ترور دیپلمات مافیایی روس

Share Button

نتیجه اینکه در دستگاه پلیسی و مافیایی شده رژیم پوتین، سنگر اصلی تروریسم خود دستگاه حکومتی روسیه است و هیج تعجب ندارد اگر ادعا شود دستگاه دیپلماسی کشور بعنوان حساس ترین ارگان دولتی باید بیش از  دیگر دستگاههای دولتی پلیسی باشد. لذا ترور شدن یک پلیس مافیایی  روسیه (مورد اخیر در ترکیه)؛ چندان افسوسی ندارد و تا آنجا به اثر بخشی مثبت آنهم مربوط میشود، باید تکرار کنم که هرچند عمل تروریستی در کُل غیر سازنده است ولی چشاندن طعم تلخ آن به عمده ترین آفرینندگان آن در دوران ما شاید، بعنوان یک “شوک ـ تراپی”، کمکی به دست برداشتن رژیم پوتین از تروریسم  دولتی کند.

MAFIA STATE:: LUKE HARDING

دیروز در پایتخت ترکیه سفیر روسیه بدست یکی از افسران واحد ضد تروریست ترکیه ترور شد. در اینکه ترور بطور کلی در هرجهتی که باشد رویکرد و روشی سازنده نیست شکی نیست و بماند که از نظر انسانی هم درست نمی باشد.

ولی آیا این یک قاعده عاری از استثناء است؟ حتی لنین که بر علیه تروریسمِ سوسیالیست های انقلابی روسیه رساله ها ی زیادی داشت، در مواردی استفاده از ترور را مجاز میدانست. البته مورد ترور این سفیر نه بر مبنای آن ملاحظات لنینی بلکه از زاویه دیگری میتواند از جمله مواردی باشد که شامل قاعده فوق الذکر نمیشود.

قریب چند دهه است که تروریسم بخش وسیعی از جهان را به آشوب کشانده است و مرکز ثقل این تروریسم خاورمیانه میباشد که با ظهور داعش در سوریه و عراق به معضل جهانی تبدیل گردیده است.

ظهور داعش، با سرکوب بسیار خشونت آمیز و بیسابقه یک جنبش مسالمت آمیز مردمی در سوریه توسط اسد آغاز شد. رژیم اسد و متحدین روسی و ایرانی او بر این اندیشه بودند که با راندن آن اعتراضات بسوی خشونت هر بیشتر و میدان دادن به جریانات بنیادگرا، جهان و مردم سوریه را در لبه پرتگاهی قرار میدهند که یکسوی آن ورطه تروریسم کور داعش است و در طرف دیگر رژیم اسد با همه خصوصیت سرکوبگرانه اش. اسد و حامیان او فکر میکردند و هنوز فکر میکنند؛ دول منطقه، غربی و مردم سوریه سرانجام قیودت و بردگی در زیر لوای این کفن دزد* اولی را ترجیح خواهند داد.

بلحاظ منطقی، تنها کس، کسان یا رژیم و رژیمهایی که از تروریستی شدن فضا در سوریه، عراق، منطقه  و دنیا سود میبرند زمامداران سوریه، روسیه، ایران و رژیمهای این کشور ها باضافه واسالهای سیاسی تروریستی آنها میباشد.

مشغول شدن غرب و دول منطقه به مقابله با داعش و القاعده نه تنها هزینه زیادی، از همه نظر روی دست دول غربی و متحدین منطقه ایی آنها میگذارد بلکه در موارد بسیاری از جمله در عراق و خود سوریه آنها را ناچار میکند تا مستقیم و غیر متسقیم، کمک رژیم ایران و روسیه را بپذیرند و با آنها با زبان مدارا سخن بگویند. این رژیمها با تروریسم پرروی خود امنیت دنیا را به گروگان گرفته اند.

