بلوف انتحاری؛ استراتژی جدید روسیه

Share Button

آمریکا و غرب و اپوزیسیون سوریه با اطمینان از اینکه در یک فرایند انتخاباتی آزاد و مناسب، بشار اسد بطور قاطع خواهد باخت، از راه حل سیاسی استقبال کردند و میکنند ولی همانطور که توضیح دادم روسیه بازی را چه با جنگ و چه راه حل سیاسی، باخته است و این باخت، هم برای روسیه، هم ایران و هم حزب الله لبنان باختی است جبران ناپذیر، خُرد کننده  و فرا استراتژیک و از این روست که روسیه دیگر ، هرچند هنوز در لفافه، زبان تهدید اتمی را بکار گرفته است که بتدریج از لفافه هم خارج شده و علنی میگردد. روسیه بر آنست تا بلکه با بلوف اتمی وترساند غرب و آمریکا از تعمیق و گسترش بحران، تا جایی که برای داد و ستد تاکتیکی دیگر جایی باقی نماند، غرب را وادار به عقب نشینی کند ولی بنظر من این محاسبه بنحو خطرناکی غلط است.

former-syrian-premier-riad-hijab

Riad Hijab ریاض حجاب صدر کمیته عالی مذاکرات HNC (اپوزیسیون)، نخست وزیر سابق رژیم اسد

قریب ۸ ـ ۹ ماه پیش یکی از ژنرالهای روسیه در یک اظهار نظر پیرامون جنگ و بحران سوریه، صریحاً غرب را به استفاده از سلاح هسته ایی توسط روسیه تهدید کرد که با تغیر رویکرد آمریکا از گزینه براندازی اسد توسط اپوزیسیون مسلح به راه حل سیاسی چنین تهدیداتی دیگر تکرار نشد.

تأکید روی راه حل سیاسی بحران سوریه که اوباما بکّرار در ماههای اخیر روی آن تکیه کرده است،ناشی از پیدایش امیدهایی نسبت به نتایج مذاکرات آمریکا و روسیه و امید به توافق روی راه حل سیاسی، از عواملی بود که روسیه را وادار ساخت زبان تهدید را بکنار نهد. البته تغیر رویکرد اوباما را نباید بهیچ وجه ناشی از چنان تهدیداتی دانست زیرا اگر غرب و ناتو بخواهند در برابر چنین تهدیداتی با بلوف جا بزنند خشت روی خشتِ نظام  امنیت جمعی دنیا باقی نمیماند و فردا، رهبر کره شمالی هم برای سهم خواهی با موشکهای اتمی خود  بمیدان می آید.

اما خطرِ حتی طرح و تکرار چنین تهدیدهاتی در اینست که جنگ لفظی اتمی زمینه را برای جنگ طلبان بیشتر فراهم ساخته و جو دنیا را متشنج میکند. مشاجرات جنگ طلبانه و تهدید نظامی، فضایی ایجاد میکند که افکار عمومی دنیا به قرار گرفتن در لبه پرتگاه جنگ اتمی چنان عادت میکند که برای آن،  از هیبت هراسناک چنان جنگی کاسته میشود که میتواند خطر واقعی را افزایش دهد و از سوی دیگر برای نظامیگران میدان مانور ایجاد میکند.

بنا بر این، بسیار بعید است که تأکید اوباما روی رفتن بطرف یک راه حل سیاسی در بحران سوریه ناشی از جازدگی رهبری آمریکا در برابر چنان تهدیدی بوده باشد. بلکه موضع اوباما در این رابطه ناشی از این است که تجربه تاریخی همه تحولات سیاسی و نقل و انتقال قدرتِ ناشی از پیروزی نظامی در دنیا نشان داده است که چنان پیروزیهایی نمیتوانند به دموکراسی و توسعه سیاسی و همزیستی جریانهای رقیب سیاسی در یک کشور منجر گردد. سوریه نیز از این قاعده کلی مستثنی نیست.

