ساختار شناسی نظام جمهوری اسلامی: بخش دوم

Share Button

استحاله ای که طی این ۳۸ سال در این عجوبه ناقص الخلقه حکومت اسلامی رخ داد این بود، که رهبران روضه خوان صفت این حکومت نه شهامت و مردانگی دست کشیدن از قدرت و ثروت و سایر مزایای جانبی آنرا داشتند و دارند و به علت بنیاد و پایه مذهبی داشتن خود و نانِ دین خور بودن هم، نه شهامت و جسارت مدنی و اخلاقی دل کندن از دین حکومتی را دارند. و شاید اصطلاح استحاله هم در این رابطه درست نباشد و بهتر است گفته شود پوست انداختن و به اصل خویش برگشتن مناسبتر باشد. 

تضاد بنیادین قدرت قانونی با اقتدار فرا قانونی در نظام سیاسی کشور

Bildresultat för Jano

این نکته که در ایران ولایی ساختار قدرت سیاسی دوگانه است و موازی با قدرت دولتی و زیرمجموعه های آن نهادهای بسیار قدرتمند دیگری وجود دارند که هم مقتدرترند و هم در عین حال مسئولیت ناپذیر، نکته نا گفته ایی نیست که بیشتر مردم ندانند. من در این یادداشت میخواهم با طرح این موضوع از زوایایی دیگر، و از دل آن زوایا؛ اولاً خود ویژگی منحصر بفردی تاریخی آنرا بعنوان یک “نظامِ ساختاریِ قدرتِ سیاسیِ خودویژه” که در طول تاریخ یا حد اقل در تاریخ چند سده اخیر بدیلی نداشته و علوم سیاسی هم تا به امروز نظر مدون و تئوریزه شده ای راجع به آن ندارد استنتاج کنم و دوماً از آن استنتاج؛ الگوی ساختارشناختی، راهبردمبارزاتی سیاسی برای تغیر آن، مبانی تحلیلی استراتژیک و راهبردهای تاکتیکی متناسب مبارزه با این  ساختار و نظام سیاسی را بدست بدهم.

خودم هم نمیدانم که با این یادداشت از پس این مهم برمی آیم یانه؟ ولی این عدم اطمینان مانع از تلاش من نمیشود و امیدوارم که دیگران، اگر هم مستقیماً نمی خواهند با به نقد گذاری مستقیم، آنرا صیقل داده بهینه کنند، اقلاً موضوع آنرا مبنا و دستمایه ای برای تحلیلهای مستقل خود قرار دهند. این موضوع از این این نظر مهم است که نیروهای منتقد وضع موجود در میهنمان، نه راهبرد استرتژیک برای مبارزه خود دارند و نه کارپایه ایی تحلیلی از ساختار قدرت نظام تا بر اساس آن بتوانند استراتژی و تاکتیکهای مناسب را برای مبارزه و ایجاد تحول سیاسی طرح کنند.

ساختار دوگانه قدرت نمود ذاتیت ناهمسازی مذهب با قدرت سیاسی 

درطول ۲۵ قرن اخیر ۳ بار و در سه نقطه گیتی حکومتهای مذهبی به قدرت رسیده اند؛ اولین آنها در امپراطوری رم و  آن دوتای دیگر در خاورمیانه بصورت خلافت بغداد و عثمانی در خاور میانه.

حکومت مدعی مسیحیت در رُم، هرچند تا آواخر قرون وسطی و آغاز عصر روشنگری به اُم القراء مسحیت تبدیل گشت، ولی آن مسیحیتی که در امپراطوری رم مستقر شد در حقیقت برعکس حکومت خلافتی صدر اسلام نه بصورت قدرت سیاسی مستقیم کاردینالها و اسقها بلکه بصورت بکار گرفتن کلیسا از طرف امپراطوری مقتدر روم در خدمت آن امپراطوری بود که در آئین مسحیت برای خود آن دکترین سیاسی و اعتقادی مناسبی را میدید که میتواند از آن برای حفظ یکپارچگی امپراطوری و گسترش آن بهره گیرد. خلافت عثمانی هم تقریباً همین وضع را داشت. در عثمانی این سلاطین قدر قدرت بودند که دین را در خدمت اهداف کشورگشایانه خود درآورده بودند و خلافت عثمانی بمعنای بقدرت رسیدن مفتی ها و رهبران دینی نبود بلکه این حکومت سلاطین عثمانی بود که دین و مسجد را در خدمت خود گرفت تا امپراطوری ناپایدار و بزور شمشیر تشکیل شده اش را تحت سلطه خود حفظ کند تا با اتکاء بدان، هم امپراطوری خود را بیشتر گسترش دهد و هم آن امپراطوری را برای ۴۰۰ سال نگاه دارد. نباید فراموش کنیم که حتی آورندگان اسلام هم پیش از آنکه پیشوای دینی باشند رهبران قبایل عرب بودند که نماد ساختارقدرت سیاسی آنزمان بودند و نه پیشوایانی با پیشینه مذهبی. و پیدایش خلافت صدر اسلام هم نه با متقاعد کردن مردم به دین اسلام مانند دین عیسی مسیح، بلکه بزور شمشیر و در زمان فرسودگی امپراطوری باستانی ایران و رم و تجزیه آن امپراطوری به رُم و روم شرقی بود. اقتدار رهبران حکومت صدر اسلام، در درجه اول از پایگاه قومی و قبیله ایی آنها ناشی میگشت و نه از برکت اسلام. آنها فقط از اسلام برای افزایش آن قدرت موروثی که داشتند و گسترش آن استفاده کردند و ازینرو بود که آنها علمدار اسلام گشتند