وجود تروریسم داعس در عراق توجیهی برای تشکیل یک قدرت شبه نظامی یکصد هزار نفری از نوع حزب الله در لبنان با کمک مادی و اموزشی ایران بنام حشد الشعبی در عراق گردید که از شیعیان و معدود سُنی مذهبان (خریداری شده) عراقی تشکیل شده است.

بدون تروریسم داعش هیچ توجیهی برای وجود این ارتش یکصد هزار نفری که هدف نهایی آن تبدیل عراق به یک واسال رژیم ولایی ایران است وجود ندارد.

در چنین شرایطی که تروریسم در منطقه و خاک اروپا گسترش یافته و به ایجاد یک فضای پلیسی و امینتی  در اقصاء نقاط جهان منجر شده است، در خاک روسیه و ایران که بر حسب ظاهر جزء دول ضد تروریست، ضد داعش و القاعده هستند خبری از فعالیت این داعش و القاعده نیست.

آیا برای صدهها بنیاد گرای چچنی و افشاسیایی (در روسیه)، انجام عملیات انتحاری از آن نوع که در اروپا، علیه نیروهای مخالف اسد در سوریه و در کشورهای عربی متحد غرب انجام میشود انجام دهند دشوار است؟  بی شک نه! پس چرا از اینگونه ترورها در این دو کشور خبری نیست!؟

روسیه، ایران و رژیم اسد امنیت خود را در سرگرم شدن غرب و متحدین عرب آن با مسئله داعش و تروریسم میدانند. رژیم پوتین و خامنه ایی مطمئن هستند که تا هنگامیکه آن دولتها با داعش و القاعده در جنگند، امکاناتشان برای فشار به اینها محدود و کم خواهد بود.

بنا بر این چشاندن طعم تلخ تروریسم به این دولتهای تروریست پرور، شاید تنها راه برای وادار کردن آنها به اندیشه در مورد نتیجه کار خودشان باشد، تا آنها بدانند که میدان عمل تروریسم برای ابد به سرزمینهای غربی و متحدین منطقه ایی آنها محدود نخواهد ماند.

رژیم ایران باید بداند که تجهیز و تعلیم تروریستهای حوثی در یمن علیه دولت قانونی آنکشور و دول عربی منطقه، تجهیز و اموزش تروریستهای حزب شیعی الوفاق در بحرین دیر یا زود به تجهیز و تعلیم نیروهای قومی و مذهبی ضد حکومت مرکزی در ایران از طرف آن ممالک زخمی و آسیب دیده از تروریسم خواهد شد. رژیم روسیه باید بداند که این شتر سیاه روزی بر درب خانه خود آنهم خواهد نشست.

لوک هاردین خبرنگار گاردین که ۴ سال به کار خبرنگاری در روسیه در دوران زمامداری پوتین مشغول خبرنگاری بوده است در کتابی با عنوان ” حکومت مافیایی” از ترکیب ساختاری مافیایی حکومتی روسیه در دوران فرمانروایی پوتین پرده برمیدارد. او نشان میدهد که چگونه جوخه های مرگ، مخالفین پوتین را در روسیه و حتی خارج از کشور ترور میکنند. روزنامه نگاران و قضاتی را که جرعت طرح فساد و چپاول مملکت توسط پوتین و شبکه مافیایی او را بخود میدهند، چگونه با کثیف ترین شیوهای ممکن، یا میکشند یا وادار به سکوت میکنند. لوک هاردینگ از درآمیختگی سازمانهای مافیایی با KGB سابق، در ترکیب حکومت فعلی  نیز پرده برمیدارد. او پرده از ثروت ۴۰ میلیارد دلاری پوتین در خارج از کشور برمیدارد که رقمی مربوط به ۱۰ سال پیش است.

لوک هاردینگ مینویسد ساختار قدرت رژیم کنونی روسیه تحت زمامداری پوتین بمراتب بیش از زمان سلطه حزب کمونیست پلیسی شده ولی چون در زمان کمونیسم، دولت و حکومت حزبی، به سرکوب مخالفین رسماً، علناً و بر مبنای توجیهات ایدئولوژیک شکل قانونی و علنی داده بودند، ابایی نداشتند که خشونت و سرکوب آنها علنی گردد. در آن نظام بحث از جنگ دو ایدئولوژی بود که مردم روسیه باید آنرا میفهمیدند نه اینکه از آن بی خبر باشند.