بطور ساده میتوان گفت اگر انقلابیون سوری با جنگ بر رژیم اسد پیروز شوند حتی برای حامیان این انقلابیون مهار آنها پس از پیروزیشان آسان نیست در حالیکه در یک فرایند سیاسی بسیاری از همین جریانات جهادی هم یا مجبور خواهند بود، یا قاعده تقسیم قدرت و مداراگری سیاسی را بپذیرند و یا از همان اول در برابر تحول سیاسی قرار گرفته و حذف شوند چون تکلیفشان زود روشن خواهد شد. دیگر از بحث هزینه های جانی و خسارت های مادی ادامه جنگ میگذریم.

اما سیاستی که رژیم روسیه و اسد و دیگر هم پیمانانشان در ماجرای سوریه در پیش گرفته اند بهیچوجه در جهت حل سیاسی مسئله نیست و نبوده است. اگر آنها تن بمذاکره میدهند میخواهند مذاکره درچنان مجرایی بیفتد و تا انجا محدود گردد که رژیم و حامیانش از طریق آن بهمان هدفی دست یابند که با سرکوب نتوانسته اند بدان برسند، یعنی تثبیت رژیم اسد و مشروعیت دادن بدان پس از کشتار قریب ۳۰۰،۰۰۰ از مردم و ویران کردن کشور.

دلیل طفره روی رژیم اسد و حامیان آن از مذاکرات جدی و توسل آنها به مانور و بازی سیاسی از روز روشن تر است زیرا هرگونه راه حل سیاسی واقعی بهر ترتیبی که انجام شود، نهایتاً شرط برگزاری یک انتخابات آزاد و مناسب را در صدر کارپایه خود خواهد داشت. و بدیهی است که یک چنین انتخاباتی نمیتواند زیر نظر رژیم اسد انجام گیرد زیرا نه مخالفین میپذیرند و نه رژیم قادر است چنان انتخاباتی را برگزار و سلامت آنرا تضمین کند.

در عرف دموکراسی غربی کافی نیست که یک انتخابات فقط آزاد باشد تا دموکراتیک و سالم تعریف شود بلکه باید از فضا و مکانیسم اجرایی مناسب (Fair) هم برخوردار باشد ( Free And Fair Election ) تا انتخاباتی دموکراتیک تلقی گردد.

ایرادی که به اکثر انتخاباتهای کشورهای دیکتاتوری، نیمه دیکتاتوری یا دیکتاتوریهای نرم افزارانه وارد است، عدم رعایت همین مناسب(Fair) بودن آنهاست. این  Fair بودن، از توزیع امکانات تبلیغاتی، پوشش رسانه ایی، آزادی کامل تبلیغات و ضمانت استفاده از رسانه های همگانی برای همه احزاب و سازمانهای سیاسی و مدنی، امنیت کامل رأی دهندگان و نامزدها، صحت مکانیسم جمع آوری و شمارش آراء  و مخفی بودن آراء و..  را، در بر میگیرد. هیچ کس از رژیم اسد نخواهد پذیرفت که آن رژیم ادعا کند که میتواند این شرایط را فراهم کند.

پس برگزاری انتخابات زیر نظر و تحت نظارت سازمان ملل یا مرجع مورد وثوق دیگری در سوریه یعنی سقوط اسد، یعنی عزل قانونی او که راه را بر هرگونه اعتراضی میبندد. اما برای روسیه، ایران، حزب الله لبنان و باندهای شیعی عراق کمترین تفاوتی بین سرنگونی قهر آمیز رژیم اسد با عزل قانونی آن نیست. آنروزی که مردم سوریه فرصت یابند در یک انتخابات آزاد و مناسب شرکت کنند بی هیچ تردیدی نتیجه آن نه تنها عزل بشار اسد بلکه بیرون راندن ایران و روسیه و حزب الله از سوریه خواهد بود و اینرا همه خوب میدانند و در چنین صورتی برای روسیه و ایران و اسد فرق نمیکند که رژیم در یک فرایند سیاسی ساقط شود یا  در اثر یک شکست نظامی قدرت را از دست بدهد.

