قدری بخندید! و بعد هم گریه کنید!

Share Button

روئیترز مینویسد:« ایران ۱۵ شرکت آمریکایی را بخاطر نقض حقوق بشر و رابطه با اسرائیل تحریم گرد.» 

این آژانس خبری اظهارات مقامات وزارت خارجه ایران را درج کرده است که در آن گفته شده است، این کمپانیها بطور خیره سرانه ایی حقوق بشر را زیر پا نهاده و با تروریسم  اسرائیلی علیه فلسطینیها و توسعه شهرک سازیها علیه آنها همکاری کرده اند.»

ترجمه زیر نویس پرچم: مردی یک پرچم غول پیکر را که از پرچمهای؛ ایران، فلسطین، سوریه و حزب الله لبنان را درمراسم سی و هفتمین سال انقلاب اسلامی د ر۱۱ فوریه حمل میکند(۲۲ بهمن) . روئیترز

زمانی احمدی نژاد که از در آمد نفت بشکه ایی ۱۴۰ دلار مست شده بود و فکر میکرد چرخ و فلک بها و بازار نفت بر همان مدار و حتی مداری با دامنه ایی دو برار آن میچرخد، ایالات متحده را تهدید کرد که با تغیر ذخیره ارزی ایران از دلار به یورو، کمر اقتصاد آمریکا را میشکند. او پیش بینی نفت بشکه ایی ۲۵۰ تا ۳۰۰ دلار را هم میکرد.

نه او و نه پدر خوانده او هر گز تصور نمیکردند که ایران تک محصولی شده نفتی، دو سال بعد با نفت  بشکه ای زیر ۳۰ دلار و فلاکت ارزی روبرو شود و از آن بدتر، بازار نفتی دلاری و یوروئی خود را نیز از دست داده و مجبور شوند، این تنها کالای عمده صادراتی خود را به هند و پاکستان و کشورهای درجه دوم آسیائی بفرشند که به ازای نفت خریداری کالاهای بنجول خود را بصورت معاملات تهاتری به ما بفروشند.

تراژدی قضیه از اینهم فراتر رفت و بخش عمده ایی از بهای همان معاملات تهاتری هم که بعلت عدم ظرفیت جذب بازارهای ایران از چنان اجناس بنجولی، بشمول برنج فاسد هندی، بصورت پول محلی نزد بانکهای  ممالک طرف معامله سپرده گذاری شده بود، نه تنها بعلت تنزل ارزش پولهای ملی آن ممالک در برابر دلار، به فرسایش ارزشی دوچار شد بلکه کلاً، بعلت تحریمها  تا زمان توافقنامه برجام بلوکه شده و تازه بعد از برجام هم قطره چکانی شروع به آزاد شدن کرد.

این تراژدی، در همان زمان یک وجه کمیک هم بخود گرفت و به یک سناریوی تماماً کومیکو تراژیک تبدیل گردید. این وجه کمیک قضیه آنجا پیدا شد که احمدی نژاد که با تغیر سپرده های دلاری ایران به یورو نتوانسته بود کمر اقتصاد آمریکا و دلار را بشکند، گفت ایران بکمک روسیه و امارات متحده عربی، دلار آمریکائی و یوروی اروپا را با  درهم اماراتی، روبل روسی و یوان چینی جایگزین ساخته و این پولها را به پول بین المللی برای معاملات بین المللی تبدیل و دلار و یورو را از گردونه خارج میکند. این نظر احمد نژاد از طرف یک مقام  ملی و پولی اماراتی بطور رسانه ایی به مسخره گرفته شد.

بالاخره چند سالی گذشت و نفت به زیر ۳۰ دلار رسید و بیشتر آن سپرده بالای یکصد میلیارد دلاری ایران هم بلوکه شد تا سپس لقمه لقمه در برابر دادخواستهای قربانیان تروریسم صادراتیرژیم حاکم بر ایران، از طرف دادخواست کنندگان بلعیده شود.