سردار اسلام که همدان را تصرف کرده بود به عمر مینویسد یا پیام میدهد، که مردم اینجا میخواهند مسلمان شوند و جزیه ندهند، عمر فرمان میدهدنه! نمیخواهیم مسلمان شوند  آنها باید بعنوان کفار جزیه بدهند. نگاه سرداران نظامی سیاسی اسلام عرب به آن دین چنین بود.

علت اینکه حتی امپراطوری رم و عثمانی سیاسی بودند و نه مذهبی این بود که مذهب حتی در همان دوران اقتصادیات پیش صنعتی هم نمیتوانست خود را با سازو کارهای سیاسی، مملکت داری و دولتمداری تطبیق دهد تا چه رسد به امروز. اگر چنین میکرد تمام اتوریته معنوی خود را بخطر می انداخت کما اینکه در دوران نفوذ بیشتر متولیان دینی در امرحکومت، چه در رم و چه عثمانی، هم نهاد دین اعتبارش فرسایش یافت و هم نهاد قدرت سیاسی.

پس بدین ترتیب حکومت اسلامی ایران تنها نمونه در تاریخ است که در آن، متولیان دین و مذهب رسماً  در کسوت روحانی قدرت سیاسی را بدست گرفتنند.

قریب نزدیک به ۴۰ سال حکومت ظاهراً اسلامی در میهن ما، گواه عقب نشینی گام بگام  آن از تمام احکامی بود که بطور فقهی در مذهب ما، آخوند ها طی سده ها برای اداره ایده آل امور مملکت و آئین مملکت داری موعظه کرده و بخورد مخاطبین خود داده بودند. از جامعه صلواتی گرفته تا جامعه عدل علی یا امامِ زمانی و نسخه های مملکت داری من درآوردی و ساختگی در نامه حضرت علی به مالک اشتر. این عقب نشینی گام بگام از احکام اولیه (بقول خمینی) و اختراع احکام ثانویه دلیلی جز ناسازگاری دین با امر مدیریت سیاسی یک کشور معنای دیگری ندارد، ناسازگاری ای که ریشه دوگانگی ویرانگرانه حکومت اسلامی ایران است.

دوگانگی قدرت در نظام اسلامی، در طی همان فرایند مبارزاتی برای سرنگونی شاه شکل گرفت که به انقلاب اسلامی و استقرار جمهوری اسلامی منجر شد.

رژیم اسلامی روی کارآمده که وعده بانکداری اسلامی بدون بهره و برقراری نظام استقراضی قرض الحسنه  را داده بود، کارش بجایی رسیده است که  سیستم بانکی رسمی و غیر رسمی مملکت را به نزول پول خورترین  سیستم در دنیا تبدیل کرده است.

رژیم اسلامی، دیگر مشروب خوران را شلاق نمیزند و کاملاَ چشمش را بروی مصرف الکل بسته و حتی در فکر تأسیس مراکز درمانی برای الکلی ها است، تن فروشان و زانیه ها را دیگر نه سنگسار میکند و نه اعدام چون اگر حکم اسلام را در این زمینه بخواهد اجرا کند بقدر کافی نمیتواند سنگسار کننده و میر غضب و زمین کافی برای آباد سازی گورستانها پیدا کند.

خمینی در همان روزهای نخست انقلاب کشف کرد که ماهی ازونبرون که طبق فتاوی مراجع، طی سده ها خوردنش حرام بود، حلال است و خاویار هم از آن حلالتر ولو مزه عرق باشد.

رهبر رژیم اسلامی گوشت یخ زده را که در رژیم شاه فتوای حرام بودنش را داده بود، نه تنها حلال اعلام کرد بلکه در غم این هم نبود که لاشه های گوسفندهای یخ زده وارداتی واقعاً ذبح شرعی شده اند یا ذبح غیر اسلامی. فقط کافیست که وارد کننده به صادر کننده بگوید روی گوشت بنویسد ذبح شرعی  و حلال!  کار تمام است، حتی اگر لاشه، لاشه یک گوسفند مریض و مرده باشد.

اینها فقط ساده ترین تخظی های رژیم از آن احکامی است که رهبرانش، رژیم گذشته را بخاطر عدم اجرای آنها مورد انتقاد قرار میدادند و با همان بهانه ها مشروعیت واقعی و بحق ملی آن رژیم را خدشه دار و مشرعیت مذهب و حوزه ساخته خود را جایگزین آن ساختند و مردم را به شورش واداشتند.