قریب ده روز پیش، پس از شکست طرح مورد توافق آتش بس جان کری و لاوروف، سید حسن نصرالله در یک مصاحبه تلویزیونی رسماً گفت بحران سوریه راه حل سیاسی ندارد و جنگ باید تا پیروزی نهائی ادامه یابد. فهمیدن منظور و برهان رهبر حزب الله لبنان در پرتو توضیحات فوق دشوار نیست، کما اینکه برای رهبر سیاسی مذهبی ایران، نه تنها کمترین تفاوتی نمیکند که مانند صدام با زور مداخله خارجی سرنگون شود و یا با تن دادن به یک انتخابات آزاد و مناسب که بیگمان همان نتیجه را خواهد داشت، عزل گردد. حتی میتوان گفت؛ اگر قرار بر سرنگونی باشد، چه خامنه ایی و چه بشار اسد قطعاً ترجیح خواهند داد با زور مداخله خارجی این عمل رخ دهد تا با آرای میلیونی مردم. هرچند آنها در هر دو حالت عزل میشوند ولی در حالت نخست حد اقل  این فرصت را می یابند تا بیشترین ویرانی را برای پس ازخود باقی گذارند و ضمناً در تاریخ نوشته شود که آنها با مداخله خارجی ساقط شدند.

روسیه و ایران و بشار اسد بر این تصور بودند که با گنجاندن بندی در توافقنامه اخیر آتش بسِ سرگی لاوروف ـ  جان کری دایر بر تفکیک کردن نیروهای باصطلاح تروریست، (جبهة النصرة) از مخالفین باصطلاح میانه رو، جبهه واحد مخالفین اسد با دست آمریکا تکه ـ تکه میشود و تفکیک شدگان به جانِ تفکیک نشدگان و بالعکس میافتند و درگیر میشوند، بدون اینکه سرآخر هم روسیه و اسد حتی بپذیرند آنچه از آن مخالفین و جنگ مغلوبه داخلی آنان باقی مانده است خالص و خُلص اپوزیسیون میانه رو است و نه نیروهای جهادی و تروریست!

این درحالیست که آنچه بنام جبهة النصره خوانده میشود عملاً تحت رهبری ارتش آزاد سوریه و مخالفینی قرار گرفته است، نمایندگانش در هئیت مذکره تحت رهبری نخست وزیر کراوتی سابق سوریه قرار گرفته و سخنگوی آن یک خانم کاملاً بی حجاب است. این چه سازمان جهادی و تروریستی است که حاضر به تبعیت از چنان رهبرانی و سنخنگویانی شده و پذیرفته است جان کری از طرف آن با اطمینان کامل با روسیه قرارداد متارکه جنگ و آتش بسی تعهد آمیزانه ببندد.

Bassma Kodmani (File)

 عضو ارشد هیئت نمایندگی اپوزیسیون سوریه HNC در مذاکرات؛ باسما کُدمانی(Bassma Kodmani)

با تأکید آمریکا و جان کری به گشودن راه ارسال کمکهای انسانی  بمدت یک هفته و بعنوان اولین گام توافق، طرف سوری و روسیه  از تعهد خود سرباز زدند زیرا قافیه را باخته بودند آنها فکر میکردند در نتیجه اجرای توافقنامه آتش بس، مخالفین رژیم را بجان هم خواهند انداخت. طرف سوری و روسیه حتی حاضر به اجرای آن توافق برای همان یکهفته،(تروریسم غذایی و دارئی رژیم)، برای ارسال و تحویل کمکهای انسانی نشدند و جتهای روسیه و رژیم اسد همان کاروان متوقف شده در پشت دیوار محاصره حلب را بمباران کردند که اعتراض جهانیان را بدنبال داشت.