رژیمِ فراموشکار حاکم بر ایران، پس از گذشته سالها از آن الم شنگه بازی پرهزینه، همه آن سناریوی افتضاح آمیز را فراموش کرده و در برابر تحریمهای جدید چند مؤسسه طرف معامله با ایران یا مؤسسات ایرانی از سوی سنای آمریکا، اقدام به تحریم ۱۵ شرکت آمریکایی کرده است!

خبر این تحریم را روئیترز امروز بنقل سایت خبری ایرنا، با لحنی زیرکانه مضحکه آمیزی گزارش کرده است.

روئیترز مینویسد:« ایران ۱۵ شرکت آمریکایی را بخاطر نقض حقوق بشر و رابطه با اسرائیل تحریم کرد.» 

این آژانس خبری اظهارات مقامات وزارت خارجه ایران را درج کرده است که در آن گفته شده است، این کمپانیها بطور خیره سرانه ایی حقوق بشر را زیر پا نهاده و با تروریسم  اسرائیلی علیه فلسطینیها و توسعه شهرک سازیها علیه آنها همکاری کرده اند.» … « این اقدام ایرانیها دو روز پس از آن صورت گرفت که ایالات متحده تحریمهایی را علیه ۱۱ مؤسسه و افرادی از چین، کره شمالی، امارات متحده عربی که در انتقال برخی تکنولژیهای قابل استفاده در تولید موشک د رایران دست داشته اند را تصویب کرد.» … «ایران با تحریمهایی سختگیرانه تری بخاطر تلاشهایش در تولید موشک از سوی تعدادی از سناتورهای پرقدرت در کنگره روبرو است.».

تا اینجای قضیه بیشتر خنده دار بود و البته تا آنجا که به تحریم آن ۱۵ مؤسسه آمریکائی از سوی رژیم تهران بود ولی جنبه گریه دار مسئله، این است که پرچم هرکشور برای آن ملتی که به هویت ملی (نه مذهبی و قومی) خود افتخار میکند، از مقدسات ملی محسوب میشود. یک شهروند متعارف انگلیس، آلمان، فرانسه، آمریکا یا هند حاضر است بخاطر دفاع از حرمت ملی پرچم کشورش که نماد هویت ملی و تاریخی اوست دفاع کند در صورتیکه همان شهروند و بیشترین شهروندان همان کشورها حاضر نیستند بخاطر بی حرمت شدن مقدستات مذهبی اشان حتی قطره ایی خون از دماغشان هم بریزد.

یکی از حرمت زدائیها از ارزشهای ملی ما در جریان  انقلاب اسلامی، هویت زدائی از پرچم ملی امان بعنوان فصل مشترکت هویت تاریخی و ملی ما ایرانیان بود. در جریان این حرمت زدائی، پرچم ملی ما که ابداً ربطی به رزیم پادشاهی پهلوی هم نداشت جایگزینی پرچم ملی ما به یک اًلًمِ دینی بود که با نقش الله در وسط آن هویت واحد دینی را به همه ایرانیان از انواع مسلمان گرفته تا نا مسلمان و بیدین و زرتشتی و ارمنی و آسوری تحمیل کرده و  هویت ملی ایرانی ما را با هویت عام اَمت اسلامی جایگزین ساخت. این اُمت سازی از ملت با تحمیل چنان پرچمی به اینجا ختم نشد و در نمایشی سیاسی مذهبی امسال همان پرچم با پرچم حزبالله لبنان و  سوریه به اشتراک گذارده شد.

البته در هویت زدائی از پرچم ملی بعنوان نماد هویتی ما، تنها رژیم مقصر نبود بلکه چریانهای گوناگون قومی و چپ نقش جدی داشتند که این خود بخشی از تراژدی سرنوشت ما ملت ایران است. یک تراژدی که ادامه دارد و بنظر نمیرسد که پایانی هم داشته باشد.

