صادق زیبا کلام: “احمدی نژاد باید تایید صلاحیت شود”

Share Button

✍️ استدلال نظام که «در سایر کشورها هم به‌هرحال یک فیلتر و نهادی وجود دارد که اجازه نمی‌دهد تا هرکس بتواند در انتخابات نامزد شود»، یک مغلطه بیشتر نیست.

پیش کامنت:

دکتر زیبا کلام بر اساس استدلال خود؛ که مبتنی بر اولیه ترین موازین دموکراسی و سازو کارهای عملیاتی و اجرائی دموکراسی در حد ظرفیت همین نظام است، در مخالفت با نظارت استصوابی (تشخیص صلاحیت نامزدهای انتخاباتی)، و رد احتمالی صلاحیت دکتر احمدی نژاد و حمیدبقایی معاون اجرائی او در دولت دهم، دفاع کرده است.

در اینکه حرفهای دکتر زیبا کلام در این زمینه و در رد عدم صلاحیت احتمالی ایندو کاملاً درست است شکی نیست.

ولی وقتی درجمهوری اسلامی از حق و ناحق سخن میرانیم، زیاده است تا به موازین دموکراسی در این نظام ضد دموکراتیک استناد کنیم بلکه در این نظام باید به زبانی درخور آن و متناسب با آن سخن برانیم. از این روی من در چهار چوب چنین زبانی از تأئید نظر دکتر زیبا کلام فراتر رفته میگویم، دکتر احمدی نژاد به گفته مقام معظم رهبری از دومین شخصیت سیاسی کشور یعنی آیت الله هاشمی رفسنجانی هم با بصیرت تر بوده است و به مقام معظم رهبری نزدیکتر.

اگر این شخص و معاون او، پس از دو دوره ریاست جمهوری که با حمایت مقام رهبری و اصولگرایان تحقق یافت رد صلاحیت شود، بمعنی حکم عدم صلاحیت رهبر معظم در جایگاهی که دارد و آن اصولگرایانی که در دوران او، کرسیهای دولت مجلس و دستگاه قضائی را داشته اند میباشد.

بنا بر این صدور حکم عدم صلاحیت دکتر احمدی نژاد و حمید بقائی یعنی صدور حکم عدم صلاحیت رهبر و اصولگرایان! نکته دیگر اینکه اگر دکتر احمدی نژاد تا این درجه ناصلح بوده است،مقام معظم رهبری و اصلگرایان مدارک و اسناد لازم را در این زمینه در اختیار عموم قرار دهند تا مردم بدانند تقیرات او چه بوده است. در غیر اینصورت صدور حکم عدم صلاحیت او چیزی جز جنگ قدرت محض در منظومه حکومتی نمیتواند تلقی گردد و علاوه بر آن میتواند گفت که استقلال رأی نسبی احمدی نژاد نسبت به ارگانهای  فراقانونی نیز میتواند دلیلی  مضاعفی باشد بر رد صلاحیت او. استقلال رأی احمدی نژاد آن خصوصیتی است اگر از سوی شوری نگهبان مضموم و ناصواب ولی از نگاه ملت خصوصیتی ستایش انگیز است. وقتی شخصی مانند ابراهیم رئیسی با آن سابقه خونینش میتواند تأئید صلاحیت گردد، سلب صلاحیت از رئیس جمهور دو دوره ایی کشور، که حد اقل بنا به آمار خود نظام در دوره دوم بیش از ۲۰ میلیون رأی داشته است، عملاً حکم ابطال خود نظام است.

اگر احمدی نژاد در دوران ریاست جمهوریش دوچار خبط و خطائی هم شده است این مردم ایران هستند که با آرای خود تعین خواهند کرد که او دارای صلاحیت یا فاقد صلاحیت است. رد احتمالی صلاحیت دکتر احمدی نژاد نه تنها خلاف موازین دموکراسی مورد اشاره زیبا کلام است بلکه خلاف سازو کارهای رایج و مرسوم در همین نظام هم میباشد. 

بنظر من، دفاع از تأئید صلاحیت دکتر احمدی نژاد برای شرکت در رقابتهای انتخاباتی پیش روی، یک وظیفه اخلاقی و سیاسی در چهار چوب همین نظام میباشد. رد صلاحیت احتمالی دکتر احمدی نژاد را نمیتوان به چیزی جز ترس نظام از آرای میلیونی او بحساب آورد.

پایان پیش کامنت. ح تبریزیان 
سحام نیوز

.

? دکتر صادق زیباکلام، استاد علوم سیاسی دانشگاه تهران، در یادداشتی تلگرامی نوشت:

✍️ دمکراسی را هر طور که تعریف کنیم، یکی از نخستین اصول بنیادین آن برخورداری از حق شرکت در انتخابات است.

✍️ اگر به هر دلیلی شهروندان یک کشور از حق شرکت در انتخابات آن محروم بمانند، آن نظام را دیگر نمی‌توان مردم‌سالاری تعریف نمود.