در زمینه سیاسی: صدور انقلاب اسلامی و حمایت از جنبشهای اسلامی گزینشی شد. رژیم از همان آغاز چشمش را بروی اینکه که در چچن و اینگوشیا، و تاتارستان چه بر مسلمانان میگذرد و یا بر سر تاتارهای مسلمان اوکرائین پس از تجاوز روسیه بدان چه می آید، و مسلمانان ایقور در چین چگونه کشتار میشوند، کاملاً بست تو گویی آنها مسلمان نبوده و نیستند.

رژیم مدافع اسلام ایران در خصومت های بین ارمنستان ارتدودوکس و آذربایجان مسلمان تمام قد در کنار ارمنستان و روسیه قرار گرفته است. در لبنان در کنار میشل عون مسیحی علیه مسلمانان سُنی و جریان سیاسی آنها موسوم به ۱۴ مارس و المستقبل قرار دارد. در سوریه فعالانه در کنار رژیم لامذهب بعثی بشار اسد و روسیهِ لامذهب علیه مسلمانان سوریه میجنگد و در ائتلاف با رژیم اسد از هیچ جنایتی علیه مردم بپاخاسته سوریه فروگذار نمیکند.

حتی برای یک لحظه نباید دوچار این خطا شد که ممکنست این نقض احکام شرعی و فقهی نشانه پیدایش یک پراگماتیسم ملی گرایانه و ملت محور، از نوع چین و  آغاز یک رفرماسیون بسوی جدایی دین از سیاست باشد. این زیر پانهادن غیر رسمی و قانونی نشده احکام شرعی و فقهی به تبعیت از مصالح و منافع باندی و فرقه ای حاکم انجام میشود که فقط گواه رویکرد ابزارگرایانه رژیم نسبت به همه چیز است و تلاشی است برای تطبیق با واقعیت تا اساس نظام متزلزل نگردد.

محور و هدف راهبردی، این رژیم؛ نه دین، نه مذهب، نه روحانیت و نه مملکت میباشد بلکه حفظ قدرت بهر قیمت محور و تعین کننده همه سیاستها و همه ر اهبرد ها و رویکردهای آنست. تردید نباید داشت که اگر این رژیم باقی بماند روسپی خانه، کازینوها و عشرتکده ها را هم رسماً خواهد گشود ولی البته نه تا هنگامی که انتقادکنندگان نسل انقلاب هستند و چرخش علنی ضد اسلامی آنرا افشاء میکنند.

در زمینه سیاسی: از شعارِ” آزادی استقلال جمهور اسلامی ” حتی در همان محدوده ی بسیار تنگ آغازینش هم دیگر چیزی باقی نمانده است. جمهوریت نظام با ساطور نظارت استصوابی گردنش زده میشود و حتی همان جمهوریت مثله شده هم رئیسش به تدارکچی مقام معظم و بیت رهبری او تبدیل گردیده است،

رژیم بموازات مسلوب الاختیار کردن رئیس جمهور، طی ۳۸ سال، معمم بودن شخص رئیس جمهور را چنان بتدریج به مردم خورانده و حقنه کرده است که آخوند بودن رئیس جمهور برای ملت ما دیگرکاملاً یک امر عادی شده است و این در شرایطی است که در دوران پس از فروپاشی بلوک شرق، حتی حکومت های نظامی هم که روی کار آمدنشان تا پیش از آن  در کشورهای جهان سوم عادی بود، دیگر امروزه غیر عادی و برای جامعه جهانی تحمل ناپذیر گردیده است. امروزه ایران تنها کشور دنیاست که متولیان دین متولی حکومت هم هستند. شاید بطور قطع بتوان گفت که احمدی نژاد آخرین رئیس جمهور مکلا یا کت و شلواری در این حکومت بوده است.

مجلسی که گفته شد در رأس امور است بمدتی در حد عمر  خود این رژیم، حتی در ذیل امور هم قرار نگرفت و به تابلویی برای پوشاندن قدرت فائقه مجلس خبرگان و پوششی برای اقتدار فراقانونی دیگر ارگانهای حاکمیت مبدل شده و دستگاه دیوانی دولت هم به رونمای حقوقی برای ساختار بتونیزه  قدرت حقیقی، قدرتی که نه در سرسراهای باز وزارتخانه ها بلکه در شبستانهای مساجد و شورای ائمه جماعت و تاریخانه بیت رهبری قرار دار تبدیل گردیده است.

بطور خلاصه، موازی با وزارت اطلاعات که در عمل چندان هم زیر نظر دولت نیست، دستگاههای اطلاعاتی سپاه و و اطلاعات قوه قضائیه و اطلاعات دستگاه انتظامی قرار دارند. بموازات دادگاههای دادگستری دادگاههای انقلاب و دادگاه ویژه روحانیت وجود دارند. بموازات سپاه؛ ارتش و بموازات کلانتریهای ارگانهای مختلف انتظامی و لباس شخصی ها و بسیج وجود دارند.

از آزادی که مقدم بر استقلال و جمهوری در دوران انقلاب بود، نیازی نیست چیزی گفته شود. البته آزادی وجود دارد و بیش از حد هم ولی، فقط برای قاتلین سریالی، اسید پاشان، بچه بازان حکومتی و اختلاس کنندگان و برادران قاچاقچی به بیان احمدی نژاد و … .