آمریکا و غرب و اپوزیسیون سوریه با اطمینان از اینکه در یک فرایند انتخاباتی آزاد و مناسب، بشار اسد بطور قاطع خواهد باخت، از راه حل سیاسی استقبال کردند و میکنند ولی همانطور که توضیح دادم روسیه بازی را چه با جنگ و چه راه حل سیاسی، باخته است و این باخت، هم برای روسیه، هم ایران و هم حزب الله لبنان، باختی است جبران ناپذیر، خُرد کننده  و فرا استراتژیک و از این روست که روسیه، هرچند هنوز در لفافه، دیگر زبان تهدید اتمی و گسترش جنگ را بکار گرفته است که بتدریج از لفافه هم خارج شده و علنی میگردد. روسیه بر آنست تا با بلوف اتمی وترساند غرب و آمریکا از تعمیق و گسترش بحران، تا جاییکه برای داد و ستد تاکتیکی دیگر جایی باقی نماند، غرب را وادار به عقب نشینی کند ولی بنظر من این محاسبه بنحو خطرناکی غلط است.

مسئله اینست که در بحران سوریه چنان محرکه های متعددی (دینامیکال) دخیل هستند که مدیریت آمرانه آن، بسوی یک عقب نشینی را برای غرب هم( اگر بخواهد) غیر ممکن میسازد و ساخته است. فرضاً اگر آمریکا عقب بنشیند دول عَرَب حامی مخالفین اسد و ترکیه به این آسانی نمیتوانند کوتاه بیایند و کوتاه آمدن آنها یعنی پذیرش هژمونی منطقه ایی ایران و اسد، نه تنها در خود سوریه بلکه، در تمام منطقه.

بحران سوریه به قماری تبدیل شده است که طرفین بازی همه سرمایه خود را وسط  میز بازی گذارده اند  و بُرد و باخت کَم در آن دیگر معنا ندارد. یکطرف خانه خراب میشود و طرف دیگر خانه آباد.

روئیترز امروز سخنان سرگی لاوروف را درج کرده که او گفته است حرکات آمریکا امنیت ملی کشورش را بخطر میاندازد. وقتی امنیت ملی روسیه با موضعگیریها و رفتار آمریکا در سوریه بخطر میافتد معنای آن اینست که باید از آن امنیت، با سلاح های استراتژیک و نه سلاحهای متعارف (Conventional) دفاع کرد. برای پی بردن به عمق این حرف لاوروف باید بیاد بیاوریم که دفاع غرب و مشخصاً آمریکا از اوکرائین تا حد جدا شدن آن از  اقمار محوری روسیه، امینت ملی روسیه را بخطر نیانداخت تا آنکشور غیر مستقیم تهدید به برافروختن جنگ سوم جهانی کند ولی بحران سوریه در اینسوی آبها و قاره اروپا و رفتار آمریکا در قبال آن، امنیت ملی روسیه را که فقط بازدارندگی اتمی و یا تهدید به کاربرد سلاح هسته ایی میتواند آنرا حفظ کند بخطر انداخته است.

Russia's Foreign Minister Sergei Lavrov speaks during a joint news conference with French Foreign Minister Jean-Marc Ayrault following their meeting in Moscow, Russia, October 6, 2016. REUTERS/Maxim Shemetov

چند روز قبل خبرگزاریهای دنیا از استقرار سامانه آخرین مدل موشکهای ضد موشک S300 و S400 در سوریه خبردادند. این سامانه موشکی نه برای جبهتة النصرة یا جبهة الشام بلکه برای تهدید غرب است و پوتین با این حرکت میخواهد به غرب بگوید تا کجای کار خود را آماده کرده است! روسیه به رهبری پوتین بر این باور است که با تشدید تصاعدی بحران، تا حّدِ امکان کاربرد سلاح هسته ایی، غرب را وادار به عقب نشینی در ماجرای سوریه میکند و این یک اشتباه محاسبه ایست که آبستن فاجعه میباشد.

غرب میداند و باید بداند که کوتاه آمدن در مقابل تهدیدهای تلویحی یا رسمی مسکو فقط خطر افزون طلبی های جاه طلبانه مسکو و ایران را دامن میزند. شاید اگر غرب در ماجرای اوکرائین قدری قاطع تر در مقابل روسیه ایستاده بود امروز وضع سوریه بدینجا نمیکشید.

عقب نشینی در مقابل شانتاز نظامی و هسته ایی پوتین خطر تقابل را برطرف نمیکند بلکه آنرا افزایش میدهد.

 

No Comments