازمان ملل را به بمب و موشک میبندد، معنای اینکار اینست که او راه مصالحه را کاملاً بروی خود مسدود میبیند. این مغروق فقط با آویخته شدن به “دیگران” است که میتواند نجاتِ آن “دیگران” را به نجات خود مشروط سازد  و این آن نکته ظریفی است که باید از سیاست بشار اسد درک کرد .

بشار اسد در اینکه برای خود در نظام جهانی شریک جرم بیابد تا کنون موفق بوده است و با شرکت دادن روسیه و ایران و کشاندن این دو دولت به نقطه ایی بی بازگشت، در حقیقت، خطر جنگ را به فراسوی منطقه، تا حد رویارویی بین المللی افزایش داده است به امید اینکه جهان برای پرهیز از چنان خطر مهیبی تن به چشم پوشی از جنایات رژیم او بدهد. بنا بر این نباید این را از نظر دور داشت که این سوریه و اسد است که گام بگام روسیه و ایران را هدفمندانه به دنبال خود میکشد و کشیده است.

خانم بثینة شعبان سخنگوی رژیم اسد در پاسخ خبرنگار  BBC  میگوید همه اینها که گفته میشود رژیم مردم را بمباران میکند ساخته رسانه های غربی است و در پاسخ مصاحبه گر که میپرسد سازمان ملل نیز این اخبار را تائید میکند جواب میدهد که سازمان ملل نیز در دام رسانه های غربی است.

به این سخنگوی رژیم باید گفت که آیا بمباران دیروزکاروان کمکهای انسانی سازمان ملل هم دیگر ساخته رسانه های غربی است؟ و باید گفت اگر ادعا شود که آنها “اشتباهی” بمباران شده اند مانند بسیاری بیمارستانها و مراکز درمانی و …، تازه این پرسش پیش میاید که اگر نیروهای مسلح رژیم نمیتوانند بین کاروان طولانی کامیونهای بزرگ کمک رسانی در جاده اسفالته باز، با زرهپوش و تانک تروریستها تمیز قائل شوند، چگونه چنین نیروهایی بخود اجازه میدهند بگویند ما فقط تروریستها را در سنگرهای خیابانی اشان در حلب یا شهرهای دیگر بمباران میکینم!؟

من برای یک لحظه اصل را بر این میگذارم که مدافعین حلب تروریست هستند. با توجه به اینکه جمعیت منطقه تحت کنترل آنها از سوی بیشتر رسانه ها بین ۲۵۰ تا ۳۰۰ هزار تخمین زده میشود؛ و با توجه به اینکه این جمعیت همچنان پشت سر آن تروریستها در دفاع از آنها ایستاده است و اگر میخواست از حلب خارج شود تا کنون مانند صدها هزاران دیگر این کار را کرده بود، میتوان این نتیجه ساده را گرفت که تعداد تروریستها در این بخش از شهر، که فقط یکی از شهرهای کشور  است حدود ۲۵۰ ـ ۳۰۰ هزار نفر میباشد و اگر خیلی بد بین یا خوشبین باشیم (بنا بر موضع امان نسبت به جنگ)، میتوانیم ادعا کنیم که بر اساس همین نسبت در سوریه حد اقل بیش از ۱۰ میلیون تروریست وجود دارد یعنی حد اقل یکسوم مردم کشور تروریست هستند. و تازه هیچ معلوم نیست که تعداد این تروریستها در خود دمشق نسبتشان دو یا ۵ برابر نسبتشان در حلب نباشد و اگر آنها اسلحه بدست نیستند برای اینست که رژیم از اول حرکت را در آنجا خفه و کنترل آهنین خود را برقرار کرده است نه اینکه انها موافق رژیم هستند.

تأکید رژیم اسد روی تروریست بودن مخالف یک پیام بیشتر ندارد و آن اینست که رژیم قصد مصالحه با مخالفان خود را ندارد حال؛ آیا تمام بدنه رژیم روی این موضع است یا فقط بخش علیای آن؟ این مسئله ایست که سیر حوادث آینده نشان خواهد داد.

همچنانکه به اشاره نوشتم رژیم اسد سعی کرده، میکند و خواهد کرد تا سرنوشت خود را بنحوی گسست ناپذیر با حکومتهای ایران و روسیه و حزب الله لبنان چنان پیوند بزند که سقوط رژیم اسد مساوی با سقوط رژیم ایران و پوتین و اضمهلال حزب الله لبنان گردد.

آیا رژیم پوتین آماده است تا عمق جهنم فروپاشی روسیه با اسد در راهی که پیش گرفته است پیش برود یا نه، دمِ درب جهنم با یک تی پا آن رژیم خدا حافظی کرده و آنرا بدورن جهنم پرتاب و خود را نجات خواهد داد. این مسئله ایست قابل تأمل.

توافق آتش بس، توافقی بین آمریکا و روسیه بود و نه بین رژیم اسد و آمریکا یا مخالفین ولی، این رژیم اسد بود  که دیروز خاتمه فرارداد آتش بس را اعلام کرد و تا ساعت نگارش این یاداشت دولت روسیه نه یک کلام در تائید خاتمه آتش بس و نه در تمدید آن سخنی بزبان نرانده است. اگر قرار میبود تا ختم مدت آتش بس، ئس از انقضای مدت آن اعلام شود این دولت روسیه میباشد که باید انقضای آنرا اعلام  کند و نه رژیم اسد. این نکته ایست که میتواند گواه این امر باشد که مسکو قصد ندارد تا هرکجا و تا توی جهنم، رژیم اسد را همراهی کند. اما رژیم ایران چاره ایی جز این همراهی ندارد.

خبر دیگر اینکه اوپوزیسون رژیم امروز برنامه و طرح خود را برای تحول سیاسی در نشستی با شرکت نمایندگان دولتهای: انگلیس، قطر، سعودی، فرانسه، آمریکا و ترکیه به آنها ارائه و انرا توضیح داد. بطور خلاصه میتوان گفت در تمام این طرح کمترین نششانس از تروریست بازی نیست. طبق این طرح یک دوره ۱۸ ماهه ئدر ۳ فاز شروع شده است که از یک دوره ۶ ماهه مذاکره بین ائوزیسیون و بخشی از حاکمیت شروع و به تشکیل دولت موقت و تدوین قانون اساسی جدید با شرکت همه سوریها (منهای اسد و نزدیکان او) منتهی میگردد. این طرح دو هفته قبل نیز منتظر گردید و شایان توجه است که هیچکدام از آن نیروهایی که رژیم آنها را تروریست میخواند به این طرح اعتراض نکردند از جمله گروه موسوم به جبهه فتح الشام که همان النصرة سابق است و این نشان میدهد که در درون جبهه اپوزیسیون برخلاف همه تبلیغات رایج تروریستی وجود ندارد و اگر تروریستی هست و اگر آن تروریست این برنامه را دارد باید بده آن خوش آمد گفت زیرا که برنامه اش مدرن، سکولار و دموکراتیک است.

*

بگذریم از اینکه پس از روی کار آمدن جناح شیعی در عراق این مسئله از سوی حاکمیت ایران به محاق فراموشی رانده شد. البته اقتدار جناح شیعی وابسته به حکومت ایران ناپایدار ولی فراموش شدن چند صد میلیارد غرامت جنگی همیشگی خواهد بود.

No Comments