✍️ ممکن است که آن نظام از یک نظام مردم‌سالاری بسیار شایسته‌تر و کارآمدتر هم باشد، اما نام آن دیگر مردمسالاری و نظام مبتنی بر دمکراسی نیست.

✍️ به هر دلیلی که نظام، آقایان احمدی‌نژاد، حمید بقایی و یا هر فرد دیگری که ثبت‌نام نموده را از این حق محروم نماید، دیگر نمی‌توان آن انتخابات را دمکراتیک نامید و به آن نظام عنوان مردم‌سالاری اطلاق نمود.

✍️ استدلال نظام که «در سایر کشورها هم به‌هرحال یک فیلتر و نهادی وجود دارد که اجازه نمی‌دهد تا هرکس بتواند در انتخابات نامزد شود»، یک مغلطه بیشتر نیست.

✍️ در هیچ نظام مبتنی بر دمکراسی ما مقوله‌ای به نام «تعیین صلاحیت» نداریم؛ یعنی یک ارگانی برای مردم تصمیم‌گیری نماید که چه کسی صلاحیت دارد و مردم می‌توانند به وی رأی دهند و چه کسی فاقد صلاحیت است و نمی‌تواند در انتخابات شرکت نماید؛ در هیچ نظام مبتنی بر دمکراسی وجود ندارد.

✍️ چنین ترتیبی با اساس یک نظام مبتنی بر رأی مردم در تناقض است. این فقط خود مردم هستند که می‌بایستی تشخیص دهند که چه کسی صلاحیت دارد و چه کسی ندارد.

✍️ بگذریم که همین مقوله غیردمکراتیک «تعیین صلاحیت» هم در ایران درست و در چارچوب قانون صورت نمی‌گیرد.

✍️ قانون می‌گوید که صلاحیت هر داوطلب شرکت در انتخابات می‌بایستی از چهار مرجع، وزارت اطلاعات، دادگستری، نیروی انتظامی و ثبت‌احوال استعلام شود.

✍️ معنی این قانون آن است که اگر آن چهار مرجع، صلاحیت داوطلب را تأیید کردند او می‌تواند نامزد شود؛ اما شورای نگهبان این قانون را قبول ندارد و پس‌ازآنکه آن چهار مرجع صلاحیت داوطلب را اعلام کردند، استدلال می‌کند که «خودش هم می‌بایستی در مورد صلاحیت وی تصمیم‌گیری نماید».

✍️ درحالیکه اگر استدلال شورای نگهبان درست می‌بود (که نیست)، در آن صورت قانون‌گذار از همان ابتدا اعلام می‌کرد که تشخیص صلاحیت داوطلب بر عهده شورای نگهبان است و نیازی دیگر به استعلام از آن چهار مرجع هم نمی‌بود.

✍️ متأسفانه این دیگر اظهرمن‌الشمس شده که ملاک شورای نگهبان نه قانون که اعمال سلیقه سیاسی است.

✍️ تعیین صلاحیت می‌بایستی در چارچوب قانون صورت گیرد و چنانچه شورای نگهبان صلاحیت داوطلبی را رد کند، موظف است دلایل قانونی و موجهی که مبنای تصمیمش بوده را اعلام نماید؛ اما شورای نگهبان از این تکلیف قانونی همواره سر باز زده و مستندات رد صلاحیت داوطلب را اعلام نمی‌نماید.

✍️ از آن بدتر اینکه آقای دکتر عباسعلی کدخدایی، سخنگوی محترم شورای نگهبان، با بازی کردن با عبارات و گفتن اینکه «ما نمی‌گوییم که داوطلب صلاحیت ندارد، بلکه صلاحیت وی برای شورای نگهبان احراز نشد»، از ذکر دلیل امتناع می‌ورزد.

✍️ تناقضات، مغایرت با قانون، غیردموکراتیک و ناموجه بودن عملکرد شورای نگهبان در انتخابات را به روشن‌ترین شکل می‌توان در جریان انتخابات سال۹۲۲ ملاحظه نمود.

✍️ درحالیکه مرحوم آیت‌الله هاشمی رفسنجانی ردصلاحیت شدند و آقایان دکتر عارف و روحانی «با وساطت برخی از اعضای شورای نگهبان صلاحیتشان تأیید شد»، آقای دکتر سعید جلیلی بالاترین رأی را در میان اعضای شورا آوردند (مصاحبه دکتر کدخدایی بعد از انتخابات).

✍️ نظارت استصوابی جدای از آنکه در تناقضی آشکار با دمکراسی است، اجرای آن‌هم به‌صورت فعلی مغایر با قانون است. “تعیین صلاحیت” صرفا به‌صورت یک ابزار سیاسی درآمده در خدمت نظام تا جلوی ورود هرکس را که ازنظر سیاسی نمی‌پسندد بگیرد.

✍️ داور نهایی در خصوص “تعیین صلاحیت” آقای احمدی‌نژاد، حمید بقایی یا هر نامزد دیگری، صرفا و فقط رأی آحاد مردم است و بس.

منبع: کانال تلگرام راهبرد

No Comments