از منع شکنجه متهمین و زندانیان که در قانون اساسی هم بر آن تأکید شده است، آنها که کهریزک، گوهردشت و اوین و بازداشتگاههای مختلف و مخفی سپاه و دستگاه قضایی را دیده اند میتوانند سخن بگویند.

سخنی بی پایه تر و غیر علمی تر از این نیست که گفته شود، جمهوری برخاسته از آن انقلاب به بیراهه رفت یا مصادره شد و… من با قطعیت و ایقان کامل میگویم که اگر همین آقای مهندس موسوی و کروبی هم که میلیونها ایرانی بحق در صداقت و پایمردی آنان کمترین تردیدی ندارند، اگر به اندازه مقام عظما قدرت داشتند یا جای خمینی بودند، در آن جایگاه، بعنوان هماهنگ کننده دو عنصر دین و سیاست و سر پاسدارِ کُل این نظامِ دوگانه، پس از چندی یا باید با آن صداقت و پایمردی خود خداحافظی میکردند و یا باید از ادعاهای سیاسی/دینی خود دست برمیداشتند و دین و متولی گری دینی را به شبستان مساجد، تکایاها و حسینه ها میفرستادند.

استحاله ای که طی این ۳۸ سال در این عجوبه ناقص الخلقه حکومت اسلامی رخ داد این بود، که رهبران روضه خوان صفت و صدقه بگیر آن نه شهامت و مردانگی دست کشیدن از قدرت و ثروت و سایر مزایای جانبی آنرا داشتند و دارند و به علت بنیاد و پایه مذهبی داشتن خود و نانِ دین خور بودن هم، نه شهامت و جسارت مدنی و اخلاقی دل کندن از دین حکومتی و کسوت آخوندی خویش را دارند. و شاید اصطلاح استحاله هم در این رابطه درست نباشد و بهتر است گفته شود پوست انداختن و به اصل خویش برگشتن مناسبتر باشد.

شاید اگر بجای روحانیت به حکومت رسیده (بیشترشان روضه خوانان آیت الله شده)، مذهبیون سیاسی غیر روحانی و مکلا قدرت را بدست میگرفتند، میتوانستند بتدریج تصحیح خط کرده، ریل عوض کنند و در یک گذار نرم، از حکومت دو گانه به حکومت سکولار برسند بدون اینکه اتوریته و اقتدار خود را بطور کامل از دست بدهند. برای کراوات پوشی مانند بنی صدر و بازرگان چندان دشوار نبود تا بگویند: نه! ما نمیتوانیم دولت و چرخ مملکت را طبق احکام دینی و فقهی بگردانیم اینکار از اول اشتباه بوده است. آنها برای اینکار مجبور نبودند پوشش ظاهری خود را دیگر عوض کنند آنها با این تغیر مسیر حتی مخاطبین و پایگاه اجتماعی و سیاسی خود را هم از دست نمیدادند زیر همان قاعده اجتماعی و سیاسی آنها هم همراه با آنها این مسیر تحولی را طی میکرد.

بازرگان که ریشی مهندسی داشت و بنی صدر، قطب زاده، طباطبایی، شادروان فروهر و سنجابی و بیشتر دولتمران دوره اول حکومت، هم کراواتی بودند و هم ریش تراشیده. پشت کردن آنها به اسلام سیاسی نه تنها از اعتبار آنها نمی کاست بلکه جایگاه وسیعتری را بین اقشار مدرن جامعه برای آنها ایجاد میکرد. آنها هرگز نانِ دین خور نبودند که با چرخش رویکرد سیاسی و اعتقادی، نان و روزیشان قطع شود. رابطه فکری و اعتقادی آنها با پایگاه اجتماعیشان اگر هم مبنایی ذهنی، اعتقادی و غیر واقعی داشت مع الوصف بر اساس استدلال و اقناء بود نه برمبنای عوامفریبی و ترویج خرافه پرستی محض. مثلاً  سکولار شدن کسی مانند دکتر شریعی او را زمین نمیزد بلکه پایگاه فکری او را در جامعه تغیر میداد در حالیکه سکولار شدن خمینی و رهبر عظما یعنی خداحافظی با قدرت، خداحافظی با آن پایگاه اجتماعی اقشار عقب مانده و پایگاه سیاسی لومپن مذهبی و فاشیستی دینی، یعنی هیچ و پوچ شدن و به گدایی افتادن.