ولی حکومت پوتین که پس از فروپاشی آن رژیم؛ با نفی آن گذشته، یک ظاهر دموکراسی بخود گرفته است با تغیر روش، سلطه پلیسی را بیش از رژیم قبل گسترش داده و آنرا ظریفتر و پنهانی تر کرده است.

لوک هاردینگ مینویسد، در زمان نظام کمونیستی، “ک. گ. ب” زیر نظر کمیته مرکزی و دفتر سیاسی حزب عمل میکرد و بنا بر این در برابر حزب و کمیته مرکزی آن پاسخگو بود در حالیکه در رژیم پوتین FSB، که جایگزین KGB شده و بسیار گسترده تر از KGB هم شده  است، زیر نظر خود شخص پوتین انجام وظیفه میکند و فقط به او پاسخگو است.

در نظام کمونیستی بعلت سلطه حزبی بر کشور؛ نیازی نبود تا دستگاه حکومتی تماماً KGB ئی و اطلاعاتی شود چون سلطه حزبی خود این امر را غیر لازم میساخت ولی حکومت شبه مافیایی رژیم کنونی که از انظباط و انسجام ایدئولوژیک حزبی عاری است، پوتین را وادار ساخته است تا بیش از ۷۰% کُل دستگاه حکومتی را از همکاران سابق خود در KGB برگزیند که نام آن به FSB تغیر یافته است. لوک هاردینگ نشان میدهد که چگونه رژیم پوتین بیش از زمان سطله کمونیسم کشور را پلیسی کرده است.

%da%af%d8%b1%da%af%d9%87%d8%a7%db%8c-%d8%b4%d8%a8

رهبر باندِ  مافیایی (لباس شخصی) معروف به “گرگهای شب” در کنار پوتین

من(نویسنده یادداشت) شخصاً فقط به یک مورد از روشهای پوتین اشاره میکنم.  قریب ۲ سال قبل پس از تظاهرات نسبتاً وسیع مردم علیه مهندسی انتخابات ریاست جمهوری روسیه، قانونی در مجلس (دوما) گذرانده شد که برای تظاهرات غیر قانونی خیابانی ۹۰۰۰ دلار جریمه تعین کرد. این مبلغ معادل چند سال درآمد یک آدم معمولی در روسیه  است. و تهدید این جریمه سنگین، اگر بمراتب از خطر تبعیدگاههای سیبری در عصر استالین بیشتر نباشد کمتر نیست.

%da%af%d8%b1%da%af%d9%87%d8%a7%db%8c-%d8%b4%d8%a8-3

نتیجه اینکه در دستگاه پلیسی و مافیایی شده رژیم پوتین، سنگر اصلی تروریسم خود دستگاه حکومتی روسیه است و هیج تعجب ندارد اگر ادعا شود دستگاه دیپلماسی کشور بعنوان حساس ترین ارگان دولتی باید بیش از  دیگر دستگاههای دولتی پلیسی باشد. لذا ترور شدن یک پلیس مافیایی  روسیه (مورد اخیر در ترکیه)؛ چندان افسوسی ندارد و تا آنجا به اثر بخشی مثبت آنهم مربوط میشود، باید تکرار کنم که هرچند عمل تروریستی در کُل غیر سازنده است ولی چشاندن طعم تلخ آن به عمده ترین آفرینندگان آن در دوران ما شاید، بعنوان یک “شوک ـ تراپی”، کمکی به دست برداشتن رژیم پوتین از تروریسم  دولتی کند.

*

یک ضرب المثل است که اصل آنرا نمیدانم ولی مفهومش دوچار شدن به وضعی بدتر از گذشته است

No Comments