Aman carries a giant flag made of flags of Iran, Palestine, Syria and Hezbollah, during a ceremony marking the 37th anniversary of the Islamic Revolution, in Tehran February 11, 2016. REUTERS/Raheb Homavandi/TIMA

ترجمه زیر نویس پرچم: مردی یک پرچم غول پیکر را که از پرچمهای؛ ایران، فلسطین، سوریه و حزب الله لبنان را درمراسم سی و هفتمین سال انقلاب اسلامی د ر۱۱ فوریه حمل میکند(۲۲ بهمن) . روئیترز

باید به نقل حماسه سرای بزرگ طوس خواند:

 

بایران چو گردد عرب* چیره دست

شود بی بها مرد یزدان پرست

چو با تخت، منبر برابر شود

همه نام،  بوبکر و عُمّر شود

تبه گردد این رنج ـ های دراز

نَشیبی دراز است پیشِ فراز

نه تخت و نه دیهیم بینی نه شهر

ز اختر همه تازیان راست، بَهر

چو روز اندر آید بروز دراز

شودشان سر از خواسته، بینیاز

بپوشند از ایشان، گروهی سیاه

ز دیبا نهند پر سر عمامه، همچون کلاه

نه تخت و نه تاج و نه زرینه کفش

نه گوهر نه اختر نه بر سر درفش

بِرَنجد کسی، دیگری پُر خُورد

بِداد به بخشش کسی ننگرد

زپیمان بگردند و از راستی

گرامی شود کَژّی و کاستی

پیاده شوند مردم جنگجوی

سوار آنکه لاف آرد و گفتگوی

کشاورز جنگی شود بی هنر

نژاد و هنر کمتر آید به بَر

رُباید همی این از آن، آن از این

ز نفرین ندانند باز  آفرین

نهانی بَتَر زآشکارا شود

دل شاه چو سنگ خارا شود

بد اندیش گردد پدر با پسر

پسر برپدر همچنین چاره گر

شود بندۀ بی هنر شهریار

نژاد و بزرگی نیاید بکار

به گیتی نماند کسی را وفا

روان و زبانها شود پر جفا

از ایران و از ترک و از تازیان

نژادی پدید آید اندر میان

نه دهقان نه ترک و نه تازی بود

سخنها بکردار،  بازی بود

همه، گنجها زیر دامن نهند

بمیرند و کوشش بدشمن دهند

چنان فاش گردد غم و رنج و شور

که رامش بهنگام بهرام گور

زیانِ کسان، از پی سود خویش

بجویند و دین اندر آرند پیش

نباشد بهار و زمستان پدید

نیارند هنگام رامش نبیدز

زپیشی و بیشی ندارند هوش

نهان پُر بَد و  دوش، پشمینه پوش

بریزند خون از پی خواسته

شود روزگارِ  بد  آراسته

چو بسیار از این داستان بگذرد

کسی سوی آزادگان ننگرد

….

….

*

البته نسل کنونی عرب در منطقه نه تنها کمترین نقشی در آن تراژدی تاریخی  ۱۴ قرن پیش نداشته و مسئول هجوم اجداد خود نمیباشد بلکه خود قربانی پیروزی آن امپراطوری توحش بر تمدن است. اگر فردوسی امروز این شعر را میسرود وازه عرب را با آخوند و روضه خوان عوض میکرد. متأسفانه برخی با همسان سازی تاریخی حماسه شاهنامه را به رجز خوانی ضد عربی میکنند حال انکه بخش عمده ایی از جامعه عرب امروز در راستای تمدن آفرینی و دموکراسی در همان جبهه ایی قرار دارد که مردم ایران. در جامعه عرب تلاشهایی از بالا و از پائین میشود که هدفش آزاد کردن جامعه از زیر بار ان ماترک دینی تاریخی است. چگونه میتوان در برابر چنین تلاشهایی با ادعای عربی بودن آن موضع گرفت؟. ح ت

 

No Comments