ریشه ماندگاری دوگانگی قدرت و سخت شدن فلج کننده این دوگانگی حکومتی این بوده و هست که حکومت اسلامی نه تنها اسلامی نبود، شاید بهتر است گفته شود هرگز اسلامی نبود بلکه آخوندی بود و بتدریج آخوندی تر شد و در این مسیر، دیگر تا آنجا رفته است(به جوهر خود باز گشته یا جوهر خود را باز نمایانده است) که دیگر نه تنها اسلامی هم نیست بلکه بمعنای اعم کلمه آخوندی یا روحانیتی هم نیست بلکه ائتلافی از لومپن روحانیت و مافیای بازار و سپاه است که از دین و مذهب بعنوان ایدئولوژی حکومت استفاده میکند و از توده اقشار معلق اجتماعی بعنوان نیروی میدانی. زیرا بعلتِ سابقه و مشروعیتی که از دین و مذهب گرفته است، بعلت کسوت روحانی نمایانه و پوشش دینی اش، بعلت تکیه عمده اجتماعی اش روی اقشار عقب مانده مذهبی جامعه و ارتباط نزدیکش با این اقشار، بعلت تکیه سیاسی و میدانی اش روی حسینه ها و هیئت های مذهبی نیروهای فاشیست مذهبی و..، که وجود همه آنها در هم طنیده است نمیتواند و قادر نیست با این ویژگی ذاتی و حیاتی مماتی دوگانگی خود خداحافظی کند مثل قورباغه ایی که نمیتواند تک زیستی شود.

اگر این حکومت واقعاً اسلامی میبود با آن احکام جزمی دینی روی حکومتگری، همان هفته های اول بقدرت رسیدن در گِل میماند و همگان در میافتند که نمشود و حکومت دینی شدنی نیست. ولی آخوند محوری حکومت جدید بدان امکان میداد که منافع گروه حاکمه بقدرت رسیده جدید بعنوان اسلام بملت قالب شود و شاخه شاخه شدن جریانهای اسلامی اول انقلاب هم که تا اصلاحات و جنبش سبز ادامه یافت در همین آخوند و فرقه محوری حکومت عملاً غیر دینی بنام دین بود.

این ائتلاف در هم بافته پیش گفته را من دولت پنهان مینامم که در مقابل دولت رسمی و نمادین که وظیفه رسمی اش سرویس دهی به جامعه و وظیفه غیر رسمی و عمده ترش، پوشش دهی به فعالیت آن دولت پنهان و نقش رونمایِ اسکلت فولادی و زیرساخت بتونیزه نظام  را دارد، میباشد.

این دولت پنهان بخش عمده ایی از اقتصاد مملکت را بصورت اقتصاد سیاه و پنهان در کنترل خود دارد، او نه تنها سیاست خارجی و عمده ترین سیاستهای داخلی را به دولت رسمی و فرمال دیکته میکند بلکه به مهندسی انتخابات میپردازد، سیاست پولی و بانک مرکزی و نرخ گذاری ارز را مدیریت و مهندسی میکند، تجارت خارجی را برطبق منافع خود تنظیم میکند و از اسکله های خصوصی* برخورار بوده و تجارت خارجی خود را دارد که کاملاً از حیطه کنترل دولتی خارج است، در مسائل فرهنگی و آموزشی نقش تصمیم گیرنده دارد، در انتخابات شهرداریها و انجمن شهر و محل نظارت دارد و آنرا مهندسی میکند و کم اتفاق نمی افتد که رسماً و مقتدرانه سیاستهای دولت را زیر سئوال ببرد و با عطاب و خطاب با مسئولین دولتی سخن میگوید. حزب سازی میکند، اصلاحطلب سازی و اپوزیسیون سازی میکند، چهره سازی و چهره سوزی میکند و.. . خلاصه هیچ عرصه ای در امور مملکتی نیست که این دولت مقتدر، موازی و پنهان رد پایش بجا نماند و دیده نشود.*(در گزارش روز چهارشنبه مجلس نیز عنوان شده بود که در حال حاضر ۶٠ درصد از اسکله‌های کشور اعم از نظامی، انتظامی، نفتی، تجاری، صیادی و … غیرمجاز هستند.)

تا اینجای قضیه، بنظر خودم، این یادداشت، توضیح جمعبندی شدهِ واضحاتی بود که دیگران هم بصورت های مختلف تا کنون گفته اند. این بخش توضیحی را، در گام نخست میتوان بعنوان بخش تکمیلی یادداشت قبلی با عنوان”ساختارشناسی نظام جمهوری اسلامی” تلقی کرد و در گام دوم و از آن مهمتر، آنرا بعنوان مقدمه ایی بر بخش سوم که به نتیجه گیری راهبردی مبارزاتی از این بخش اختصاص خواهد داشت در نظر گرفت. بخش یا بخشهای بعدی بتدریج نگاشته میشود.

در زیر کلیپهای پراکنده ایی را برای گنجاندن در یادداشت انتخاب کرده بودم که بطور نامرتب در زیر هستند و آنها را پاک نمیکنم ولی دیدم گنجاندن آن کلیپها در مطلب، آنرا بسیار مطّول و خسته کننده میکند. ولی به علاقمندان دیدن آنهارا توصیه میکنم. برخی بصورت لینک هستند و برخی بصورت کُپی و تکه هایی را هم رنگی و های لایت کرده ام. از چیدمان مطلب یادداشت فوق هم چندان راضی نیستم ولی دیدم نگارش قدری نامنظم آن بر به تأخیر انداختنش ترجیح دارد.

………………….

