تفسیر یک عکس

Share Button

درست به این عکس زیر نگاه کنید! این جمعیت که ریسک مرگ و غرق شدن را بخود هموار کرده اند همه بدون استثناء از کشور های اسلامی مرکز و شمال آفریقا و یا مهاجرین آسیائی که خود را به شمال آفریقا رسانده اند میباشند. آنها میخواهند به سواحل جنوبی اروپا مسیحی، ایتالیا یا اسپانیا برسند تا از آنجا رخت سفر به مقصد بعدی را ببندند.

W460

مقصد ایدآلی اکثر قریب به اتفاق آنها آمریکاست و اگر آمریکا نشد به اسکاندیناوی و آلمان و انگلیس هم راضی هستند. آنچه در این رابطه سئوال برانگیز است این میباشد که هیچکدام از اینها عزم کشورهای اسلامی را ندارند و اگر آن کشور اسلامی ایران باشد دیگر کاملاً بعید است حتی اگر بلیط رایگان هواپیما و گواهی سیتیزن شیپی و پاسپورست ایرانی هم دو دستی تقدیمشان کنند به ام القراء اسلام و سرزمین ولایت زده ما بیایند.

این مسلمانان آفریقایی، خاور میانه ایی و افغانی و … ، بیشترین فاصله اعتقادی را با جامعه مسیحی و مسیحیت آمریکا و اروپا را دارند و بیش از فاصله اعتقادات مذهبی، فاصله فرهنگی با این جوامع که عزم عزیمت بدانها را دارند، دارند.

فاصله فرهنگی و اعتقادات دینی این مسلمانان با روسیه ارتدوکس بسیار کمتر از فاصله آنها آلمان و یا فرانسه و.. میباشد. ولی این نکته هم سئوال برانگیز است که با اینکه سیل میلیونی این مهاجران در سالهای گذشته سیستم مهاجرتی اروپا را فلج کرده و بحران سیاسی آفریده اند باستثنای فقط یک مورد، یک خانواده سوری، هرگز شنیده نشده است که حتی یکنفر یا یک خانواده قصد غزیمت به روسیه را کرده باشد.

داستان آن خانواده سوری هم شنیدنی است. قریب ۶ ـ ۷ ماه پیش خبری در چند رسانه منطقه و غربی پخش شد دال بر اینکه یک خانواده سوری با ۳ یا ۴ بچه از روسیه در فرودگاه مسکو تقاضای پناهندگی کرده اند. مقامات روسی در زمان انتشار خبر؛ ۸ ماه بوده است که آنها را در همان منطقه ترانزیت نگاه داشته و اجازه خروج به آنها نداده بوده اند بدون اینکه کمترین کمکی به گذران معیشتی یا مشکلات بهداشتی و درمانی آنها کرده باشند. تا آن تاریخ این خانواده  بمدت ۸ ماه با خرج خود در سالن ترانزیت روی نیمکتهای آن بسر برده اند.

۳۲ سال پیش به سوئد آمدم و هنوز خود را کمونیست میدانستم. اولین کارم در یک کارخانه تولید قطعات برای ولوو و ساب اسکانیا بود. طبق عادت مرامی بر این تصور بودم که در این کشور هم وظیفه ام تبلیغ کمونیسم و انهم از نوع روسی آنست. روزی با یکی از همکارانم با همان زبان الکنی که داشتم بحث میکردم و میخواستم او را متقاعد کنم که کمونیسم خوب است. یکبار از من پرسید تو که فکر میکنی شوروی از این سوئد بهتر است چرا به آنجا نرفتی و نمیروی(آنموقع هنوز آن امپراطوری دروغ و نکبت از هم نپاشیده بود) ؟ جز پته پته کردن و دست و پا زدن جوابی نداشتم.

No Comments