ضمایم و افزوده ها برای مراجعه و مطالعه بیشتر

سرلشکر جعفری در جشنواره مالک اشتر بسیج:

فارس نیوز

بقای انقلاب اسلامی به بسیج وابسته است/ برخی به هشدارهای رهبری درباره آمریکا بی‌توجه هستند/ انقلاب همیشه از داخل ضربه خورده است

خبرگزاری فارس: بقای انقلاب اسلامی به بسیج وابسته است/ برخی به هشدارهای رهبری درباره آمریکا بی‌توجه هستند/ انقلاب همیشه از داخل ضربه خورده است

فرمانده کل سپاه گفت: بسیج شجره طیبه‌ای است که بقای انقلاب اسلامی به آن وابسته است.

به گزارش خبرنگار دفاعی خبرگزاری فارس، سردار سرلشکر محمدعلی جعفری فرمانده کل سپاه پاسداران انقلاب اسلامی طی سخنانی در جشنواره مالک اشتر بسیج که صبح امروز برگزار شد، با بیان اینکه بسیج شجره طیبه ای است که بقای انقلاب اسلامی به آن وابسته است، اظهار داشت: انقلاب اسلامی به عمر ۴۰ ساله خود نزدیک می‌شود و هرچه می‌گذرد، عزت و عظمت آن بیشتر بر همگان آشکار می‌شود.

جعفری تصریح کرد: بدون تردید بسیج و بسیجیان نقش تعیین کننده و محوری در این توفیق و راه الهی داشته و دارند.

وی ادامه داد: بسیج بخش عظیمی از مردم مومن انقلاب هستند که دل در گرو یاری دین خدا دارند و با توجه به اهداف بلندی که انقلاب اسلامی دارد و هنوز راه زیادی تا تحقق آن اهداف داریم، باید بدانیم راه سختی در پیش است.

فرمانده کل سپاه افزود: از دیروز و با سخنان رهبری، گروه ها و هیات های اندیشه ورزی در خصوص نقش های بسیج تشکیل می‌شود تا اقدامات بسیج عمق بیشتری بگیرد.

جعفری خاطرنشان کرد: رهبر معظم انقلاب در خصوص تهدیدات انقلاب سخنانی را مطرح کردند که یکی از آنها نفوذ است و اینها را هشدار داده و راهکار ارائه کردند و از همه ما خواستند نقش تعیین کننده برای مقابله با تهدیدات ایفا کنیم.

وی با بیان اینکه حرکت انقلاب رو به جلو و پیشرفت است و آثار آن را می‌توان دید، گفت: البته چشم بصیرت و دل عاشقی می‌خواهد تا اینها را بفهمد. اینها ابعاد معنوی دارد و کمتر به چشم کسانی که نگاه مادی دارند می‌آید.

فرمانده کل سپاه تصریح کرد: انقلاب اسلامی همه‌اش جنبه‌های سلبی نیست بلکه در کنار موضوعات سلبی برای مقابله با تهدیدات، از جنبه‌های ایجابی هم برخوردار است.

جعفری اضافه کرد: آنچه که ما تا کنون صد در صد موفق بودیم مقابله با تهدیدات در همه عرصه ها -چه نظامی، چه تهدیدات نرم و فرهنکی و چه سیاسی- بوده است.

وی یادآور شد: در جنگ تحمیلی دشمن می‌خواست انقلاب را در ایران حبس کند ولی نتیجه جنگ، صدور انقلاب اسلامی به منطقه و جهان بود.

فرمانده کل سپاه اظهار داشت: در مسایل امنیتی هم به همین گونه بود و همه اقدامات دشمن نتیجه عکس داد. مثلا در فتنه ٨٨ که بزرگترین فتنه امنیتی و سیاسی در کشور ما بود، نتیجه‌اش شد پدیده ٩ دی.

جعفری گفت: ما هرجا تهدید را درک کنیم، برای مقابله با آن بسیج می‌شویم اما آنجایی که خطر حس نمی‌شود مشکل داریم مثل تهدیدات فرهنگی و اقتصادی و اجتماعی. اینجا تهدیدات خوب حس نشده هرچند در اقتصادی بیشتر متوجه موضوع شده ایم.

وی تصریح کرد: آنچه که مهم است و ما باید از این به بعد برای آینده انقلاب و بسیج بیشتر به آن فکر کنیم این است که بدانیم شرایط انقلاب عوض و پیچیده شده و این وضعیت دیگر مثل گذشته نیست.

فرمانده کل سپاه افزود: در همین راستا رهبری بر تشکیل هیات های اندیشه ورزی تاکید کرده اند. مقابله با تهدیدات سخت و امنیتی بخوبی انجام شده اما مقابله با تهدیدات نرم و سیاسی چه؟

جعفری تاکید کرد: بسیج نقش اساسی و تعیین کننده‌ای دارد که در دفاع از انقلاب به یکی دو عرصه محدود نیست و هیچ محدودیتی ندارد و باید در همه عرصه ها نقش خود را ایفا کند.

وی با بیان اینکه جهاد فرهنگی و سیاسی و اقتصادی خیلی سخت تر از جهاد در عرصه های سخت است، گفت: اولین شرط لازم و ضروری برای اینکه بسیج بتواند در این شرایط حساس انقلاب نقش خود را ایفا کند، دانستن و بصیرت برای درک عمل انقلابی است که بسیار سخت و پیچیده است و هر سطحی از بسیج و سپاه و ارتش نیاز به هیات‌های اندیشه‌ورزی دارد.

فرمانده کل سپاه در بخش دیگری از سخنان خود با تاکید بر این نکته که رهبری فرمودند بسیج جناحی نیست ولی این را خیلی ها نمی‌فهمند، افزود: امروز مسایل سیاسی در غالب گروه ها و جریانها قابل درک است. موضوع حزب و جریان برای غربی هاست و متعلق به انقلاب اسلامی نبوده است.

جعفری اضافه کرد: در جریان اسلام شیعی که خط روشن است خیلی بحث حزب و اینها قابل طرح نیست و بسیج هم حتما در غالب حزب و جریان عمل نخواهد کرد و در مقابل جریان دیگری خواهد ایستاد که جریان ضدانقلاب است. بسیج جناحی نیست اما در جناح انقلاب است و با جبهه ضدانقلاب مقابله می‌کند.

وی در عین حال تاکید کرد: شناخت ضدانقلاب امروز بسیار سخت است و با ضدانقلاب‌های مسلح اول انقلاب تفاوت دارد.

فرمانده کل سپاه اظهار داشت: در نظام اسلامی و انقلاب اسلامی یک نفر تعیین شده تا خطوط و جهت اصلی و حرکت مسیر انقلاب اسلامی را مشخص کند که آن هم ولی فقیه است و ضد انقلاب از نظر ما و بسیج کسی باید باشد که مسیر تعیین شده توسط رهبری را قبول ندارد.

جعفری با بیان اینکه به فرموده حضرت امام(ره)، انقلاب همیشه از داخل ضربه خورده است، گفت: اگر انقلاب اسلامی نباشد، جمهوری اسلامی معنا ندارد و جمهوری اسلامی در واقع ظرف و بستر انقلاب اسلامی است.

وی با بیان اینکه همیشه تهدیدات از بیرون به فرصت تبدیل شده است، افزود: ما باید بدانیم تهدید از درون در جنبه های سیاسی و اقتصادی و فرهنگی و … از کجا و از ناحیه چه کسانی است.

فرمانده کل سپاه گفت: کسی که به فرمایشات و راهکارهای رهبری در مسایل اقتصادی عمل نمی‌کند و آن را قبول ندارد چگونه خود را انقلابی می‌داند؟

جعفری ادامه داد: ایشان در خصوص شبیخون فرهنگی بارها هشدار دادند اما برخی از آقایان و وزرا می‌گفتند کدام شبیخون فرهنگی؟ و در عمل مخالفت می‌کردند. این فرد چطور می‌تواند انقلابی باشد؟

وی افزود: و یا در مورد رابطه با امریکا و غرب که رهبری هشدار می‌دهند، برخی نه تنها به آن توجه نمی‌کنند بلکه بدنبال اصلاح آن هستند یعنی میخواهند در مسیر تعیین شده انقلاب، اصلاحات انجام دهند حالا ما چطور اینها را انقلابی بدانیم؟

فرمانده کل سپاه در بخش دیگری از سخنان خود گفت: برخی نسبت به کار انقلابی بی تفاوتند اما برخی با حرکت انقلابی و مسیر ترسیم شده توسط رهبری مقابله می‌کنند و می‌خواهند مثلا اصلاحات انجام دهند.

جعفری تاکید کرد: اساس انقلاب اسلامی دفاع از مسلمانان و مظلومان است اما برخی می‌گویند ما چه کار به لبنان و سوریه و یمن داریم و یا اینکه امریکا و اسرائیل و عربستان خائن چکار می‌کنند. ما باید فقط به فکر مردم خودمان باشیم.

وی تصریح کرد: مگر می‌شود انقلاب اسلامی به فکر ملت‌های مظلوم و ظلم ستیزی نباشد؟ جالب است که این افراد خودشان را هم انقلابی می‌دانند.

انتهای پیام/

تسنیم
سرلشکر جعفری در جمع خبرنگاران:
به هیچ وجه نیروی ایرانی در موصل نداریم/ مجاهدان عراقی نیازی به نیروهای ایرانی ندارند

شناسه خبر: ۱۲۴۸۹۳۸ سرویس: سیاسی
۰۴ آذر ۱۳۹۵ – ۰۹:۴۹

فرمانده کل سپاه گفت که هیچ ایرانی در نبرد آزادسازی موصل حضور ندارد.
به گزارش خبرنگار دفاعی خبرگزاری تسنیم، سرلشکر محمد علی جعفری فرمانده کل سپاه در حاشیه جشنواره مالک اشتر طی سخنانی در جمع خبرنگاران گفت: در عراق، مجاهدان عراقی و حشدالشعبی آنقدر توانمند هستند که به نیروهای ایرانی نیاز ندارند. البته در حد محدود مستشاری ممکن است باشند اما به هیچ وجه نیروی ایرانی در موصل نداریم.
وی افزود: خود عراقی ها در موصل می‌جنگند، البته جهان اسلام نیاز به پشتیبانی و کمک دارد و با توجه به اینکه این غائله به زودی‌ تمام نمی‌شود، تروریست‌ها ممکن است بعد از موصل به سمت سوریه بروند.
فرمانده کل سپاه اضافه کرد: جبهه مقاومت همان جبهه انقلاب است و جوانان می‌خواهند بروند اما راه بسته است و ممکن است جوانان از طرق دیگر خود را به آنجا برسانند چرا که جوانان انقلابی، دفاع از انقلاب اسلامی را دفاع از مقاومت اسلامی می‌دانند اما فعلا باید این شوق و شور را نگه دارند تا زمان آن برسد.
سرلشکر جعفری در پاسخ به سوالی درباره بیانات رهبری در خصوص نقض برجام و اینکه واکنش سپاه به نقص برجام چه خواهد بود؟ پاسخ داد: سپاه بخشی از نظام اسلامی است و هرچه رهبری معظم و مجلس و دولت و مسئولان نظام، تصمیم بگیرند، سپاه به طور مطلق از آنان حمایت می‌کند و در آن چارچوب حرکت می‌کند.
انتهای پیام/

تسنیم نیوز
معاون راهبردی قوه قضائیه در یزد:
جنگ سوریه یک جنگ همه جانبه و بین‌المللی است / برجام به مسئله اصلی دولت تبدیل شده است

شناسه خبر: ۱۲۴۸۹۹۹ سرویس: استانها
۰۴ آذر ۱۳۹۵ – ۱۰:۴۹

وی افزود: این فرمایش حضرت امام خمینی(ره) یک شعار نیست بلکه واقعیتی است که در طول هشت سال دفاع مقدس ما شاهد آن بودیم و به وسیله امدادهای غیبی در برابر رژیم بعثی و استکبار جهانی به پیروزی رسیدیم.
معاون راهبردی قوه قضائیه خاطرنشان کرد: این که فکر کنیم بسیج فقط برای جنگ و عرصه دفاع مسلحانه است، جفای بزرگی در حق بسیج است چرا که تمام اراده امام بر تشکیل بسیج، متمرکز بر روی ابعاد نظامی نبود.
ذوالقدر با اشاره به اینکه ما پس از جنگ نتوانستیم به منویات امام خمینی(ره) و مقام معظم رهبری در ارتباط با بسیج جامه عمل بپوشانیم، گفت: پس از جنگ یک سری زیرساختها فراهم گردید ولی تجربه و اندیشه بسیجی فدای توسعه غربی در کشور شد.
معاون راهبردی قوه قضائیه به تلاشهای داخلی که پس از جنگ برای حذف بسیج صورت گرفت اشاره کرد و گفت: بسیج در دوران های سازندگی و اصلاحات توانست از حداقلهایی که در انقلاب بود پاسداری کند و نگذارد این دستاوردها از بین برود.
وی افزود: امید بود که دولت نهم و دهم که با شعارهای انقلابی روی کار آمد، فکر انقلاب را ترویج کند ولی خیلی زود امیدهای ایجاد شده به ناامیدی گرایش پیدا کرد.
ذوالقدر دلیل اصلی این موضوع را ناکارآمدی و بعضا انحراف در مسیر حرکت این دو دولت دانست و افزود: در این دوران بسیج اصلا فرصت پیدا نکرد که خواست امام در جامعه را تحقق بخشد و بر کشور حاکم شود.
معاون راهبردی قوه قضائیه با اشاره به اینکه دولت فعلی هم با گرفتار شدن در بعضی از مسائل توجهی به چنین مواردی ندارد، گفت: برجام مسئله اصلی دولت شده و اینکه تفکر بسیجی در کشور حاکم شود، تا جایی که ما می دانیم رویکرد دولت نیست.

..
تسنیم نیوز

سرلشکر باقری در جشنواره مالک اشتر:

“مقاومت” تنها نسخه نجات‌بخش در برابر تهدیدات است/ آمادگی صدها هزار بسیجی برای حضور در جبهه مقاومت

…………………………………..

Almonitor

It is clear that FDI has never played a constructive role in capital injection in the privatization process, which has long been suffering from low investment. Abdo Tabrizi, ”From the actual start of the privatization scheme to date, income per capita has declined continuously and the middle class in Iran has been the victim constantly being wiped out of the face of the economy,” Abdo Tabrizi said in AyandeNegar. “This has touched a degree that the labor force participation rate has reached the worrying rate of 36%,” he stressed. The rate is the proportion of people eligible to participate in the labor force who are actually participating in it, by working or looking for work. It is usually expressed as a percentage of the total labor force-eligible population in an economy.

On a broader, structural level, the private sector only makes up roughly one-fifth of the economy. Meanwhile, 80% of fiscal spending is allocated to state-owned enterprises. Under such circumstances, it appears that hopes for further transparency and openness to induce genuine privatization in the country will likely remain unfulfilled.

Read more: http://www.al-monitor.com/pulse/originals/2016/11/iran-privatization-private-sector-impact-pension-funds.html#ixzz4RD0wW9Ic

No Comments